200 บรรทัดแรก
اون از من نخواست که جوونا رو راهنمایی کنم.
اون دوره رو آماده کرد
مخصوصاً برای من؟
پیرمرد خیلی بدجنسه ها.
دیگه تموم شد
قلبم خیلی سریع میزنه.
به پشتش که نگاه میکنم،
احساس می کنم یه مرتبه خودم رو روی اون می اندازم.
این به اصطلاح
عاشق شدنه؟
لی جن یان
اگر به جلو حرکت نکنی،
هیچ کس نمیخواد
منتظرت باشه
لی جن یان
چه کار می کنی؟
عبور از جاده.
دارم بهت میگم
امروز حال و هوای خوبی دارم ،
بنابراین من با تو مهربون هستم
اگر شخص دیگه ای بود
انجام این روشو
من هرگز قبول نمی کنم
میدونی؟
تو میخوای
یک پیانیست بشی
از این پس ، تو باید
هر روز تمرین کنی
اما هرگز به این فکر نمی کنم
پیانیست بشم
میخوای چه کاره بشی پس؟
من فقط میخوام بنوازم
پیانو برای کودکان تو یک مهد کودک.
بعد من یک معلم مهد کودک میشم،
پخش موسیقی شاد
برای کودکان.
جدی هستی؟
امشب چی بخوریم؟
تنها چیزی که می دونی غذا خوردن ـه.
به خونه برو و خودت بپز.
من برای تو آشپزی نمی کنم.
فکر می کنم دوست دارم استیک گوشت گاو داشته باشم.
به هیچ وجه.
بیا دیگه. بیا برای خرید آن بریم.
عشق اون به موسیقی
خالص ترین و پرشورترینه
در بین تموم افرادی که من ملاقات کردم
من نمی دونستم وجود داره
مردمی مانند اون موجود تو این جهان هستن.
جین فن..
سلام.
مدیر منگ
نه
این پدرش ـه
جین فن
تو دانشگاه مشکلی ایجاد کرده؟
سلام. سلام.
مدیر
خوب. خوب.
باشه، متوجه شدم..
چرا مدیر منگ دنبال تو بود؟
درباره ارکستر دانشگاه.
اون همیشه منو میخواد.
اما من نمیخوام
چه فرصتی خوب!
چرا اون رو نمیخوای؟
بابا ، اون رو تنها بگذار.
از اینجا برو بیرون.
بابا ، بیرون برو
جین فن؟
دانشجوی جوان.
اعلان برای امتحان جبرانی.
تو ویولن هم میزنی؟
چه جوری تو رو ندیدم.
من فرانسه تحصیل می کردم و تازه برگشتم.
ترم من از تو بالاتر ـه
تو باید من رو ارشد صدا کنی.
تو از تحصیل خارج از کشور برگشتی ، خب حالا چی؟
تو که موسیقی کلاسیک رو مطالعه می کنی
فقط فواصل رو می دونی،
ریتم و ضربان.
تو همیشه نت های موسیقی رو دنبال می کنی.
می دونی راک اند رول چیه؟
آزادی پرشور
و خیالات عاشقانه
اون رو می دونی؟
ای ملانطقی
ببینم
دوربین نظارت تو خونه من کار گذاشتی؟
صبح بخیر.
وسایل خوردن
به یاد داشته باش کفش خودت رو در بیاری.
دمپایی پوشیدم
تو حالا
صبحانه رو برای من آماده کردی
این برای خودم ـه.
شیر سرد بهترین ـه.
این املت
به نظر می رسه بده تو مقایسه با
آشپزی پدرم
برا خودت غر نزن ها
مجانیه بگیر و
کوفت کن همین
خوردن رو متوقف کن.
من هنوز سیر نیستم
پر شده؟ تو در حال رویاپردازی هستی.
تو بهترین صبحانه رو می پزی.
بهترینه!
ده بار ، صد برابر بهتر
از آشپزی پدرم خب؟
خیلی خوب.
اما من می دونم
صبحانه ای که من درست می کنم
در واقع بهتر از
رستوران های چند ستاره ست.
چرا بیرون خونه اجاره می دی
بجای زندگی تو دانشگاه؟
من خونه رو اجاره نکردم
من اون رو خریدم.
باید از تو بپرسم
چرا بیرون زندگی می کنی
وسط ترم اومدم.
خوابگاه
کاملاً اشغال شده
بعلاوه،
من اینجا رو دوست دارم
با پیانو
و تو.
و هر روز می تونم غذای مجانی بخورم.
غذای مجانی. این همه چیزی ـه که تو می دونی
اینقدر غذا می خوری
واقعا تنهایی اینهمه؟
امروز بیشتر پختم
بنابراین من اونها رو تو دو دسته قرار دادم.
درمورد ظروف هم،
هر چی خودم بخوامه
مهم نیست.
چرا باشه؟
کرایون شین چان گفت
غذایی که هدر می دی
در زندگی تو
راه تو رو مسدود میکنه
به بهشت
بعد از مرگ
من تو رو نجات میدم
تو برای غذای مجانی به اینجا اومدی
و میخوای من از تو تشکر کنم؟
اگر نمیخوری اون رو به من بده.
کی می گه من نمی خورم؟
به من بده
من تو رو نجات میدم
بیارش اینجا.
فنگ شیائو وو ، بیرون!
بشقاب رو به من بده.
بخور! همه رو انداختی
جن یان
سای وی
چرا اینجایی؟
یک چیز خیلی مهم وجود داره
باید بهت بگم
این کی ـه؟
من فنگ شیائو وو هستم من...
اون کسی نیست.
بیا داخل صحبت کنیم.
من هنوز سیر نیستم
داشتین با هم
صبحانه میخوردین؟
اون تو طبقه بالایی زندگی میکنه و مجنون ـه.
اون اومد تا غذا بخوره.
این درست نیست
من فکر می کنم اون ناز ـه.
من جلوی در بودم
شنیدم که صحبت می کنین و می خندین.
داشتم فکر می کردم
باید در رو بزنم یا نه
تو خیلی فکر می کنی
اون به هیچ وجه زیبا نیست.
شیر گرم.
تو سلیقه من رو به یاد داری.
گذشته از همه اینها،
ما مدتها با هم دوست بودیم
البته ، که یادمه
خبرهای خوبی برای تو دارم.
فیشر به ماریو پاسی اومد.
من این رو می دونستم
تیان یی سونگ هم قبلاً به من گفت
اما اون اینجا ست
برای هدایت ارکستر اِی
و دانشجوهای بخش رهبری اکستر.
من از گروه پیانو هستم.
به من هیچ ربطی نداره.
چرا که نه؟
تو می تونی رشته ات رو تغییر بدی.
نمی تونی بری
برای تحصیل خارج از کشور،
به همین دلیل گیر کردی
اما این بار فرق می کنه.
این بهترین فرصت ـه
برای تو.
اما من واقعاً
No comments yet. Be the first to leave one.