200 บรรทัดแรก
آنچه در «لیست پرواز» گذشت
آنجلینا، زندهای؟
بهنظر میرسه همیشه بهم میرسیم ما بهم متصلیم ،کل
!غیبشون زده! نداها غیبشون زده
بابا
بابا - پدرت سکته شدیدی کرده -
آتم کاکس؟ از هواپیما، درسته؟ - جایی داری بتونیم بریم؟ -
شاید یه جایی رو بشناسم
بیماران اِیالانآی این پایینن
خب، هنوز نمیدونیم سرگرد باهاشون چی کار کرده، چرا این کار رو کرده؟
دکتر بال باید با من بیای تو منتقل شدی
!نه! بن - هی -
حالا دختر شجاعی باش
ممنون
با واشنگتن صحبت کردم اجازه داریم پروتکل ایزولهسازی رو انجام بدیم
نمیتونی اینجا ولشون کنی اینها آدمن
پس حق و حقوقشون چی ؟ - تصمیم گرفته شده -
باشه الان میرم، به زودی میبینمت
...پیام دادی
اره، اصلا یادم نمیاد در چه مورد بود
به اندازه کافی بد بود که بهعنوان یه پلیس توی محلهها گشت میزدی
خدا میدونه خیلی خوشحالم که سر عقل اومدی و از این کار اومدی بیرون
و از خدامه بتونم از کارِ الانت حمایت کنم
...ممنون، مامان، ولی
ولی چرا باید یه خونه درب و داغون توی این محله مرخرف بگیریم
وقتی میتونی هرجایی دیگهای که خواستی بخری؟
یه خونه نقلی خوشگل ... توی ترایبکا بهت نشون دادم
نزدیک خودت
دقیقا! اینجوری دکتر رفتن رو خیلی برام آسونتر میکنه
بسه، مامان، لطفا
خب، من از رنگ زرد خورشیدی و سبز تابستونی رو دوست دارم
وقتی روی دیوار ببینم مطمئن میشم
بهت گفتم، نه هنوز
میخوام وقتی که تموم شد کارش ببینی
ببخشید، ولی خیلی ممنونم برای کاری که داری واسهم میکنی
فقط دوست داشتم تشکیل خانواده میدادی
نگرانتم
هفته بعد میبینمت، بهم زنگ بزن
باشه - عاشقتم -
عاشقتم
خدافظ، مامان
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
خیلیخب
شهردار استون
امروز چی داریم؟
خب، کمپوستر رو درست کردم پس هکتور خیلی خوشحالتره
هنوز نتونستم آسانسور رو درست کنم تیجی بیخیالش نمیشه
داره روش کار میکنه
نشتی دستشویی بلاخره دست شد
اگه نه آبمون رو هم قطع میکردن
آره، غافلگیرم نمیکرد
باشه، ممنون جو
عالی شده، سندی - ممنون -
این شوخی رو باورت نمیشه
سلام، بن - سلام -
معلوم شد تموم مدت این سرخه بوده
رندال، فکر کنم سندی توی باغ به کمک نیاز داره
میدونی، میرفتم کمکش ولی کمرم خیلی درد میکنه
...گوش کن، رندال، ما باید - بن؟ یه لحظه باهات کار دارم -
هی، چی شده؟ - هی -
توماس و من داشتیم جیرههامون رو دوباره بررسی میکردیم
و وضعیتش خوب نیست
غذاهای اصلی دارن تموم میشن
غذاهای کنسروی تقریبا تمومن
خیلیخب، بیاین با کمکردن مقدار هر جیره شروع کنیم
اولویت باید با بچهها و سالخوردهها باشه ...فکر میکنین باعث میشه تا
یه ماه مدت زیادیه
و ما تموم تلاشمون رو میکنیم تا بکشونیمش، ولی
بعد از تاریخ مرگ چی؟
با فرض اینکه هنوز زنده باشیم باید یه برنامه جدید بریزیم
ممنون از جفتتون، تشکر بابت زحماتتون
هوات رو داریم، بن
هی، چیزی پیدا کردی؟
تموم سرنخهای کَل رو کلمه به کلمه دنبال کردم سیلوی غلات، ریلهای قطار
تموم مناطقی که گفته بودی رو گشتم حتی لوئیس رو هم به کار گرفتم تا ببینم کمکی میکنه یا نه
تو بدون استراحت چندین روزه پی این کاری باید اون بیرون همراهت باشم
نه! به هیچوجه
گوش کن اون روانی نزدیک بود بکشتت
...خیلی متاسفم، گوش کن، من فقط
نمیتونم دوباره از دستت بدم
کل، بدجوری خسته بهنظر میرسی
مطمئنی دوباره میخوای این کار رو بکنی؟
چند ماه گذشته رو شبانه روز روی نداها کار میکردی
خوبم، میتونم این کار رو بکنم از پس بیش از این برمیام
نداهای زیادی رو پیش رو داریم و تیم نجات دنیا
خود به خود شکست میخوره اگه تو از خستگی از پای در بیای
درست میگه، کل تو نیاز به اثبات هیچی نداری
خب، میفهمم چی میگین ولی فقط یه ماه وقت داریم
کس دیگهای ندا نمیگیره پس اگه من نکنم، کی بکنه
در غیاب پدرت مسئولیت تو با منه
کل، دارم نگرانت میشم - عمه میک، لطفا بهم اعتماد کن -
یک، سه، یک
...خیلیخب، بچهها، باید - باید یهکم بهش وقت بدیم تا ندار رو کامل بگیره -
نفسش بالا نمیاد - پنج ثانیه -
وقتمون تموم شده - بیاریدش بیرون -
هی، کل
کل، بیدار شو
ترسوندیمون، خوبی؟ - چهارده اف -
آتم، کاکس
روی صندلیش نشستم باید ندای اون باشه
آتم؟ مطمئنی؟
واقعا میخوایم پوششمون رو برای آتم کاکس به فنا بدیم و خودمون رو نشون بدیم؟
خب اون آدم پیچیدهایه
ولی نه، باید نداش رو رمزگشایی کنیم برخلاف هر احساسی که نسبت بهش داریم
نمیتونم هر کسی رو خواستیم انتخاب کنیم - چندین ماهه دنبال این نداهائیم -
هنوز نمیدونیم که این ما رو به جهت درستی هدایت میکنه یا نه
و شاید مجبور شیم تا تاریخ مرگ صبر کنیم
ولی باید ایمان داشته باشیم بری خودمون و برای مسافران که قرنطینه شدن
و همینطور برای بقیه دنیا که یعنی باید این ندا رو حلش کنیم
یالا فهمیدی خانوم چی گفت بریم آتم کاکس رو پیدا کنیم
« لیست پرواز »
ببین کی داره برای المپیک نوزادها تمرین میکنه
قطعا اراده و انگیزهش رو داره
اون از بهترین کس یاد گرفته، درسته، ایدن؟ - درسته -
کلویی در چه حاله؟
باشه، فکر کنم
ولی با نبود سانوی اینجا
نگرانم که چه مراحلی رو باید بگذرونه و به چه چیزهایی باید برسه
منم دلم برای سانوی تنگ شده، باور کن
ولی با اینکه دکتر نیستم چندتا بچه بزرگ کردم
بهنظر من که سر و مور گندهست
خب، آلیو و ایدن این مدت حسابی سرش رو گرم کردن
حتی فکرشم قشنگ نیست که فقط قراره توی این خونه باشه
خیلی خوب میشد اگه یه بار هم که شده ببریمش بیرون، رنگ چمن و خورشید رو ببینه
آره
این دیگه چیه؟
یه لرزش دیگهست دارن شدیدتر میشن
خب، یه آتشفشان داره زیرمون فوران میکنه جعبه فیوز رو چک میکنم
هی، بسپرش به من یاد رفته من پیمانکارم
قدیما همچین چیزی رو همیشه توی ساختمونهای قدیمی داشتیم
آره حرفت کاملا بهجاست
موندم یعنی این لرزشها باعث میشن چراغها سو سو بزنن یا نه؟ چی میبینی؟
سیمکشی بد
اره، نه، حسش کردم
خوبی؟ - بیشتر شبیه یه تکون قوی بود -
چراغ قوه داری؟ - آره -
این خوب بهنظر نمیرسه
لرزش احتمالا باعث شده کل سیستم برق اتصالی کنه
پس بهنظرت کِی دوباره درست میشه؟
این درست شدنی نیست
نه بدون تجهیزات زیادی که ما در اختیار نداریم
کمک! بن، زودی بیا
دارن میمیرن، بیماران اِیالانآی
نه
برق نباشه سامانه پشتیبان حیات از کار میفته و اونها میمیرن
باید یه کاری بکنیم
اونها همینطوریش جونشون به مو بنده انتظار داری چی کار کنیم؟
هر کار شده میکنیم تا نجاتشون بدیم
هر جور راحتی
باشه، ما به کیسههای هوا رسانی دستی نیاز داریم هنری، وسایل و تجهیزات رو چک کن
یه ژنراتور کوچیک توی انبار پیدا کردم نمیتونه برق ساختمون رو تامین کنه
ولی شاید اینقدر قدرت داشته باشه تا این دستگاهها رو روشن نگه داره
باشه، برو نباید اینها رو از دست بدیم هنری، به کمکت نیاز دارم
برو
یالا، زنده بمون
یالا
ببین کی مثل یه قهرمان دوباره داره راه میره
ماشالا پسر، یالا استیو، بشین
ممنون
در چه حالین؟ هنوز آتم رو پیدا نکردین؟
از تموم منابع در دسترسم استفاده کردم توی سیستم نیست
خوب مخفی شده
آخرین موقعیت آتم
با مسافران گم شده توی پناهگاه امن بود
بعدش به کل غیبشون زد
باشه، پس اگه مسافران رو پیدا کنیم اون رو هم پیدا میکنیم
تو چیزی توی هواپیما پیدا کردی که ممکنه سرنخی بهمون بده؟
این پیچکهای ترسناک داشتن ذره ذره زندگی رو از بدنم بیرون میکشیدن
یه چیزی بود یه چهارچوب سفید؟
ولی میتونستم یه سری بازتاب ببینم
مثل یه پنجره؟
...اره، ولی ولی با یه سری خطوط افقی پشتش
پردههای کِر کرهای؟
مثل مال خونهی بورلی؟
دقیقا مثل اون
رفقا، اونجا خالیه ماهاست کسی توش زندگی نمیکنه
نه، ما چندین ماهه اونجا زندگی نمیکنیم
باید بریم خونه
منم باهاتون میام - آره، تو رئیسی -
!بابا
چی شد؟ به چیزی نیاز داری؟
چی شد؟ - افتاد، باید اینجا پیشش بمونم -
تنهات نمیذارم
من پیش میک میمونم، جرد تو و کل برین، چیزی نیست
برو، هر روز برامون خیلی مهمه
باهم در تماس میمونیم و هماهنگ میشیم
من بهت ایمان دارم، همهمون داریم از پسش برمیای، باشه؟
ناامیدت نمیکنم
هی حواست بهش باشه، باشه؟
مثل داداش خودم - تو بهترینی -
امیدوارم این جواب بده
فعلا کار میکنه
بابا - آلیو -
وضعیت اکثرشون رو پایدار کردیم ولی ویکتور و سیمون رو از دست دادیم
تقصیر منه
چه کمکی از دستم برمیاد؟ - نمیدونم -
الان باید تمرکزمون رو روی برگردوندن برق اصلی بذاریم
تا کس دیگهای رو از دست ندیم
این ژنراتور چه مدت کار میکنه؟
بر اساس نشانگر سوختش تا 3 ساعت دیگه دووم میاره، تهش
No comments yet. Be the first to leave one.