The Tower of Druaga: The Aegis of Uruk

The Tower of Druaga: The Aegis of Uruk

ドルアーガの塔

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Druaga no Tou The Aegis of Uruk s1 (1-12) full
ความคิดเห็นโดย Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2018-04-20
ดาวน์โหลด: 22
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

171 บรรทัดแรก

... زیا،نابو،گارو

... شعله های قدرتمند قضاوت

... خدمتکاران مردگان

... من،فاتینا،بهتون دستور می دم

... من شعله ای از خشمم

!من کماندار گلوله ی آتشم

... همشون شکست خوردن

... نیرو های کمکی به موقع نرسیدن .یه مشت اسکورت بی خاصیت

.اینطور فکر می کنی

.این مردم توسط کوساراک کشته شدن

کوساراک؟هیولاهای خطرناکی مثل اونا تو همچین جای پستی؟

!دارن میان

…ده...نه،بیشتر از بیستاشون

چیکار باید بکنیم نیبا؟

.باهاشون شاخ به شاخ می شیم

باید مدرکی داشته باشیم که ثابت کنه .این گروه شکست خورده

!جدی هستی؟

فرصت خوبیه که تواناییتونو به عنوان .یه محافظ نشون بدین

آماده ای،جیل؟

ت-تو دیگه از کجا پیدات شد؟!

!دارن میان

!بسپورینش به عهده ی من

Translator: TarzanDrogneel

قسمت 1

قلعه ی بزرگ درواگا

!بسپورینش به عهده ی من

!وووو،سوگگه

!مواظب باش

…شگفت انگیزه

همه حالشون خوبه؟

!آره...به لطف تو

.کارت درسته،جیل

!کاملا دست کم گرفته بودمت

!تو بهترینی

…هی،ول کن دیگه

.من جیل قهرمانم

برای شکست دادن شیطان تاریک،لرد درواگا .مبارزه می کنم

60سال بعد اینکه گیلگامش قهرمان قلعه ی درواگا .رو نابود کرد،دوباره از نو ساخته شد

قلعه ی درواگا

,برای شکست دادن خدای شیطانی،درواگا

…بارها ارتش هایی فرستاده شده بودند

.اما موفق به پیروزی نشدند

…تا اینکه یک روز

.الهه ایشتار پدیدار شد

الهه ی ایشتار

!او سرنوشت فرد انتخاب شده را برای من مقدر کرد

عالیحضرت گیلگامش،قهرمان دوره ی قبل ،قدرت مرا تصدیق کرد

و شمشیرش را به من هدیه داد

قهرمان گیلگامش

.بفرما

!شکست دادن درواگا

.چهار همپیمان دور هم جمع شدن تا به این ندا پاسخ بدهند

جیل و دوستان

…اما حوادث به نرمی پیش نرفتند

!صبر کن،جیل

.من هنوز تو رو به عنوان قهرمان واقعی قبول ندارم

نیبا...؟

!اگه می خوای رهبر باشی،با من مبارزه کن

!نه

چرا!؟

!من نمی خوام با تو بجنگم

…اگه تو در مورد مبارزه با من مصممی

!پس چاره ای جز شکست خوردن از من نداری

!این دیگه کیه؟

!بیا جلو بینیم

!خودتو آماده کن

!حمله ی نهایی...سونیک آررو

!چه خبر شده؟!حمله از طرف دشمن بود؟!دشمن بمون حمله کرده

!...حرومزاده،فکر می کنی خیلی باهوشی

ن-نانی!؟

...ب-باکانا ...غ-غیر ممکنه

…بخاطر همین بود گفتم نمی خوام باهات بجنگم

همینطور...فکر نمی کنم"سونیک آررو"این روزا .اسم چندان جالبی باشه که ازش استفاده می کنی

.من باختم

!ایولله

!و به این ترتیب دوستان من دور هم جمع شدن

قبل از اینکه راهی بشیم قضیه ی عاشقانه ای ...بین من و یه پرنسس زیبا پیش اومد

.که تو ستاره ها نوشته شده بود

بعد اون،پرنسس و من لحظات شاد و صمیمانه ی .زیادی رو با هم گذروندیم

واسه چی گریه می کنی؟

...آخه

!تو می خوای برای از بین بردن خدای شیطانی،از اینجا بری

...ممکنه دیگه هرگز برنگردی

.نه،قسم می خورم که حتما برمی گردم

به خاطر مردم،بخاطر دوستام...و مهمتر از همه ...به خاطر تو

!اه،جیل ساما،من خیلی خوشحالم

.اه،یه فکر عالی به ذهنم خطور کرد

!وقتی برگشتم،اجازه بده ازدواج کنیم

!بله،کاملا موافقم

.دوست داشتم که اون لحظات هیچوقت تموم نشه

.خطرات بیشماری در ماموریتم انتظارم رو می کشیدن

…مسیر رفتن به کشور ایسیس سخت و طولانی بود

!در همین حین،دشمن قدرتمندی درمقابلمون ظاهر شد

!من شوالیه ی خونین،بلک نایت،هستم

!شوالیه ی خونین:بلک نایت

!قهرمان جیل،تو از اینجا عبور نخواهی کرد

قبل از اینکه موی دماغ لرد درواگا بشی !همینجا خونتو میریزم

!چ-چی داری می گی؟

نشنیدی چی گفتم؟...

.چرا،شنیدم چی گفتی

!اکی!پس خودتو آماده کن

…هی،جیل

چ-چیه،یوتو؟

حقیقتش اینه که...وقتی این جنگ تموم بشه .به شهرمون برمی گردمو زن می گیرم

اینطور پس...اما الان چه وقت گفتنش بود؟

!پس،اجازه بده چیز این یارو رو سرویس کنم

!اه،یوتو

!یوتو

یوتو به دیار باقی شتافت

.حالا نوبت توه

…یوتو

…یوتو گفت

…که می خواد یه نونوایی تو شهرشون باز کنه

اه؟...کی؟

!...و الان...و الان

!خودتو آماده کن،دارک نایت

!!بلک نایت

…حمله ی مخفی!سونییی

!...ا-این

…ییییک...

!!بلید

چ-چی!؟

!بد نبود.خوب،کارمو تموم کن

واسه چی منو نمی کشی...؟

…چون اون اول فهمیدم

.که شمشیر تو پر از غم هست

من نمی تونم خودمو راضی به کشتن کسی کنم .که غم و اندوه جنگ رو می فهمه

…تو

.مهارت هاتو سیقل بده،گریت نایت

...بلک نایت

!اون موقع دوباره مردونه با هم مبارزه می کنیم

…باور نکردنیه

…با وجود اتفاقاتی که اینجا افتاد،به قلبم ذره ای خدشه وارد نشد

...بخاطر اینکه

…دعای خیر پرنسس،کسی که عاشقش بودم

.همیشه همراهم بود...

…جیل ساما،هر کجا هستی سلامت باشی

.و بعد...10 سال گذشت

!بزنین بریم،بچه ها

!ایول،دنبالم بیاین

!فاتینا

روپر

!فاتینا به دام افتاده!اجازه بده نجاتش بدم

…صبر کن

نیبا،واسه چی جلومو می گیری!؟

!ببین

!اه...نه

قضیه چیه؟

!دقیق نگاه کن

…باشه

!...باید نجاتش بدیم

!هنوز نه

!نه

!داره به جاهای باریک کشیده می شه

ه-هنوز نه!؟

!صبر کن،یکم دیگه

!ن-ننننه

هی!تا کی می خواین وایسین نگاه کنین،منحرفا!؟

.ایول،بچه ها حمله کنین

.نزدیگه بود،فاتینا

!چیز خاصی نبود

.اما داخل قلعه،هیولاهای بیشتری انتظارمونو می کشیدن

شما احمقا جرائت کردین در مقابل لورد درواگا بایستین؟

!شما از این جلوتر نخواهید رفت

کووکس

!اه،نه

!کاللی

…داری شوخی می کنی

کالی نیز به ملکوت اعلا پیوست

…کاللی

!!لعنتی

The Tower of Druaga: The Aegis of Uruk subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left