200 บรรทัดแรก
Weebs World تیم ترجمه
!فراموشی؟
و دقیقا چطور "حافظشو ," از دست داده؟
غذا شو عادی !داره می خوره
!عادی می خوره؟
!دارم میگم که ی چیزیش شده
روی ساشیمی عسل میریزه, مگه نه؟
.خو , میگم که نریخته
خامه رویه برنج سفید؟
.بدبختانه, نه
داداش هارو و خواهر دوری .مثله همیشه بدین
.بحث اصلا پیش نمیره
,مثله اینکه دارین خوش میگذرونین .داداش سوئهارو
!لشیی
کرو دسته رد به سینت زده, فوری !ی دختره دیگه اوردی خونه
...دا-داداش هارو
.چه کثیف. تویه قضاوتت موندم
!اشتباه می کنی
.این اشنای زمان بازیگریمه .اسمشم موموساکا ماریاس
موموساکا ماریا؟ همون !از خواهر کوچولوی نمونه
اینا کی ان؟
,اونا خواهر های کوچیک تره کروهان .که امروز دیدیش
خونه شون کنار مونه, برای همین . همشون مثله خواهرای خودمن
...هوه
.این بزرگه دومین دختر, میدوری
.ساله سوم راهنمایه .یکم خشنه, اما ورزشش خوبه
.توی تنیس در سطحه کشوریه
!خشن دیگه زیادیه
.این سومین دختر, ااویی چان .سال اول راهنمایی
.خجالتیه, اما مهربونه. به زبون ساده فرشتس
وای, داداش هارو, دیگه .داری زیادی ازم تعریف میکنی
.و در اخر اخرین دختر, اکانه
,ساله اوله راهنمایی .و با ااویی چان دوقلوعه
ی نابغس که سطحه اول مسابقاته .جهانی ریاضی رو قبول شده
.اونکه هیشی نیست
با کروها, بشهون .خواهرای"رنگی "گفته میشه
یعنی برای من مثله خواهرام میمونن؟
.بصورت خاص میتونین "خواهر مومو" صدا کنین
!اوخ
.بس کن
اخه داداش سوئهارو .داداشه من تنهاست
هوی تو فک نمی کنی یکم زیادی بهش چسبیدی؟
حسودیت میشه؟
.نه, اصلا حسودیم نمیشه
!به هر حال, من هیچ وقت تورو خواهر مومو صدا نمی زنم
واقعا؟
می خواستم بخاطر یاد بوده دیدارمون با هم عکس بگیریم
.توی اس ان اس که سیلبرریتی ها هستن بزارم
بدونه شک !برات کلی توجه میاره
!می تونی جلوی دوستات باش ترقه بندازی
!هومف! فکرنکن با این میتونی منو بخری
.وای نه, فقط می خواستم باهم دوستشیم
م-منم, این طور نیست .تورو پس بزنم
!عه, خیلی خوب
!میدوری چان, واقعا ساده! و بچه ی خوبیه
.خوده واقعیت اومده بیرون مومو
!مسقرم نکون عوضی
.مومو, توکه همسایه مون نیستی, یا چیزی نیستی
.کم کم بهتره برگردی
.اما بنظر خودم شب بمونمم اشکالی نداره
...سوئهار, کیسه کش
!اروم باش, میدوری
!هوی, مومو, تو با برنامه داری اینکارا میکنی
ها منظورت چیشیه؟
!خودت به خریت نزن
نکنه می خوای تنبیهم کنی؟
می خوای با دکتر بازیی که شیش ساله پیش خیلی دوست داشتی تنبیهم کنی؟
!سوئهارو
.داداش هاروی حشری
.داداش هاروی هول
!مومو
.عهه, شوخی میکردم
Osamake: کمدی عاشقانه ای که داستانه اخرش نمی بازهبچگیم به هیچ وجهدوسته دورانه
,مثله اینکه مشکله ارژانسی دارین ,پس امروز رو برمیگردم
اما لطفا به برگشتن به !به کار فکر کن, داداش سوئهارو
!دارم میگم خو
تمامه خاطراتش از زمانی که توی جشنواره ی اعتراف تورو رد کرده
کاملا از خاطرش !پاک شده
...هاه
.هوی وایسو, میدوری
چطوری میدونی من به کرو اعتراف کردم و ردم کرده؟
!خب, معلومه کرونِه بهم چیزی نگفته خواهر و برادر رو همونطور که خودشون میگن میزنم رو مخه ممه نون
اما اگه به کاراش و رفتارش دقت کنی, مفهمی مگه نه؟
هیچ وقت فکر نمی کردم .که همچین حرف حساسی بزنی
!چه گفتی؟! خب معلومه, چون منم دخترم !این جور چیزا رو می فهمم
.پس, یکم بیشتر شبیه دخترا رفتار کن
.نه, شرمنده. تو خیلی هم دختری
.هومف. همین که به فهمی بسه
!کجا دید میزنی, کیسه کشه نجس؟
!گوه خوردم! غلط کردم
اینا به کنار, تو می خوای درباره کرونِه چه کاری بکنی, سوئهارو؟
هوی, چه مرگت شد؟
دوری نِه, با در نظر ,اتفاقایی که تا الان افتاده
بدونه شک به هارونی .هم, استرسه زیادی وارد شده
.خطرناکه اگه بهش فشار بیاریم
اول اینکه, هارونی ,توسطه کرونِه رد شده
.این در سطحه افسرده شدنه
بعد از اون, اون صحنه تویه .اینترنت اپلود شده و بیشتر از یک میلیون بازدید خورده
.که در سطحه خود کشیه
و اگه بهش بگیم کرونِه بخاطر ,تو فراموشی گرفته
.دیگه بدونه شک باید خودش رو بکشه
!ها-هارو نی سان
هارو نی ,شرمنده. من .همچین منظوری نداشتم
.اوخ
.کوچیک ترا معذرت خواهی کنن, کافیه
بزرگتراهم وضیفه شونه .بخندن و ببخشن
...هارو نی
اینو کی گفته؟
.ما چان سان از ماره اسیدی واقعا اسیدی
!میشناسیش؟! رابطه تون از توی یه فیلمه؟
!من خیلی طرفدارشم
شایعه شده که اهنگه !جدیدش قراره فوق العاده باشه
چیزی دربارش می دونی؟
نه, از وقتی که کنار کشیدم .باهاش تماس نداشتم
خب, هارونی سان, کرو نه سان گفت یچیزی .می خوام بت بگم فردا بیا دنبالم
.در نرو, سوئهارو
.باشه, باشه
هارو نی, می خوایی دوباره برگردی به بازی گری؟
برای چی یهویی؟ .هنوز تصمیم نگرفتم
,اگه می خوای برگردی به کارت ,باعثه افتخار
.اما ناراحت کنندس
.اما نمی خوام, جلوت رو بگیرم
...اکانه
...اگه چیزی برای گفتن باشه
,چه کار تو انتخاب کنی چه عشقو عاشقی
با احساسات منفیه به خاطر فرار کردن از .عشق نه
بلکه با احساساته مثبت .کارتو انتخاب کنی
بخاطر اینکه توی زندگیت .تصمیمه خیلی بزرگی میشه
.ممه نون, اکانه
...هارو نی ... د-دستم
.هارو. صبح بخیر
.د-درود, صبح بخیر
کرو, چقدر یادت میاد؟
اخرین خاطراتت چیه؟
.یکم قبل تر از تعطیلات تابستون
من تا جایی که تصمیم گرفتم .بهت اعتراف کنم یادمه
,فیلم رو هم نگاه کردم اما نمی دونم چرا این کارو کردم
.وقتی این همه دوستت دارم
هارو, تو چه فکری می کنی؟
هنوزم دوستم داری, وقتی باهات همچین کاری کردم؟
...من هنوزم دوستت
.نمی خوام
مشکلی نیست, هارو. نمی خواد . بیشتر از این چیزی بگی
.پس من خیلی بتو صدمه زدم
.شرمنده
...کرو
.پس من می خوام جبران
...اوه, شرمنده... من همچین منظور نداشتم
.پس تا این حد
.نه. هیچی نیست
منم هنوزم می تونم کنارت بمونم, مگه نه؟
لبته ! چی داری میگی برای خودت؟
.من می خوام دوباره اونی بشم که تو بهش اعتماد داری
!اشتباه می کنی
من اصلا نمی خوام !تور سرزنش کنم
اینم که ردم کردی .حتما من دوباره ی احمق بازی در اوردم
...پس
.بیا از دوباره شروع کنیم, هارو
شروع دوباره؟
بنظرم ما فقط دکمه اشتباه .رو فشار میدادیم تمام این مدت
,اگه دوباره از اول دکمه ی درست رو فشار بدیم .هیچ مشکلی نمیمونه
اشتباه میگم؟
.نه, اشتباه نمیگی
.کرو, راسیاتش خودمم همین رو می خواستم
.لطفا کنارم بمون
!به ضربه روحیم حتما غلبه می کنم
.ممنون
...سو چان
ه هی, شیرو. چی شده؟
ممکنه خبر نگارا .جلوی مدرسه صف بسته باشن
اه, تو مشکلی نداری, مگه نه؟
.شیرو, تو دیگه خیلی با کرو بد تا می کنی
,زوری نمیگم باهم خوب باشین
.اما این که باهم دشمن باشین خوب نیست
.فکر می کردم کار درستی کردم
...هی
.مثله اینکه شیداسان دیروز زود از مدرسه برگشته
الان حالش خوبه؟
مثله اینکه, فراموشی .گرفته
فراموشی؟
.اینطوریه
!اهم
هارو, مثله اینکه خیلی با .کاچی سان چیک توچیک شدین
یعنی چی اون وقت؟
رابطه ما کنج کاوت می کنه؟
.اره, درسته. فقط یکم
من فکر نمی کنم شیدا سان .فراموشی گرفته باشه
هاه؟ اثباتی هم برای حرفت داره؟
.احساساته دخترونه
.شیرو, بسپاربه من
.ی فکره خوشحال به ذهنم رسیده
Osamake: Romcom Where The Childhood Friend Won't Lose
Episode 5: The Girl Who Lost Her Memories / The Octopus Wiener Trap
Whisper Whisper
Aha!!
Library Prep Room
خوش حالم از اینکه تو منو به .نهار دونفری دعوت کردی
.راسیاتش, کرو, امروز من غذا درست کردم
از میدوری شنیدم .طبع چشاییت عوض شد
می خوای یکم بخوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.