178 บรรทัดแรก
قسمت 9
ژنگ مین وی
تقصیر منه.
من همه کارای خونه رو انجام میدم
دیگه عصبانی نباش ، خوب؟
مورد قبلی باید دوباره تجدید نظر بشه.
حالا بیا دفتر من.
خوب.
برگشتی.
-دوش بگیر و بخواب. -اول حرفمو گوش کن
من در موردش فکر کردم
از دیروز.
من قبلاً به اندازه کافی خوب رفتار نکردم.
از این به بعد
من چیزی رو که باید انجام میدم
به عنوان یه دوست پسر به تعهدات خودم عمل کنم
و کارای خونه رو با تو شریک میشم.
در واقع من حتی نباید به این بگم تعهدات.
من هم عضوی از این خونواده هستم.
همراه تو
من از جایی که با هم زندگی می کنیم محافظت می کنم.
من
قبلا به اندازه کافی خوب نبودم
متاسفم.
چرا بوی عجیبی دارن گلا ؟
بوی گل نمی ده.
وقتی من از کار اومدم بیرون ، همه فروشگاههای گل تعطیل بودن ،
برای همین من اینو خریدمو
یه کم
عطر زدم روش.
مشکلی نیست.
اینو خیلی دوست دارم.
من
صداقت تو رو حتی بیشتر دوست دارم.
از زحمات شما قدردانی میشه ، بچه ها
بذارید کار خوب رو ادامه بدیم.
دوباره اضافه کاری؟
ادامه بدین- میتونین-
ژنگ مین وی
من امشب اضافه کاری دارم.
تو زود بخواب
آن ران
مشکلی نیست. به کارت ادامه بده.
وقت شامه.
-بالاخره وقت شامه. اوه آره -یه تیکه به من بده.
ژنگ مین وی
گوشیتو دست نکن
زود بخواب
خوب ، مدیر ژنگ.
آن ران
سلام.
سلام.
ژان هویی رو می شناسید؟
آره.
از ایستگاه پلیس تماس میگیرم.
یه ژنهویی درگیر یه دعوای خیابونی شده
و حالا تو بازداشت پلیسه.
ما به عضو خانواده اش احتیاج داریم که به اینجا بیاد.
خوب ، می فهمم
سلام.
داداش بزرگه
آن ران ،
چه خبر؟
من میخوام ازت یه خواهش کنم
پیتزای مرکز خرید اف پارک
آن ران
من اینجام ، اینجا
چی کار کردی؟
تو این سن این چه کاریه
حالا حال و هوای حرف زدن و خندیدن داری.
چرا مردمو به دردسر می اندازی؟
و طوری رفتار می کنی که انگار اتفاقی نیفتاده.
آن ران ،
ناراحت نشو
بشین.
این فقط یه سو تفاهم بود.
مشتری یه مرتبه سر و صدا به پا کرد
تو یه غرفه مواد غذایی کنار جاده همین الان
عمو آن
از اونجا رد میشد
و پلیس همراه بقیه گرفتش.
حالا سوتفاهم رفع شده
همین الان تو بازداشتگاه
ران ،
هنوز شام نخوردی؟
اینجا ، بمون و با ما غذا بخور.
میگو بخور خیلی خوشمزه ست.
من از بچگی به غذاهای دریایی حساسیت داشتم!
مشکلی نیست
اول یه تیکه گوشت بخور
شام خودت رو سریع تموم کن و برگرد ،
یا دوست دخترت تو خونه نگران میشه.
ما مدتها پیش از هم جدا شدیم.
من الان خودم تنهام
جین کانگ ، بفرما
مهم نیست ، عمو آن.
یه کم بیشتر بخور
ران ،
من الان خودم زندگی می کنم
راحته
وقتی وقت داری ، سر بزن.
من یاد گرفتم
این روزا چند تا غذای جدید بپزم.
نه ممنون.
سرم شلوغه
سریع برو.
خیلی خوب.
باید با عمو آن بهتر رفتار میکردی
با توجه به
سنشون.
حتی یه قاضی خوب هم حل اختلافات خانوادگی رو سخت می دونه .
یه مشکلاتی وجود داره
که بیش از حد طولانی شدن،
و
حلشون آسون نیست.
بیا موضوع رو رها کنیم.
در واقع،
من کاملا تعجب کردم
از دوست پسرت درخواست کمک نکردی ،
اما در عوض از من خواستی
اون چیز زیادی نمی دونه
در مورد مسائل خانوادگی من
می ترسیدم که حتی اگر به اونجا بره ، ندونه چی کار کنه.
نمی دونم چه مشکلی دارم.
فقط میخوام این جنبه های خودم رو قایم کنم.
دلیلش اینه که بیش از حد به اون اهمیت میدی؟
برای همین نمیخوای اون خستگی های تو رو بدونه
میترسی نگران بشه
یا
می ترسی که
وقتی فهمید دیدش نسبت بهت عوض بشه
برای من ، پدر من
درست مثل یه بیماریه.
اگر این جنبه ها رو به اون نشون بدم ،
احتمالاً میترسه
این رابطه
تو رو خیلی نگران ضرر و سود میکنه
اونقدر که تو
دیگه خود قدیمیت که می شناختم نیستی
که قبلاً با اعتماد به نفس بود و استقلال داشت.
بیا بریم.
به نظر من پیشنهاد خوبیه.
عجله کن.
چه خبر؟
ران ، بخش ما آخر هفته برای تیم سازی می ره .
ما تو فکر اینیم که برای تفریح کجا بریم.
آره.
کانگ اصرار داره یه مهمونی برگزار کنه ،
غذا خوردن ، آب بازی و چیزای این مدلی.
تو چی فکر میکنی؟
ایده خوبیه
من اعتراضی ندارم
من اعتراض دارم
نه ،
باید یه پیشنهاد بگم.
در حقیقت
ما می تونیم اعضای خانواده خودمون رو همراه داشته باشیم.
هر چه بیشتر ، خوشحال کننده تر.
من همینطور میخوام شما دوست پسر منو ببینین،
که همچین چشمتون جلا بیاد
تو خیلی بدی
اصلا نمیخوام
آن ران ،
ژنگ مینوی رو همراهت بیار.
حوصله اش سر نمی ره
تا زمانی که وو هونجی اونجا باشه.
می ترسم این ایده خوبی نباشه.
چرا اون رو برای تیم سازی شرکت همراهم بیارم؟
من فکر می کنم
هر چند این پیشنهاد خوبیه.
بیشتر کارمندان بخش ما زن هستن.
داشتن چند تا مرد خوبه
برای کمک تو کارای سنگین
خب
منم خیلی مایلم با دوست پسرت آشنا بشم
خیلی خوب.
من امشب از اون می پرسم که وقت داره یا نه؟
آره!
No comments yet. Be the first to leave one.