200 บรรทัดแรก
= قسمت 7 =-
سوار شو
خودم میرم
اگه زیر بارون راه بری موهات می ریزه
اینو بده من
با این خودت خشک کن
تمیزه
فکر کردی همینطوری موهات خودش خشک می شه؟
باید اینطوری خشکش کنی
ببخشید باید موهات خشک کنی تا سرما نخوری
!بعد این هوا توی ماشین نشستن کیف می ده
یه لحظه همینجا بمون
باشه؟ بمونی ها
بعد بررسی کامپیوتر لی جین یی مشخص شد
با یکی از کارمندای شرکت رقیب ایمیل رد و بدل کردن
امکان نداره رییس
خانم رییس واقعا
خانم یونگ سون
واویلا
....آه کیم می سوک
بله مادر
هنوز نرسیدی؟
...آخه
چیکار کنم ؟ یه کار ناگهانی پیش اومد
یه موضوعی در رابطه با یکی از کنترات های قبلی پیش اومده
واقعا؟ حالا چیکار کنیم نتونستی شام بخوری؟
من بعد از اینکه برگشتم می خورم ، شما چی؟
نگران من نباش داره بارون میاد با دقت رانندگی کن
بله
بچه بد...من بچه بدی ام
مزه اش یه جوریه چرا طعم همیشگی رو نداره
بهش گفتم زودی بیاد خونه
تو واسه چی زود اومدی خونه؟ فروشگاه رو چیکار کردی؟
برای اینکه گرسنه بودم - فرشگاه برنچ نبود؟ -
در طول روز اونارو خوردم
یه کم هم هیونگ سون خورد
به نظرم عجیب بود عصری نیومدی فروشگاه
اتفاقی افتاده بود؟
واقعا که توی محل کارش مثل موش بود
فقط بلده واسه مادرش زبون درازی کنه
اینطوری نباش خودت میدونی الان چه حالی داره
این چرا طعمش اینطوریه واقعا؟
دختر بیچاره
مهندس کانگ کجا رفت
وای ترسیدم
چرا اینجوری کردی؟ ترسوندیم
داشتی گریه می کردی؟
فکر نکنم زمانش رو درست انتخاب کرده باشم
باشه فهمیدم یکی دیگه می خرم
نه خوبه
حتی وقتی خمیرم می شه دوست دارم
واقعا گشنه بودی آ
بیا این کیک ماهی خمیر شده رم بخور
بفرما
درسته
گرد و خاک داره
بیا
خیلی بهت میاد
واقعا مدل خودته خانم لی جین یی
خوب یادم بود مگه نه؟
اوه خوبه خیلی خوشمزه است
خودشه؟
خانم یانگ سون
بله
اوه کارت تموم شد
نه هنوز
خیلی خب شام چیکار کردی؟
الان یه چیزی دارم می خورم
اوه باشه خسته نباشی
مادرت بود
از کجا فهمیدی؟
همینطوری فقط حس کردم
می دونی که وقتی داری غذا می خوری نباید به چیزی فکر کنی
غذاتو خوردی؟
وااو بیشتر از اونی که فکر می کردم خوردی
خودتم هیچ سبک وزن نیستی
اما من هنوز تموم نکردم
تو هم می خوای بخوری؟
من حسابی سیر شدم
اون کسی نیست که دروغ بگه
برای امروز ممنونم
موضوع چیه چرا بهم نگفتی؟ - چی؟ -
هنوز بهم نگفتی چی شده بوده
اتفاقی توی محل کارت افتاده بود؟
نمی خوام در موردش حرف بزنم
اگه نمی خوای حرف نزن
به سلامت برگردین
! اوه ببخشید
اینو بگیر
مشکلی نیست
بگیرش اینو مخصوص تو خریدم
اوه مرد جوون
سلام آقا
بابا
اینجا چیکار می کنی؟
اومده بود برای گرفتن مخارج درمانش؟
نه ، اتفاقی همو دیدیم ، بخاطر بارون منو رسوند
منم با این چتر اومدم دنبالت
بازم مدیونت شدم
شبیه یه ناجی می مونی
منظورتون از مدیون چیه؟ اختیار دارین
با اجازه من دیگه میرم
ببخشید ، می تونم کارتت رو داشته باشم؟
می خوام یه روز مهمونت کنم
اوه خیلی هم عالی
حتما این کارو بکنید
باشه
مدیر شرکت ساختمانی
اوه شما یه مهندسی
نه بابا یه دفتر کوچیک با دوستم داریم
تو مرد خوش تیپ و درستی هستی
بهت گفته بودم زود بیای خونه
چرا باز تا این بیچاره اومد ، اینطوری می کنی؟
بیا غذا بخور
خوردم
چی؟ ای بابا
خوبه که بازم به خودت می رسی و غذا می خوری
عین خیالت نیست که مادرت غذا خورده یا نه
...چرا شما دوباره
هیونگ گیو کارت تموم شد؟
آره
هی بیا یه کم حرف بزنیم
چطوری شد؟ هنوزم بهت مشکوکن؟
اگه بهم مشکوک باشن می خوای چیکار کنی؟
چرا ؟ می ترسی این موضوع روی کار تو اثر بذاره؟
با برادرت اینطوری حرف نزن
مامان واسه چی اومدی شرکت ما؟ فکر کردی با اومدنت همه چی حل می شه؟
رفته بودی شرکت جین یی؟
پس بازار نرفته بودی؟
حس کردم داره بهش ظلم می شه
به چه حقی به دختر من تهمت دزدی زدن؟
ببینم همه چی رو به هم ریختی؟
عزیزم ، بذار ببینم جاییت زخمی نشده عزیزم
اینجوری نکن قلقلکم میاد
رییس یا نمی دونم هر چی ، رفتم دیدمش
رییس ؟ رفتی دیدن رییس شون؟
واااو ...زن من حرف نداره...خیلی جیگر داری
مثلا باید از چی بترسم
از نظر تو من خیلی خجالت آورم؟
ولی همیشه هم اینطوری نیست
حتی اگه پیرم شده باشم بازم به عنوان یه مادر هیچی جلو دارم نیست
باید بهشون می فهموندم حق ندارم با بچه نازنین من این کارو بکنن
پس حداقل درست لباس می پوشیدی
ظاهر یه مادر چه اهمیتی داره... بچه
نکنه فکر کردی رفتم اونجا با رییست قرار بذارم؟
مگه رییس شون زن نیست؟
منظورت از قرار ملاقات چیه؟
همینطوری می گم
من بخاطر گشتن اتاقت با یه کارگاه حرف زدم
حتی اگه توی شرکت بهت مشکوک بوده باشن
می تونم بازم بخاطر هتک حرمت ازشون شکایت کنم
لازم نیست تو این کارو بکنی
پس یعنی تبرئه شدی؟
احتمالا به زودی بی گناهیم ثابت می شه
در ضمن
...همچین اتفاق بدی هم نیفتاده
پس اوپا لازم نیست دخالت کنی
واقعا می گی؟
راضی شدی؟
دوباره ، دوباره
میرم دست و رومو بشورم - هی -
پس یعنی می خوای بذاری بهت ظلم کنن ؟ هی هی
هیچ کس نگران مشکلات تو نیست
ولی تو نگران مشکل خواهرتی
حتی موقع مشکلات فقط تنها کسی که براش مهمه ... هیونگ کیو ئه
بله - شما خانم لی جین یی هستید؟ -
بله خودمم
من افسر پارک جین سون از دایره جرایم اقتصادی هستم
من بخاطر پی گیری در خصوص جاسوسی در شرکت اچ.اس بهتون زنگ زدم
شما باید تشریف بیارید اداره پلیس
ممنونم
مـادر
هون جه ، چی شده؟
مهم نیست چی شده مهم اینه که خودمو رسوندم با شما غذا بخورم
اوه
کارت چی شد؟
تموم شد
آجوما لطفا بهم برنج بدین
بله
هنوز غذا نخوردی؟
نه نخوردم
اونقدر گشنمه که دارم می میرم
بله ممنونم
قرار بود باهاتون تماس بگیرم
اما یهو یه اتفاقی افتاد
آجوما امروز سوپ عالی شده
خیلی خوشمزه است
چیه؟
چیزی نیست ، خانم جونگ هه ، یه کم دیگه به هون جه برنج بده خیلی گرسنه است
بله - ...نه مادر -
حسابی بخور
بله
البته پر خوری زیادم خوب نیست
درسته ؟ وقتی آدم زیاد گرسنه است پرخوری خوب نیست
...یعنی کی تونسته وارد ایمیل من بشه
باید کار یکی از کارکنان کارخونه باشه
من که همیشه خارج می شدم از ایمیلم
زود باش یه نگاهی به این بنداز
دوباره گیر کرده
واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.