200 บรรทัดแรก
...آنچه گذشت
سم داشته اِلدن رو تهدید میکرده؟
اِلدن تصادف کرد اون اصلا ماشین رو نبرده بود
چی داری میگی؟
من مدرک دارم. نمیخوام بگم گمون کنم اونا خونهی منو زیر نظر دارن
سعید ابو سعید یه برنامهی تسلیحات شیمیایی برای صدام اجرا کرد
اون عمر نظریه؟
یه چیزی دارن رد و بدل میکنن- این درست نیست-
هیچ کدومش
مراحل اولیه کامل شدن
ابوسعید آلوده شده
تحویل دهنده تو راهه
اون رفیقت تو دانشگاه امآیتی تو اخبار بود
اون گفت جو ترنر عضو سیا بوده
دولت کاری میکنه شما باور کنین اونا فقط شهروندان آمریکایی بودن که
حین تیراندازی گیر افتاده بودن. اونا عضو سرویس مخفی آمریکا بودن و خودشون هدف قرار گرفته بودن
نه، نه، نه، نه، نه
سارا دوستم بود
اون روز چه اتفاقی افتاد؟
اونا توسط همون زن کشته شدن اسمش ژوبرته
باشه
خدای من
طمع تو کل این عملیات رو به خطر میندازه
،خب، من یه تاجرم. وقتی یه فرصت تجارتی میبینم ازش استفاده میکنم
آقایون، این شما و اینم وولاریس
گاهی اوقات، سرنوشت انسان ها بدست خودشونه
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـم: مـحـمـد مـسـعـودی :» .:: Hunter ::.
،هموطنانم... سفری دیگر به خاطر جنبش من در پیش است
و سکوت اختیار کنید، باشد که گوش فرا دهید
بروتوس" چهار برابر بقیه دیالوگ داره"
آره، ولی خب اسم فیلم "ژولیوس سزار"ه پس فکر نمیکنی که فیلم در مورد اون باشه؟
نه، در مورد بروتوسه
که با مطالبات ضد و نقیض دست و پنجه نرم میکنه
میدونی؟
بین دِینی که به کشورش داره
.و دِینی که نسبت به دوستاش داره .تو خیلی سکسی هستی
ما همگی دوستان سزار هستیم
به او میگویم
که عشق و محبت بروتوس نسبت به سزار دست کمی از عشق سزار نسبت به بروتوس نداشت
به خاطر شجاعتش، به او احترام میگذارم
لیکن، به خاطر جاه طلبیاش
او را به قتل رساندم
یه مشکلی داریم
گرث یه جلسهی خصوصی داشته که تو اون جلسه وولاریس رو به
گروه کوچکی از اعضای وزارت دفاع نشون داده
چند نفر؟- ...اوه، این موضوع رو میتونم جمعش کنم، ولی-
طمعش
الان دیگه تقریبا بار دومیه که باعث شده این عملیات به خطر بیفته
و دفعهی سومی نباید در کار باشه
وفاداریت به این ماموریت
باید بیشتر از وفاداریت به هر کس دیگهای باشه
با این مورد مشکلی داری؟
نه
نه، ندارم
،این یه کار غیر انسانیه، ناتان و ما هم باید غیر انسانی رفتار کنیم
و هم زمان
انسانیتمون رو هم حفظ کنیم
ما باید همیشه به خودمون یادآوری کنیم که هر زندگیای که به خاطر این نهضت فدا شد
زندگیِ شخصی بوده که مرگش تراژدی غم انگیزه بوده
و اهمیتی هم نداره که هدف ما چقدر والا و ارزشمند بوده باشه
بله، قربان
با مامورمون تماس بگیر
بودن یا نبودن مسئلهای نیست که] [میانه داشته باشه. یا هستی یا نیستی
بیا بیرون
از این طرف
،اون زنی که ماشین رو نگه داشت من تو صندوق عقب میتونستم صداش رو بشنوم. خودش بود
همون زنی بود که سعی کرد منو بکشه- بله، اون به ماشین تکیه داد-
ظاهرا فکر میکرد میتونه بوی تو رو حس کنه
اون کیه؟- اسمش گابریل ژوبرته-
واسه کی کار میکنه؟- نمیدونم-
ببخشید، یه مدت خرید نکردم
خدای من، تو نباید منو میآوردی خونهی خودت
داری جون خودت رو به خطر میندازی
به خاطر این موضوع تا حالا تعداد زیادی آدم کشته شدن
آره، خب، من خودم رو تو این هچل ننداختم
میتونی از عمو بابت واسه این قضیه تشکر کنی
صبر کن، تو واسه باب کار میکنی؟
اون از روند تحقیقات پرونده کنار گذاشته شد
و منو وارد تیم عملیاتی کرد
پس، اون، اون میدونست که تو و سارا یه رابطهی مخفیانه دارین؟
بله- اون ازت اخاذی کرد؟-
مجبور نبود. خودش میدونست که من دوست دارم حقیقت رو بدونم
خب حقیقت چیه؟- من میدونم کی سارا رو کشته-
این یه قسمتی از حقیقته
خب، فقط همین قسمتش واسم مهمه
گوش کن، من باید با باب تماس بگیرم
اون شاید بتونه کمکم کنه بفهمم کی پشت این ماجراست
دکمهی تکرار رو بزن
لعنتی، مستقیم میره رو پیغام گیر- تلفن دستت باشه-
تو داری میری سراغ ژوبرت؟
خدای من، اون یه قاتل حرفهایه
آره، خب تمام این تفنگ ها هم به همین خاطره
عمو بابت، اون میتونه ترتیب بقیهی چیزا رو بده
نه، نه، نه، نه، نه
اون از یه مایل دورتر متوجه اومدنت میشه
!لعنتی
نه، نه، نه، نه، نه
!لعنتی- تو متوجه این شدی؟-
!هی، هی
تو نمیتونی جلوم رو بگیری که سراغ ژوبرت نرم
فقط همینجوری به عمو بابت زنگ بزن اون میاد دنبالت
اینم واسه اینکه اگه خواستی بشاشی
من... من میتونم کمکت کنم
مطمئنم باب خودش بلده، ولی خب
آدرسم پلاک ۲۵۲۴ خیابون آرنولد لِینه
و من در پشت رو باز گذاشتم پس لازم نیست کسی درُ بشکنه
ببین، گوش کن، ذهنت الان درگیر احساسات شده
ذهن اون پاکه
قدرتش، برتریش، اینه که وجدان نداره
اوه، حالا دیگه متخصص شدی؟- پس، اگه فرصتش رو بدست آوردی-
مکث نکن، چون تضمین میکنم که اون مکث نمیکنه
خوب شد گفتی
چرا رانندگی میکنی اصلا؟ !تو به هیچ عنوان نباید دیگه رانندگی کنی
چرا؟ چون جناب عالی امر فرمودین؟
نه، چون این حرف دکتره چون تو
یه بیماری ذهنی داری
من کارایی که انجام میدم به خاطر این نیست که تو گفتی انجام بدم، ناتان
خودم یه مرد بالغ هستم
تو نمیتونی مردونگی منو ازم بگیری
سخت تلاش کردم که بدستش بیارم
من توی یه جنگ جنگیدم
دشمنم رو کشتم
من شاهد مرگ دوستام بودم بعضیاشون بچه بودن
بعضیاشون مثل تو نازک نارنجی بودن
نه، میدونی چیه؟ حرفم رو پس میگیرم
هیچ کدومشون به اندازهی تو نازک نارنجی نبودن
ناتان، تو رقت انگیزی
گرث، منم- ناتان-
چه خبرا، رفیق؟
بعد از ظهر بیکاری؟
آره. چی شده؟
باید باهات حرف بزنم
یه مطالعهی جدید نشون میده که اقیانوس های کرهی زمین
نسبت به باور قبلی، دارن سریعتر و بیشتر اسیدی میشن
محققان این پژوهش میگن که افزایش خاصیت اسیدی
به خاطر افزایشِ
...گاز های گلخانهای- باب؟-
جو
تو خوبی؟- نگران من نباش-
گمون کنم یکی از افرادت برنامه داره که به خاور میانه حمله کنه
دارم گوش میکنم- فکر کنم یکی تو سازمان-
میخواد از یه سلاح بیوشیمی استفاده کنه
ولی میخواد جوری وانمود کنه که انگار سلاح متعلق به یکی از تروریست ها بوده
باعث بشه طاعون تو خاور میانه شیوع پیدا کنه و کاری کنه که تصادفی به نظر بیاد
اگه حق با من باشه، تمام ماجرا برمیگرده به کسی که اول بیماری رو گرفته
کسی که میتونه احتمالا با نظری در ارتباط بوده باشه
ولی تا وقتی که شما بخواین پیداش کنین و اون بخواد دخالتش رو تکذیب کنه، خیلی وقته که از مرگش گذشته
من فقط داشتم یه سری
سرنخ پشت سر هم رو با دقت دنبال میکردم
اگه چیز دیگهای فهمیدی بهم زنگ بزن
خب، در این رابطه باید بگم، نمیدونم چقدر بیشتر میتونم اطلاعات کسب کنم
اونم در حالی که با دست بند به رادیاتور خونهی شارلا شپرد بسته شدم
بسیار خب. در حال حاضر اونجا احتمالا امن ترین جاییکه میتونی باشی
شوخیت گرفته؟- به محض اینکه بتونم-
میام پیشت- میخوای چیکار کنی؟-
سر نخ هارو دنبال کنم و ببینم به کجا ختم میشه
اگه بگیم که حادثهی ورزشگاه کامکوئست فیلد یه مرحلهی به نمایش گذاشته شده از یه نقشه بوده، چه معنیای میتونه داشته باشه؟
مرحلهای از نقشه بوده؟
نقشهی کی؟
یکی از عناصر عضو سازمان
این حرفت اتهام برانگیزه
نظری حکم عروسک خیمه شب بازی رو داشت
ولی ما بودیم که نظری رو پیدا کردیم
اون امروز ظهر پاک بود ولی امروز رفت سراغ یه صندوق پستی
،که کسی نمیدونست همچین صندوقی داره و یه بسته رو برداشت
شاید ما باید پیداش میکردیم
اگه از همون اول هارولد فلوروس آدم نفوذیشون
توی آیایپی بوده باشه چی؟
و الگوریتم رو با جو با هم نوشته باشن
...کامکوئست فیلد؟ اون ...ممنون که بهم میگی
دیشب از الگوریتم ما برای متوقف کردن یه حملهی تروریستی استفاده شد
خوب شد که گفتی
یه نفر طبق معیار های نقشهاش روی مغز نظری کار کرده؟
...بله، و وقتی نظری کشته میشه
اونم قبل از اینکه شانسی برای توضیح دادن داشته باشه
،و کمی بعد تر
یه ویدئو از نظری و بدنامترین
مهندس سلاح های شیمیایی در جهان
به طرز معجزهواری ظاهر میشه
تمام اینا به هم مرتبط هستن
و یکی میخواسته که ما اینا رو به هم ربط بدیم
ما به یه واحد ویژه تو خاور میانه نیاز داریم تا برن دنبال ابوسعید و بگیرنش
بگیرنش؟
میخوام شخصا ببینمش و بفهمم که آیا اون از ماجرا خبر داشته
یا اونم یه عروسک خیمه شب بازی دیگه هست
...باید بدونم که اینا همه تصوراتمه یا
واقعا یه خبرایی هست...
من تماس میگیرم
و بعدش میخوام که بری جو ترنر رو بیاری
نمیتونین در مقابل پیتزایه خوشمزهی ما مقاومت کنین
پیتزایی که دم در خونهتون تحویل داده میشه به شمارهی ۴۱۲۵-۵۵۵ زنگ بزنید
در بازه
سلام، حالت چطوره؟- سلام، کجا بزارمش؟-
یه جا رو زمین بزارش
باشه
هجده دلار و سی و شش سنت- بسیار خب-
میشه یه لطفی بکنی و اون کلید که اونجا
روی میز هست رو بیاری؟
No comments yet. Be the first to leave one.