200 บรรทัดแรก
MAZDOSHT
سگی که قطارها را دوست داشت
این ترجمه تقدیم میشود به مترجم با قریحه milad_aut
فیلمی از گوران پاسکالژویچ
مثه سگ گرمه - فکر میکنی ما چی میکشیم؟ - کل روز بردگی میکنیم اونوقت تو
نمیذاری حتا یه پنجره وا کنیم پس چه جوری خودمونو خنک کنیم؟
اصلا به ما اهمیت نمیدی
اجازه نیست - فقط یه ذره - حتا یه ذره -
ببندش
این چی؟ اجازه هست؟
یه نسیم خنک داره روی دشت میوزه
هی بپوشونش -اگه اذیتت میکنه نیگا نکن - بپوشونش ، میشنوی چی میگم؟ -
ما اینجا همه همدیگرو میشناسیم باید خونسرد باشیم
بشین
سینه هاتو نو بپوشونین وگرنه دردسر درست میشه سریعتر
وادارم نکنین بهتون سخت بگیرم
ادامه میدیم ادامه میدیم
ادامه میدیم ، ادامه میدیم - بشین ! تمومش کن -
میکو ! صبر کن
میکو ! صبر کن بیام
صبر کن
میکو ! با من بیا بوسنی
گمشو ! اینقدر دنبالم نیا
میکو صبر کن
عمو . باید برم
بابا ، باتا داره میره
یه سطل ! -چی گفت؟ یه سطل میخواد -سطل آب میخواد. عجب گاوی هستیا
چرا با ما نمیمونی؟ - باید برم دنبال دینگ -
کار ، چی پس؟ - دنبال یه کاری هم تو شهر میگردم -
پس فکراتو کردی - آره -
بریز رو سرم - بابا سرده - بهتر-
یالا منو خیس کن د ِ بجنب
اون حروم لقمه های تو معدن ، دیشب مستم کردن
چقدر خوابیدم؟ - از سر صبح . واسه خرید دیرت میشه -
کدوم احمقی درباره پرورش قارچ بهم گفت؟
صرب ها رو چه به قارچ خوردن - خدافظ عمو - یه دیقه صبر کن -
صرب ها گوشت و پیاز لازم دارن پیاز ، نه قارچ
اینو واسه تو گذاشتم - ممنونم -
...اگه اتفاقی دینگ رو دیدی - دنبالش میگردم -
هی ! میشه واسه بار آخری منو ببری دم بازار بندازی پایین؟
یالا
واستا ! همینجا بزن بغل
هی ! چه خبرا؟
دنبال یه سری مجرم ِ زن میگردن که از قطار فرار کردن
چند نفرن؟ - دو نفر نه بابا حداقل بیست تایی هستن -
همه شون زن هستن؟ همه شون! پلیسا دنبالشونن -
این که کار پلیس نیست باید بذارن ما تعقیبشون کنیم
اوه عجب تعقیبی بشه
من خودم از پس 5-6 نفر برمیام جای نگرانی نیست
مادر قحبه ها ! تو زندون همه ش بهت شلوار تنگ میپوشونن
من تو ایستگاه راه آهن بوسنی یه رفیق دارم
دونات میفروشه منو استخدام میکنه
دونات میپزم و مثه یه ملکه زندگی میکنم
باور کن ، یه صدسالی عمر میکنم
میکو ! اگه بخوای میتونم یه کاری هم واسه تو پیدا کنم - خفه شو ! میشه؟ -
کجا میری؟ - پاریس -
میکو ا کارمون تمومه - ببند دهنتو -
هی ،بدلکار! امروز نمایش نمیدی؟- نه -
چرا؟ - دندون درد بعد اسم خودتو میذاری شاترهَند ِ پیر؟ -
چه جوریاست که این معدن ، دندونپزشک نداره؟
ما که ساق و سالمیم اینا دندونای واقعیه ،نیگا کن
تا بعد - خداحافظ -
ببخشید ، اتوبوس مو از دست دادم میشه منم سوار کنی؟
تو واسه دندون درد چیزی تو دست و بالت نداری؟ - نه - ای لعنت به این معدن که یه دندونپزشک نداره-
فرار کرده رفته سوییس بپر تو
دوروزه پدرمو درآورده داره دیوونه م میکنه
مال این ورایی؟ - نه پس دور و بر این جا چرا میپلکی؟ -
دنبال کار میگردم - اینجا؟ زپلشک -
کارت چیه؟ - پیشخدمتم -
درست همون که فکر میکردم من تو همون لحظه ی اول که مردمو میبینم میشناسم شون
رادیو بویانواتز و هم اکنون خلاصه ی اخبار
دارن دنبال چند تا زن مجرم میگردن همه ش راجع به همین حرف میزنن
ظاهرا یکی شون موفق به فرار شده اما شک نکن که میگیرنش
اگه باهوش باشه اصلا نباید قایم شه
وقتی قاطی ِ جمعیت باشی جات امنه
خب پس اینجوریاست داری دنبال کار میگردی
بالاخره یه طوری میشه کارم گیرت میاد
حقیقتش اینه که ما همدیگرو نمیشناسیم اما بینمون همه چی کاملا روشن و شفافه
همه چیز ! - چی روشن و شفافه؟ تو همونی هستی که میخوام -
من یه خر دارم و سه تا اسب تربیت شده
من از اون یارو ، تو فیلم صلوة ظهر بهترم
فقط پستون لازم دارم پستون ندارم ، سینه ، ممه
شاید تو بتونی تو اجراهام کمک کنی - میتونم اِ؟ - میتونم
سخت نیست که ، مرتب اینکه تو صحنه ها چی میشه رو تو بلندگو میگی
یه کارگردان تلویزیونی حرفه ای اینا رو واسه من نوشته
من یه نفرو واسه اصطبل لازم دارم در واقع میتونستم 5 نفرو استخدام کنم
اما این تعدادو از کجا پیدا کنم؟ هیشکی اهل کار نیست همه کارا رو خودم باید انجام بدم
تو به درد من میخوری
گفتی اسمش چی بود؟ دینگ - درسته ، دینگ
آره ، آره یادم اومد تو روزنامه ی راه آهن درباره ش خوندم
پدرت یادش داد که رو قطارا بالا پایین بپره
این پسر کوچولو تویی؟ - بله منم خب چطوری میتونم کمکت کنم؟ -
بابام پارسال فوت شد
چی؟ - با یه قطار تصادف کرد -
راه آهن مسئولیت منو تقبل کرد و گذاشتنم تو یه پرورشگاه
صداتو نمیشنوم
الان دارم دنبال سگه میگردم
وقتی داشتن منو میبردن پرورشگاه بستنش که به مردم حمله نکنه
عموم بهم گفت که رفت بیرون و
دنبال من اومد پرید رو اولین قطار
متوجه نمیشم از من چی میخوای؟ - ندیدیش؟ - کیو؟
دینگ ، توی هیچکدوم از قطارای عبوری ندیدیش؟
من پدرتو میشناختم چیز دیگه ای نمیدونم
هی ! یه سیب میخوای؟
تصمیم عاقلانه ای گرفتی واست خیلی خوب میشه
من تو یه اکیپ فیلم کار کردم اما بدلکار ی تو فیلم
نونی توش نیست
تو این دوره زمونه پول حرف اولو تو زندگی میزنه نه فیلم
میخوام باهات روراست باشم . واسم مهم نیست چی؟ - اینکه در حال فراری
نمیدونم راجع به چی حرف میزنی - واسه من فیلم بازی نکن-
هنوزم دندون درد داری؟ - آره -
اینو بذار سرت دیگه هیشکی نمیشناسدت
بهترین جا واسه قایم شدن درست جلوی چشم همه ست بگیرش
بارها و بارها ثابت شده
چطوری تو زندون دووم می آوردی؟
عشق چیه؟ پول کسی بهت نارو زده؟ -آره
آره چی؟ - یه سوم -
تفریحت چی بود؟ - قاچاق ! میخواستم پول قلنبه درآرم -
نشنیدم چی گفتی - میخواستم پول در بیارم
خب تونستی؟ - نه ، اونا افتادن تو کار مواد -
خب؟ - خیلی سوال میپرسی . خب چیه؟ -
کار من نبود جرمش ده سال حبس داره
همه شون وحشی ان بذار یه چیزی ازت بپرسم
با شکل و شمایلی که تو داری چرا هیچوقت
نرفتی تو کار نمایش؟ - کی گفته که نرفتم؟ پس سعی توکردی؟ -
رو هوا قاپت نزدن؟ - قاپم بزنن؟ همه شون یه مشت حرومزاده ی کلاهبردارن -
تنها چیزی که میخوان اینه که بپیچوننت و غارتت کنن
من برنامه های دیگه ای داشتم
پاریس -اونجا میخوای چیکار کنی؟ مطمئنا دنبال ظرف شستن نیستم -
من یه جایی رو دارم که برم اونجا - خب پس چرا نرفتی؟ - میرم
نباید به کسی اعتماد کنی
تو کل زندگیم اونا سعی کردن خون مو تو شیشه کنن
اما من بهشون اجازه ندادم اگه من بزنم گردن خودمم بشکنم کاریه که واسه خودم کردم
نه واسه آلمانیا یا وسترن اسپاگتی
چرا ملت ما نباید کابوی خودشونو داشته باشن؟
دوست داری؟ -چیو یه سواری - نه خسته ام . خسته م
بیا صاحبش یکی از رفیقامه با هم سوار میشیم
بیا
رودئو ، رودئو ! رودئوی بزرگ بدلکار معروف رودولیب رودنی الکسیچ
این شانس رو به شما پیشنهاد میده تا امروز ساعت 5 عصر تو زمین فوتبال ببینینش
رویایی به حقیقت پیوست فقط تو فیلما دیدین
درست جلوی چشم های شما مردی از فیلم ها اینجاست
رودئو ، رودئو رودئوی بزرگ
امروز در شهر ، ساعت 5 عصر در زمین فوتبال رودولیوب رودنی الکسیچ
قهرمان چمنزار ، به صورت حضوری بدلکار شخصی کرک داگلاس ، لکس بارکر و
استوارت گرانجر
قهرمان بیش از 50 فیلم شاهکارهاشو نشون میده
که تاثیرش تو قلب های شما باقی می مونه
سواری با یه اسب وحشی
چهار نعل میتازه سوارکاری با سه اسب
و کُشتی با یه خر دیوانه
رودئو ، رودئو رودئوی بزرگ
صحنه هایی از فیلم ویانانتو شاترهند ِ پیر
گنج دریاچه ی نقره ای پوست بوفالو
برش دار یا برو و یک مشت دلار
اگه به همچین صحنه های هیجان انگیزی تمایل ندارین
پس تو خونه بمونین
اما اونایی که دنبال هیجان و کسب شهامتن
میتونن نمایش زنده رو امروز 5 عصر تماشا کنن
رودئو ، رودئو رودئوی بزرگ
بدلکار کار معروف رادولیوب رودنی الکسیچ
این شانس شماست که بتونین امروز 5 عصر تو زمین فوتبال ببینینش
تا الان فقط یه رویا بوده فقط تو فیلما دیده شده
اما امروز واقعی میشه اونم جلوی چشم همه ی شما
بدلکار معروف رادولیوب رودنی الکسیچ
مردی از فیلم ها شخصا اینجاست برای اولین بار
رودئو ، رودئو
رودئوی بزرگ
و حالا خواهش میکنم توجه کنید
شما دارین به مردی از علفزار نگاه میکنین مردی که تن و بدن داره
امروز به زمین فوتبال بیایین تا صحنه های بیش از 50 فیلمو ببینین
ویسکی دوبل ما فقط ویسکی خونگی داریم
آب داری؟ - بله خونگیه؟ - بله پس یه برندی بهم بده -
شاید بعضیاتون دوست داشته باشین با من کار کنین
من ساعتی 100 دینار میدم
تکرار میکنم ، کسی دوست داره با من کار کنه؟ - من هستم -
بلند شو باهام بیا - من موتور دارم گور بابای موتور -
اهل این شهری؟ - نه اما من مال اطراف اینجام -
چیکار میتونی انجام بدی؟ شغلی داری؟ هیچ مهارتی داری؟
قراره حقوق بازنشستگی بگیرم - تبریک میگم جدا . اینقدر جوونی و بازنشسته شدی؟ -
جوونای امروزی هر بهوونه ای واسه فرار از کارای سخت میارن
نه ، بابام مرده . حقوق بازنشستگی اونو میگیرم موتورم از اون ارث بردم
خیلی دوست دارم باهات کار کنم - اما چه کاری ازت بر میاد؟ -
هیچ مهارتی داری؟
آموزش لوله کشی دیدم - من لوله کشی واسه سوراخ تو کله م لازم دارم -
به موتورم علاقه دارم - میتونی با موتور شیرین کاری کنی؟ -
نه - اصلا هیچ مهارتی نداری؟ - چرا چرا دارم -
چی مثلا؟
اینو میزنم - تنها هنرت همینه و اینم نمیتونی بزنی؟ -
توش آشغال گرفته - تو از روانشناسی سردرنمیاری -
اگه میخوای از مردم پول بگیری باید بتونی هرکاریو بهتر از اونا انجام بدی
مردم معمولی رو تو فیلما دیدی؟ نه
من بازیگر فیلمم؟ آره
پس هرچقدر پول که بخوام میتونم از مردم بگیرم
بگیرش
ترسوندمت؟
به این میگن روانشناسی
روانشناسی توده ها مردم هنرنمایی دوست دارن
کسی به لوله کشی اهمیتی نمیده که نمایش کجاست؟ که چی لوله ، آب ، گه
حالا اینجا رو نیگا اسبایی با ساز و برگ کامل
No comments yet. Be the first to leave one.