200 บรรทัดแรก
=سلسله چین=
=قسمت هشتم=
.امسال 32سالمه
، اگه درست یادم باشه
.چهارسال ازم بزرگتری
.ممنونم که به یادم بودین، اعلیحضرت
.سنی ازم گذشته
.الان 36سالمه
.سن خوبی برای خدمت به کشوره
دوست دارم سمت
.وزیر امور سلطنتیُ برعهده بگیری
.امیدوارم رد نکنی
اعلیحضرت
وزیر امور سلطنتی
.امور قبیلهی یینگُ برعهده داره
.موقعیت مهمیه
.به اندازه کافی شایسته نیستم
.جرات تصدی این منصبُ ندارم
به جاش چی میخوای؟
.جهانُ
جهان؟
.میخوام صدراعظم جهان بشم
.اعلیحضرت به کمکم نیاز دارن
تنها کسی هستم که میتونه ،قویترشون بکنه
.و ایشونُ تبدیل به پادشاه جهان بکنه
انتظار نداشتم
.انقد بلندپرواز باشی
.همین طوره
.میچُن» به اندازه تو بلندپرواز نیس»
جناب «یانگچواَن» میتونن به اعلیحضرت کمک کنن تا پادشاه جهان بشن؟
وقتی اعلیحضرت پادشاه جهان بشن
من میشم صدراعظم جهان و
.شما میشین ملکه دواگر جهان
اسمتون در تاریخ نوشته میشه و
.مورد تقدیر نسلهای آینده قرار میگیرین
.این تمامِ حرفمه
.افراد
برای صدراعظم
.یه کاسه سوپ عسل گرم بیارین
.صدراعظم مدتهاس اینجان
ادبتون کجاس؟
برادر
یکی از آرزوهای پدربزرگ در بستر مرگ
این بود که مردان چین به فکر .تاسیس یه امپراطوری باشن
،میخوام خواسته اجدادمون برآورده کنم
.اما میترسم توانایی کافی نداشته باشم
.به کمکت نیاز دارم
.اعلیحضرت خواستهی بزرگی دارن
.قطعا تمام تلاشمُ میکنم
،در مورد امور سلطنتی
فقط میتونم با سپردن به تو احساس .آرامش بکنم
صرفنظر از سوءتفاهمهای گذشته مون
.ما برادریم
در این صورت
.جرات نمیکنم پیشنهاتونُ رد کنم
ممنون ، اعلیحضرت
.بلند شو
بنشین
ملکه دواگر، سوپ عسلی که بهم دادین
.خیلی شیرینه
.بیا، بذار نوشیدنی دیگه ای بخوریم
از اونجا که طرف اعلیحضرت هستم
،مطمئنا به نفع خاندان سلطنتی کار میکنم
.و تمام تلاشمُ برای چین انجام میدم
.نگران نباشین
میدونم
.باید چکاری انجام بدم
چرا نمینوشین، ملکهی من؟
.میخوام به سلامتیتون بنوشم
حتی اگه خلاف آداب ورسوم باشه
.میشه امروز استثنا قائل شد
.من مرخص میشم
.صحبت خوبی داشتیم
.امیدوارم قولتونُ فراموش نکنین،صدراعظم
.آیندهگان تحسینتون میکنن
،اگه میخوای بمیری
!نباید اینطور بمیری
خواهر
ساکت
چطور میتونم همچین برادری داشته باشم؟
سعی کردی صدراعظمُ ترور کنی؟
و حتی ازم مخفیش کردی؟
اگه اعلیحضرت و لوبووی
نسبت بهم باملاحظه نبودن
میترسیدم نه تنها خودتُ به کشتن بدی بلکه
کل قبیلهی میُ
.همراه با خودت پایین بکشی
،با این حال
اینکارُ فقط بخاطر خودم کردم؟
لوبووی» اون تاجرِ بیوجدان»
با پاشاده دست به یکی کرده
و منصب صدراعظمیُ که
.پادشاهِ فقید قولشُ بهم داده بودنُ، دزدیده
.خواهر بهش فکر کن
.موقعیت ملکه، به کس دیگه رسیده
.مقام صدراعظمی دست یکی دیگهست
.حتی وارث تاج و تخت دست شخص دیگهست
از حالا به بعد قبیله مون
چطور میتونه قدرتشُ در چین گسترش بده؟
!تحمل کن
عدم تحمل، در امور کوچیک باعث شکست .برنامههای بزرگ میشه باید اینم یادت بدم؟
تحمل کردن؟
تا کی باید تحمل کنم؟
تا روزی که
اعلیحضرت سلامتیشونُ
.از دست بدن
یا تا وقتی که رابطهی اعلیحضرت
. و لوبووی از بین بره
بعد از اون
.نمیتونن به تنهایی کار کنن
.فعلا در سکوت قدرتتُ جمع کن
،وقتی زمانش رسید
.چُنگجیاو» رو پادشاه میکنیم»
اون موقع
قبیلهی می ما
.واقعا صاحب اختیار میشه
.قصد دارین به سرزمین خارجی برین
به چه کسی اعتماد کنم؟
باید چکار کنم؟
.علاقهی من به پادشاه از بین نمیره
.تعجب میکنم پادشاه چکار میکنن
.فرستادهی محترم، عکسالعملی نشون نمیدین
موسیقیه چو
خوب نیست؟
.گستاخ بودم، منو ببخشین
نمیتونم بگم
.موسیقیه چوخوب بود یا نه
.مضطرب بودم
.به همین دلیل گستاخی کردم
پادشاه جوِ شرقی شما رو برای جواب تحت فشار قرار دادن، درسته؟
جناب چواَنشُن
فکر میکنین حالا میتونیم ارتشُ اعزام کنیم؟
اعلیحضرت
.روزهاس دارم فکر میکنم
تصمیم نگرفتم که اینکارُ .انجام بدیم یا نه
.وزیر قبیلهی سلطنتی
خانواده های چو،جینگ و جائو
چه گفتن؟
اونا تصمیمشونُ گرفتن؟
.هنوز جواب ندادن
،اعلیحضرت،اگه عجله دارین
.دوباره بهشون فشار میارم
فقط اینکه نمیخوام بیش از حد .تحت فشار قرار بگیرن
فرستادهی محترم، شنیدین؟
.اینطور نیس که مایل به اعزام نیرو نباشم
.موضوع حمله به چین مسئلهی مهمیه
.فقط تصمیم من نیس
، از اونجا که چو قصد اعزام نیرو نداره
.مرخص میشم
صبر کنین ، فرستادهی محترم
.اعلیحضرت نگفتن، ارتشُ اعزام نمیکنن
،در بین ایالات
به غیر از چین
فقط چو و چی
.ایالت بزرگی هستن
،اگه مایل به اعزام ارتش باشن
.امید به پیروزی در برابر چین وجود داره
.درسته
.جناب «چواَنشُنگ» حق دارن
،اگه چی مایل باشه باهامون متحد شه
.ارتش چو نیروهاشُ اعزام میکنه
.پس موضوع حل و فصل شدهست
،بسیار خوب، اعلیحضرت .جناب چواَنشُن
در مورد وضعیت فعلی
فکری دارین، صدراعظم؟
شش ایالت از روش انتظار و دیدن .استفاده میکنن
اگه یه ایالت دعوتِ جوِ شرقیُ قبول کنه
.ایالات دیگه هم از این الگو پیروی میکنن
،اگه قبل اعزام نیرو به جنگ صبر کنیم
سربازا و شهروندامون .قطعا آسیب میبینن
، در حالی که ایالات دیگه هنوز بلاتکلیفن
،بیایین اول حمله کنیم
. و ایالت جوِ شرقیُ نابود کنیم
.اول: شش ایالت شُکه میشن
.دوم: مانع تشکیل اتحادشون میشه
ایالتشُ نابود کنیم؟
باعث سرزنش شش ایالت نمیشه؟
.نمیتونیم اهمیت بدیم
فقط با نابودی سریع اون ایالت
.میتونیم جلوی مشکلات بعدیُ بگیریم
.نقشهی خوبیه
نقشهی من و شاهزاده جُنگ
.شبیه هم بود
،وقتی مطلع شدم
.شاهزاده جُنگ پیشم بود
.جُنگآر» خیلی جوانه»
اما همچین بینشی داره؟
.بله
از زمانی که شاهزاده جُنگ و ملکه اومدن
.بهم دستور دادین بهشون آموزش بدم
.جرات نکردم سرپیجی کنم
گفتوگوهای عمیقی با ،ایشون داشتم
فکر می کنم
.شاهزاده جُنگ استعداد پادشاهیُ دارن
.یک جانبه صحبت میکنی
«پسر کوچکم «چُنگجیائو
.هم باهوشه
باهوش بودن
به این معنی نیس که اون فرد .استعداد پادشاهی داره
حرفها و عملکرد شاهزاده جُنگ
No comments yet. Be the first to leave one.