200 บรรทัดแรก
قهرمانی نونهالان مینهسوتا منتظر برندهست
هر دو تیم جوری بازی میکنن که انگار فردایی وجود نداره
دولوث، در منطقه "هاوکس"
دنبال فرصتی برای بردنه. فقط چند ثانیه باقی مونده
یه پاس به خط آبی داده میشه. گوردون بمبی توپ رو میزنه
بمبی! تک به تک شده
از خط آبی گذشت، کاملاً تنها برای یه شانس برد
"فاکس" از تیم دولوث از پشت کشیدش و انداختش زمین
فاکس قطعاً از پشت کشیدش و این میتونه
بله، داور اعلام پنالتی میکنه
عجب بازیای
سلام گوردون، همه چیز به تو بستگی داره
نمیخوام بعد بازی کسی رو اینجا ببینم که باعث باخت شده باشه
فهمیدی؟ حالا، اگه این ضربه رو گل نکنی
فقط من رو ناامید نمیکنی، کل تیمت رو هم ناامید میکنی
الان تو موقعیت خیلی پراسترسی قرار گرفته
۱۹۷۳ مسابقات قهرمانی ایالتی نونهالان
حالا روی شونههای ظریف شماره ۹، گوردون بمبی، سنگینی میکنه
گوردون! گوردون
گوردون! گوردون! گوردون
یالا پسر! باریکلا
زد به تیر دروازه! در حالی که میتونست بازی رو ببره
چه ضدحالی
گوردون بمبی کوچولو شانسش رو داشت
تنها کاری که موکل من کرد، تلاشی بود برای دادن چیزی که خودتون میخواستید
مگه نه؟
این مرد برای طمع شما، سرش رو بالای دار برد
اعتراض دارم. جناب قاضی؟
هر دو وکیل بیان جلوی میز قاضی؟
داره چیکار میکنه؟
چیزی ندارم بهت بگم
فقط میخوام منتظرشون بذارم
پس جوری سرت رو تکون بده که انگار دارم چیز مهمی میگم
آقای بمبی؟ گوردون، داری چیکار میکنی؟
برو اونجا و وکیل من باش. عالیه
این کار دیوانهاش میکنه و من عاشقشم
کراوات قشنگیه فرانک. دیروز هم همین رو نبسته بودی؟
اوه، آقای بمبی، خیلی خوشحالم که تونستید بیاید
لطفاً خودتون رو به بازجوییهای مرتبط محدود کنید
جناب قاضی، قابلیت اجرای قصد اجتماعی
در برابر اقدام فردی کاملاً اثبات شدهست
من به پرونده "مینیاپولیس علیه هیگینز" استناد میکنم
که در اون دادگاه تجدید نظر، حکم قاضی رو لغو کرد
قاضیای که اجازه نداده بود شهادت مشابهی داده بشه
حالا اگه اشتباه نکنم، اون قاضی... شما بودید
مگه نه، قاضی ودرز؟
حق با شماست وکیل. اعتراض رد میشه
اوه بمبی، واقعاً برای این پرونده پستتر از همیشه شدی
بهم بر خورد فرانک. تو اصلاً خبر نداری من چقدر میتونم پست بشم
منظورم اینه که با باختن مشکلی ندارم، فقط میخوام عادلانه ببازم
عادلانه باختن هم هنوز همون باختنه فرانک. باید همیشه دنبال برد باشی
پس عدالت چی؟ اون مرد باید الان تو زندان باشه
وظیفهی تو بود که بندازیش اونجا. سر من خالی نکن
دفعه بعد کارتو درست انجام بده فرانکی پسر
بر صفر! من هنوز شکستناپذیرم. پس پرونده فریزیر چی؟ ۳۰
اون یکی رو حساب نمیکنیم چون با تندنویس دادگاه ریختم رو هم
همونی که میگفتی هیکل هوشمندی داره؟
خودِ خودشه
تلفن اردکی زنگ نخورد؟ هنوز نه
منتظر چیه؟ تهِ دادگاه دیدمش
یه تشویقی، چیزی نباید به ما بدی؟
آقای تولبرت بلیتهای ردیف اول بازی امشب "نورث استارز" رو فرستاد
هاکی؟ بیخیالش شو
گوردون، اینم تحقیقات پروژه پرلستاین
میتونی شروع کنی؟ جین
نمیبینی دارم کیف میکنم؟ امروز ۳۰ بر هیچ شدم
بر یک. تایپ کن جینی، حرف نزن ۳۰
دفتر آقای بمبی
بله. داکسورثه. حق با توئه. میخواد ببینتت
ها ها ها! خیلی ممنونم آقای داکسورث
چیزی نبود آقای داکسورث. کواک کواک کواک، آقای داکسورث
گوردون، امروز هم کارت عالی بود
ممنونم قربان. فقط یه چیز
امتیاز بگیر، ولی زیادی شلوغش نکن
مطمئن نیستم منظورتون رو متوجه شده باشم قربان
اینجا یه بیزنسه، بازی نیست
دفعه بعد، کمی خویشتنداری لازمه
هی مرد، دست از سرم بردار
دارم تمام تلاشم رو میکنم
داری دهنم رو سرویس میکنی، اصلاً مراعات نمیکنی
همنوعت رو فراموش کن، آره، آره، اوهوم
همین الان ماشین رو بزن کنار، سمت راست
اصلاً خوب نشد
هی مرد... پلیس: گواهینامه، لطفاً
میتونی صدای ضبط رو کم کنی؟ حتماً
فکر کنم یه کوشولو بلند بود
یه "کوشولو"؟
خیلهخب، میبرمت کلانتری
تست تنفس، خون یا ادرار؟
نه مرسی، سیرم
بسیار خب، از ماشین بیا بیرون. همین الان
اتهامات آقای بمبی عبارتند از رانندگی در مستی
رانندگی با بطری باز الکل و به خطر انداختن جان دیگران
و فکر کن که نزدیک بود امروز صبح تو خونه بمونم
فرض میکنم خودت وکالت خودت رو بر عهده میگیری؟
دوازده تخلف رانندگی در عرض سه سال؟
تو چطوری هنوز گواهینامه داری؟
خب، بیایم سر اصل مطلب. با چی روبرو هستم؟
تعلیق گواهینامه؟ جریمه؟ چی؟
بله، مگر اینکه دفتر دادستانی
بهت اجازه بده که به اتهامات سبکتر اعتراف کنی
اما این فقط به عهده دادستانه
شهرداری مینیاپولیس مایل به توافق برای تخفیف مجازات نیست
در این پرونده، جناب قاضی
هوم. باید همیشه دنبال برد بود، مگه نه گوردو؟
متهم با التزام شخصی آزاد میشه
آقای داکسورث. شما اینجا چیکار میکنید؟
من صاحب اینجام. تو چطور؟
فقط دارم چند تا پرونده رو بررسی میکنم. قضایای مربوط به قانون ریکو
اوه، فکر کردم شاید داری برای دفاع از خودت تحقیق میکنی
در برابر اتهام رانندگی در مستی و به خطر انداختن جان دیگران
فکر کردی نمیفهمم گوردون؟
دلیلی نداشت شما رو نگران کنم قربان. اونا هیچ مدرکی ندارن
فرانک هادی فقط میخواد پوستم رو بکنه
یه راه در رو پیدا کردم. میخوام اعلام بیگناهی کنم
گوردون، بس کن. راه در رویی در کار نیست
محاکمهای هم در کار نیست. اجازه نمیدم
نام نیک این شرکت رو به لجن بکشی
با قاضی ودرز صحبت کردم
و اون موافقت کرد که رسیدگی به پروندهات رو معلق کنه
تحت چه شرایطی؟
آزادی مشروط، تعلیق گواهینامه رانندگی
و ۵۰۰ ساعت خدمات اجتماعی
و مرخصی اجباری از شرکت
مرخصی اجباری؟ اون نمیتونه این کار رو بکنه
اون نمیتونه جلوی کار کردن من رو بگیره! اون نمیگیره، من میگیرم
این شرط من بود. گوردون، تو به استراحت نیاز داری
زیادی غرق کارت شدی. اما قربان، کار من تمام زندگی منه
نکتهام دقیقاً همینه
خدمات اجتماعی برات خوبه
بهت شفقت، بازی جوانمردانه و چطور همرنگ جماعت شدن رو یاد میده
خدمات اجتماعی؟ این وحشتناکه. بهش عادت میکنی
و امیدوارم وقتی برمیگردی آدم بهتری شده باشی
و همینطور وکیل بهتری
واسه همینه که حقوقت رو قطع نمیکنم
و برات یه راننده ردیف کردم
۷۰ میدونی، اوایل دهه
راننده اتوبوس تور گروه "گرند فانک ریلرود" بودم
پسر، عجب زندگیای بود. دخترها، مهمونیها
آمپلیفایرها تا هشت میلیون دسیبل بلند بود
دکتر گفت اون همه موسیقی بلند به شنواییم آسیب زده
۸۰ اما پشیمون نیستم. به جز برای دهه
چطور تونست این کار رو با من بکنه؟
خدمات اجتماعی... مربیگری هاکی
یکی پیدا کردم! دارم میام بیرون
کارپ، بالاخره برای یه بار هم که شده تو زندگیت یه چیزی پیدا کردی
"دیو آشغالی" وارد میشود
نظرت چیه؟
قشنگه کارپ، به چشمات میاد
میخوای بذاری همینجوری بهت تیکه بندازه، کارپ؟
نه. یادم بنداز کلهات رو بشکنم، اورمن
ممنون پیتر. خیلی ممنون. گرفتیش؟
آره! همونجاست! آره
بیا اینجا پیتی. بیا پسر
یه کم فلفل که گرمت کنه رفیق
اوه آره، خوبه. اوه آره، نگاه کن
باورم نمیشه قوطی رو هم خورد
بو میکشه
دوباره بو میکشه. دنبال یه جای عالی میگرده
یکم دیگه بو میکشه. وا میسته
فکر کنم خودشه! داره دور خودش میچرخه
نشست! گل کاشت! یس! موفق شدیم
یه بارِ کامل
بوی گند میده
یالا، یالا، دلار رو بده به من
زود باش دیگه. دارم عجله میکنم، خب؟
برو، برو، برو! آره! ایول! بریم تو کارش
اوه بیخیال. وایستا
یس! ایول! شروع شد
آره. بازم توش هست
داره باهاش میره
این یارو حقشه هر چی سرش بیاد
اوه بچهها، ما رو دید
اوه خدای من
زمین بازی باید همین دور و برا باشه
فقط دنبال تابلویی بگرد که روش نوشته "جهنم شخصی"
چطور تونست این کار رو با من بکنه؟ من از بچهها متنفرم. اونا به زور آدم حساب میشن
یالا! بیا اینجا
آرومتر، لطفاً
هی، لطفاً، بیخیال. نیازی به این کار نیست
بیا حرف بزنیم. من دوستتم، مگه نه؟
یالا گلدبرگ، حداقل سعی کن جلوش رو بگیری
دیگه از دنبال پاک دویدن خسته شدم
مواظب باش مرد. اون دفعه نزدیک بود بخوره به من
گلدبرگ، تو دروازهبانی. قراره توپ به تو بخوره
این حرف برای کس دیگهای هم احمقانه به نظر میاد؟
یا خدا. این همون تیم هاکیه
برو روی یخ
چیزی نمیشه
من نمیترسم. یالا
نمیدونی داری چیکار میکنی. فکّت رو ببند، کارپ
به دردسر بزرگی میافتیم. شل کن، خب؟
خودم ردیفش میکنم. اینا مواد مخدرن، مطمئنم
هی رفیق. معلومه که محله رو اشتباه اومدی
اینجا قلمرو منه
اینجا منطقه ممنوعه برای مواده، فهمیدی؟
ما هیچی نمیخریم. امروز حالم خوبه و بخشندهام
واسه همینه که میذارم اون باسن وانیلیِ درب و داغونت رو از اینجا ببری بیرون
قبل از اینکه از حدقهی چشمات به جای توپ هاکی استفاده کنیم
ممنون داداش، ولی تا کارم رو انجام ندم برنمیگردم خونه
No comments yet. Be the first to leave one.