200 บรรทัดแรก
پاريس، 1993
ترسيدي؟
.اين فقط يهکمي بزرگتره
اولين اجرايِ من .تويِ اينجا انجام شد
.خيلي قشنگه .مثلِ سفينهيِ فضايي ميمونه
.آره
يک سال قبل
.عکسها رو گرفتم .خوب افتادن
قراره هفتهيِ آينده .بازم باهات مصاحبه کُنن
آخه اونها تويِ تو چي ميبينن؟ !تو که شبيه ميمون هستي
!مرسي از حُسنِ نظرت
.آره، زياد بد نشدن
ولي به هر حال .نميتونم برم اونجا
.«چون دارم ميرم «روماني
روماني»؟» !بازم يه پروژهيِ جديد؟
!واي، بازم مامان کُفرش درمياد .سابرينا»، نگاه کُن»
بهنظرت اين تازهست؟ .چشمهاشو نگاه کُن
حالا علتِ رفتنت چيه؟
.آخه از «پاريس» خسته شدم
قصد دارم واسه مريضهايِ بيمارستانها .و بچههاي يتيم، برنامه اجرا کُنم
احساس ميکُنم دوست دارم .يه نگاهي به اونجاها بندازم
پس دانشگاه چي ميشه؟
!طوري رفتار نکُن که انگار خواهر بزرگهاي !تو فقط 2 دقيقه ازم بزرگتري
!من هيچ کاري نکردم !بذاريد برم
!«اسماعيل»
حالا چرا «روماني»؟
چرا که نه، مامان؟
!تو هيچوقت خريدکردن ياد نميگيري !بيا خودت بوش کُن
!چشمشو ببين، دخترم
.ماتـه، مامان
حالا قراره با کي بري؟ - .با سازمانِ بينالملليِ معلولين -
.من که اصلاً سردرنميارم
آخه چرا همينجا باهاشون کار نميکُني؟
مگه انقلاب رو تويِ تلويزيون نديدي؟
هيجانانگيزه، مگه نه؟
تو هيچوقت نميتوني .آروم و قرار بگيري
.آخه اين زمانهيِ مهميه .پس ميخوام اونجا باشم
و بعدشم برم «مسکو». چون معتقدم .جهان بزرگترين آکادميِ سيرکه
موضوع چيه؟ - .«داره ميره «روماني -
.نه برايِ مدتِ طولاني، عمو جان
.شما نميتونيد جلوشو بگيريد .اون آدمِ يکجانشيني نيست
«چون خونِ «الجزايري .در رگهاشه
يا شايد حتي .چيزي بيش از اون
!راست ميگه - !آره -
بخارست»، 2 ماه بعد»
.قطار اومدش .حالا ميخوام يه چيزي يادتون بدم
!«فرار کُن، «يونِل
،حواست کجاست !مرتيکهيِ گُه
.متأسفم، آقا - !«فرار کُن، «کريستي -
.سلام
بهتره حواستون .به کيفجيبيتون باشه
ما که الان تويِ يه .شهرِ کوچيک نيستيم
.اين «ليويا»ست
ليويا» هم» .يه مددکارِ اجتماعيه
.از اونطرف
.کمکم کُن
.من ميترسم - !بپر -
.آخه ميترسم - !اونها دارن ميان. بپر ديگه -
.نميتونم
!ولم کُن، حرومزاده !اميدوارم بري به جهنم
رضوان»، همهچيز روبهراهه؟»
.يه آبجو بده
خُب، اوضاع چطور بود؟ - .فاجعه بود -
تويِ بعضي از يتيمخونهها .حتي هيچ غذايي وجود نداره
... آخرين نمايشي که اجرا کردم
.عاليه - !مرسي، پروفسور -
من نيازي ندارم .زياد با بچهها صحبت کُنم
شما «رومانيايي» نيستين؟
.نه، من «ايتاليايي» هستم
چند وقته اينجايين؟ - .حدودِ 2 سال -
.البته گاهيوقتها همراهم نمياد .آخه نميتونه خيلي چيزها رو تحمل کُنه
.البته - .اگه ميخواي، چند روزي پيشِ ما بمون -
.حتي ميتوني تا 2 ماه هم بموني - .نه، مزاحم نميشم -
تويِ محوطهيِ پارکينگِ ماشينها .ماشين زياد هست
ساندويچ ميخورين؟ - .نه، ولي منتظرت ميمونيم -
.کولهتو بده به من
!کلهپوک
اون کجاست؟
.برو پيِ کارِت «موشو»، وگرنه ميکُشمت .اون بچهها به اندازهيِ کُلي پول ميارزن
.واسم اهميتي ندارم. بهتره از فاضلابِ من قُرشون نزني .اونها اعضايِ گروه من هستن
!ولي منم داداشتم، ابله
!يه نگاه به سر و وضعت بنداز !حالِ آدمو بههم ميزني
.تو هم آخر و عاقبتِ خوشي نخواهي داشت !معتادِ مفنگيِ کيري
،«موشو» .اونها «يونِل» رو گرفتن
.ميدونم
.يه آبجو بده به من
.مرسي
سه دلار داري؟ !من کارم خوبهها
ببخشيد؟
!واست خوب ساکش ميزنم !يالا پولو بده بهم
مگه ديوونه شدي؟
!مرتيکهيِ گُه
اسمت چيه؟
!برو کونتو بده
!«ميلود»
يعني ميگي اون دختره چسب ميکِشه؟
.و همينطور لاستيک و لاک .همهشون حکمِ موادِ مخدر رو دارن
.ولي آخه اون حدوداً 12 ساله بود !اونوقت ميخواست واسم دهني بزنه
هيچوقت نفهميدم ياروها معمولاً چطوري .خارجيها رو تشخيص ميدن
بهنظرت اين طبيعيه؟
مگه هيچوقت تا حالا از فحشايِ کودکان چيزي نشنيدي؟
!آره، ولي ديگه نه اينجوري - پس پيشِ خودت چطور تصورش ميکردي؟ -
.ليويا» بهترين اتاقو انتخاب کرده» .دستشويي رو ببين
.خلاصه همهچيز رديفه .بيا
.من رويِ مبل ميخوابم
.خيلي وحشتناک بود
هنوزم داري به اون دختربچه فکر ميکُني؟
.آره
.اينم يکي ديگه از موهبتهايِ «چائوشسکو»ئه
اون رفاه رو فقط به خانوادههايِ .طبقاتِ ممتاز ارمغان داد
تا اينکه آخرش کُلِ سيستم .فروپاشي شد
شهر پُره از بچههايي که .از منزل فرار کردن
،و اين بچهها تويِ خيابونها، فاضلابها .ايستگاههايِ قطار و مترو، ازدحام ميکُنن
،«بهشون ميگن : «بوسکِتاري .«يعني «بچههايِ فاضلاب
يعني نميشه واسشون کاري کرد؟
.ما هر روز داريم سعيمونو ميکُنيم .ولي به همين آسونيها نيست
.اونها خشن و تهاجمي هستن - .عينهو حيواناتِ بهدامافتاده ميجنگن -
.ما همهشونو ميشناسيم .اون دختري که ديدي، اسمش «آلينا»ست
.که يکي از شکنندهترين بچههاست
.برو کمي بخواب
.آره، خيلي خستهمه .بابتِ چايي ممنونم
ولي فردا چکار ميکُني؟
.فردا ساعت 10 ميام مرکزِ امورِ اجتماعي - ... آخه ميدوني -
ميدونم، رئيست .تويِ اون ساعت حضور داره
.مرسي و شب به خير
.ملحفهها رويِ کاناپه هستن - .عاليه. مرسي -
.مرسي
!کيرليس
!کيفه رو بقاپيد
کريستي»! دوباره داشتي» چشمچروني ميکردي؟
،اگه پول ندي .نميتوني تماشا کُني
.تماشا نميکردم - !از جلويِ چشمم گُمشو -
ببينم، باز با خودت .چکار کردي
.هيچي
.اون مَرده اينو بهم داد .من از موسيقيِ «راک» خيلي خوشم مياد
ولي اون ازم خواست .با اين آهنگه برقصم
خوشت مياد؟ دلت ميخواد امروز بريم؟
من ميدونم چه قطاري رو .بايد سوار شد
!برو کونتو بده !اينقدر رو مُخم نباش
،«ليويا» ميدوني «ميلود» کجاست؟
.نه
آخه رأسِ ساعتِ 10 .قرارِ جلسه داشتيم
.معذرت ميخوام .متأسفم
منو يادته؟
.تويِ ايستگاه قطار، ديروز
.صبر کُن
.من «ميلود» هستم
!بايباي
!برو کيرم دهنت
!حواستون بهش باشه
!توپ رو پاس بده
!«ماريا»
!«ايليه»
.من به يه جادوگر برخوردم
اون اهلِ يه جايِ .خيلي دوره
.فقط هم توپکهايِ سفيد ميخوره
!پس لابد بطريِ پلاستيکي ميرينه
!قسم ميخورم - .خُب پس نشونمون بدش -
،آخه رفت .چون کار داشت
ولي بهم قول داد .بعداً منو همراهش ببره
!«ويورِل»
.من گشنهمه .الان 2 روزه که هيچي نخوردم
تقصيرِ توئه که شکمم !داره بالا مياد
!يالا کمي پول بهم بده
!داري چه گُهي ميخوري، پفيوز؟
!کافيه !تمومش کُنيد
!تئا»، بسّه ديگه»
!برو کونِ خودت بذار
!تلافيشو پس ميدي
!جلقو
!يالا کيرم دهنتون
،توپ رو پاس بدين !گوش بَلبَليها
اين همون ميدانـيه که .رؤيايِ ديدنشو داشتي
تمامِ بچههايِ دانشگاه من .اينجا بودن
.ما داشتيم هوايِ تازهاي تنفس ميکرديم .مردم واقعاً به باور رسيده بودن
.چائوشسکو» درست اونجا بود»
مأمورها هم داشتن .از اونطرف شليک ميکردن
خُب، اوضاع چطوره؟
پس دوباره همديگه رو .پيدا کردين
.اون همين الان رسيد، 2 ساعت قبل .اول اون رسيد
.رفته بودم ايستگاه قطار
بهنظرت بهش بگيم؟ - .آره -
قراره که من .کمي بيشتر بمونم
،منزلِ ما که خاليه .پس ميتونه بازم پيشمون بمونه
از نظرِ تو ايرادي نداره؟ - !چرا -
!نه
!بهتون چي گفته بودم؟
!تئا» رو نگاه»
اين احمقه ديگه کيه؟
!«ميلود»
!«من ... «پاريس
!«بخارست» و تو؟
.«استالپو» - نشون بده کجاست؟ -
.اينجا
و تو؟ - .«آفوماتي» -
و تو؟ - .«بولبوکاتا» -
و تو؟ - .«ويدِله» -
نشون بده کجاست؟
و تو؟ - .«اورزيچه» -
و تو؟ - .«کالوگارِني» -
No comments yet. Be the first to leave one.