Romulus - Second Season

Romulus - Second Season

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Romulus S02e04 720P Web-Dl
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
เผยแพร่เมื่อ: 2023-11-15
ดาวน์โหลด: 10
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

168 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

وايروس

وايروس

من مردم ؟

تو اومدي به استقبالم ؟

تو در نبرد پیروز شدی

يموس

سابین ها فرار کردند

کسي که بهت تير زد الان مرده

خودم با دستهاي خودم کشتمش

اما تو باید زندگی کنی

باید زندگی کنی

مردم ميخوان به يموس اداي احترام کنند

طوري حرف ميزني انگار مرده يموس نفس ميکشه

تا کي ؟

هادس ميگه نميتونه نجاتش بده

برادر من زنده است

نگاش کن

مي بيني ؟

هنوز توي رگهاش خون جاريه

میدونم که هردوتون چقدر همديگرو دوست داشتيد

ولي بايد رهاش کني

تو پادشاهی

مردم بايد صداتو بشنوند

ميخواي چي بهم بگي ؟

بگم از امروز صداي اون متعلق به تويه

اگر هر کاري باشه که يک آدم يا خدا بتونه براي زنده موندن يموس انجام بده

بايد انجامش بدم

- اون مرده؟ - او نمی میره

هنوز فکر ميکني بهت دروغ گفتم ؟

من به آنچه می بینم ایمان دارم

تو گفتي يکي از ما بايد بميره ولي هر دوي ما زنده ايم

اگر چيزي که تو ميگي درسته پس چرا مردمت دارند گريه مي کنند ؟

يموس خوابيده . آهن سينه اش را سوراخ کرده

و هيچکدوم از ما نمي دونيم چطوري بدون در خطر انداختن جانش اونو از بدنش خارج کنيم

من نميتونم کمکتون کنم

تو از سرزمين توسي اومدي

مردم شما هنر نجات دادن اونو بلدند

اونها آدمهاي مقدسي هستند که در شهر زندگي نمي کنند

تو راهي که به اونجا برسه را پيدا نمي کني

نه به تنهایی

اما تو اون راهو بلدي ارسيليا

من بچه بودم که خدا منو انتخاب کرد

من هرگز در رودخانه قایقرانی نکردم

حالا قراره بکني

ما مردم تو رو پيدا خواهيم کرد

دوباره می ترسی، وایروس

فکر کردی پادشاه واقعي اونه و حالا نمی خواهی تنها باشی

به چيزي فکر کن که بهترين باور را بهش داري

حالا بخواب فردا صبح راه ميفتيم

واقعا کسي هست که بتونه نجاتش بده ؟

نه، ویبیا

هيچکس کسي را که مقدر شده بميره را نميتونه نجات بده

آلبا، سرزمین سی پادشاه

اون بخاطر پادشاهش مرد اون مرد چون شما ازش دفاع نکرديد

شما قسم خورده بوديد که تا پاي جان براش بجنگيد

و با اين حال برگشتيد به اينجا

حالا بايد با شما چکار کنم ؟

شما زندگي خودتونو به اون ترجيح داديد

چطور ميتونم هنوز بهتون اعتماد داشته باشم ؟

چرا شما با سابوس نمرديد ؟

ازتون فقط يک سوال پرسيدم

سابوس بیش از حد به مکر خود ایمان داشت

اگر کمتر مغرور ميشد الان زنده بود

اما حالا پادشاهان رم به خودشون مي بالند که ارتش شما را شکست دادند

سرزنش مرده آسونه

براي من هميشه گفتن حقيقت آُسونتره

تعداد ما کم بود ولي تا جايي که تونستيم جنگيديم

بيست نفر مرگ بيشتر براتون افتخار بيشتري داشت ؟

تو دستور عقب نشيني دادي ؟

من اين کارو کردم و دوباره هم اين کارو ميکنم

اونها حالا دشمنانشون را مي شناسند

وقتي بقيه افراد آماده بشند نفرت خودشون را وارد جنگ خواهند کرد

از زندگی، به مرگ

و از مرگ به زندگي

ما هر کاري ازمون خواستي انجام داديم

من باهاش مهربان خواهم بود

به جايي که بخواد راهنماييش ميکنم

ولي وقتي اعتمادشو جلب کردم

توي جامش مرگ مي ريزم

افرادتو براي سفر انتخاب کردي ؟

پنج نفر .. ششميش خودمم

تو توي رم ميموني

تو گفتي هر کاري براي زنده موندن اون انجام ميدي

برای من هم همینطوره

یموس به من یاد داد که فراموش کنم و زندگی کنم

چرا دستور دادي منو ببندند ؟

از نظر مردم من تو يک دشمني نميتونم ازشون بخوام بهت اعتماد کنند

ما توي سفر نه اسکورتي داريم نه سفيري

دشمنامون نبايد بفهمند که رفتيم

تا وقتي برگرديم تو حاکمي

بريم

بريم

تو کي هستي ؟

ميدوني کي هستي ؟

يا بدون کاهنانت ديگه هيچي نميدوني ؟

حتي بدون اونها ، هنوز هم تو يک پادشاهي

تو تیتوس هستی و يک خدایی

برش دار

صبر کن

بهت گفتم حذفش نکن

میدونی؟

ولی الان میخوام نگهش دارم

درباره من چی فکر میکنی؟

وقتی ازت سوال میپرسم باید جواب بدی

من پدرتو کشتم و دارم با پسرت ميجنگم

چرا نمیگی که از من متنفری؟

چه فايده اي داره که چيزيو که ميدوني بهت بگم بگو از من چي ميخواي ؟

حتي اگر با پسرت در حال جنگ باشم

تو نبايد از من متنفر باشي

چون من عادلم و اون باارزشترين چيزي را که من داشتم برده

اون چيه ؟

ميتوني جلوي خودش حرف بزني

من نميخوام چيزيو ازش مخفي کنم

افراد تو به يک رهبر جديد احتياج دارند

بدن سابوس هنوز گرمه

وقتي گريه ام تموم شد انتخاب ميکنم

اون مرد

سرويوس

جوری بهت نگاه کرد که انگار تو رو میشناسه

امکان نداره

به من راستشو بگو

فقط گوش هایم مرا فریب می دهند

مکاني را که رودخانه اي به رودخانه اي مي پيونده را يادم مياد

زمان کودکي بزها را به اونجا مي بردم از روستاي من دور نيست

نميخواي بذاري غذا بخوره ؟

وقتي کارمون تموم شد ميتونه غذا بخوره

از چی میترسی؟

نميترسم . اگر ميخواي بندهاشو باز کن و مجبورش کن غذا بخوره

شجاعت و خشمتو درون قلب پسر من بريز

با رویاهای سرنوشت ساز وحشت را در شب های تیتوس بیار

تا خونش يخ بزنه شايد اون زمان جنگ تموم بشه

هنوز قدرت دعا کردن داري ؟

تو کي هستي؟ خودت ميدوني من کيم

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

تيم ترجمه ققنوس جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

اين دخترم بود که منو نجات داد

ازم خواست که سرزمين هاي سي گانه را ترک کنم و منم همون کاري را کردم که اون ازم خواسته بود

اما سرنوشت منو به اينجا برگردوند در مقابل تو

صورتت فرم قلبتو گرفته

کار خوبي کردي که پنهانش کردي

در عوض ازت ميخوام اينو ببيني

گفتي شهرتو دوست داري و ميخواي پادشاهي را نجات بدي

اما به خودت يک نگاه بنداز

شهرت ويران شده و تو يک خادمي

نفرت انگيزي

مردي که ازش حرف ميزني ديگه وجود نداره

شهر، خانواده، پادشاهی

اينها ديگه براي من ارزشي ندارند

فقط نفرته که منو زنده نگه داشته

از من چي ميخواي ؟

ميخوام نگاهت کنم

همانطور که فهميدي خدايان به خشم من ميخندند

و من ميخوام در روزهاي ذلتت بهت نگاه کنم

تا وقتي که بر پيکر مرده يموس عزاداري کني

چي شده ؟

هيچي

از وقتي رفتيم زل زدي به من

خودت میدونی که یموس باید بمیره

چون قسمتش همينه من اينو ديدم

فکر کردم نمیخوای قبول کنی

چون از تنهایی می ترسی

اما حالا ديگه نميدونم اين ترسه يا نه

غرور و جنونه

سرنوشت چيه ؟

میشه بهم بگی؟

تو نمی دونی، هیچ کس نمی دونه

مسلح بشيد

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left