200 บรรทัดแรก
Ōoku اوکو حرمسرا یا همون محل اقامت زنان در قصر
اونیگیری: کوفته برنجی Miso:خمیر سویا برگ رو نمیخورن فقط برای نگه داری غذا .استفاده میشه
سنپای: پسوند اسم که نشون دهندهی ردهی بالاتره
:sama پسوند اسم در ژاپنی برای نشان دادن بزرگی و مقام شخص
:dono پسوند اسم که نشانه مقام و قدرت افراده
شوگونسالاری (Shogunate) به نظام حکومتی در ژاپن اشاره دارد که تحت رهبری شوگونها، فرماندهان نظامی، اداره میشد. این سیستم از قرن دوازدهم تا اواخر قرن نوزدهم وجود داشت. شوگانها، که معمولاً از طبقه سامورایی بودند، قدرت نظامی و سیاسی را در دست داشتند و امپراتور به عنوان یک نماد مذهبی و فرهنگی باقی میماند.
.من بالاخره رسیدم
.اواوکو
.من هدایای شما برای مراسم جشن تولد تحویل میگیرم
.صف تشکیل بدین
.ورود به اواوکو برای مردان ممنوعه
.فقط بانوانی که اجازهنامه داشته باشن میتونن وارد بشن
اینجا "اواوکو" عه؟
!واو! خیلی هیجان انگیزه
!ممنونم
.خداروشکر! ظاهرشون خوب مونده
میدونی اونا چین؟
.نمیدونم، ولی مطمئنم خوشمزن
.کوفته برنجی با میسوی برگ مانگولیا
.بوشون خوبه
دوستداری یکی امتحان کنی؟ چی؟
.مادربزرگم یه عالمه بهم داد تا به همه تو اواوکو برسه
.من قراره اینجا تو اواوکو کار کنم
.اسم من کامه هست
.منم از امروز شروع به کار در اینجا میکنم
.اسم من آساست
...خیلی هوس برانگیزن
.بوی میسوی زغالی و برگ های مگنولیا
.اگه دلت میخواد، تو هم میتونی یکی برداری
.خیلی ممنون میشم
!هی
!شمایی که اونجایین بانو آسا و بانو کامه هستین دیگه، درست میگم؟
واو .چیزایی که دربارهی زیباییتون شنیدم اغراق نبوده
.خیلی ممنون
!از دیدار با شما خوشحال شدم
.این سفر طولانی حتما براتون سخت بوده
.من ساکاشیتا هستم، یه نگهبان قصر
.به عنوان دژبان اواوکو، من از دروازهی ناناتسو که اینجاست، مراقبت میکنم
.حالا بذارید وسایلتون رو براتون بیارم
.ممنونم
.ولی تمام وسایل من همینان، خودم میتونم بیارمشون
.که اینطور
.ولی بانو کامه، شما وسایلتون زیاده
ارباب ساکاشیتا، لطفا .یکی از کوفته برنجی های مادربزرگم رو امتحان کنید
!اوه، بوشون خیلی خوبه
میخواید براتون یه معجون عشق مخصوص آماده کنم؟
واو! تو دیگه کی هستی؟
.من فقط یه دوا فروش ساده هستم
...من همچین چیزایی رو به عنوان معجون های عشق انگلیسی
.که به راحتی میتونن هر زنی رو خام کنن میفروشم...
!علاقه ای ندارم
خیلی مشکوک میزنیا... مگه نه؟
داستان این لباست چیه؟
.بانو آسا، بانو کامه
.شما باید از مردایی مثل اون دور بمونید
.آخر عاقبت نداره
.خب بیایید این صحبت رو بعدا ادامه بدیم
!تو عجب چیزی هستیا
!بعدا میبینمت
.هیراموتو ما الان تو اواوکو هستیم
.درست رفتار کن
...صبر کن سابورومارو .حس میکنم خانومای خوشگلی دارن نزدیک میشن
اون دو تا خوشگل نیستن؟
!خودتو کنترل کن مرد
،اگه بیشتر مسخره بازی دربیاری .حق ورودت رو ازت میگیرن
.انقدر سخت نگیر .بذار لذت ببریم
،فقط برای اینکه مطمئن بشم .لطفا اجازهنامهی خودتون رو بهم نشون بدین
چی؟ پس کجاست؟
.خانم آواشیتا و خانم موگیتانی که سنپای شما میشن، منتظرتون هستن
.برخورد اول از همه چی مهم تره .موفق باشید
.من خودمو اول معرفی میکنم
!یادت نره کوفته برنجیت رو بخوری
!ممنون
!هی، تو
اون معجون عشق رو میخوای؟
.اواوکو جایی برای افرادی مثل تو نیست
اینجا برای خانومایی هست که جمع شدن .تا به سرورمون خدمت کنن
.حق نداری پاتو اون طرف دروازهی ناناتسو بذاری
،اگه بخوای بدون اجازه وارد شی
.درجا سرت قطع میشه
!بعدا میبینمت، دوا فروش
!من به معجون عشق نیازی ندارم
ها؟
...یک، دو
.خوش اومدین
.خوش اومدین
.ایشون خانم آواشیما، مسئول ملاقات با بازدیدکنندگان هستن
.من موگیتانی هستم .من کار های روزمره و مراسم ها رو مدیریت میکنم
.من آسا هستم
.من کامه هستم
.مشتاق کار کردن با شما هستیم
.لطفا بنوشید
این آب از طرف الههی آبی که .مراقب ماست فرستاده شده
،تمام زنانی که در اواوکو زندگی میکنن .هر روز از این آب میخورن
...تحت حمایت الههی آب
.ما همیشه آماده ایم تا یه جانشین جدید بدنیا بیاریم
بعدش، با ارزش ترین دارایی خودتون رو ...که از خونتون آوردین، بردارین
.و به این چاه اهدا کنید
.شخصیتی که تا امروز بودین رو دور بریزید
...شخصیتی که تا الان بودم
رو دور بریزم؟
.همهی ما متعلقات سرورمون میشیم
...ما باید بدن و قلبمون رو اهدا کنیم .اونا فقط یه سری شی هستن
!درسته
...بزن بریم
.مادربزرگم بهم این کوفته برنجی ها رو داد
...من فکر کردم که ما میتونیم
...باهم ازشون لذت ببریم... ولی
!ها
.خب، من مطمئنم که این به قوی تر شدن ارادهی تو کمک کرده
.خانم اوتایاما خوش اومدین
،اگر شما به وسایل با ارزشتون دل ببندین
.نمیتونید به وظایفتون به درستی عمل کنید
،با تمام احترام
وظایفمون جوریه که لازمه وسایل با ارزشمون رو دور بریزیم؟
تو هر چی به ذهنت میاد رو درجا میگی، مگه نه؟
.من از کودکی نوشتن رو تمرین کردم
،بخاطر موفقیت هام .این فرصت بهم داده شد که به اینجا بیام
.به همین خاطر پدرم بهم گفت که درسام رو ادامه بدم
.با این حال، من چیز مهمی برای دور انداختن ندارم
تو هیچ چیز با ارزشی نداری؟
.این شونه از طرف مادربزرگمه !کامه
.اون بهم گفت که برای خوش شانسی نگهش دارم
.صبر کن! لازم نیست اینکارو بکنی
.چرا، هست
.من باید کارم رو در اواوکو به خوبی انجام بدم
.یچیزی... ازش گرفته شد
.خیس میشی
!بانو اوتایاما
!معذرت میخوام که مجبور شدید شاهد همچین چیزی باشید
شما دوتا! چیکار دارید میکنید؟ .احترام بذارید
،ایشون بانو اوتایاما، مدیر اواوکو هستن
!و ایشون بانو بوتان، معشوقه سرورمون هستن
...بانو آواشیما .میبینم که تازه واردینمون رفتار خوبی دارن
من معذرت میخوام! بنظر میاد که اون طرز فکر .لازم برای اینکه وظایفش رو به درستی انجام بده، نداره
.من آمادم که زندگیم رو وقف وظایفم بکنم
اواوکو جایی نیست که تو .بخوای توش به تکامل برسی
منظورتون چیه؟
!چطور جرئت میکنی با بانو اوتویاما دهن به دهن بشی
به جای ساخت مسیر ترقی خودت، تو .باید خودت رو وقف اواوکو بکنی
.هم من و هم تو برای همین هدف اینجاییم
،در حین اینکه داری نقشت رو ایفا میکنی .دید وسیع تری بدست خواهی آورد
...دید وسیع تر
.با گذر زمان متوجه میشی که شک توی قلبت چیز بی اهمیتی بوده
!منم اینو بخاطر میسپارم
.بانو اوتویاما، بیایید بریم
.ما نباید آقایون رو منتظر بذاریم
،بانو موگیتانی .شما هم سعی کنید زیادهروی نکنید
!چشم، بانو بوتان
ارباب ساکاشیتا؟
چیشده؟
جریان این هیاهو چیه؟
تو دربارهی جشن خبر نداشتی؟
.من بوی یه فرصت درآمد زایی رو حس کردم
.غیر ممکنه
بانو یوکیکو که همسر سرورمون .باشن، بچهی ایشون رو به دنیا آوردن
.جشنوارهی بزرگ به همین مناسبت برگزار میشه
همچین جشنی معمولا قبل از تولد برگذار نمیشه؟
...هی! این بخاطر اینه که
.خب یخورده پیچیده هست
!بانو اوتویاما بزودی تشریف فرما میشن
!ببخشید! لطفا دست نگه دارید ...اون برای بانو اوتویاما
.اشکالی نداره
.ببخشید که منتظرتون نگه داشتم
.من سابورومارو توکیتا هستم .ایشون هم هیراموتو ساگا هستن
.ما هم همین الان رسیدیم
چرا مراسم جشن تولد دو ماه پیش به تعویق افتاد؟
.لطفا همه چیز رو به من بسپارید
،ما به اینجا احضار شدیم .چون نمیتونیم همه چیز رو به تو واگذار کنیم
.همه چی همونطوره که گزارش گفته بود
فقط اینکه آماده نبودی .این وضع رو توجیه نمیکنه
.من این وضع رو قبلا به وزیر اوتومو گزارش کردم
.به من دستور داده شده که این موضوع رو مخفیانه حل کنم
وزیر اوتومو؟
.من از خاندان اوتومو هستم و در اواوکو خدمت میکنم
.اسم من بوتانه
...گفته شده که بانو یوکیکو زایمان خیلی سختی داشتن
.و به شدت خسته هستن
.بعضیا میگن دلیلش اینه که دو ماه پیش مراسم برگذار نشده
،به بیان دیگه، بانو اوتویاما .این شما هستید که مقصرید
.من متوجهام
...به همین خاطر ما این تصمیم نادر رو گرفتیم که مراسم رو
.بعد از تولد برگزار کنیم
...وظیفهی ما اینه که بر اواوکو نظارت
.اواوکو به سرورمون تعلق داره
.حد خودت رو بدون
.عذر خواهی میکنم
...ولی حکومت ما رو فرستاده اینجا تا نظارت کنیم و مطمئن بشیم
.که مراسم به خوبی پیش میره
.شما حتما اینو از وزیر اوتومو شنیدین
.البته
با این حال من ازتون میخوام که .دست از دخالت بیمورد بردارید
و رفتار بدتون با .خدمتکارای اواوکو رو کنار بذارید
اینجا اواوکوعه، جایی که .ورود مردان به اون معمولا ممنوعه
شاید شما مشغول انجام وظیفتون باشین .ولی قانونشکنان مجازات میشن
.فارق از اینکه کی هستن
.خیلی خب
لطفا هماهنگی های لازم رو انجام بدین .تا ما بتونیم از فردا کارمون رو شروع بکنیم
.متوجه شدم
.سوما دل رباست
No comments yet. Be the first to leave one.