Gigi

Gigi

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Gigi 1958 BluRay Remux 1080p VC-1 TrueHD 5 1-OlSTiLe
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa

แท็ก

BluRay
1080
HD
REMUX
x264
720p
720
x265
TS
YTS
เผยแพร่เมื่อ: 2024-02-04
ดาวน์โหลด: 64
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ مترجم: sadegh۸۴۰۲

‫سلام، آقا.

‫سلام خانم... و همراه‌تون.

‫عصر بخیر.

‫همون‌طور که می‌دونید، این شهر ‫دوست‌داشتنی پیرامون ما پاریس‌ـه

‫و البته این پارک دوست‌داشتنی ‫بوا د بلون

‫من رو ببخشید.

‫من کی هستم؟

‫خوب اجازه بدید خودم رو معرفی کنم.

‫من هانوری لاشایل هستم.

‫متولد: پاریس.

‫تاریخ:

‫نه اخیراً.

‫الان سال ۱۹۰۰ـه. ‫پس بذارید فقط بگم...

‫...نه تو این قرن.

‫اوضاع:

‫راحت.

‫حرفه:

‫عاشق و جمع کننده چیزهای زیبا.

‫توجه کنید نه عتیقه‌جات.

‫چیزهای جوان‌تر.

‫بله، قطعاً جوان‌تر.

‫متاهل؟ برای چی؟

‫حالا، لطفاً سوء تفاهم نشه.

‫مثل هر جای دیگه ‫بیشتر مردم تو پاریس ازدواج می‌کنن.

‫اما همه نه

‫بعضی ها هستن که قصد ازدواج ندارن و بعضی ها ازدواج نمیکنن

‫اما تو پاریس، اونایی که قصد ندارن معمولا مردها هستن

‫...و اونایی که ازدواج نمی کنن معمولا زن ها هستن

‫حالا، برای مثال اینجا ‫یه نمونه رو ارائه میکنیم

‫یه نوع متاهل.

‫این خانم ها نگهبانی میدن و برنده میشن

‫و من بهشون سلام میدم هر یکی.

‫اینجا بعضیهای دیگه برای مشاهده هستن.

‫برای کسی که هرگز زنگها به صدا در نیومده

‫اوه، چه بی نوا، زوج بی دفاع

‫تو اون لباسهای احساساتی که اونا پوشیدن.

‫و اونجا آینده است.

‫یه روز هر کدوم از اونا...

‫...ازدواج خواهد کرد...

‫...یا ازدواج نمی کنه. چقدر ستودنی هستن

‫هر وقت که یه دختر کوچیک رو

‫تو سن پنج یا شش یا هفت ساله می بینم

‫نمیتونم در برابر تحریک شادی مقاومت کنم

‫که لبخند بزنم و بگم خدا رو شکر

‫بخاطر دختران کوچک

‫بخاطر دختران کوچک ‫هر روز بزرگتر میشن

‫خدا رو شکر بخاطر دختران کوچک

‫اونا به لذت بخش ترین طریق بزرگ میشن

‫اون چشم های کوچک ‫خیلی کم مقاومت و جذاب هستن

‫یه روز برق می زنن

‫و براتون از سقف سقوط می فرستن

‫خدا رو شکر بخاطر دختران کوچک

‫خدا رو شکر بخاطر همشون

‫مهم نیست کجا ‫مهم نیست چه کسی

‫بدون اونا پسران کوچک چیکار خواهند کرد؟

‫خدا رو شکر

‫خدا رو شکر

‫خدا رو شکر

‫بخاطر دختران کوچک

‫این داستان درباره یه دختر کوچیکه.

‫میتونه هر کدوم از اون دخترهایی که اونجا بازی میکنن باشه اما اینطور نیست

‫این درباره یه مورد بخصوصه.

‫اون یکی اسمش ژیژیه

‫ژیژی تو باید انتظار چی رو داشته باشی

‫اون چشم های کوچک ‫خیلی کم مقاومت و جذاب هستن

‫یه روز برق می زنن

‫و براتون از سقف سقوط می فرستن

‫خدا رو شکر

‫بخاطر دختران کوچک

‫خدا رو شکر بخاطر همشون

‫مهم نیست کجا مهم نیست کی

‫بدون اونا پسران کوچک چیکار خواهند کرد؟

‫خدا رو شکر

‫خدا رو شکر

‫خدا رو شکر

‫بخاطر دختران کوچک

‫سلام، مادربزرگ.

‫ژیژی کجا بودی؟

‫تو پارک بازی میکردم

‫مجبور بودم، مادربزرگ.

‫پام تو کلاس خواب رفته بود بیدار نمیشد

‫فراموش کردی امروز چند شنبه است؟

‫امروز سه شنبه ‫است.

‫خاله آلیسیا ‫خوب بهتره عجله کنم.

‫نمی تونی با این وضع بری پیش عمه آلیسیا

‫کتت رو بپوش. ‫بذار موهاتو شونه کنم.

‫بله، مادربزرگ.

‫از این کت متنفرم. ‫پاهام رو خیلی دراز نشون میده.

‫بله پاهات دراز هستن.

‫می دونی بعضی وقت ها متاسفم که هرگز رقصیدن رو یاد نگرفتی

‫اما دوست دارم مادربزرگ

‫چرا اجازه نمیدی کلاس برم؟

‫نه یه اشتباه رو دو بار تکرار نمی کنم.

‫مادرت کلاس خوانندگی رفت ‫الان ببین به کجا رسیده

‫غلام دور افتاده نمایش های کمدی در نقشهای کوچیک خنده دار

‫اون به نظر خوشحال میاد.

‫من یه شب رفتم تا اونو ببینم حتى نتونستم پیداش کنم

‫تو پرده اول.

‫...پشت یه درخت بود.

‫تو پرده دوم.

‫...پشت صدای زیر مردانه.

‫مامان بیدار شده خیلی زود نیست؟

‫امروز عصر اجرا داره ‫اگر پادشاه بودم

‫اون بیشتر از اون کاریه که تو تمام اپرا میکنه.

‫وقتی به اون آقای پیر دلپذیر فکر میکنم

‫...با اون آسیابها.

‫کی؟

‫هیچی.

‫تو هر روز صبح مدرسه میری.

‫هفته ای یک بار خاله آلیسیات رو میبینی

‫اون تمام درسیه که لازم داری.

‫وقتش که برسه تو آماده ای.

‫آماده برای چی مادربزرگ؟

‫کافیه حالا برو.

‫خداحافظ، مادربزرگ خداحافظ، ژیژی

‫...قدرتمندتر، آقا شصت کیلومتر در ساعت

‫تو جاده سریعترش وجود نداره، آقا نه اینجا یا تو آمریکا

‫آقا، عموتون اینجا هستن.

‫البته کوچکتره ماشین درجه یکه، آقا.

‫بطور طبیعی بزرگتره گرونتره

‫خوشحال میشم که هردوشون رو بهتون نشون بدم

‫معذرت میخوام آقای گاستون ‫پدرتون از من خواست که از شما بپرسم

‫...شما بطور تصادفى...

‫...راه آهن پاریس لیون دریای مدیترانه رو نخریدین؟

‫پاریس لیون دریای...؟ بله بله، خریدم

‫طبق بازگشایی امروز صبح بورس...

‫...دوازده پله صعود داشته.

‫فکر میکردم میشه.

‫آقای لاشایل، در مورد ماشین.

‫صبح با صورتحساب بفرستش.

‫بله، آقا، متشکرم اما کدوم یکی؟

‫مرد عزیز من برام مهم نیست. ‫هر دوتاشون.

‫عمو، متاسفم که شما رو منتظر نگه داشتم چرا نیومدین بالا؟

‫می ترسیدم با برادر و زن برادرم مواجه بشم.

‫همینطور میشد.

‫پسر عزیزم باید بهت بگم که ‫والدین تو منو به شدت خسته کردن.

‫منم همینطور.

‫اما من اونا رو مدت بیشتری میشناسم...

‫...بنابراین منو مدت بیشتری خسته کردن.

‫بعد از تو.

‫پدرت واقعا خیلی منحصر به فرد بود.

‫...اون تو سن پنج سالگی خسته کننده بود.

‫تمام چیزی که مجبور بگه اینه، "سلام" ‫و من میتونم به سختی چشم هامو باز نگهدارم

‫آرمنونویل

‫من یکشنبه تو سفارت خونه منتظرت بودم. ‫چه اتفاقی افتاد؟

‫فکر یک چای دیگه تو سفارت خونه منو بی حرکت میکرد

‫در عوض، با یه دوست قدیمی چای خوردم ‫خانم آلوارز.

‫خانم آلوارز؟

‫بله اونو میشناسی. ‫یا اینکه یک وقتی می شناختیش مگه نه؟

‫اون میگه من می شناسمش؟ فکر کنم اون بهش اشاره کرد

‫پس فرض میکنم که اینطور بوده.

‫این تنها جایی تو پاریسه که میتونم برم و استراحت کنم

‫منو به ناهار کی داری می بری؟

‫هنری تراویر.

‫ما باید بریم.

‫اونجا با یه مخلوق بهشتی ملاقات دارم.

‫شما هنوز جوون هستین عمو، اینطور نیست؟

‫قابل مقایسه با اون نیست

‫اما باید بگم ‫من به تو شباهت دارم.

‫شاید زنهایی که تو باهاشون میگردی. ‫لیان چند سالشه؟

‫حدود ۳۰ سال.

‫شاید این باشه. ‫جوانی هدفه، گاستون.

‫جوانی ‫نزدیک جوان بمون

‫...و یکم پاک کن.

‫خسته شدم.

‫خسته شدی؟

‫به تما چیزهای فریبنده.

‫...و دلربا نگاه کن چه میکنن

‫دوتا رو نام ببر

‫به تمام خوشی ها نگاه کن

‫تمام هزاران گنجی که بدست آوردیم

‫مثل چی؟

‫در بهار به پاریس نگاه کن وقتی که هر چیز تنهایی...

‫خیلی زیباتر از قبلشه

‫تقریبا میتونی بشنوی که هر درخت "چی داره میگه "به من نگاه کنید

‫درخت ها چه رنگی هستن؟ سبز

‫سال گذشته چه رنگی بودن؟ سبز

‫و سال آینده؟ سبز

‫این خسته کننده است

‫از برتری برج بزرگ ایفل تعجب نمی کنی

‫دونستن اینکه برای همیشه باقی می مونه

‫بالا رفتن تا آسمون

‫بالای نود طبقه

‫- چند طبقه است؟ نود

‫دیروز چندتا بوده؟ نود

‫و فردا؟ نود

‫این خسته کننده است

‫رودخونه سن

‫تنها کارش جاری بودنه

‫اما به شراب فکر کن

‫قرمزه یا سفید

‫اما به دخترها فکر کن این یا بله است یا خیر

‫و اگر خیر باشه یا اگر بله باشه

‫این به سادگی نمی تونه کمتر اهمیت داشته باشه

‫اما به مسابقه فکر کن

‫با اسبت تو جای هفتم

‫بعد اون یکمرتبه شروع میکنه

‫و اون میرسه و با یه غرش برنده میشه

‫این خسته کننده است

More Farsi Persian subtitles for Gigi

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left