137 บรรทัดแรก
:بر طبق کتاب امرالد
.یه دوره ی ( زمان) طلایی بوده
.یه دوره ی نقره ای بوده
.یه دوره ی برنزی بوده
، بنابر این دوره ی اژدها ها ، دوره ی غول ها و دوره ی اِلف ها(کوتوله ها) بوده
.اما همین الان ، ما در دوره ی آهن هستیم
...همچنین معروف هست به
.دوره ی انسان ها
ستاره ی صبح ، همه چی خوبه دیگه؟
، ستاره ی صبح و ستاره ی محافظ قبیله ی گِیل
.لطفا به من جرات ببخشید
نی ساما ، تو اینو درک میکنی دیگه؟
.یه چشمک کوچیک تو ستارگان به من گفته که زمان مقدر شده ، فرا رسیده
...به من جرات ببخشید که بتونم این خطرو دفع کنم
. وکاری انجام بدم که هر اتفاقی میوفته ، بی طرفانه باشه
.ستاره ی صبح ، لطفا منو تماشا کن
.پس یه همچین جایی مخفی شده بودید
!من کشیش اعظم امپراطوری ، دروک هستم
!برید و وحشی ها رو نابود کنید
!این دهکده از حالا زیر کنترل امپراطور ما هست
!هر کسی که اعتراضی داره ، از مخفیگاهش بیاد بیرون
!ما به شمشیر ها و توانایی هامون اجازه میدیم که تصمیم بگیرن
!سکوت ، ها
!سربازا ، آتیش بازی رو شروع کنید و موش هارو از سوراخشون بکشید بیرون
اگه کسی مقاومت کرد ، گوش هایشو ببرید و چشمانشو در بیاــ
.لطفا صبر کنید
دخترک ، بقیه کجان؟
.نی ساما و بقیه برای شکار رفتن بیرون
.اونا تا پس فردا بر نمیگردن
.اینو میدونم
.دارم ازت میپرسم زنو بچه های باقی مونده ، کجان
.هیچ کس جز من اینجا نیست
.دروغ گفتن فایده ای نداره
یه بار دیگه ازت میپرسم ؛ بقیه کجان؟
.دروغ نگفتم
.بقیه رفتن تا قارچ بچینن
تو این تاریکی رفتن قارچ بچینن؟
! منو مسخره نکن ، دخترک
.میفهمی که اگه یه اشتباه کوچولو کنی ، ممکنه انگاشتاتو از دست بدی
...این دخترک
. که اینطور
...تو
کاهنه ی بالای معبد ارین ، نیستی؟
با من کاری دارید؟
.به نظر میرسه حتی نمیتونی هدفمونو با ستارگان پیش بینی کنی
.خب بیخیال
، تا حالا خوب خودتو مخفی کردی
، جانشین پادشاهی باستانی و افسانه ای آلبیون
!نواده ی پادشاه اِلف ، پیول
. ما بهت نیاز داریم ، جانشین خاندان پادشاهیه اِلف
چرا به من؟
.بهت میگم
، دو ماه پیش
کشیش های پیشگو ، پیش بینی کردن ! فرمانروای شیاطین که ویرانی رو با خودش به ارمغان میاره ، زنده میشه
.سنا از احیای دوباره ی فرمانروای شیاطین ترسیده و تصمیم گرفته که جلوشو بگیره
، ماموریت اصلیه ما اینه که تابوت فرمانروای شیاطینو مهر و موم کنیم
!اما ما راهیو کشف کردیم که بشه اونو زنده کرد
.درسته
!تو کلید زنده کردنش هستی !به عبارت دیگه ، تو یه قربانی هستی
... پیش بینیه سیاه باستانی
...فرمانروای شیطان این جهانو نابود میکنه
.ما اونو با خون تو احضار میکنیم
داری میگی بخاطر زنده کردن یه شیطان ، زندگیه من قربانی میشه؟
!درسته ، بعدش ما میتونیم بر دنیایی که ویران شده حکومت کنیم
...نی ساما
!آرتور
.آرتور
.این یکی خیلی بزرگه ، نه
.آره
ریانون و بقیه خیلی خوشحال میشن ، نه؟
.آره
چی شده؟
.نه ، هیچی
میخوای چیکار کنی؟
.اجازه نمیدم به چیزی که میخوای برسی
هوو ، دخترک جون ، پس آماده ای که بمیری؟
...اگه با جون ناچیزم ، جهان نجات پیدا میکنه
!دروک ساما
.به من اجازه بده که استفاده از تیغه ی واقعی رو بهت نشون بدم
!بیاریدشون اینجا
!ولم کن ، ولم کن دیگه
!ریانون
!ریانون
!ریانون
!فلی ،یِِِِِلبا
، گوش کن ، تیغه ها (شمشیر)برای فشار آوردن به دیگرانه
. و لذت بردن از ترس و وحشت اوناست
وقتی خسته میشی ، گوشتاشونو پاره میکنی . و در جریان خونشون یه حمام گرم میگیری
! به تو همین الان نشونش میدم
!وایسا
چیزی شده ، آرتور؟
.هیچی ، فقط احساس خوبی ندارم
خب ، چیکار میکنی؟
، اگه میخوای تا آخر به سرنوشت بی اعتنایی بکنی
.گلوی خودتو سوراخ کنو ، خودتو بکش
...با این وجود ، این دو تا بچه رو به آسونی کشته نمیشن
.چه دستای کوچیک بانمکی
، اگه من این انگشتهای بی گناهشونو ببرم
یا اینکه بشکنم ، چجور جیغ هایی میزنن؟
! بس کن
.همش بستگی به تو داره
ریانون؟
.این خوبه ، دخترک
میتونی بچه ها رو رها کنی؟
.باشه
!ریانون
!ریانون
!متاسفم
...شنیدیم که قراره تنهایی تو دهکده بمونی
! تصمیم گرفتیم برگردیم
...همین خوبه ، خوبه
.خب دخترک ، حالا دیگه باید اطاعت کنی
.این سرنوشت ماواری انسانیه ، پس بپذیرش
به خدایان قسم میخوری که کاری به کار این بچه ها نداشته باشی؟
...قسم میخورم
. به خدایم به عنوان یه کشیش
.خب ، حالا اسمتو بهم بگو
.من ریانونم
!یه همچین نام زودگذری هیچ معنیی نداره
! به من نام اصلیتو بگو ، منبع نیروی جادوییتو
...ستاره ی صبح
.خب ، بهم بگو
...اسم من
.یه چیزی درست نیست
.خیلی ساکته
!ریانون
!ریانون
! کسی نیست
کجاید؟
!ریانون
! آرتور
! آرتور
بچه ها ، بقیه کجان؟
...ریانونو
!...ریانونو
!جنگجویان گِیل
،ما ، جنگجویان گِیل ، شمشیر و سپر خواهیم شد
No comments yet. Be the first to leave one.