200 บรรทัดแรก
"برت لنکستر"
"مایکل یورک" در
"جزیره دکتر"مورو
همچنین با شرکت "نایجل داون پورت"
"باربارا کاررا"
"ریچارد بیسهارت" در نقش گوینده قانون
بر اساس داستانی از "اچ جی ولس"
بیا "چارلی" ما موفق شدیم
کارگردان "دان تیلور"
چارلی"، حق با تو بود"
..... اینجا حتماً مقداری آب وجود دارد
یک جایی در همین اطراف
!سکانبان
آه
صبح بخیر
"بیا داخل، "میلینگ
بهت هیچ مدالی نمی دهند
اما تو بهتر به نظر میرسی
کی،......، تو کی هستی؟
اسم من "مونتگومری" هستش
چارلی"؟"
اون یکی مرد؟
.....آره، بله، آیا او
حالش خوبه؟
ما دفنش کردیم
! ، اوه، خدایا
از تشنگی و گرمازدگی مُردش
تو یک خوش شانسی
چه مدت روی آب سرگردان بودی؟
.....من،.....آه
هفده روز
و شب
مطمئنی؟
خُب، نه، نه
تو ملوانی
مسئول موتورخانه
"لیدی وین" منظورش اسم کشتی
بله، ما در راه بازگشت در طوفان خورد شدیم
و در عرض چند دقیقه غرق شدیم
اینجا کجاست؟
اینجا؟
بهشت
دقیقاً بهشت در کدام قست دنیا هستش؟
درست در وسط اقیانوس آرام
دقیقا ً ۱۶۰۰ کیلومتر از ناکجا آباد
دقیقاً
دقیق بگم، ما به طور رسمی با هم آشنا نشدیم
من دکتر "مورو" هستم
آندرو برادوک"، قربان"
از کشتی خوب غرق شده "لیدی وین"
مسئول موتورخانه کشتی
هفده روز سرگردان روی آب و چهار روز هم اینجا دراز کشیده
"ممنونم، آقای "مونتگومری
آقای "مونتگومری" این تشکیلات را اداره می کند
من مالکش هستم
بیا نگاهی بهت بیندازم
هفده روز
شگفت انگیزه که چگونه بدن خودش را بازیابی میکند
این جزیره برنامه رفت و آمد دارد؟
خوب، مدتیه که اینجا کشتی وجود ندارد
خب ما منتظر هستیم
ضمناً، برای سرگرم شدنت راهی پیدا میکنیم
حداقل شما اینجا کتاب دارید
اوه، کتاب خوان هستی، نه؟
چه کار دیگری برای انجام دادن در دریا وجود دارد؟
بجز نگهداری از موتورها و کتک کاری نکردن؟
خب، متوجه خواهی شد که ما یک کتابخانه عالی داریم
چه مدته که شما اینجا هستید؟
یازده سال
آن واقعاً حیرت آور هستش که چگونه بدن خودش را بازیابی می کند
او متعلق به دکتر "مورو" هستش
او می خواهد بداند که تو شام میل داری؟
می بینم که تو تا حدودی داری
....بمن بگو
چه نوع حیواناتی در این جزیره وجود دارد؟
عزیزم، همه نوعش
همه نوعش
"آه، آقای "برادوک
ماریا"، این آقای "برادوک" هستش"
ماریا"، به بالا نگاه بکن"
آقای "برادوک" آمده تا مدتی با ما بماند
او برای کار شما آمده؟
نه، فقط تا رسیدن کشتی بعدی
فکر می کنی شام آماده هستش؟
باید ببینم
لطفاً
او قطعاً بسیار خوشگل هستش
بله، بیش از اندازه
اونطوری که او لباس می پوشد، من را خوشحال می کند
او را امواج به ساحل نیاورده، مگرنه؟
نه، من به اینجا آوردمش
من از یک فاحشه خانه در شهر "پاناما" پیدایش کردم
در سن یازده سالگی، هر مردی می توانست او را داشته باشد
به قیمت دوازده تا تخم مرغ
هنوزم بنظرت خوشگل هستش؟
آره، من متعصب نیستم
خوبه
او یک موجود خیلی ظریفی هستش
او چند تا تجربه بد داشته است
"بهرحال، آقای "برادوک
یک مورد، حالا که از بستر بلند شدی
هرگز پس از تاریک شدن هوا نباید از حصار بیرون بروی
چرا؟ اون بیرون چیه؟
اوه، فقط جنگل جزیره
ما هنوز فرصتی برای کشف آن نداشته ایم
اما امیدوارم یکی از این روزها وقتش را پیدا بکنم
در مورد ماشینهای پرنده صحبتهای زیادی هستش
اگرچه تاکنون، هیچ کسی نتوانسته آن را بدست آورد
بیشتر از چند قدم بالاتر از زمین
اما چیزی که آنها انجام داده اند اینه که به زیر آب بروند
در قایقی که می تواند ساعتها در زیر آب بماند
......."همین چند ماه پیش در "بریستول
انسان چطور؟
پیشرفتهایی که شما به آن اشاره می کنید
قطعاً قابل چشم پوشی نیستند
اما تکامل خود انسان چطور؟
ما می دانیم چگونه و چرا یک موتور کار می کند
اما یک موجود زنده تک سلولی بمراتب پیچیده تر هستش
مرموزتر از پیشرفته ترین ماشین
پیشرفتهای عظیمی در فن آوری وجود داشته است
اما در انسان چقدر؟
من هیچی ندیدم
شما کاملاً در بهترین مکانها جستجو نکرده اید
هر جایی را که بودم را جستجو کردم
آقای "مونتگومری" مزدور بوده
هنوز هستم، هر کسی که بیشتر پرداخت بکند
شب بخیر میگم
من کارهای زیادی برای انجام دادن دارم
شما می گویید که انواع حیوانات در این جزیره وجود دارد
خوب، دقیقاً چه نوعی؟
آقای "برادوک" من با تو گفتگو خواهم کردش
وقتی به نوشیدنی احتیاج داشتی
منزل من کنار دروازه هستش
وقتی نوبت سئوالات شدش
تو آنها را برای دکتر "مورو" نگهدار
شب بخیر
نوکرهای اینجا، آنها از این جزیره هستند؟
هیچ کسی قبل از دکتر "مورو" اینجا نبوده است
منظورت چیه؟
او همه را به اینجا آورده؟
بله، وقتی تو را دیدم
فکر کردم او تو را هم آورده
آیا جزایر دیگری در این نزدیکی هستند؟
بنظرم، آره
چقدر فاصله دارد؟
نمی دانم
تو از این جزیره خارج نشده ای، درسته؟
نه، قایقی وجود ندارد
اما یکی توقف می کند؟
بعضی وقتها
هر چند وقت یکبار؟
آخرین دفعه کی به اینجا برگشته؟
خیلی وقت قبل
و تو آن را دیدیش؟
نه، دکتر "مورو"، به من گفتش
من هیچ وقت آن را ندیدمش
چرا؟
او به من اجازه ندادش
میترسید که تو از اینجا بروی؟
من نمی توانم بروم
من به جز اینجا جای دیگری زندگی نخواهم کرد
اسمت چیه؟
"برادوک"
"آندرو"
"شب بخیر، "اَندرو
شب بخیر
مورو"، "پل"، متولد ۱۲ آوریل، ۱۸۵۱"
"بوستون"، "ماساچوست"
دکتر شیمی، فیزیولوژی، کالبدشناسی
......استعداد شگفت انگیزش را در اولین رساله اش نشان داد
روی ساختار و رشد سلولی
این همان چیزیه که تو به دنبالش هستی؟
من کنجکاو بودم
....بیشترین دستاوردهای عمده اش
قبل از سن سی سالگی انجام داد
......اما کارش مورد انتقاد شدید اعضای انجمنهای علمی قرار گرفت
بعنوان تئوری بلند پروازانه و پرخطر
و غیر مستند
دقیقاً ۴۴ کلمه
از طرف اعضای انجمنهای علمی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
و توسط همکارانش بشدت مورد مخالفت قرار گرفت
غالباً، پژوهشگران طرد می شوند
کتابهای من
چکیده ای از تجربیات بشر در روی زمین
جاودانگی روح
طبیعت خیر و شر
جهان مادی
و اینجا........، وراثت و به نژادی
چرا یک گل قرمزه، اون یکی زرده؟
چرا یک مرد قد بلنده، مرد بعدی قد کوتاه؟
"امیدوارم که شما را خسته نکنم، آقای "برادوک
اوه، نه، نه، من مجذوبش شدم
لطفاً
بگذار، چیزی را بهت نشان بدهم
.......جنینها
یک سگ
یک موش
یک انسان
آنها تقریباً یکسان به نظر می رسند
آنها عملاً مثل هم شروع می کنند
No comments yet. Be the first to leave one.