Bad Lieutenant

Bad Lieutenant

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Bad Lieutenant 1992 Directors Cut BluRay Remux 1080p AVC DTS-HD MA 2 0-BMF
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa

แท็ก

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
x264
720p
720
x265
เผยแพร่เมื่อ: 2024-02-08
ดาวน์โหลด: 73
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫بریم چند تا تماس تلفنی رو ببینیم بروس کنار زمینه. بروس چطوری؟

‫کریس چه خبره؟

‫اینجا اوضاع مرتبه، چه خبر؟

‫گوش کن این فصل آخرین فصل منه

‫تا جایی که من فهمیدم ‫تیم مت کارش تمومه. اونا ٣ تا...

‫آخرین فصل توئه؟

‫اگه به تیم های بزرگ گذشته نگاه کنی مثل سال ۱۹۸۸

‫... ایندیان ها تو سال ۵۴ ‫بیشتر از ۱۰۰ تا بازی رو بردن

‫ولی این سال ها دیگه خبری ‫از اون تیم ها نیست. دیگه وضعشون خوب نیست

‫فراموشش کن اونا امسال احتمالا کارشون تمومه

‫خدایا! ایندیان ها بعد از باختن ‫سومین بازیشون چی گفتند

‫"تو بازی ۴ دیگه نمایش تمومه"

‫اونا برنده شدن

‫آس هم همینطور بود؟ اونا تو سال ۸۹ بردن

‫اصلاً آسون نیست هر سال برنده باشی

‫این یه تیمه که ثابت کرده نمی تونه برنده بشه

‫- خیلی واضحه هر سال... اونا سال ۸۶ برنده شدن، درسته؟ -

‫اونا اون سال بردن چون اون یارو...

‫برید! برید!

‫دفعه‌ی چندمه که مدرسه تون دیر شده؟

‫خواهرتون به موقع میره مدرسه

‫شماها چه مرگتونه؟

‫میخواین شما رو مثل رییس جمهور برسونن مدرسه؟

‫من راننده‌ی لعنتی شما شدم!

‫بابا، تقصیر ما نبود!

‫خوب پس تقصیر من بود، ها؟

‫عمه وندی به ما گفت تا آشغالا ‫رو ببریم بیرون

‫بعدش سریع چپید تو دستشویی

‫تمام صبح رو!

‫ما نمی تونستیم بریم اون تو ‫تا دندونامون رو بشوریم یا کار دیگه ای بکنیم

‫باید صبر می کردیم تا اون بیاد بیرون ‫اونوقت اتوبوس مدرسه هم دیگه رفته بود

‫خوب چطوری ما می بایست سر موقع می رسیدیم؟

‫تنها چاره ای بود که داشتیم

‫هی گوش کنید به من! ‫من رئیسم نه عمه وندی!

‫وقتی نوبت شماست که برید دستشویی

‫...به اون عمه وندی بگید ‫که گورشو گم کنه و از دستشویی بزنه به چاک!

‫شماها چی هستید، مرد یا موش؟

‫اگه پرید تو دستشویی ‫به من بگید، می زنم در کونش و میندازمش بیرون!

‫اونا دارن میبازن، 0-4!

‫نخیر، نه! ‫اونا می برن!

‫استراوبری میخواد ترتیب همشونو بده

‫بس کنین

‫استراوبری اونا رو میکشه

‫خفه شید. فهمیدین؟

‫اعصاب منو خورد کردین

‫خدافظ بابایی!

‫چند تا عکس بگیر ‫من چند تا عکس از اینجا میخوام

‫اونجا رو بگیر، از اینجا

‫میکی بیا اینجا. فکر کنم ‫یه چند تایی اثر انگشت گیرمون بیاد

‫چطوری رفیق؟

‫دو تا دختر جوون رو دستمه

‫...که تو سرشون شلیک شده، هر کدوم دو گلوله

‫میکی اینجا یه کم شلوغ پلوغه

‫یه چند تا عکس هم از اونور بگیر

‫نمی دونم که گلوله ها هنوز تو سرشون هستند یا نه

‫میکی در عقب رو از اونجا بگیر

‫یه چیزایی اون تو هست ‫ممنون

‫کسی کسی رو ندیده؟

‫اون یارو چینیه رو داریم که

‫دو تا مرد رو دیده که ‫دور و بر نیمکت های پارک می پلکیدن

‫ما مشخصات کاملی از اون دو تا داریم

‫به همه‌ی واحد ها بیسیم کردیم منتظریم ببینیم چی میشه

‫میشل توی در ماشین

‫یه چند تا عکس هم از روبرو بگیر

‫مت ها کون میدن داجرها می خورندشون

‫فردا چی؟

‫چه فکری می کنی؟ ‫تو از مت ها خوشت میاد؟

‫نظرت راجع به اون گه کاری اونجا چیه؟

‫وحشتناکه

‫کلی پول منتظر شماهاست چی کار می خواین بکنین؟

‫در هر صورت داجرها

‫پول رو نگه دارین

‫با وجود کان؟

‫اون كان مادر جنده نمیذاره هیچکس از جاش جم بخوره

‫من مت ها رو ول نمی کنم

‫حتی با وجود اون کان؟

‫دقیقا درسته

‫شما که فکر نمی کنین ‫اونا بتونن دو بار اونا رو شکست بدن، ها؟

‫آره

‫من ۳۰۰ دلار روی مت ها شرط می بندم

‫گوش کن

‫... بیا ۵۰۰ دلار بگیر روی مت ها شرط ببند

‫یه جوری میگی انگار که حكم اعدامه. این یه شرط بندی هوشمندانه ست

‫اون لعنتی یه حکم اعدامه همین

‫استراوبری...

‫نه پسر اون نمی تونه ۴ تا توی یه بازی بگیره

‫سه تا، ماکس همینه

‫پس استراوبری چی؟

‫لطفاً یه کم پول خرد به من بدین، برای تلفن

‫- مایک حالت چطوره؟ ‫- چه خبر پسر، چی کار میکنی؟

‫کارای خوبی میخوایم بکنیم

‫ما ۱۰ هزار تا میذاریم

‫ما ۶ تا روی مت ها می بندیم و ۴ تا هم روی داجرها هستن

‫به اضافه‌ی یه ۱۵ هزار تای دیگه که خودم روی ال ای می بندم

‫چی 15 تا؟ خر شدی؟ چرا یه کم مراعات نمی کنی؟

‫از این مزخرفات تحویل من نده

‫داجرها قفل شدن

‫تو مطمئنی؟

‫فقط تو کارتو بکن ‫می خوام یه پولی به جیب بزنم

‫باشه

‫یه چیز با حال بده

‫این محشره. از وسط نصفش کن

‫پسر، این خیلی سنگینه

‫کسشر نگو تو مشاور اعتیادی؟

‫یا مواد فروشی؟ خودت با چیزی که می فروشی حال نمیکنی؟ چه جور تجارتیه که داری؟

‫برین پایین! کار پلیسیه!

‫یه کم برای تو راه بده بهم

‫دو سه روز دیگه می بینمت وقتی که پولم جور شد

‫آروم! آروم!

‫کدوم یک از شماها پول رو برداشته؟

‫جیب هاتون رو خالی کنین هر دوی شما

‫جیباتونو خالی کنین بذار ببینمشون

‫اگه من سیاه پوست نبودم تو این رفتار رو با من نمی کردی

‫- کار اون بوده ‫- من چی کار کردم؟ مرتیکه دهنتو ببند

‫چه خبره؟

‫جناب ستوان. صاحب مغازه ‫میگه که از صندوقش پول دزدیدن

‫خفه شو مادر جنده!

‫اون داشت تا بلوک پایینی ‫اونا رو دنبال می کرد که من گرفتمشون

‫یه آبجو برام بیار یه دونه گنده

‫مطمئن شو که حسابی سرده من به این قضیه می رسم

‫- مزخرفه خودشه -

‫همونه! بازداشتش کن!

‫چقدر اونا برداشتن؟ ‫اونا چقدر برداشتن؟

‫خوب ۵۰۰ دلار

‫این یارو رو ببر بخش و بده یه گزارش پر کنه

‫قربان شما باید با من ییاید

‫- نه، نمی خوام ‫- فقط آروم باشید، باشه، آروم

‫حالا پول رو رد کنین بیاد

‫حالا هم گورتون رو از اینجا گم کنید

‫بابات خیلی زود بر می گرده

‫در گیر کرده، یه لحظه وایستا

‫درست به موقع

‫من یه جنس ‫خیلی خیلی توپ برات دارم

‫مثل همونی که آخرین بار باهاش حال کرده بودی

‫نه کسی اینجا نیست

‫لول تو کو؟

‫فندک رو کجا گذاشتم

‫اینم از فندک

‫تو فندک داری

‫من سیگارمو روشن میکنم

‫روشن شد خدایا

‫می خوای یه کم بیشتر برات بذارم

‫یه کم بیشتر

‫اینم یه دونه درست و حسابی

‫خوب حالا برت باتلر رفت تو سومی و کو دانیلز روی اولی

‫استراوبری روبروی ‫دیوید کانر ایستاده

‫کانر منتظره کناره هاست

‫اون میره ‫پرتاپ کننده تو راهه

‫و اون بلندخ، تو هوا میره درست توی زمین وسط

‫روی نرده ها و روی ‫تابلوی امتیازات میره بیرون ورزشگاه

‫حالا استراوبری داره از بیس ها ‫رد میشه

‫اون یکی از اون ضرباتی رو زده که باعث ‫شده بودن تا به اینجا برسه

‫چه بازی بی نظیری ولی خیلی دیره

‫نتیجه‌ی 0-11 مت ها حالا میشه 3-11

‫یه 3 ‫امتیازی برای استراوبری

‫...سومین امتیاز خونگی از ‫دورهای ۱۰ ، ۱۱ و ۱۲ هست

‫حالا متها ۳- ۱۱ جلو هستند

‫اصلا مهم نیست که استراوبری چطور توپ رو میگیره

‫...اون نمیتونه نتیجه رو عوض کنه

‫...داجرها کارشون تو این بازی تمومه

‫استراوبری با این ضربه‌ی بینظیر ‫داره از طرف جمعیت تشویق میشه

‫ساطان حالا اریک دیویسه و داجرها حالا باید تلاش بیشتری بکنن

‫... دیگه نزدیکه که ببازن و این پنجمین بازیه

‫اگه بتونن کاری انجام بدن و ادامه بدن

‫دارم میام سر میز ‫بشین اینجا، مامان، حالت خوبه؟

‫با یه تیکه کیک چطوری، ها؟

‫استراوبری، قهوه می خوای؟

‫چرا نمیای اینجا و با ما ‫یه فنجون قهوه نمی خوری؟

‫خوب رفقا بیاین قضایا رو جمع بندی کنیم

‫می دونم که هنوز اونا فرصت دارند

‫میدونم که هنوز فرصت دارند تا با داجرها برن

‫احتمال شلیک به یه نفر ‫خیابون کینگ شماره‌ی ۱۳۰

‫گرفتن اولین همیشه سخت ترینه

‫شلیک تایید شد

‫هی بچه ورونیکا، چه خبره؟

‫یه بسته کوک یه جایی ‫زیر صندلی عقب جاسازی شده

‫- خوب یه مرد سیاه با گلوی بریده اونا دارن میان اینجا؟ -

‫- آره، رابرت ‫- ماشین رو گشتن؟

‫- من میرم سراغ ماشین باشه خوبه -

‫- سلام گروهبان داری چیکار میکنی؟ ‫- یه موی سیاه روی گلوی بریده شده‌ش پیدا کردم

‫- اسلحه ای چیزی؟ باید بررسی بشه -

‫اون چیه کوکایین؟

‫بذارش تو مدارک

‫من از شما دو تا میخوام تا برید ‫با دوستای مواد فروشتون تو خیابون ۱۲۵ ام تماس بگیرید

‫ببینید چی گیرتون میاد. شما دو تا هم به مغازه های مستهجن سر بزنین

‫...ببینید از اونجا چی گیرتون میاد

‫چه خبره؟

‫اونا توی اسپانیش هارلم به یه راهبه تجاوز کردن

‫تصورش رو بکن ‫من اون مادر قحبه ها رو می کشتم

‫اونا جام مقدس رو برداشتند هنوز توش شراب مقدس بوده

‫اونا باهاش چیکار می کردند؟

‫چه فکری می کنی؟ ‫فکر میکنی میخواستن اونو بخورن؟

‫میخواستن فقط جام رو بلند کنند

‫اونا ۵۰ هزار دلار جایزه گذاشتند

‫بسپرش به کلیسای کاتولیک

‫هر روز به دخترها تجاوز میشه

‫حالا ما ۵۰ هزار تا جایزه گذاشتیم ‫اونم فقط به خاطر اینکه این دختره لباس پنگوئن داشته

‫تو چه مرگته؟

‫گور پدر کلیسا

‫خوب که چی؟ تو کاتولیک هستی؟

More Farsi Persian subtitles for Bad Lieutenant

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left