Clarkson's Farm

Clarkson's Farm

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Clarksons Farm S01E08 720p WEB-DL
Clarksons Farm S01E08 1080p WEB-DL
ความคิดเห็นโดย vahids3
ترجمه و زیرنویس: وحید مستغیث @vahids3

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
เผยแพร่เมื่อ: 2021-07-22
ดาวน์โหลด: 75
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫درست وسط تابستونه

:‫و یه روز معمولی توی مزرعه، شبیه اینه

‫ساعت 6:30 بیدار میشم و بعد از اینکه قهوه خوردم

‫میرم سمت مرغدونی ها تا مرغ‌ها رو از لونه هاشون آزاد کنم

‫صبح بخیر

‫تو راه برگشت، یکم قارچ برای ناهارم می‌چینم

‫و بعدش میرم به ماهی‌ها غذا میدم

‫توی خونه، روی دستور پخت سس گوجه فرنگی کار می‌کنم

‫که میخوام برای فروشگاه محلی آماده اش کنم

‫یکم فلفل تند و گشنیز تازه اضافه می‌کنم

... ‫و می‌زارم با دمای کم، جوش بیاد

‫در حالی که داشتم حصاری رو تعمیر می‌کردم که

‫که شکارچی می‌گفت توی زمستون خراب نشده

‫بعدش گل های وحشی که کاشته بودم رو کوتاه می‌کنم

‫چون که همه باغبون ها این کارو میکنن

‫صبر میکنن تا گیاه‌ها به بهترین شکلشون برسن

‫و بعد کوتاهشون میکنن تا زیاد قشنگ دیده نشن

‫بعدش یکم سبزیجات برای لیسا می‌چینم

‫تا به چندتا مشتری که تو آتلانتا داریم، بفروشتشون

‫و حتی یه دسته ریواس چینی هم پیدا کردم، پس اونم می‌چینم

‫و بعدش جنگی میرم فروشگاه

‫این ریواس چینیه که باید شسته بشه

‫وقتی همه چیزهایی که روز قبل چیده بودم رو بیرون می‌ریزم

‫چون که اصلاً فروش نرفته ‫چون که هیشکی

‫این روزا دیگه سبزیجات تازه دوست نداره

‫بعدش سس گوجه فرنگی رو هم می‌زنم

‫قبل از اینکه برم و به زنبورها سر بزنم

.‫یالا، برو بیرون

‫و گوسفندها و بره‌ها

‫و بعدش کار بزرگ روز رو شروع می‌کنم

‫همیشه یکی هست

‫امروز باید همه کاه‌ها

‫و همه تاپاله‌های گوسفند رو از انبار تمیز کنم

‫ولی چون یه سطل برای جلو تراختور ندارم

‫باید از کیلیب بخوام که برف روب رو از انبار دیگه بیاره

‫چرا خودت این کارو نمی‌کنی؟

‫چون که لامبورگینی اینجا، جا نمیشه

‫بلافاصله می تونم تشخیص بدم که اون خوشحال نیست

‫چون که اون فکر میکنه که تراختور من خیلی پیچیده است

‫تراختورت آشغاله

‫و بعد وقتی که دارم قارچ‌ها رو می‌خورم

‫که صبح چیده بودمشون

‫و توی سس خامه ای پخته بودم و با نون تست سرو اش کرده بودم

... ‫با یکم جعفری که از تو باغ اومده بود

‫یه تماس از همکار هام دریافت می‌کنم

.‫که میگه گوسفندها فرار کردن و الان توی جاده ان

! ‫پس با ماشین میرم اونجا و می‌فهمم که گوسفند فرار نکرده

‫ولی حداقل الان برف روب بخوبی

‫جلوی تراختور نصب شده

‫پس میرم به انبار زایمان بره‌ها و بلافاصله

‫کشف می‌کنم که تراختور اونجا هم جا نمیشه

.‫اوه، گوه توش

‫بعدش یه تله مرگ 80 ساله رو

‫به پشت تراختور لیسا وصل می‌کنم و از اون استفاده می‌کنم

‫داره کم کم دیر میشه، پس با عجله میرم خونه

‫یکم ادویه به سس گوجه فرنگی اضافه می‌کنم

‫قبل از اینکه دوباره برم و به ماهی‌ها غذا بدم

‫و تخم مرغ‌ها رو جمع کنم

‫و بعد میرم که بخوابم با دونستن اینکه به زودی

‫اوضاع قراره که حسابی شلوغ پلوغ بشه

‫ وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس ‫ @vahids3

.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

‫یکی از وظایف اضافی توی زندگی شلوغ مون

‫انجام روزانه تست رطوبت روی محصولات بوده

،‫و حالا که چارلی رفته به تعطیلات ‫این وظیفه افتاده گردن من و کیلیب

‫-الان، یه کشاور باتجربه ‫-خب

‫میتونه بگه غلاف گیاه چقدر رطوبت داره

‫فقط با جویدنش، میتونه؟

‫آره، میتونن

‫اونا غلاف رو باز میکنن، خودم دیدم که این کارو می‌کنم

‫بازش میکنن، خیلی هم جدی هستن موقع این کار

‫بعدش اینجوری و بعد میجونش

‫ این 12 درصده

-‫و درست میگن؟ منظورم اینکه اونا میدونن

‫آره، قطعاً

‫ولی من نمیتونم این کارو بکنم چون مثل اونا باتجربه نیستم

‫و تو هم نمیتونی چون کونبچه (‫محسوب میشی (در مقایسه با اونا

‫پس ما دستگاهش رو داریم

‫تا حالا از اینا استفاده کردی؟

‫آه ... بزار فکر کنم

‫اون تیکه رو می‌بینی، نگاه کن

‫ما باید اون تیکه رو با کلزا پر کنیم

‫پرش کنیم؟

:‫میشه الان یه زیرنویس بریم ‫ «چند ساعت بعد»

(: ‫چند ساعت بعد

‫یکم بیشتر می‌ریزی؟

... ‫و این کارو می‌کنی، نگاه کن. و بعدش

‫پس اگه این بگه کمتر از 6 درصد

.‫بدجوری تو دردسر افتادیم .‫نمیتونیم برداشت کنیم

.‫-آره ‫-و اگه بگه بیشتر از

‫نه درصده

‫خیلی مرطوبه و اونا قبولش نمیکنن

‫آماده ای؟ داره آزمایش میکنه

... ‫خب، این

... ‫هشت درصد رطوبته که یعنی

.‫عالیه. باید همین الان برداشت کنیم

! ‫بیا انجامش بدیم

‫ولی راستش، نمیتونستیم انجامش بدیم

‫برای برداشت کلزا

‫من یه کمبباین دروگر لازم دارم و از اینا نخریدم

‫چون که 250 هزار پوند قیمتشونه

‫پس باید یکی اجاره کنم

‫و مشکل اینکه هر کشاورز دیگه ای توی این ناحیه

‫امروز صبح اومده بیرون

‫رفته توی زمین‌ها، رطوب رو آزمایش کرده

‫و همه اونا هم به نتیجه یکسانی رسیدن

‫و اونا هم میخوان یکی از این کمباین‌ها رو اجاره کنن

‫توی دفتر، بدترین ترس ام تبدیل به واقعیت شد

‫سه روز؟

‫قبل از اون کاری از دستت برنمیاد؟

‫نه، نه من شماره اش رو دارم

.‫آره، درست حدس زدی

‫نه، میدونم

... ‫اون داره .‫اون داره مزرعه خودشو اول انجام میده

.‫خیلی خب، باشه، نه، ممنون که وقت گذاشتی

‫رفتم بیرون و هر جایی که نگاه می‌کردم

‫یه یادآورد واضح و درخشان بود

‫که من همون تازه کار توی منطقه بودم

‫نگاه کن، یه کمباین اونجا و اونجاست

‫آره، اینم یکی دیگه

‫همه مزرعه‌ها کمباین دارن

‫تا اواخر عصر، به هیچ نتیجه ای نرسیدم

... ‫37, 42

‫ولی بعدش کیلیب زد تو خال

‫با اون رفیقش که من بایستی بهش بگم ‫ «مسیح»

‫با ایکه اسم واقعیش سایمون بود

... ‫امروز عصر ... اگه تموم بشه

‫فقط دوتا زمین ام مونده که برداشت کنم

‫پس در بهترین حالت، تا شب میتونم کارمو تموم کنم

‫آره

‫و بعدش، یجورایی فردا دستگاه رو بدمش به شما

‫آره، بعدش هم ما میتونیم برداشت رو شروع کنیم

‫صبح روز بعد

‫کمباین جور شده بود و وقت عمل بود

.‫-این عالیه .‫-آره، هوا رو ببین

‫میدونم

‫خب، تراختور ها قراره که کل روز از اینجا رد بشن

‫پس میخوام که این دروازه رو جابجا کنم تا یکم کار راحت‌تر بشه

‫این ... آره، منظور منم همین بود

‫فک کنم اصلاً هیچ کاری نکردی

... ‫کردم

‫درسته، امروز روز مهمته، لامبو

‫این چیزیه که انتظارشو می‌کشیدیم

‫8.9

‫میرم و متصل اش می‌کنم

‫بعد از یک سال تمام

‫نگاه کردن به کیلیب که چیزها رو به تراختور وصل میکنه

‫فکر کردم که دیگه هیچ مشکلی ندارم

‫تا لامبو رو به تریلری وصل کنم که اجاره اش کرده بودم

... ‫آم

‫این کارو می‌کنم، بعدش این، بعدش این نه

... ‫آم

‫درسته. این قطعاً بیرون نمیاد

‫خب، باید یه چیزی باشه که فراموش کردم انجامش بدم

‫چی رو فراموش کردم؟

... ‫آم

‫این نه

‫تنها یه راه بود

‫کیلیب رو بیار تا انجامش بده

‫راستش، وایسا، وایسا، وایسا

‫خیلی خب، متصل شدی

‫با تموم شدن این کار، رفتیم سمت فروشگاه محلی

‫تا با عیسی ملاقات کنیم *‫*منظورش همون همسایه کلیب عه

‫امروز جمعه و الان ساعت 11:40 است

‫یه جبهه هوا قرار که صبح یکشنبه برسه

‫پس باید سعی کنیم

‫یه عملیات برداشت 4 روزه رو توی یک روز و نیم تموم کنیم

‫امروز، یه روز طولانی خواهد بود

‫پنکه ام کار نمیکنه

‫و اینقدر دستم بنده که الان نمیتونم درستش کنم

‫یا اینجاست یا اونجا

.‫اینجا خوبه

‫خب، احتمالاً تمام شب رو کار می‌کنیم

‫اونجا، چندتا دستمال توالت هست

‫اگه کم آوردی، بهم خبر بده، باشه؟

‫واقعاً با خودت دستمال توالت آوردی؟

! ‫آره

‫اولین بار نیست که توی همچین مخمصه ای گیر افتادم

! ‫نگاه کن

! ‫ما یه کمباین دروگر داریم

‫بالاخره اینجاست

.‫-اون سایمونه .‫-اون سایمونه

‫بهت گفته که چطوری باید باهاش کار کنی؟

‫در حال حرکت این کارو می‌کنیم؟

‫-تخلیه محصول در حال حرکت؟ .‫-آره

‫بعدش در مورد موضوعی بحث کردیم

‫که فشار بیشتری رومون اضافه می‌کرد

‫امسال سال غیرعادی برای جو و کلزاست

‫که توی زمان مشابهی آماده شدن

.‫-آره، خیلی خیلی نامعموله

‫تقریباً منحصر بفرده ‫اینطوری میتونم بگم

... ‫معمولاً جو آماده میشه

‫معمولاً جو دو سه هفته زودتر آماده میشه

‫و بعد کلزا آماده میشه

... ‫پس بخاطر بهار خشک بوده

‫داره شروع میشه

‫و آماده ایم

‫اولین برداشت ام

‫کمباین‌های لعنتی خیلی باهوش هستن، اینطور نیست؟

More Farsi Persian subtitles for Clarkson's Farm

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left