182 บรรทัดแรก
این اثر شامل قانون کپی رایت است . هرگونه کپی برداری یا پخش غیر قانونی آن ممنوع است همچنین ممکن است این اثر دارای صحنه های بزرگسال یا خشن باشد ، با مسئولیت خود مشاهده شود
سبک و موضوع داستان و اسم شخصیت ها تماماً تخیلی است و هرگونه شباهت بی دلیل و تصادفی است
! پرشیا
...اینوزوکا
سردسته خانه اولی ها ، گروه " سگ های سیاه " - رومیو اینوزوکی
...برده غربی های لعنتی - ... وحشی های تووا -
سردسته خانه اولی ها ، گروه " گربه های سفید " - ژولیت پرشیا
...امروز قبیله برتر
! خودشو نشون میده
اینوزوکا ، کمک میخوای ؟
.نه
. خودم تنهایی مقابل پرشیا وایمیستم
! این یه مبارزه بین رئیس های گروه سگ های سیاه و گربه های سفیده
...بیا
! آره
. آکادمی داهیلا
، یک مدرسه شبانه روزی معتبر که دانش آموزان شرقی تووا هم در آن هستند
. همچنین اشرافی های غربی هم مقابل آنها هستند
، هرچند ، دانش آموزان خانه سگ های سیاه
، با دانش آموزان خانه گربه های سفید
. همش مقابل هم قرار میگیرن
در عشق تو
من به تمام عشقم برای تو اعتراف میکنم
فقط من و تو
بهت نشون میدم عشق واقعی چه حسی داره
تو این مدت با احساسات پنهانم نگاهت میکردم
همانطور که درخشیدی
باد رو حس کردم
و در این زمان
به تمام احساساتم برای تو اعتراف میکنم
میتونم ضربان قلبم رو بشنوم
نمیتونم به گذشته برگردم
به اندازه ای قوی نشدم که دنیا رو نجات بدم
پس از تو محافظت میکنم
فراتر ازدوران خیره کننده
یه معجزه اون جلوعه
اون ما دو تا رو به هم میرسونه
دنبال کردن رویاهامون بدون محدودیت
با تنها شجاعت برای از بین بردن موانع
بدون اینکه کسی بدونه سرنوشت ما به هم گره خورده
مدرسه شبانه روزی ژولیت
کاری از تیم ترجمه اختصاصی انیمه لیست
AnimeList.eu | AnimeList_ir
: مترجم
Nizichan & Shivaw
رومیو اینوزوکا و ژولیت پرشیا
. پرشیا بانو ، لطفا بسپرش به من
اسکات ؟
. من از زندگیم برای محافظت از شما میگذرم
. این تمام کاریه که میخوام انجام بدم
! پس بمیر
، اگه این اسکل عینکی اینقدر ادعا داره
! فقط توی خوابگاه حبسش کن
! اینوزوکا - . من نیازی به حفاظت ندارم -
! پرشیا بانو - . با تمام توانت بیا جلو ، اینوزوکا -
! نه بابا
. نمیتونم مقابل یه دختر باشم ، انگیزم رو کم میکنه
! برو بیرون
...رومیو اینوزوکا ، تمام اینا
. کم کم دارم آمپر میچسبونم
. کافیه
اون...؟
رئیس گربه های سفید ؟ - . پای ماعم وسطه پس -
. رفتار های خشونت آمیز توی مدرسه اصلا چیز جالبی نیست
. خف بابا ! ما متعهد نیستیم که از گربه های سفید پیروی کنیم
که اینطور ؟
. پس هیچ راهی جز تماس با نماینده رسمی سگ های سیاه نیست
. برای امروز بسه
! اینوزوکا ، قسم میخورم به فنا بدمت
اسکل ، تو برای ما پشه هم نیستی . مگه نه ، اینوزوکا ؟
. بانو پرشیا ، صبر کن دیگه
! لعنتی
! زمانمون از دست رفت
. ریاست بالاترین نوع نظارت بر دانش آموزاست
. اگه حواسشون بهت باشه ، مبارزه تعطیله
...بازم ، اون پرشیا
. اگه مقابل اون وایسیم ، قطعا میبریم
. اونو میسپریم به تو ، اینوزوکا
چیشده ؟ خسته ای ؟
میخوای هاسوکی راست و ریستت کنه ؟
! منظورم روش های منحرفانه نبود . اونجوری نگام نکنید
. به هر حال اینوزوکا زد بیرون - مرگ من ؟ -
! لعنتی
. نمیدونم چه غلطی بکنم
. ما از ابتدایی باهم دشمن بودیم
! اینوزوکای احمق - تو یه دختری ، فکر کردی میبری ؟ -
! بیا برو تو کوچه
! خر سیاه
، تا متوسطه و الان ، در دبیرستان
. انگار قرار نیست چیزی عوض بشه
...درسته ، و من همیشه
...همیشه
! عاشق پرشیا بودم
! دوسش دارم ! دوسش دارم
. واقعا نمیخوام بجنگم
. ولی باید حواسم باشه صدمه نبینه
. این تنها کاریه که میتونم بکنم
. من با جونم ازت محافظت میکنم
. این تنها کاریه که براش ساخته شدم
! کم زر بزن اسکل پلشت
! اون فقط حرفاییو زد که من همیشه میخواستم به زبون بیارم
! حالم داره از خودم بهم میخوره
چطور توجهشو جلب کنم ؟
. شاید فقط باید اعتراف کنم
...اگه بشه ، اونوقت
برای صبحانه سوپ خرس درست میکنی عشقم ؟
! تصورات اینوزوکا دیگه تهشه
! چرا که نه ! بسپرش به من
! ولی اگه گند بزنم دیگه نمیتونم هیچ جا ظاهر بشم
باید کاری کنم ؟
. تس..تسلیم
. ممنونم
. کارت عالی بود . اینم یه حوله
. مرسی
. یه تنه همه پسرا رو حریفی
. نه ، هنوز خیلی مونده
. ولی بازم ، الان خیلی قوی ای
...سطحی که میخوام بهش برسم
. سطحی برای تغییر جهانه
تغییر جهان ؟
، به هر حال این هدفمه
. بعضی وقتا به نظرم خنده داره
. ولی حسش میکنم
. به همین دلیله که کسیو دست کم نمیگیرم
...ولی اون ، اینوزوکا
! اون همیشه منو تبدیل به یه احمق میکنه - پرشیا بانو ؟ -
! هیچوقت نمیبخشمش - ! وات د -
. ببخشید . یدونه نوشو میگیرم
. مشکلی نیست
. واقعا ترسناکه
. نتونستم خیلی خوب بشنوم ولی شکی درش نیست که بخاطر من ترسناک شد
اینقدر آدم مزخرفی ام ؟
...شاید تنها بودن با رقیبت واقعا غیر ممکنه
! راه برید
! ولم کن - ! اونا -
! بچه های ابتدایی - مشکل چیه ؟ -
! ای تف - . اینا بچه های سگ های سیاهن -
. داشتن روی در خونه گربه های سفید شکلک میکشیدن
. فکرکردیم که باید تنبیه بشن
چرا همچین کاری کردید ؟
! بعضی از بچه های سگ های سیاه مارو مسخره کردن و گفتن ضعیفیم
! خواستیم نشونشون بدیم که اینطور نیست
حالا چیه مگه ؟
! حواست باشه چی میگی - ! عوضی -
. اونا درست گفتن ، شما ضعیفید
چی گفتی ؟ - . فقط با اینجور واکنش ها نمیتونی چیزیو تلافی کنی -
. این کمکی به دوستات وقتی در خطرن نمیکنه
بگو ببینم ، الان چه سودی بردید ؟ - ! هیچی -
! بی ادب ! نشونت میدم
! بانو پرشیا
. ببین ، تونستی انجامش بدی
. قدرت اینه
. زود باش ، این بینی کوچولو رو تمیز کن و برو خونه
. دفعه بعد اینقدر راحت مبارزه نمیکنیم
. آبجی بزرگه باهات خوب تا نمیکنه
. صبر کن
...اینجور رفتار با سگ های سیاه - . حرف نزن -
نکنه میخوای یه بچه رو اذیت کنی ؟
. اگه یه گربه سفیدی ، مقام خودتو حفظ کن
...درسته
. من جذب اعتماد به نفس پرشیا شدم
. باید احساسمو بهش بگم
! باید شجاع باشم
. اول سعی میکنم مخفیانه برم سمتش
چرا همشون به من خیره شدن ؟
چرا اینجایی ، اینوزوکا ؟
. صبر کن ، من نیومدم بجنگم - پس برای چی اومدی ؟ -
...خب ، من
...راستش
من..من..من..من ؟ ها این چیه ؟
! خیلی نزدیکه ! من شکایت دارم ! اومدم شکایت کنم
! تف ! نمیتونم بگم - . اون فرار کرد -
! دوباره داره اذیتم میکنه - . پرشیا بانو ، آروم باش
! کمرم صاف شد
اینوزوکا ؟
از باشگاه برگشته ؟
. توسا ، پرشیا اومد
. طبق تحقیقات ، اون بعد از تمرین به خوابگاه میره
. اونجا باید ضربه رو بزنیم
، اگه فقط سردستشون رو کنار بزنیم ، پرشیا
. اونوقت مقابله با گربه های سفید آب خوردنه
. اینم یه ماسک - . مرسی -
No comments yet. Be the first to leave one.