200 บรรทัดแรก
Film Company Paramount
Olivia De Havilland.
In the movie EVERYTHING YOURSELF
Mary Anderson Roland Culver Phillip Terry Bill Goodwin
and etc.
For the first time on the screen John Lund.
Scenario: Charles Brackett and Jacques Teri According to the story of Charles Brackett.
Operator: Daniel Fapp Artists: Hans Dreyer and Ronald Anderson.
Composer Victor Young.
Produced by Charles Brackett.
Directed by Mitchell Laizen.
اسرارآميزترين اسرار آدمها هستند
بويژه آدمايي که اصلا مرموز بنظر نميرسند
براي مثال خانم نوريس را در نظر بگيريد
ايشون يک آمريکايي ميانساله
در حال قدم زندن در خيابان لندن در آستانه سال نو
اون فانوس لعنتي رو بگير اونور
عذر ميخوام مادر مادر
Taxi!
تاکسي منطقه هارکوت
اين ماشينو من گرفتم سر کار خانم اون رو به ما ببخشيد
ما براي مهماني سال نو دير کرديم
متاسفم اما منم دير کردم
من اول اين تاکسي رو گرفتم سوارش شدم و ميرم
خودتونو کنترل کنيد شما فکر ميکنيد همه چيز براي شما مجاز است و حق ما هم اينه که پاي پياده بيرم
شما اينطور فکر نميکنيد؟ فقط بخاطر اينکه تعطيلاته؟ خودتونو جمع و جور کنيد
لزومي هم نميبينم کس ديگه ايي پيشم باشه
قصد دارم بجايي برم و خواهم رفت
حالا از ماشين من پياده بشيد باشه حق با شماست
کليساي سنت اندروز،ميدان هارکوت
- Good evening. - Good evening.
ما اصلا انتظار شمارو نداشتيم قربان خانم النبي را جايگزين کرديم
حالا ميتونم برم؟ موفق ياسيد
سال نو مبارک سال نو مبارک
امشب آقاي گريو ميبايست سر ماموريت باشند براي همين من سرم خيلي شلوغه
شما نميدونيد که ايشون مياند يا نه؟
نميدونم چه بد
شايد اتفاقي براشون افتاده عذر ميخوام اگه دير کردم
اينهم خانم آمريکاييمون فکر کردم ماموريت امروز وظيفه آقاي گريو بود
من کسي رو جايگزينش ميکنم
دو نفر ديگه رو ميشناسيد؟
ما کارمونو مثل هميشه انجام ميديم
شايد
خوب من عجله دارم سال نو مبارک
سال نو مبارک
و شما هم همراه ما ميايد قربان
يادم اومد قبلا همديگرو کجا ملاقات کرديم
کجا؟
يک سال پيش ساعت12که من سال نو رو تبريک گفتم
و شما گفتيد آها
Aha.
بياييد از پشت بام شروع کنيم چه کاري رو شروع کنيم؟
بازرسي مسيرمون
بي معنيه من اين مسيرو ميشناسم
هر داوطلبي ميبايست مسيرشو کاملا بررسي کنه
تجهيزات و وسايل ديگه رو چک کنه.
يجوري ميگيد از پشت بام بالا برم که انگار منو مثل محتويات جيبم قابل حمل ميدونيد
من فکر ميکنم شما ميبايست وظيفتونو انجام بديد
همراه من بياييد
بالا رفتن از پشت بومها و ديد زدن اين کاملا فرق ميکنه
راه درست رو پشت بام حرکت کردن دقيقا مثل اين ميمونه که
هميشه روي طناب ايستاديد
احتياط کنيد من ميرم اونجا شما هم همينطور
پارسال شما چراغ قوه رو انداختيد من هرگز اينکارو نکردم
اگه ميخوايد چراغ رو به کمربندتون ببنديد پس حداقل اونرو محکم کنيد
من نميخوام بخاطر بي کفايتي سرزنش بشم
من يک کارخانه نظامي با150 کارمند رو اداره ميکردم
واقعا ؟تو آمريکا؟ البته چرا که نه؟
اونجا محل توليد مواد آرايشي و بهداشتي بود به دستور دولت به کارخانه تغيير کاربري داد
چراغ قوه شما اصلا کار نميکنه
عمرشو کرده
چه زحمت مضاعفي
از کجا ممکنه بيفتم؟
لبه پشت بوم يجايي هست
بالاخره خودم ميفهمم
اون ميخواد منو به سخره بگيره
با کي حرف ميزني؟
خودم به خودم
بنظرم شما هرگز چنين کاري نميکنيد
مخصوصا سر ماموريت
در ضمن حاضر نيستم بيشتر از سه فوت ديگه ازين لبه راه برم
داريد به من درس ميديد؟
نه اما بنظرم حظور زنها در چنين ماموريتهايي غيرقابل قبول است
فقط يکجاي خطرناک مونده بعد ازون طناب رو ميگيرم
بهتره بيخيال اين شانس بشيد به آرومي منو دنبال کنيد
اين واقعا غير ممکنه
ضرورتي نميبينم بخاطر بي احتياطي يک زن اينجا اتفاقي بيفته
احتياط کنيد
ميتوني مقاومت کني ازينجا برو کمک خبر کن
وقت نداريم شما خيلي اونجا نميتونيد تحمل کنيد
تلفني کمک بگير حرف نزن
سعي کن نفس نکشي اينطوري بهتره
خوبي؟ به تدريج دارم کم ميارم
ازينجا برو خفه شو
بندازش تو پات
انداختمش
ميتوني قلابش کني به نرده ها؟ آماده اييه
زنگ ساعت نيمه شب
سال نو مبارک
چراغ قوه رو انداختي
يالا لبي تر کن
حالم خوبه
داستان اون موتور سيکلت سوارو که قبل از سقوط تمام زندگيش
مياد جلوي چشمش رو ميدوني؟
معلومه که ميدوني
امروز اونو فهميدم
گذشتتونو ديديد ؟
تصوير غم انگيزي بود
تصوير پوچ
فهميدم که بيهوده زندگي کردم
به زندگيت افتخار ميکني؟
بله...چرا ميپرسي؟
من و شما تقريبا شبيه هميم آدماي تنها که
انتخاب شديم تماشاچي کريسمس باشيم چون کريسمس براي اونها معني نداره
شايد اين نظر شماست...تنهايي
کريسمس رو کجا جشن گرفتيد؟
اونور پشت بوم
چه کسي از مرگ و سلامتيتون مطلع خواهد شد؟
وکيلم
منم همينطور
بازنده ها...اين همون چيزيه که ما هستيم يک زوج بازنده
چه مزخرف
بعد از يک عمر زندگي هنوز تنهاييم
کي از ما مراقبت ميکنه جز يه وکيل پولکي
مانعي داره اگه ازت بخوام کلاهتو برداري؟
همينطور فکر ميکردم زن زيبايي هستيد
زيبا بودم حتي تا الان
زني قدرتمند
و زيبا
گمان ميکنم هرگز روابط جدي ايي نداشتيد
شما چطور؟
با شما داشتم
مجرداي ميانسال مثل ما دو حالت دارند
حالت اول کسايي که به هيچي اهميت نميدهند
و حالت دوم کسايي که به کوچکترين چيزها هم خيلي اهميت ميدهند
هستند کساني هم که بعضي چيزها براشون مهمه و بعضي نه
آنها کاملا راضيند حتي به همسر دوم،شوهر سوم
کدومشون مناسبند
ما که تنهاييم
گاهي آدمها بالاجبار مارو تنها مبذارند
چه درها که به روي ما بسته شد
چه حرفهاي سختي که پشت سر ما زده شد
تنها خوبيش اينه که شغلي دارم
شگفت آوره که کساني که شغلي ندارن چطور از پس تنهايي برمياند
من راجب اين موضوع با کس ديگه ايي بحث نکردم
نميتونستي
اما حالا دربارش صحبت ميکنم؟
اما چرا؟
لطفا ادامه بده
براي تو مسئله ايي نيست؟
در طول جنگ قبلي من در فرانسه بودم
همسر و يک پسر داشتم
اما وقتي برگشتم اونها مردند
بخاطر اپيدمي آنفولانزا يا يه هچين چيزايي
دربارش شنيده بودم
ممنونم
شما چطور؟
هيچي
سعي کنيد
به ياد بياريد
اصلا جذابيتي نداره
من بايد تنها باشم
خانم نوريس اميدوارم فکر نکرده باشيد که قصد داشتم تو مسائل شما دخالت کرده باشم
البته که نه فراموشش کنيد
بياييد فراموش کنيم بياييد بريم با هواي تازه شروع کنيم
چي رو شروع کنيم؟ زندگي جديد در سال نو
بيا با هم شام بخوريم
شما ديوانه اييد شما مرددين
نه فقط نميدونم در شب سال نو کجا ميتونيد يه صندلي خالي پيدا کنيد
من يه صندلي پيدا ميکنم شما ميريد
من هيچ جايي نميرم
منم قصد ندارم تو يه رستوران پر از آدم برم
اما اگه شما با من بياييد
بسيار خب اما تاکيد ميکنم به شما عزيزم ...آقاي
ميبينيد من هنوز اسم شمارو هم نميدونم
دشم دشم
شما با خانواده ديشم قرابتي داريد
Yes.
بسيار خب حالا شما کجا يه صندلي خالي پيدا ميکنيد جناب دشم؟
بهتون ميگم کجا؟
تلفن کجاست؟ تو سالن پذيرايي
Thank you.
پوزش ميخوام خانم نوريس اين آقا ميخواند با شما صحبت کنند
با من؟ بفرماييد قربان
به من گفته شد بانويي که مجله پييرس فالز رو از اتاق مطالعه به امانت گرفته شماييد؟
بله به محض اينکه تموش کردم برش ميگردونم شما خانم جودي نوريس هستيد،درسته؟
و شما هم آقاي بيل مک نياب،درسته؟ بشينيد
اشتباهه بيل مک ناير
شما همسايه پييرسون بوديد؟
اشتباهه من هنوز اونجا زندگي ميکنم ايشون شش هفته پيش ازونجا برگشتند
طبعا آقاي پييرسون رو ديديد؟ نخير کارينا پييرسون رو ديدم
الکس الان واشينگتنه
و گريگوري؟هنوز بر فراز اقيانوس آرامه؟
نه ايشون يه قرار ملاقات جديد دارند در ايستگاه هادرزفيلد
و ساعت دو به ايستگاه يوستون ميرسند
گريگوري امشب تو لندن خواهد بود؟
درسته
لرد ديشم هستم ميخوام با مارسل صحبت کنم
مارسل رو خبر کنيد من منتظرم
پوزش ميخوام قربان مارسل17ساله که با ما کار نميکنند
No comments yet. Be the first to leave one.