200 บรรทัดแรก
چقدر برف.
حرف نداره. هنوز آب نشدن.
قراره بریم یه مراسم یادبود. اسکی که نمیخوایم بریم.
مامان، تو هم هوس اسکی کردی، درسته؟
من اسکی میخوام. دارم میمیرم برای اسکی بازی.
خیلی دوست دارم هر چی زودتر یوشیمی رو ببینم.
عاشق تعطیلات بهاریم. دیگه از مشق و تکالیف خبری نیست.
این عروسکا به سنت نمیخوره.
این عروسک خوش شانسیمه.
چه بامزهـست... بدش به من.
نخیر.
مراقب باش.
هایسوکه سوگیتا نائوکو مونامی
مسافران نجات یافته به شدت آسیب دیده اند
بیشتر آنها در شرایط بحرانی هستند.
جدیدترین گزارش...
در مورد مادر و دختری در بیمارستان میباشد...
معلوم شده است که
این دو خانم سوگیتا و دخترش هستند.
هویت این دو زنی که بیمارستان آورده شدهاند...
مشخص شده است.
نام خانوادگی آنها سوگیتا میباشد.
ما دیگه میریم.
ریشاتو هر روز بزن.
خداحافظ.
من سوگیتام. همسر و دخترم کجان؟
یوگیتا؟ برید بخش جراحات.
از اون طرفه.
هیسوکه.
دارم دیوونه میشم...
کاشکی ازشون نمیخواستم که بیان...
دکتر، دکتر...
آقای سوگیتا؟
بله.
زنده میمونن؟
متاستفانه وضعیتشون بحرانیه.
منظورتون همسرمه... یا دخترم؟
یعنی هر دوشون؟
دکتر، وضعیت مادر وخیمتر شده.
بوسومین بیارید.
مقاومت کن. چی؟
چی؟
مونامی؟
نگران نباش.
بغل دستت خوابیده.
پرستار...بیاید کمک
نائوکو.
دووم بیار.
نائوکو
نائوکو
نائوکو
نائوکو
مامان...
از این طرف لطفا.
نائوکو...
مونامی...
مونامی.
به هوش اومدی...
چی؟
من...مردم؟
مونامی.
تو زنده ای.
میرم دکتر رو بیارم.
وایسا هیسوکو.
منم، نائوکو.
چی؟
چی گفتی؟
مونامی.
هیسوکه...
من نائوکویم.
- هیمیتسو -
چی داری میگی؟
حالت خوبه مونامی؟
نه. من نائوکویم.
یعنی نمیبینی؟
نه. آخه اینجوری نیست.
منم باورم نمیشه.
ولی حقیقت اینه.
بابا رو دست ننداز.
نمیکنم.
راست میگم.
پس در مورد اولین قراری که با هم گذاشتیم بگو.
تو فانوس دریایی با هم بستنی خوردیم.
و بعدش؟
رفتیم محله چینیها.
تو پنج تا کاسه رشته فرنگی خوردی.
چه رشته فرنگیهایی هم بود.
رشته فرنگی سرخ شده هم خوردیم.
و اون شبی که تو خونه من موندی رو یادت هست؟
آره
زمستون بود.
موقع سکس کردنمون خیلی دست و پا چلفتی شده بودی.
پات گرفته بود و عجب وضعی داشتیم.
بهم بگو، هنوز زندهای؟
نائوکو...
نائوکو؟
با این حساب، یعنی اونی که مرده مونامیه؟
من رفتم تو بدن مونامی.
اگه یه درصد هم احتمالش باشه بشه مونامی رو برگردوند...
حاضرم هر کاری بکنم.
فعلا...
بهتره به کسی نگیم.
هیسوکه...
الان تکلیفم چیه؟
بالاخره اومدم خونه.
وای، چه قدر اینجا کثیفه.
هیسوکه، پنجره رو باز کن.
عجب وضع ناجوریه.
هیسوکه، به اینا آب دادی؟
هر از گاهی.
میدونستم.
دارن پژمرده میشن. طفلکیا.
الان بهتون آب میدم.
اینم از آب.
همینه، یپاش روشون.
دیگه حالتون جا اومد.
هیسوکه، بیا کمکم کن.
هیسوکه...
من دارم خواب میبینم؟
اشکالی نداره تنها تو خونه بمونی؟
چیزیم نمیشه.
بعضی جاها رو نزدی.
همون نائوکوی همیشگی هستی.
بعدا میبینمت.
برو به سلامت.
یه کم بی مزه هستش.
ولی رئیس، ما فکر کردیم اگه طعمش ملایم باشه فروشش بهتر میشه.
رشته فرنگی چینی باید با همون اولین لقمه طعم خوبش رو بفهمی.
این به اصطلاح سس ملایم سویا نمکش خیلی زیاده.
درسته...
عطر و طعم این سوپ خوبه.
ولی بهترم میتونه بشه.
حالا بریم سراغ رشته فرنگی.
این یکی رو شک ندارم عالیه.
به نظرم رئیس، خیلی داغون به نظر میاد.
بعد اون مصیبت طبیعیه.
زود باش، پاشو. دیرت میشه.
یه پنج دقیقه دیگه بخوابم.
نه. پاشو.
نه. میخوام بازم بخوابم.
همین الان پاشو شنیدی؟
نکن.
پس منم پیشت میخوابم.
تحقیق درباره پدیده تصرف جسم
توسط دین، علوم طبیعی و روانشناسی
همچنان ادامه دارد...
یک مورده جالب نیز در این بین دیده شده است.
این برای دختری در فرانسه اتفاق افتاده است.
او مریضی آبله داشت...
و در کمای مصنوعی به سر میبرد...
ولی با جسم شخص دیگری بهبود یافت.
زنی تقریباً در همان زمان فوت کرده بود
و اعتقاد بر این بود که توسط آن دختر تصرف شده است.
سبزه. نگاه، نگاه.
دختر همه چیز را در مورد زن مرده می دانست.
وضعیت او دو سال به طور انجامید.
سپس شخصیت واقعی دختر بازگشت.
من اومدم.
قطعا خود نائوکو هستش.
مونامی...
منم، نائوکو.
سلام عرض شد.
چرا خودت رو...؟
شبیه نوجوونها شدم؟
به نظرت دامنم یکم کوتاه نیست؟
نه...
هیزی نکن هیروسوکه.
نکن دیگه.
دست خودم نیست.
هیسوکه.
بس کن...
دیدی؟
هیسوکه.
میدونم به چی فکر میکنم؟
باید وقتی با هم میریم بیرون مونامی باشم.
فکر خوبیه...
چاره دیگهای نداریم.
ولی هنوز تو خونه، زنت میمونم.
باشه.
نمیشه همش این حلقه تو دستم باشه.
از این به بعد این حلقه ازدواجم میشه.
من مال خودمو درنمیارم.
ممنون.
ولی...
تو بیشتر از چهل سالته. واقعا میتونی یه دختر دبیرستانی بشی؟
میتونم.... میتونم.
این جور حرف زدن دیگه دِمُده شده.
باید با زمونه پیش بری.
حالا دیگه بیا بخوابیم.
ما یه زوج عجیب و غریبیم.
خفه شو.
یاد ایام نوجوونی به خیر.
مونامی.
سلام.
دیگه حالت کاملا خوب شده؟
کونیکو.
ماشالا چه بزرگ شدی.
یه کلاس میریم؟
دامنت چرا اینجوریه؟
چه جوریه؟
No comments yet. Be the first to leave one.