Secret

Secret (秘密)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Himitsu AKA Secret 1999 BluRay
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
BluRay

แท็ก

BluRay
TS
เผยแพร่เมื่อ: 2022-11-14
ดาวน์โหลด: 13
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫چقدر برف.

‫حرف نداره. هنوز آب نشدن.

‫قراره بریم یه مراسم یادبود. ‫اسکی که نمیخوایم بریم.

‫مامان، تو هم هوس اسکی کردی، درسته؟

‫من اسکی میخوام. ‫دارم می‌میرم برای اسکی بازی.

‫خیلی دوست دارم هر چی زودتر یوشیمی رو ببینم.

‫عاشق تعطیلات بهاریم. ‫دیگه از مشق و تکالیف خبری نیست.

‫این عروسکا به سنت نمیخوره.

‫این عروسک خوش شانسیمه.

‫چه بامزه‌ـست... ‫بدش به من.

‫نخیر.

‫مراقب باش.

‫ هایسوکه سوگیتا ‫نائوکو مونامی

‫ مسافران نجات یافته ‫به شدت آسیب دیده اند

‫ بیشتر آنها در شرایط بحرانی هستند.

‫ جدیدترین گزارش...

‫ در مورد مادر و دختری در بیمارستان میباشد...

‫ معلوم شده است که

‫ این دو خانم سوگیتا و دخترش هستند.

‫ هویت این دو زنی که بیمارستان آورده شده‌اند...

‫ مشخص شده است.

‫ نام خانوادگی آنها سوگیتا می‌باشد.

‫ما دیگه میریم.

‫ریشاتو هر روز بزن.

‫خداحافظ.

‫من سوگیتام. ‫همسر و دخترم کجان؟

‫یوگیتا؟ برید بخش جراحات.

‫از اون طرفه.

‫هیسوکه.

‫دارم دیوونه میشم...

‫کاشکی ازشون نمیخواستم که بیان...

‫دکتر، دکتر...

‫آقای سوگیتا؟

‫بله.

‫زنده میمونن؟

‫متاستفانه وضعیتشون بحرانیه.

‫منظورتون همسرمه... ‫یا دخترم؟

‫یعنی هر دوشون؟

‫دکتر، وضعیت مادر وخیمتر شده.

‫بوسومین بیارید.

‫مقاومت کن. چی؟

‫چی؟

‫مونامی؟

‫نگران نباش.

‫بغل دستت خوابیده.

‫پرستار...بیاید کمک

‫نائوکو.

‫دووم بیار.

‫نائوکو

‫نائوکو

‫نائوکو

‫نائوکو

‫مامان...

‫از این طرف لطفا.

‫نائوکو...

‫مونامی...

‫مونامی.

‫به هوش اومدی...

‫چی؟

‫من...مردم؟

‫مونامی.

‫تو زنده ای.

‫میرم دکتر رو بیارم.

‫وایسا هیسوکو.

‫منم، نائوکو.

‫چی؟

‫چی گفتی؟

‫مونامی.

‫هیسوکه...

‫من نائوکویم.

‫ - هیمیتسو -

‫چی داری میگی؟

‫حالت خوبه مونامی؟

‫نه. ‫من نائوکویم.

‫یعنی نمی‌بینی؟

‫نه. آخه اینجوری نیست.

‫منم باورم نمیشه.

‫ولی حقیقت اینه.

‫بابا رو دست ننداز.

‫نمیکنم.

‫راست میگم.

‫پس در مورد اولین قراری که با هم گذاشتیم بگو.

‫تو فانوس دریایی با هم بستنی خوردیم.

‫و بعدش؟

‫رفتیم محله چینی‌ها.

‫تو پنج تا کاسه رشته فرنگی خوردی.

‫چه رشته فرنگی‌هایی هم بود.

‫رشته فرنگی سرخ شده هم خوردیم.

‫و اون شبی که تو خونه من موندی رو یادت هست؟

‫آره

‫زمستون بود.

‫موقع سکس کردنمون خیلی دست و پا چلفتی شده بودی.

‫پات گرفته بود و ‫عجب وضعی داشتیم.

‫بهم بگو، هنوز زنده‌ای؟

‫نائوکو...

‫نائوکو؟

‫با این حساب، یعنی اونی که مرده ‫مونامیه؟

‫من رفتم تو بدن مونامی.

‫اگه یه درصد هم احتمالش باشه بشه مونامی رو برگردوند...

‫حاضرم هر کاری بکنم.

‫فعلا...

‫بهتره به کسی نگیم.

‫هیسوکه...

‫الان تکلیفم چیه؟

‫بالاخره اومدم خونه.

‫وای، چه قدر اینجا کثیفه.

‫هیسوکه، پنجره رو باز کن.

‫عجب وضع ناجوریه.

‫هیسوکه، به اینا آب دادی؟

‫هر از گاهی.

‫میدونستم.

‫دارن پژمرده میشن. ‫طفلکیا.

‫الان بهتون آب میدم.

‫اینم از آب.

‫همینه، یپاش روشون.

‫دیگه حالتون جا اومد.

‫هیسوکه، بیا کمکم کن.

‫هیسوکه...

‫من دارم خواب می‌بینم؟

‫اشکالی نداره تنها تو خونه بمونی؟

‫چیزیم نمیشه.

‫بعضی جاها رو نزدی.

‫همون نائوکوی همیشگی هستی.

‫بعدا میبینمت.

‫برو به سلامت.

‫یه کم بی مزه هستش.

‫ولی رئیس، ما فکر کردیم اگه طعمش ملایم باشه ‫فروشش بهتر میشه.

‫رشته فرنگی چینی باید با همون اولین لقمه ‫طعم خوبش رو بفهمی.

‫این به اصطلاح سس ملایم سویا ‫نمکش خیلی زیاده.

‫درسته...

‫عطر و طعم این سوپ خوبه.

‫ولی بهترم میتونه بشه.

‫حالا بریم سراغ رشته فرنگی.

‫این یکی رو شک ندارم عالیه.

‫به نظرم رئیس، خیلی داغون به نظر میاد.

‫بعد اون مصیبت ‫طبیعیه.

‫زود باش، پاشو. ‫دیرت میشه.

‫یه پنج دقیقه دیگه بخوابم.

‫نه. پاشو.

‫نه. ‫میخوام بازم بخوابم.

‫همین الان پاشو ‫شنیدی؟

‫نکن.

‫پس منم پیشت میخوابم.

‫ تحقیق درباره پدیده تصرف جسم

‫ توسط دین، ​​علوم طبیعی و روانشناسی

‫ همچنان ادامه دارد...

‫ یک مورده جالب نیز در این بین دیده شده است.

‫ این برای دختری در فرانسه اتفاق افتاده است.

‫ او مریضی آبله داشت...

‫و در کمای مصنوعی به سر میبرد...

‫ ولی با جسم شخص دیگری ‫بهبود یافت.

‫ زنی تقریباً در همان زمان فوت کرده بود

‫ و اعتقاد بر این بود که ‫توسط آن دختر تصرف شده است.

‫سبزه. نگاه، نگاه.

‫ دختر همه چیز را در مورد زن مرده می دانست.

‫ وضعیت او دو سال به طور انجامید.

‫ سپس شخصیت واقعی دختر بازگشت.

‫من اومدم.

‫قطعا خود نائوکو هستش.

‫مونامی...

‫منم، نائوکو.

‫سلام عرض شد.

‫چرا خودت رو...؟

‫شبیه نوجوون‌ها شدم؟

‫به نظرت دامنم یکم کوتاه نیست؟

‫نه...

‫هیزی نکن هیروسوکه.

‫نکن دیگه.

‫دست خودم نیست.

‫هیسوکه.

‫بس کن...

‫دیدی؟

‫هیسوکه.

‫میدونم به چی فکر میکنم؟

‫باید وقتی با هم میریم بیرون ‫مونامی باشم.

‫فکر خوبیه...

‫چاره دیگه‌ای نداریم.

‫ولی هنوز تو خونه، زنت میمونم.

‫باشه.

‫نمیشه همش این حلقه تو دستم باشه.

‫از این به بعد ‫این حلقه ازدواجم میشه.

‫من مال خودمو درنمیارم.

‫ممنون.

‫ولی...

‫تو بیشتر از چهل سالته. ‫واقعا میتونی یه دختر دبیرستانی بشی؟

‫میتونم.... میتونم.

‫این جور حرف زدن دیگه دِمُده شده.

‫باید با زمونه پیش بری.

‫حالا دیگه بیا بخوابیم.

‫ما یه زوج عجیب و غریبیم.

‫خفه شو.

‫یاد ایام نوجوونی به خیر.

‫مونامی.

‫سلام.

‫دیگه حالت کاملا خوب شده؟

‫کونیکو.

‫ماشالا چه بزرگ شدی.

‫یه کلاس میریم؟

‫دامنت چرا اینجوریه؟

‫چه جوریه؟

Secret subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left