200 บรรทัดแรก
چی؟ کلید ماشینم کو؟
مطمئنم توی جیبم بود
نمیتونم پیداش کنم
ببخشید
چرا کوکی معذرت خواهی کرده؟
چه خبره؟
فقط میخواستم با تو بیام سر کار
و بالاخره
جدا شدن
با یک لبخند روی صورتهامون چطوره؟
به خاطر دیروز متاسف نباش
با فکر کردن درمورد آینده
خودت رو خسته نکن
معذرت میخوام
متاسفم
به جاش
بیا فقط لبخند بزنیم، شاد باشیم
و امروز به هم عشق بورزیم
بذار هر چه قدر میخوام عاشقش باشم
فقط یک ماه
بعدش بهم میزنم
شاید این خداحافظی باشه
ولی بیا بهش بگیم عشق
هوا خیلی خوبه
میدونم. هوای خیلی خوبی برای بوسیدنه
نیست؟
سرت شلوغه امروز؟ بیا ناهار بریم بیرون
بذار برنامهم رو چک کنم
دیر کردی درسته؟ باید سرعتمو بالاتر ببرم؟
نه، فقط با دقت و آروم رانندگی کن
واقعا مجبور نبودی این طوری با عجله بیای
در هر صورت ممنون - کاری نکردم -
به هر حال اگه خیلی زود برم سرکار هیچ کاری برای انجام دادن ندارم
دوباره رفتی سر خونه اول
عجله باعث شد یادت بره که
مسئولیتهای یک مدیر خوب چیه؟
کامل میدونم مسئولیتهام چیه
فقط منظورم این بود که کار زیادی برای انجام دادن نیست
چون امروز میخواییم محصولاتمون رو بفرستیم
آهاا
من باید تشکر کنم
برای چی؟
به خاطر کمکت توی امضای قرارداد با لا فایر
این جوری میتونیم حتی لباسهامون رو تا خارج کشور بفروشیم
این به خاطر کار تیمی خانم ها بود
تنها کاری که کردم این بود که کمکتون کردم تا زمینه رو ایجاد کنین
اما باید بگم، کارم حرف نداشت
همچنین پدرم
دیگه مثل قبلا با ناامیدی بهم نگاه نمیکنه
الان چیزی برای جشن گرفتن داریم
این اتفاق تا حالا نیفتاده
بقیهی پسرا همیشه موقعیت و پول پدرم چشمشون رو میگرفت
تو تنها کسی هستی که فقط خودم رو میبینی
چی سوک، سخته که عاشقش نشی
تمرکز کن لطفا
رسیدیم. روز خوبی داشته باشی
بهت زنگ میزنم - باشه -
آقای کواک
هنوز قهوه نخوردین درسته؟
براتون لاته آوردم، همونی که دوست دارین
خانم سئو
این فقط قهوه است
بیا فقط مثل همونجوری قبل رفتار کنیم
خوشحال بودیم
عوضیای آشغال
سلام ها یوآن ایون صحبت میکنه
بله
اوه، میفهمم
بله، ممنون
بله
گفتن بهشون زنگ بزنی
یک عالمه پیام داشتیم برات
بله
ممنون برای درخواستتون
باشه، خدانگهدار
سلام، ها یوآن ایون صحبت میکنه
چی میشه اگه ها یوآن ایون از شرکت دیگهای درخواست شغلی داشته باشه؟
دیدی الیور چجوری بود قیافش؟
مثل چی همش داشت دست میزد
من که سورپرایز نمیشم، اگه از شرکتهای دیگه درخواست کاری بگیره
پاریس مرکز فشنه
به نظرت باید جلوتر جمع کنم؟
صبر کن ببینم، چی باعث شد فکر کنی تو هم باید باهاش بری؟
یالا، بچهها
الیور نتوسته بود وارد شو بشه
اگه به خاطر اون سیمهای الکتریکی توی دستهام نبود
وقتی که شنیدم قطعی اتصالی داریم
از مهارتهای بازیم استفاده میکردم و درست میشد
سو یانگ، میدونی درمورد چی حرف میزنم نه؟
این درسته فقط وقتی که شما انجامش بدین
این جوری باهام حرف نزن انگار رفیقیم
فکر میکنی کجا تموم میکنه؟
اون باید پیش کسی در حد الیور کار کنه
کاملا - موافقم -
باهاش میری؟
معلومه تو چی؟
اگه شما جفتتون برین پس من مسئولیتها رو به عهده میگیرم
تصمیم گرفتن سخته - داری مسخرهام میکنی؟ -
خدایا - نمیتونم تصمیم بگیرم -
دارم میرم. تو هم میای نه؟
اگه خانم ها از من بخواد، چرا که نه؟
فقط یک موضوع مهمی این جا وجود داره شماها میتونین فرانسوی بحرفین؟
سلام(به فرانسوی گفت)
خدایا اون چی بود؟ - افتضاح بود -
مشکل چیه؟
این چیه؟
این یکی از روشهای قدردانی منه
ببخشید؟ - ...سراسر زندگی -
چیزهایی بوده که یاد گرفتم
زندگی پر شده با چیزهای فریبنده
اما تو همیشه باید قوی بمونی
اگه درخواست کاری از یک شرکت دیگه بهت رسید
فقط به خاطر یه نمایش موفق سعی کن تحت تاثیر قرار نگیری
یا احتمالات کار کردن توی یه شرکت دیگه رو هم در نظر بگیر
دارم به عنوان دوست و همکار میگم اون کار رو انجام نده
اما البته میدونم همچین آدمی نیستی
ممنون بابت نوشیدنی - البته -
نوش جون
خدایا ناهار خیلی خوبی بود، کاملا پر شدم
همه روز خوبی داشته باشین - باشه -
یه خوبش رو داشته باشی
چش شده اون؟
فکر کنم شایعات رو شنیده
اون باید از اول باهاش خوب رفتار میکرد
سلام، گروه تیم طراحی سونو هستیم
بله
ناری رنگ پارچههایی که سفارش دادیم رو چک کردی؟
بله - اوکی -
خانم ها؟ - بله؟ -
حالا باید چی کار کنیم؟ - اون چیه؟ -
این دفعه چیه؟ اون کیه؟
نوول وگ - چی میخوان؟ -
اونها میخوان با خانم ها مصاحبه کنن
چی؟ - چی؟ -
راست میگی؟
بله
همین الان زنگ زدن، عالی نیست؟
باورم نمیشه - واقعا خود نوول وگ بود؟ -
این دفعه چیه؟ - عالی نیست؟ -
کیم سو هیون سردبیر خبرگزاری نوول وگ هستم
خوشبختم، من یوآن ایونم
تبریک میگم
شنیدم همه عاشق لایوی شدن که اون روز برای لا فایر برگزار کردین
ممنون
شما اولین برند داخلی نیستین
که با لا فایر قرارداد بسته
اما سونو اولین برندیه که سفارشات رو
شخصا از خود الیور دریافت کرده
درسته؟
به خاطر اینه که خودم میخواستم باهاشون ملاقات کنم
ما دوست داریم مصاحبهای برگزار کنیم و توی مجله
بخش "طراح در حال حضور" ماه آینده
هر عنوانی ۶ صفحه است
شما اولین طراح کرهای هستین که قراره توی اون بخش مصاحبه کنه
البته که باید انجامش بده
فکر میکنین عکسهای لباسهامون هم باید توش باشه؟
باور نکردنیه. این کار هزاران دلار خرج داره
این که ازشون بخواییم توی مجلهشون عکسهامون رو بذارن
فکر میکنین عکسهامون روی کاور مجلهها میره؟
امکان نداره همچین اتفاقی بیفته
این کار ۲۰۰ میلیون دلار هزینه داره
اونها شاید برای کل سال رزروش کنن
این چطوره، از خانم ها بخواییم یکی از لباسهامون رو بپوشه
برای مصاحبه؟ - عالیه -
درسته؟
میدونم مجلهها جدیدا کم طرفدار شده
اما هنوز هم مقاله دارن
چه به صورت آنلاین، چه به صورت مجلههای مجازی
یکی از تاثیرات مفید توی صنعت فروشه
صبر کنین. میخوام طرحم توی مجله باشه
خدایا، این انصاف نیست
بیایین سنگ، کاغذ، قیچی - چرا؟ -
صبر کن تو هیچ کاری انجام ندادی
پس تو نمیتونی نظر بدی - چه سودی برای من داره اون وقت؟ -
سنگ، کاغذ، قیچی - سنگ، کاغذ، قیچی -
چی؟ نه خیلی دیره - تو بیرونی -
شانست رو از دست دادی - ...سنگ کاغذ -
اگه چیز زیادی برای پرسیدن نباشه
و شرکت باهاش مشکلی نداشته باشه، انجامش میدم
به علاوه، برای سونو خیلی عالی میشه
چرا الان داری اینها رو به من میگی؟
چیشده؟
دوتا کوکی خوردم
کربوهیدرات. اوه خدایاا
ورم نکردم؟ چاق شدم؟ نه؟
بعد بهشون میگم که سوالهای مصاحبه رو برام بفرستن
رضایت من رو داری
هیچی در قبالش نخواستن؟
نمیخوان با مدیر هم مصاحبه کنن؟
اگه بخوان، مصاحبه میکنم
یالا برو بالا
خدایا
مدیر شین، بهتون گفتم قرارداد رو با سونو تمدید کن
یک برند قبلا موافقت کرده که جای سونو رو بگیره
ما نمیتونیم از قولمون برگردیم
قول؟
بسته به موقعیت و تصمیمات، قولمون میتونه شکسته بشه
رئیس - بهم گوش بدین مدیر شین -
این واقعا غیر ممکنه یا خودت نمیخوای؟
اگه به فروشگاه اهمیت میدین
No comments yet. Be the first to leave one.