200 บรรทัดแรก
از لحظه ای که پا به این دنیا گذاشتم ، یه صدا با من بود .
"اصیل باش!" این چیزی بود که می گفت .
برای همینه که ما تفنگداران تا جایی که صدامون یاری کنه باید فریاد بزنیم .
تا جایی که میشه برای غرورمون مبارزه کنیم .
و تا زمانی که نفس در سینه داریم زندگی کنیم .
باید با متانت بمونیم .
فقط با متانت .
نهایت اصالت !
تقدیمی دیگر از دنیای انیمه
Regen ترجمه و زیرنویس :
تفنگداران اصیل
دنیا مسیر اشتباهی در پیش گرفته .
جنگ هسته ای بین قدرت های بزرگ، جهان را در شعله های آشوب فرو برده .
و تغییرات چشمگیر جوی آب و هوای جهان رو دست خوش تغییر کرده .
با نصف شدن جمعیت این سیاره اقتصاد کل جهان در حال رکوده .
مردم از ترس هرج و مرج ،
اسلحه های خود را به امپراتوری جهانی تحویل دادن .
ولی با تجمع تمام اسلحه های دنیا در یک مرکز ،
امپراتوری جهانی بیشتر به سمت استبداد کشیده شد .
و بالا گرفتن جنگ سبب پایمال شدن هر چه بیشترِ کرامت و آزادی انسان شد .
صلح جاش و به زور داده بود .
با این حال کسانی بودند که هنوز ایستادگی می کردند .
و با دست گرفتن اسلحه های قدیمی که صرفاً ارزش تزیینی داشت ،
برای بدست آوردن آزادی مردم مبارزه می کردند .
آنها _
معلومه ، منم !
و سربازان شجاعی که تحت رهبری من ، ناپلئونِ بزرگ می جنگند .
به عبارتی ، شما تفنگدارانِ نجیب .
نیکولا ، نوئل ، شما
حتماً درک می کنید که چرا الان به عنوان تفنگدار اینجایید ؟
نیکولا یکی از دو جفت اسلحه های محبوب ناپلئون
معلومه ! ما اسلحه های دوقلویی هستیم
که تنها برای شما ساخته شدیم ، اعلی حضرت .
نوئل یکی از دو جفت اسلحه های محبوب ناپلئون
نیروی ما یاری بخش شماست .
شنیدی رَپ ؟
دو قلوهای کوچک من چه روحی دارن ؟
باید ببخشید که می گم اعلی حضرت .
ولی هر کسی که در برابر سرکوب امپراتوری ظاهر میشه باید همینطور باشه .
به عنوان تفنگدار ما پیرو دستوراتی هستیم
رَپ اسلحه خوش دستی که توسط ناپلئون به ژنرال رَپ داده شد
به عنوان تفنگدار ما پیرو دستوراتی هستیم
که به ما داده میشه .
در حال حاضر داشتم به نیروهای جدید در همین زمینه توضیح کی دادم ،
بنابراین اگر اعلی حضرت اجازه بدن ...
بله ، فکر می کنم بعداً ادامه بدم .
اعلی حضرت !
تو رو خدا نرید !
تو خودت باید بری !
خوشحالم که این و می شنوم .
تاباتیر ! یا بهتره بگم سرآشپز
تاباتیر اولین سلاح ته پُر ارتش فرانسه ، که عمدتاً توسط جوخۀ دوم مورد استفاده قرار می گرفت
به این دو تا یه مقدار کرپ بده .
من ؟
لطف می کنی .
باید یادآوری کنم که من فقط تفننی آشپزی می کنم نه به صورت حرفه ای .
و میشه بپرسم شما اینجا چکار می کنید ، پرنسس اِکاترینا ؟
اِکاترینا اسلحۀ ملکۀ روسیه ، کاترینای کبیر
برای اینکه پودینگ من تموم شده ،
حالا اومدم مالِ الک رو بخورم .
حتما خیلی سخته ، کار کردن با اخلاق و روحیات ناپلئون .
اون هم مثل بقیه ما یه تفنگدار معمولیه ، ولی خب اون فکر می کنه ناپلئون واقعیه !
ناپلئون تنفگ ساچمه ای امپراتور ناپلئون
آره ، ولی من فکر می کنم این روحیۀ جسورانش بتونه یه روز کمکش کنه .
حرفهای قلنبه می زنی ؟
مُردم از گشنگی !
الانه که بمیرم ...
کن-چان انقدر تیتیش نباش !
آه ، برگشتن .
ماموریتتون موفقیت آمیز بود ، کنتاکی ، اسپرینگ ؟
معلومه که بود !
کنتاکی تفنگ استفاده شده توسط هنگِ کنتاکیِ ایالات متحده
با یه تیرانداز مثل من چرا که نباشه ؟
این اولین عملیات من بود ،
اسپرینگ فیلد اولین اسلحۀ ساچمه ایِ ایالات متحده
ولی خیلی خوش گذشت !
که اینطور ، باید برای همراهی آقای کینبه ازتون تشکر کنم .
اونا کاملاً بی نقص بودن .
کینبه اولین سلاحِ گرمِ ژاپن که توسط کینبه یایتا تولید شد
دیگه نیازی به منِ از رده خارج شده نداشتن .
خب پس واجب شد به عنوان پاداش براتون کرپ درست کنم .
واقعاً تاباتیر-سان ؟
من دو تا می خوام ! عسل هم یادت نره !
گمونم خیلی گشنته ها !
این یک _ عادلانه نیست !
عادلانه نیست !
عسل ...
باشه ، باشه .
پنج تا کرپ عسلی .
برای من هم درست کن .
باشه ، باشه . شد شش تا .
یوهو !
هی ! این جا انگار جو جالبی داره .
اولین چیزی که شما دو تا باید بدونید ... این جا انگار جو جالبی داره .
راستی ، یادمه چهار نفر و برای این ماموریت فرستادم .
راستی ، یادمه چهار نفر و برای این ماموریت فرستادم .
نفر چهارم کجاست ؟
خب ، اون خیلی اصرار داشت کارش و خودش انجام بده ، من هم ولش کردم به حال خودش .
ولش کردید ؟
گفت می خواد یه دوری اطراف شهر بزنه .
خوبه .
خیلی ممنون !
عجب ، جلوی پات و نگاه کن !
پیری مگه چشم نداری ؟
شما خودتون ...
هااان ؟
مشکل چیه ؟
بیا بریم .
وایسید .
هان ؟
اینا رو جمع کنید و از این مرد عذرخواهی کنید .
تو چه مرگته ؟
گفتم عذرخواهی کنید .
خفه شـــــ...
امپراتوری جهانی !
هی ، لازم نبود ...
درسته ، لازم نیست .
مزاحم نشو !
چارل ویل ؟
خودت و کنترل کن .
فکر می کنی این رفتار شایستۀ ارتش امپراتوریه ؟
چارل ویل اولین تفنگ متعارف برای ارتش فرانسه
فقط دنبال دردسر می گردی ، براون بیس-کون .
براون بیس تفنگ مشهوری که گفته شده برای امپراتوری بریتانیا ساخته شده
نمی تونم تظاهر کنم که این وحشیگری را نمی بینم .
خیلی کله شقی تو !
دیوونه شدی ؟
فکر می کنی شانسی برای مقابله با اونا داری ؟
من و مسخره کردی ؟
یه کم کلت و به کار بنداز .
من نمی خوام خودم و مثل یه ترسو پشت سایه ها مخفی کنم .
چی گفتی ؟ داری من و مسخره می کنی ؟
کافیه کن-چان . تو هم همینطور .
همش باید با هم درگیر بشید ؟
ادای برادرای بزرگتر و در میاری ، اسپرینگی !
چارل ! ماموریتی که کیودو بهت داده بود تموم شد ؟
فقط یه ماموریته دیگه .
ولی خدا خیرت بده که جلوی براون و گرفتی .
نمی دونی چقدر خوشحالم که پا در میونی کردی !
تشکر کردن نداره اسپرینگی !
باز هم سوچی همه چی رو گُنده کرد .
من فقط از شمِ جوانمردانۀ خودم استفاده کردم .
و آیا این شمِ شما جزو اهدافِ ارباب هم هست ؟
فروساتو اسلحۀ گرمِ پرتقالی که برای نخستین بار وارد ژاپن شد
فروساتو-سان ! اون برای اربابه ؟
بله .
ارباب چطورن ؟
بهتر شده ؟
نه خیلی . نصفش هم به زور می خوره .
من تصور می کنم بیشتر به خاطر اون روزه که نیکولا و نوئل و آوردن پیش ما .
اونا از آخرین بار حالشون خیلی بهتره .
ارباب می دونه داره چکار می کنه .
اونا به زور اسلحه سعی کردن امپراتوری جهانی رو پایین بکشن .
من می خوام با اعتقادات خودم به ارباب خدمت کنم .
امیدوارم اشتباه نکنی براوون-چان .
استادای ما از خودشون مایه گذاشتن تا تو رو به این دنیا بیارن .
اگه اتفاقی برای تو بیفته زحماتشون به هدر می ره .
به علاوه ، اگر نیروهای امپراتوری جهانی اینجا رو پیدا کنن ،
استاد عزیز ما به خطر میفتن .
برای همین نباید شتابزده عمل کنی .
به شما هم بودم .
آه ، آره .
حتماً ، مامان بزرگ !
الان منظورم ... !
می خوای شونه هات و بمالم ، ممر ؟
با من مثل بازنشسته ها رفتار نکنید !
من هنوز توی روزهای اوجم هستم !
باز هم برای زحماتت ممنونیم ، کینبه .
به عنوان وزیر بخش ویژه ،
به خاطر تمام مقاومتهات ازت تشکر می کنم .
کیودو گرانبرد وزیر بخش ویژۀ مقاومت
نیاز به تقدیر نیست ، کیودو دونو .
نیروهای جوان ما همه کارا رو انجام دادن .
این هم به خاطر درایت شماست .
خیلی ممنون .
حالا شما رو به اینجا فراخواندم تا دستور جدید مرکز فرماندهی رو به شما برسونم .
این همون نامه ایه که چارل ویل آورده بود ؟
همونه .
نوح نلسون .
یکی از فعالینه که برای تغییر دموکراسی در سراسر جهان طرفدار داره .
الکساندر تپانچۀ گلوله ای امپراتور روسیه ، الکساندر اول
دموکراسی صادقانه ؟
به نظر یک جایگزین غیر قابل انکاره .
موافقم .
ولی من با مواضعش کاملا موافق نیستم .
من معتقدم که بعد از سقوط امپراتوری او یک رهبر کلیدی خواهد بود .
پس ؟
روز قبل نلسون توسط نیروهای امپراتوری دستگیر شد .
تا پنج روز آینده با کشتی از اینجا میره .
برای اینکه آتش مقاومت و خاموش کنن ، درسته ؟
ما باید هر طور شده ازش جلوگیری کنیم .
باید جلوی این جابجایی رو بگیریم و آقای نلسون رو آزاد کنیم .
این یه عملیات مشترک با نیروهای غرب ، جنوب و جنوب شرقی خواهد بود .
عملیات مشترک ؟
به نظر یه برنامۀ جامع هست .
در مورد زمان زیاد مطمئن نیستم ...
جالب میشه !
باید از تصمیم عجولانه پرهیز کنیم !
درسته ...
متاسفانه مقاومت فاقد نیروهای مسلحه .
No comments yet. Be the first to leave one.