Ben-to

Ben-to

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Ben-To (1-12) full
ความคิดเห็นโดย Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2018-03-20
ดาวน์โหลด: 10
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

162 บรรทัดแรก

شب ششم آوريل 2010

من مردم

!ماماني، آقاهه تکون نميخوره

ساعت چنده....؟

....بنتوي من کجاست

...اون

M(TT)M با افتخار تقديم ميکند

Ben-to

قسمت اول: بنتوي برنج و باميه حاوي پنير لذيذ، ارزش غذايي 440 کيلوکالري

بنتو: بسته غذايي، پکيج غذايي

koyoi tsuki wa akaku somari

ueta kemono muragari

umai nioi shita namezu ni

nirami au dead or alive

dare ni mo yuzurenai mono ga aru

taorete mo nando de mo tachi agaru

kono yo wa jakuniku kyoushoku

subete nikumu yori

jishin wo buruu de tsukamitonde

kakero puraido shinu made ookami

makeinu ni naru tsumori wa nai

ase wa supaisu kizuato kagayaku

shouri no aji wo kamishimete

tsugi no suteeji he

The moon is blood red tonight

Starved beasts are gathering

They drool from the sweet smells

and stare at each other, dead or alive

There's something people will get only over my dead body

No matter how many times I fall, I'll rise again

In this world the laws of the jungle rule

Rather than hating everything

Just grab your confidence from the blue

My pride's at stake, I'll be a Wolf until the end

I won't be a wimp

Sweat is a spice, my wounds glitter

I bite at the taste of victory

and proceed to the next stage

BEN-TO

هنوز درست و حسابي دور و برم رو نميشناختم

پونزده سال پيش بود که وارد دنياي شلوغي شدم

چهارده ماهه بودم که با سگا آشنا شدم

پدر و مادرم هردوشون سالم و سرحال هستن

چيزاي زيادي از بچگيام يادم نمياد

وقتي تازه راه افتاده بودم، فهميدم که زياد نبايد تو محل کار پدرم جولون بدم

و وقتي که مدرسه ميرفتم فهميدم که براي عبور از هر مانعي حتماً بايد بليت داشته باشي

غير از اينا، زندگي کاملاً عادي و يکنواختي داشتم

البته در مورد همکلاسيم، ايشي اوکا، و داستانها و خاطراتش

ميتوني انقدر ازش فيلم و سريال بسازي که دور و بر 3 ميليون دي وي دي فروش کنه

بازم يکي ديگه

مردن با يه شکم خالي اصلاً حال نميده

!داره ازش خون مياد

چرا من اونجا دراز کشيده بودم؟

همه رو بردن؟

!خيلي خيلي ممنون

...فداي لحن صدات

يعني دختره ميخواست چي بهم بگه؟

عاشقتم؟ دوستت دارم؟

!يعني ممکنه؟

!بغلم کن

!توهم بسه ديگه، تو فقط يه بچه مدرسه اي هستي

!زنگ بزنين آمبولانس بياد! سريعتر

و اين بود قسمتي از اولين روز مدرسه من

خيلي جالبه، روز دوم مدرسه دارم از بيمارستان ميرم اونجا

اصلاً يادم نمياد ديروز چه اتفاقاتي افتاده

...سايتو-سان

!آهاي، سايتو-سان

هان؟ با مني؟

اسم من ساتوئه، ساتو يو

...اِ، ساتو-سان بودي؟ ساتو-سان، ساتو-سان

ببخشيدا، ولي ميخواستم بگم از اينکه ميبينم حالت خوب شده، خيلي خوشحالم، سايتو-سان

واي، چقدر زخم و زيلي شدي

تو 28 جاي سرت آسيب ديده، مچ دست چپ و قوزک پاي راستت هم رگ به رگ شده

واي، چقدر عالي! ببينم دنده منده ات هم خرد شده يا نه؟

...نه ديگه اونقدر هم وضعم خراب نيست

که اينطور، با اين اوضاع وخيمت، چرا بيمارستان مرخصت کرد؟

ديشب از بيمارستان به خونه مون زنگ زدن

ميخواين پسرتون يه چند روزي اينجا بستري باشه تا حالش خوب شه؟

ننه بابام هم مثل هميشه فرمودن

!اگه نفس ميکشه بندازينش بيرون

و تلفنو قطع کردن

بعدش دوباره از بيمارستان زنگ زدن

کي قراره هزينه درمان اين شاه پسرو پرداخت کنه؟

البته پرسنل زحمتکش بيمارستان مرام بالايي داشتن و يه شب منو نگهداشتن

ولي تو که هنوز حالت خوب نشده

من خودم ازت مراقبت ميکنم

تو بايد يه مقدار حواست رو بيشتر جمع کني

شايد به نظرت يه آسيب ديگي جزئي باشه، ولي همون هم ممکنه خطرناک باشه برات

من که الکي نيومده بودم ببينمت و بگم اوه، براي ملاقاتت اومده بودم

...ولي خيلي عجيبه که

يادم نمياد تا قبل از اينکه برم تو اون فروشگاه و يه بنتو بردارم، چه اتفاقي برام افتاده بود

بعدش هم نميدونم براي چي بردنم بيمارستان

گفتي يادت نمياد ديروز چه اتفاقاتي برات افتاده؟

حتي منم يادت نمياد؟

مگه ما همديگه رو ميشناسيم؟

!خوب يادم نمياااااااااااااد

چطور منو يادت نمياد؟

خيلي سنگدلي.... دلمو شکستي

داري چکار ميکني، ساتو؟

تو وقتي وارد دبيرستان شدي نبايد بذاري يه دختر جلو روت گريه کنه، جوون جاهل

پس منو يادت نمياد ديگه؟

حافظه ات پاک شده؟ آلزايمر حاد گرفتي؟

!پس الان هيچ گذشته اي نداري

!به نظر خيلي هم بد نمياد، سايتو-سان

...ببينم اگه تو هم ديروز تو اون فروشگاه بودي، ميتوني بهم بگي

!ولش کن، نميخواد بدوني! چيز مهمي نبوده

!صبح بخير

!بخير

...هان؟ اون دختره

مطمئنم قبلاً يه جا ديدمش

!آهان! الان يادم اومد

اونم مثل اين يکي دختره ديروز تو فروشگاه بود

!و شديداً هم يادمه که بهم گقت عاشقتم

اين يکي کجا رفت؟

امممم... ميتونم کمکتون کنم؟

چي؟ فکر کردم ميخواي کمک کني اينا رو ببرم

علامت رِد يعني کلاس دومه، پس يه سال از من بزرگتره

دوست عزيز، اينا داخلشون آشغالاي بنتوئه؟

فردا براي بردن زباله هاي پلاستيکي ميان

ولي اينا خيلي زيادنا

آخه اونا از بهار قبلي اينجا جمع شده بودن

امروز اولين روز جمع آوري پلاستيک تو مدرسه اس

يعني از بهار قبلي تا الان اين همه آشغال اينجا جمع شده؟

چرا انقدر نگهداشتي شون تا رو همديگه تلمبار بشن؟

تو زباله هات رو از همديگه جدا نميکني؟

بچه آمريکايي؟

ما زباله هاي پلاستيکي رو يکبار در هفته ميريزيم بيرون

من تنها عضو انجمن هستم که مراقب اين چيزام

انجمن نمنه؟

تو بودي که ديروز از پشت شيشه فروشگاه نگاهم کردي، درسته؟

از حالا به بعد بيخيال اون فروشگاه شو

!آخ جون وقت غذاست

تو چي آوردي؟

اين ماهي هاي رولتي شکل تنها چيزايي بودن که تو يخچال بيمارستان پيدا کردم

هر چند يه مقدار بوي شاش بچه ميداد

!ميبيني، داره ماهي رولتي ميخوره

الان يادم افتاد که اونو ديروز براي شام خريده بودم

ولي قبلشو يادم نمياد

چي شد.. وايسا ببينم، تو ديگه کي هستي؟

من شيرائومه هستم

...شيرائومه

يادم اومد! ديروز که براي اولين بار بود همديگه رو ميديديم

خانوم معلم گفت: کي ميخواد مبصر بشه؟

من

تو دستت رو بلند کردي و گفتي ميخواي مبصر شي

مبصر کلاس شيرائومه اومه

ممنون که قبولم کردين

!آره، آره، شيرائومه اومه-سان

درسته

...اومه اومه اومه اومه

يه جورايي مثل کلمه "باي" مي مونه، پس اگه دوتاش که کنار هم باشه ميشه "باي باي"؟

درست نميگم؟

منو دست ميندازي؟

اگه بازم چرت و پرت بگي، از اينا نوش جان ميکني

بله، بله، تفهيم شد

ديگه هم نبينم دور و بر اوشيروئي هانا پيدات بشه

...اوشيروئي

همون دختره که ديروز با همديگه تو فروشگاه بودين

امروز هم با همديگه اومدين مدرسه

امروز؟

آهان، پس اسم اون عينکيه اوشيروئي هانا بود؟

تو نميدوني ديروز باهاش چيکار کردم؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left