200 บรรทัดแรก
بانک بازه، جان
ممنون
خب... روز طلاق مبارک
همچین چیزی وجود نداره- باید داشته باشه-
وقتی من طلاق گرفتم پسرا رو به شهربازی بردم
من همچین حس و حال خوبی ندارم
سعی کن بهش به عنوان یه فرصت نگاه کنی
در حال حاضر، فقط سعی میکنم یادم بمونه شلوار بپوشم
میدونی، فکر میکردم خلاص بشم
من و سارا توافق کردیم تا زمانی که
هنری به دانشگاه رفت پیش هم بمونیم
دو ساله که انتظار اتفاق افتادن این قضیه رو داشتم
...خب
همیشه میخواستی چیکار کنی؟
توی گروه رقص "چیپندلز" باشم یا تو لیگ راگبی بازی کنم... خیلی سختگیر نیستم
میخوام کمکت کنم، جان
یه کتاب خودآموز خریدم ولی به صندوقدار گفتم
.اونو توی پاکت کاغذی بذاره نمیتونم خودمو متقاعد کنم که بازش کنم
من کیام دیگه؟
به نظرم سوال مفیدتر اینه که "میخوای کی باشی؟"
وقتی فهمیدم بهت میگم
!همه بخوابن روی زمین، حالا
!بخواب روی زمین !بخواب روی زمین
رئیس بانک کیه؟
یالا، تکون بخور، خانم خانما- باشه-
بجنب
پرش کن حالا، دست بجنبون
!هی !بخواب، حالا
استیسی، حالت خوبه؟- !میخوای بمیری؟-
نه. نه
فقط دهنت رو ببند
تکون بخور
...ولی، راستش
اصلا من واقعا زندگی میکردم؟
یعنی میگم، زندگی همیشه برام اتفاق افتاده
میدونی، من با یه دختری آشنا شدم عاشقش شدم
دختره حامله شد، واسه همین دانشگاه رو ول کردم و یه شغل پیدا کردم
ولی
هیچ وقت واقعا فکر نکردم
چه اتفاقی ممکن بود بیفته هیچ وقت خودم رو به سمت ماجرایی سوق ندادم
...این سرقت از بانک
این هیجان انگیزترین اتفاقیه که توی چندین و چند سال گذشته
...برام اتفاق افتاده. این
ناراحت کنندهست؟ چون ناراحت کننده به نظر میاد
اگه دوباره بلند بشی، میکشمت
ملتفتی؟
هی، گوش نکن، میدونم توی موقعیت قضاوت نیستی
...یعنی میگم
زندگیت اونجور که میخواستی از آب در نیومد، مگه نه؟
مگه اینکه دلت میخواسته که سارق بانک بشی
که در این صورت این زندگیِ رویاییته
...فقط دارم میگم
رویای من چیه؟
!پلیس !اسلحه رو بنداز
!اسلحه رو بنداز !بخواب روی زمین
!اسلحه رو بنداز- !بخواب روی زمین-
دستات رو ببر پشتت- بخواب. بخواب-
...تو
...واقعا فقط
احمق بودم؟
شجاع بودی
.::ارائههای اختصاصی از وبسایتِ::. - Film2Movie.US -
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. * * * * @MyFilm2Movie * * * *
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
سلام، جیگر
ماشین دافیه- آره-
به نظرم باید
ازت بگیرمش
...میخوای ماشین منو بدزدی
ماشینی که دو تا چهارراه قبلتر خراب شد؟
آره
شاید تو رو هم ببرم یه دور بزنیم
سرکار چن هستم آمادهی انجام وظیفه
عاشق روز تازهکارها هستم
انگار کریسمس و روز پاکسازی توی یه روزه
و اینم اولین کادوی من
صبح به خیر، سرباز
...صبح به خیر، قربان- گفتم اجازهی صحبت داری؟-
بهتره دعا کنی من افسر آموزشت نباشم، سرباز
چون زندگی رو برات جهنم میکنم
قربان، باعث مسرّته که شما افسر آموزشم باشین
بابام جوری بزرگم کرد که تا حداکثر توانم به خودم فشار بیارم
و اگه بود عمیقا ناامید میشد
که نتونم این کارو بکنم حالا که مثل اون به خدمت پلیس دراومدم
...پدرت
فرمانده وست در بخش امور داخلیه، بله، قربان
حضور و غیاب ده دقیقه دیگهست
واقعا میخوای باهام اینطوری رفتار کنی؟
هی، مقام کارآگاهی هنوز واسه تو نیست
و تبدیل شدن از جوونترین افسر آموزش به جوونترین کارآگاه
باعث میشه زود پلههای ترقی رو طی کنم
...ولی اگه تحمل یه کوچولو رقابت رو نداری
خواهش میکنم، من با چهارتا برادر توی یه اتاق دو نفره بزرگ شدم
قبل اینکه حتی بفهمی مسابقه شروع شده
من جای خط پایان واستادم
کجا داری میری، سرباز؟
رختکن، بعدم حضور و غیاب؟
اوه، نه. اول باید خودت رو به کاپتان معرفی کنی
رسمه انتهای راهرو، از پلهها برو بالا
باشه، ممنون
میتونم کمکت کنم؟
سرکار جان نولان آمادهی انجام وظیفه؟
سر کارت گذاشتن، سرکار نولان؟
...نه، خانم. من فقط
پروندهت منو گیج میکنه، سرکار نولان
دانشگاه پنسیلوانیا حقوق خوندی ولی بعدش ۲۰ سال توی کار ساخت و ساز بودی
خب، توی آکادمی پلیس نمرات عالیای گرفتی
قطعا اخلاق کاری داری
کلسترول خونت، قبلا ندیدم تازهکاری اینجوری باشه
من در نوبهی خودم پیش قدمم
فکر میکنی این مسخره بازیه؟
نه، خانم
من واسه کار اینجام و ناامیدتون نمیکنم
خواهیم دید
حضور غیاب پنج دقیقهی دیگهست
و فرماندهی ناظر آدم سخت گیریه
سرکار نولان
جات بودم میدویدم
بسیارخب، بسیارخب
بشینید
بشینید
خب، خوبه، امروز صبح یه سری نیروی جدید داریم
و بعضیا تاریخ انقضاشون رو به تعویق انداختن
بلند شین
بعد از شش ماه آموزش در آکادمی
لیاقت اینجا بودن رو کسب کردین
ولی برای موندن باید خودتون رو ثابت کنین
نحوهی انجام کارها توسط ما مهمه
قوانین و آداب و رسوم
شالودهی شکلگیری هر پلیسی توی این شهره
متوجهین؟- بله، قربان-
بشینین
وقتشه بازیه افسر آموزش رو انجام بدیم
:شرکتکنندههامون اینا هستن
لوسی چن، بچه زرنگی که قبل اینکه واسه کار ساعت بزنه
اولین مجرمش رو بازداشت کرد
جکسون وست افسانهای
که تمام رکورد های پدرش توی آکادمی رو شکست
و جان نولان که قبل از انقراض دیسکوها به دنیا اومد
:و برندهها از این قرارن
سرکار بردفورد، بچه زرنگمون با شما
سرکار لوپز، افسانهمون با شما
سرکار بیشاپ هم با تازهکار ۴۰ ساله باید بپلکی
خب، گوش کنین امروز روز اول کاریتونه
نذارین روز آخرش باشه
آکادمی رو فراموش کنین و به حرف افسر آموزشتون گوش کنین
اونا چم و خم کار رو بهتون یاد میدن
همین دیگه
بسیارخب اون بیرون در امان باشید
سرکار بیشاپ باید چند کلام با تازهکارتون صحبت کنم
بله، قربان
تا الان از ماجراجویی کوچیکت لذت بردی؟
اوه، بله، قربان- واسم مهم نیست-
ازت خوشم نمیاد، سرکار نولان قضیه شخصی نیست
تو نماد بحران میان سالی هستی و من از این متنفرم
میدونی، دپارتمان پلیس لس آنجلس جایی نیست که بخوای خودت رو پیدا کنی
و معتقدم اگه موفق بشی
ادارهی من پر از بدبختهای میان سالی میشه
که دنبال یه جور راهی مثل فیلم بخور، دعا کن، عشق بورز" برای بازسازی خودشون هستن"
و این باعث میشه افرادم کشته بشن
...گروهبان، با احترام باید بگم- مرخصی-
فرماندهی ناظر چی میخواست؟
میخواست واسم آرزوی موفقیت کنه
سرباز، اگه بخوای بهم دروغ بگی
رابطهمون شروع خوبی نخواهد داشت
گروهبان گری به نظر نمیاد طرفدار
حضور من توی این دپارتمان باشه
چون تو فسیلی؟
ببین، سنت به تخمم نیست، سرکار نولان
میخوام بدونم قراره توی مسیر من برای رئیس پلیس شدن
حکم سرعت گیر رو داشته باشی یا نه
نه، خانم
شش ماه قبل، تمام لوازمم رو بار کامیون کردم
اومدم اینجا که پلیس بشم
باید با سرعت دو برابر و پشتکار سه برابر کار کنم
پس کاری میکنم خوب به نظر بیای
سریع هم سفره دلت رو باز میکنی، ها؟
بهم گفته شده همکارا باید ارتباط خاصی با هم داشته باشن
ما همکار نیستیم
اینجا مغازهی تویه. بهش نگو ماشین این جایی که کار میکنی
اول بدنهی خوردو رو واسه خسارت چک کن
هر شکافی، خراشی، فرو رفتگیای رو گزارش کن
مظنون چیزی جا گذاشته؟- پول؟-
مواد؟- مدفوع؟-
چرا یادداشت برداری نمیکنی، سرکار چن؟
فکر میکنی به خاطر اینکه سر راهت به اداره
یه آفتابه دزد رو گرفتی تحت تاثیر قرار گرفتم؟
ضامن شاتگان رو چک کن
مطمئن شو خالیه. خالیش کن
نمایش رو ختمش کن
،ما نوار ثبت وقایع منور و نوار میخی داریم
کارم رو راحت میکنی، سرکار وست
تست دوربین متصل به بدن- سرکار لوسی چن-
سرکار نولان. یک دو سه، امتحان میکنیم- داری چیکار میکنی؟-
فقط تست میکنم
حالا داخل ماشینیم- وارد سیستم کامپیوتری میشیم-
شماره سریالمون رو وارد میکنیم- چراغها و آژیر رو تست میکنیم-
نهایتا، خودت رو چک میکنی
قرار با یه کلت پر بزنی به دل خیابون
و روحتم خبر نداره که قراره چه اتفاقی بیفته
No comments yet. Be the first to leave one.