200 บรรทัดแรก
آنچه گذشت
مامان، این فورکته
شما باهم کار میکنین؟
دستیارشم
خودت بگو رابطه ی شما دوتا
مگه فرقی هم میکنه... ویک زیرزمین خونت زندگی میکنه
همزمان که تورو میکنه، اجارشم پرداخت میکنه
راجب یه ناهار چیزی نگفتم اونوقت این شد مشکل؟
خودت چی، بدون اینکه بهم بگی
2ساعت رانندگی میکنی میری تا شوهر سابقت رو ببینی؟
آره، اصلا نباید میگفتم!
توی زیرزمین کوفتی زندگی میکنی
هرموقع عشقت کشید میای بالا پیش من
هرموقع هم نکشید همونجا میمونی
خودت گفتی میخوای اینجوری باشه
چون فکر میکردم خودت اینجوری میخوای
هیچ جا خونه نمیشه. درضمن یه درخواستی دارم
میدونم. لازم نیست چیزی بگی
کلا فراموشش کردم، جدی میگم
خوبه
نوا اینجاست؟
نگرانشم چون هم چاقو خورده
الانم که غیبش زده
چرا اون انقدر برات مهمه؟
چی؟
هیچ وقت نفهمیدم تو اینقدر آدم خودخواه و خود شیفته ای هستی
که اصلا متوجه این موضوع نشدی
- بخشید؟ - مادرمون تازه مرده بود
نوا داشت ازت استفاده میکرد تا هرچی میتونه از ما فاصله بگیره
- بابام مرده - بابات چیزی برات
- به ارث نگذاشته؟ - خونه شو
آخرین بار کِی اونجا بودی؟
20سال پیش
مادرم اونجا مرد
گمونم بدونم کی بهم حمله کرد
نگهبان زندان به نام جان گانتر
از وقتی آزاد شدم داره تعقیبم میکنه
- بی پدر... - بابا؟
مارتین، اینجا...
سالووی؟
میخوام اینو به خاطر امنیت خودت بردارمش
- بیخیال، نکن... - هی!
آخ. آخ!
بابا، حالت خوبه؟
اره خوبم
هیچ کدوم مردی به اسم گانتر یادتون نیست؟
آره، خانوادش مالک فروشگاه لوازم شکار، خیابون76
نوا، حالت زیاد خوب نیست
لعنتی!
تو چه مرگت شده؟
چقدر داغون شدی
مارتین، بیدار شو
مارتین؟
مارتین! وایسا!
مارتین!
تــرجــمــه از میـنا و رضـــا 3OLiCON & Death Stroke
بخش اول هلن
به کمک احتیاج دارم
میدونم داری تماس هام رو نگاه میکنی، نینا
اگه خواستی بهم زنگ بزن
چون
برادرت رو تو خونه پدرت پیدا کردم
و حالش چندان تعریفی نداره
منظورم اینه که خوبه
دارم ازش مراقبت میکنم، ولی
گفتم بهتره توام بدونی
و میدونم که از دستم عصبانی هستی
و جی.پی هم از نوا دست عصبانیه
پس احتمالا نمیخوای بیاد اونجا به وست اورنج
که خب، اشکالی نداره
مرده شور!
شرمنده، نشنیده بگیر
میخوام بگم، نگران نباش چون
فعلا نوا میتونه اینجا بمونه
ولی مطمئن نیستم به بچه ها چی بگم
یا به ویک
به درک، یه کارش میکنم
ولی اگه خواستی بهم زنگ بزن
اون...
حالش خوب میشه
ما خوبیم
خدافظ
نوا!
نوا؟
چطوری؟
خیلی وقته این تویی
خدای بزرگ
نوا، چیکار میکنی؟
حالت خوبه؟
باید میشستم
خیلی خب، بیا
بیا، بذار بلندت کنم
میشه سعی کنی پاشی؟
- لعنتی - آخ
عذر میخوام
میدونی چیه؟ احتمالا آب بدنت کم شده
و باید یه چیزی بخوری و بخوابی
تخت رو برات آماده کردم
- خودم میتونم، خودم میتونم - چی؟
خودم میتونم
باشه، خودت خشک کن
میشه تنهام بذاری؟
حتما
فقط
البته
گندش بزنن
برگشتی
- اینجایی؟ - آره
دیرتر میرم. تا ظهر کار خاصی ندارم
خب؟
تعریف کن
نوا خوب نیست، ها؟
نه، نیست
خب، با نینا تماس گرفتی؟
اومد ببرتش؟
نه، نیومد
پس چیکار...
بردی رسوندیش نیوجرسی؟
طبقه پایینه
نوا طبقه پایینه؟
الان؟
آره. خوابه
گوش کن، میشه لطفا عصبانی نشی؟
- نمیفهمم - میدونم. نتونستم با نینا تماس بگیرم
و اونم جواب تلفن هام رو نداده، و...
باید میدیدیش
وسط برکه پیداش کردم
همینطور عین زامبی ایستاده بود وسط آب
- و زخم گردنش افتضاح شده - اونوقت آوردش اینجا؟
آره. نمیمونه. قول میدم
- بچه ها چی میشن؟ - نمیخوام بهشون بگم
- نمیخوای بهشون بگی؟ - نه!
طبقه پایینه. بالا که نمیاد
فقط باید فکر کنم ببینم باهاش چیکار کنم
و ویک، اون پدرشونه
توقع داشتی چیکار کنم، ولش کنم به امون خدا؟
کاری که هرکس دیگه ای بود انجام دادم!
یکی خواسته اونو بکشه، هلن!
پلیس هم نمیدونه کار کی بوده
هیچ سرنخی ندارن، اونوقت تو دعوتش کردی تو خونه
منظورت چیه؟ فکر میکنی هنوز یکی تعقیبش میکنه؟
- کی میدونه؟ - دلیل ناراحتیت رو میفهمم
موقتیه، قول میدم
یه جای دیگه براش پیدا میکنم که بره
یعنی امروز؟
بله
امروز
ویک، به نظرت وقت داری یه نگاهی بهش بکنی؟
یه معاینه کوچولو؟
- نوا - بله؟
ویک گفت میتونه قبل رفتن یه نگاهی به زخمت بندازه
به نظرم بهتره بذاری گردنت رو معاینه کنه
دکتر اولالا
دکتر اولا
مسکن هام تمام شده. یه مقدار بیشتر لازم دارم
- واقعا؟ - آره
شاید بتونم در اون مورد کمکت کنم
ولی اول باید یه نگاهی به زخمت بندازم
میشه لطفا برگردی به سمت نور؟
میخواد کمکت کنه. خواهش میکنم
وقتی رسیدیم خونه تبش رو اندازه گرفتم
38.2درجه بود. بهش ادویل داد
ادویل نمیخوام. وایکودین میخوام
خیلی خب گردن کلفت، لطفا تکون نخور
چقدر وایکودین مصرف میکنی؟
7.5میلیگرمی، روزی 6تا
نمیدونم شایدم 10تا
این واسه چیه؟
محدوده قرمز شده رو علامت میزنم
که اگه از این خط بیشتر شد
یا تبش بالاتر رفت
لازمه خودش رو به اورژانس برسونه
در این فاصله براش آنتی بیوتیک مینویسم
- روزی 2تا به مدت 10روز میخوره - آنتی بیوتیک؟
نه، من مسکن میخوام
خوشحال شدم
- مراقب خودت باش، نوا - شوخیت گرفته
کدوم دکتر از دادن دارو به بیماری که
داره درد میکشه، امتناع میکنه؟
واقعا تا این حد درد داری؟
باید...
باید باهاش حرف بزنی
وادارش کن یه چیزی بهم بده
- ازش میپرسم... - خواهش کن
باشه، میشه لطفا دراز بکشی؟
باید استراحت کنی. یه لحظه صبر کن
اول باید روی زخمت رو
بیا سمت من
نه، خودم بلدم. خودم بلدم
- خیلی خب باشه - چیزی نیست
عذر میخوام
هلن
راجب یه چیزی درست گفتی، این آدم حالش افتضاحه
میشه فقط یه کم بهش وایکودین بدی؟
نه نه، نمیتونم یه کم بهش وایکودین بدم
مثل روز روشنه به وایکودین اعتیاد داره
ممکنه پروانه پزشکیم رو بخاطر
تجویز مخدر برای همچین آدمی، باطل کنن
- قرص مسکن مگه مواد مخدره؟ - میخوام از اینجا بره
اگه زخم گردنش بدتر شد نینا میتونه ببرتش پیش دکتر خودش
No comments yet. Be the first to leave one.