200 บรรทัดแรก
اين پرونده، يک معماي واقعي جنايي بود
ما بقايا رو داشتيم اما هويتو نداشتيم
خيلي خونسردانه و خيلي حسابگرانه بود
کار هرکسي که بوده يک نقشهاي داشته که
روشمند بوده
کي براي خلاص شدن از شر يک جسد اين همه پيش ميره
کارآگاهان پروندهاي احتمالي براي حل کردن داشتند
اين، جام برتره جرم تمام جرمها
بايد اين قربانيو براي دستگير کردن قاتل شناسايي ميکرديم
شگفتزده شده بودم که آيا همتاي خودمونو پيدا کرديم؟
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در روز جمعه، دوازدهم جولاي
پليس ايالت پنسيلوانيا
تماسي در مورد جسدي بالقوه داشتیم که
در شهر جکسون، مونرو کانتي، پيدا شده بود
تيم براي پردازش صحنه رفتند
منطقهاي دور افتاده در جادهاي فوقالعاده روستايي بود
جسد در دو بشکه 55 کيلويي سوخت قرار داشت
بخاطر ميزان تجزيه و سوختگي
شديدا بوي گنديدگي ميداد
بنابراين، تيممون مجبور بود
از يک شرکت آتشنشاني محلي ماسک اکسيژن بگيره
مشخص بود که به هيچوجه سانحه نبوده
يک قتل بيرحمانه بود
ما روي صدها قتل کار کرديم اما اين يکي از
وحشتناکترين مواردي بود که تا به حال تجربه کردم
ميدونستم که قراره پرونده سختي براي حل کردن باشه
بعد، کار آگاهان با کاشف جسد
جورج نيوهارت صحبت کردند
جورج نيوهارت گفت در حال انجام عمليات گندزدايي بوده
و بنابراين، وقتي ماشينش پر شده به اون مکان رفته
و اونها رو از تانکر بيرون آورده بود
وقتي به اون رسيده بود، از ماشينت پياده شده بود اون مرديه که
با فضولات انساني سر و کار داره و و از بوي
تعفن، خسته و کلافه شده بود
و دوتا بشکه پيدا کرده بود که يک جورهايي آرام ميسوختند و دود ميکردند
اون يک کم شروع به وارسي يک چيزهايي کرده بود متوجه شده بود که
بقاياي انسان بوده
اولين شخصي که کارآگاهان شروع کردند به دنبالش بگردند
جورج بود
اونها محل تقريبيشو بررسي کردند گزارش کارهاشو بررسي کردند
و همه چيز تاييد شد
بنابراين، جورج شخص موردنظر نبود
بنابراين کاراگاهان سعي کردند جسدو کنار هم قرار بدند، بايد
اين شخصو، تعيين هويت ميکردند
ابتدا که کارآگاهان به اونجا رفته بودند
ديروقت بود بنابراين روز بعد
يعني سيزدهم جولاي تحقيقات شروع شدند
در يکي از اون، بشکهها تنه قرباني
و در بشکه ديگه، سر قرباني
و دست و پاهاي اون قرار داشتند
و همچنين کرم حشره بود که بعضي از اونها
سوخته بودند که اين بهمون نشون ميده
که مدت زيادي از فوت قرباني ميگذشت
بنابراين، کارآگاهان از روي اون تماس
و زماني که جورج شخصي که جسدو پيدا کرده بود متوجه شدند که
حدود ده ساعت از وقتي که جورج اونجا بوده
و اين جسد ميتونسته دفع بشه ميگذشته
گروه ما صحنه رو پردازش کرد تا
قربانيو از هردو بشکه، بيرون بياره
و اونها بايد يک جورهايي ميفهميدند که خيلي خوب، چه قسمتهايي از بدن
رو داريم؟ چيو اينجا نداريم؟
و ملحفهاي روي زمين قرار دادند
تا دوباره اون بدن انسانو به هم متصل کنند
در اون نقطه نميتونستيم تشخيص بديم اون
يک مرد يا يک زن بوده
به دليل اينکه تکه تکه شده بود
در حال تجزيه و سوختن بود
و با توجه به شرايط قرباني
آزمايش دي-ان- اي يک مدتي طول ميکشيد
قطعا براي من روشن بود که شخص يا اشخاصي که
اون شخصو کشته بودند تا حد زيادي پيش رفته بودند و
سعي بر دفع جسد داشتند تا مطمئن بشند که
اون آقا يا خانم هيچوقت شناسايي نميشه
وقتي قربانيو از بشکه سوخت بيرون آورديم
قطعهاي پلاستيکي يا گوني
و نوارچسب برزنتي
يک طناب بقاياي لباس
و ته سيگار کشف کرديم تمام چيزهايي که فکر ميکرديم
ميتونند با جرممون، مرتبط يا غيرمرتبط باشند
اما صحنه جرمتون، چقدر بزرگه؟
آيا قرباني اينجا به قتل رسيده بود يا تکه تکه شده بود؟
يا چيز ديگهاي بود؟ نميدونستيم
در مورد منطقه دورافتادهاي از پوکوناس حرف ميزنيد
بنابراين، اين پرونده رو به موقعيت دشواري ميرسوند
چون اونها در زمين خيلي وسيعي
بايد کاوش انجام ميدادند
ما سگهاي جسديابو براي پيدا کردن شواهد، به جنگلها برديم
اما هيچ نشانه يا مدارکي مبني بر اينکه اين جرم اينجا رخ داده باشه
پيدا نکرديم
اين شخص جاي ديگهاي به قتل رسيده و تکه تکه شده بود
خوشبختانه، اون ملک سيمي داشت که از دورش رد شده بود
يک سيم چهل پايي و کوتاه بود
يک قفل روش بود و براي بردن ماشين به زير اون
به دو نفر نياز بود يک نفر براي
بالا نگه داشتن اون و يک نفر براي بردن ماشين سمت بشکهها
بنابراين فکر ميکنيم دو مجرم وجود دارند
و فکر ميکنيم، ماشيني وارد اين ملک شده چون
هيچ مدارکي مبني بر کشيده شدن لاستيک در جاده، وجود نداشت
بعد قسمت دوم نظريه پردازي بدون شواهد قوي، شروع شد
کي ميتونست چنين کاري کرده باشه؟
فکر کردن به شخصيت آدمي که ميتونست براي
خلاص شدن از يک جسد اين همه پيش رفته باشه، ترسناک بود
بنابراين سعي کرديم مثل مجرم، فکر کنيم
آيا کسي بود که بين ايالت توقف کرده بود و تصميم گرفته بود
اين شخصو توي بشکههاي سوخت دفع کنه؟
يا کسي بود که آشنايي کامل با
اين ملک داشته با توجه به اينکه اون ميدونسته
بشکهها اونجا هستند؟
وقتي کارآگاهان شروع به کار کردند آدمهاي زيادي در حال
کار کردن روي اون بودند چندين آژانس
يک رويکرد دوجانبه داري
از يک طرف، کارآگاهاني داريد که روي زمين
به دنبال شواهد و هرکسي که
اطلاعاتي در مورد اين جرم داشته باشه ميگردند
بعد از طرف ديگه گروه پزشکي قانونيو
توي آزمايشگاه داريد که سعي بر شناسايي جسد دارند
وقتي اين پروسه رو شروع کرديم ميدونستيم
آزمايش دي-ان- اي يک مقدار طول ميکشه
اما همون موقع در کالبدشکافي
در حال نگاه کردن به سر و بقاياي اون شخص بوديم
و ما يک چيزو ميدونستيم اين که قرباني، يک مرده
اون، ضربههاي متعدد چاقو خورده بود حدقه چشم راستش، له شده بود
بينيش شکسته بود استخوان درشت ني ساق پاش شکسته بود
نه تنها اندامهاي اين شخص، بريده شده بود بلکه دردهاي زيادي
تحمل کرده بود
ديدن اين که چه اتفاقي براي اين شخص افتاده، حال منو دگرگون ميکنه
اون تکه تکه شده بود سوزانده شده بود و
مثل آشغال بيرون انداخته شده بود
و ما اينو چالشي براي پي بردن
به حقيقت و محاکمه شخص مسئول ميدونستيم
ميدونستيم که جسد، داخل پلاستيکي آبي پيچيده شده
و واحد پزشکي قانونيمون متوجه وجود يک لوگو شدند
و تحقيقاتي انجام دادند
ما لوگوي روي اونو کشف کرديم و از برند محبوبي بود
که تشکهاي بادي توليد ميکنند
ما نميدونستيم اون تشک کجا يا کي، خريداري شده
نميدونستيم چه ارتباطي با اين جرم داره
يا کجا باهاش تطابق پيدا ميکنه
اين فقط قطعهاي ديگه از پازله
ميدونستيم که يک قاتل اون بيرون هست
بنابراين، شناسايي قرباني، بسيار حياتي و مهم بود
سريعترين راه شناسايي قرباني
از طريق بررسي اثرانگشتها بود
اما دستهاي اون شديدا خشک شده بودند
خشن و بسيار سفت شده بودند ضعيف و کوچيک شده بودند
به دليل قرار گرفتن در معرض گرماي خيلي شديد، خيلي کوچيک
تقريبا مثل دستهاي بچه شده بودند
اين مسئله، بررسي
اثرانگشتهاي جسدو خيلي دشوار ميکرد
اثر انگشت شست چپ، بهترين اثرانگشتي بود
که ميتونستيم باهاش کار کنيم اما کوچيک بود، بنابراين پروسه، کند پيش ميرفت
برنامه قاتلها اين بوده که تمام ردها و آثارشونو پاک کنند
معمولا قطعات يک بدنو داخل دوتا بشکه قرار نميدي
و اونها رو نميسوزوني مگر اينکه نخواي که پيدا بشند
خيلي چندشآور بود اون بو رو هيچوقت
فراموش نميکني
کي براي خلاص شدن از يک جسد اين همه پيش ميره؟
ما در اون زمان ميدونستيم با چيزي شديدا شيطاني
سر و کار داريم
ما شخصي ناشناخته داشتيم
که به طرز وحشتناکي به قتل رسيده بود
تکه تکه شده بود و داخل دو بشکه، سوزانده شده بود
به هرقيمتي که شده بود ميخواستيم اون شخصو شناسايي کنيم
چون اولا، در نهايت ميخواستيم به يک خانواده بگيم که چه اتفاقي
براي عزيزشون افتاده بود
و دوما، براي دستگير کردن قاتلش
بايد اون جسدو شناسايي ميکرديم
بنابراين، هفتهها تبديل به ماهها شدند
و ما مدبرانه فکر ميکرديم و هرکاري
که براي شناسايي قرباني از دستمون برميومد، انجام ميداديم
با وجود شخصي ناشناس
در حاليکه نميتوني بفهمي، اون کيه، خيلي نااميدکننده است
به نظر ميرسيد تحقيقات با تاخير مواجه شدند
بنابراين، همکارم با يک هنرمند پزشکي قانوني تماس گرفت
و اون جسدو با خاک رس و هنر خودش بازسازي کرد
تصويري از چهره قرباني بهمون ارائه داد
اميدوار بوديم اون بيرون، يک جور چهره گير بياريم
با رسانهها کار ميکرديم تا اطلاعاتي از بيرون به دست بياريم
چون بايد اين قربانيو شناسايي ميکرديم
هرکاري از دستمون برميومد داشتيم انجام ميداديم
با اين حال، هويت قرباني همچنان ناشناخته بود
خانوادهاي مربوط به اين قرباني وجود دارند
کارآگاهان مايوس شده بودند
ميتونيد تصورشو بکنيد که سعي بر حل جرمي داريد که
شواهدش اساسا
قطعه قطعه و سوزانده شدند؟
بنابراين، در اين نقطه هرکاري از دستمون برميومد انجام ميداديم
به راه حلهاي جديد فکر ميکرديم هرچيزي که باعث ميشد مدبرانه
فکر کنيم و تحقيقاتو پيش ببريم
احساسات انساني و
احساسات حرفهاي داري
اما ما هيچوقت تسليم نميشديم
ما بخاطر قرباني دست از جنگيدن برنميداشتيم
و بنابراين، به انجام تحقيقات
ادامه داديم و ادامه داديم و ادامه داديم
طبق سيمي که اونجا بود فکر ميکرديم پاي دو مجرم در ميونه
هرکسي که اين کارو کرده بود نقشههايي داشته
که روشمند بودند
No comments yet. Be the first to leave one.