The Game: Towards Zero

The Game: Towards Zero (더 게임: 0시를 향하여)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

더 게임: 0시를 향하여 The Game Towards Zero E27-E28 [@KTteam]
더 게임: 0시를 향하여 The Game Towards Midnight E27-E28 [@KTteam]
ความคิดเห็นโดย Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2020-03-06
ดาวน์โหลด: 21
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

ببخشید

اینجا - !بگیرش -

هی، سونگ مین جه - !سونگ مین جه -

!سونگ مین جه

!سونگ مین جه

!حرکت کن- !سونگ مین جه-

!بگیرش! هی

نگهش دار، نگهش دار

اینجا نیست

مشتاق دیدار

جو هیون وو؟

فکر نمی‌کردم دیگه بتونم صدات رو زنده بشنوم

کاری میکنم پشیمون بشی از اینکه جون سالم بدر بردی

اگه داری بقیه رو میکشی که به من برسی

فقط بجاش من رو بکش

من ارزش این همه کشت و کشتارو ندارم

نه

اگه مرگمون رو میتونیم باهم باشیم

اونقدرام بد نیست

همه بخاطر تو میمیرن

و تو تک و تنها میمونی

بهش فکر کن

اون ماشین سفید رو دیدی؟

فیلم دوربین امنیتی رو چک کن و پلاک ماشین رو پیدا کن

تلفن ته پیونگ رو بگیر و شماره اون عوضی رو پیدا کن

جو هیون وو بود؟ - چی گفت؟ -

ته پیونگ

دنبالم بیا

قربان

چی؟اینه؟

بله

تو هنوز دهنت بو شیر میده چجوری جرئت کردی بمب بسازی؟

کانگ جه - بله، قربان؟ -

مطمئن شو شکستش میدی

چه عوضیه

اصلا میدونی بمب چیه؟

بزار کارت شناساییتو ببینم

ندارم

ادرست چیه پس؟

شماره ثبت اسکان؟

غذا کو؟

پشت میله ها یکم گیرت میاد

بزار دستاتو ببینم

ته پیونگ، اشکالی نداره

بخاطر تو نبود که نتونستیم بگیریمش

آقای لی جون هی اینجاست

میخواست ببیننت

باید ببینیش

بونگ سو، میتونی بیاریش اینجا؟

سلام

آقای لی؟

آقای لی؟

یه جی

چی شده؟

چی شده؟

چیه؟

متاسفم

چرا تنهایی؟

آقای لی اینجا نیست

چی؟

همه جا رو گشتم

حتی توی دست شویی هم نیست فکر نمیکنم اصلا اینجا باشن

تلفنش اشغال بود، ولی حالا خاموشه

این ساعت کجا میتونه باشه؟

نمی دونم، درست بهش گفتم همین جا وایسه

باید تماس ضروری بوده باشه

چی شده؟

...نمی تونم

مردنشو ببینم

منظورت چیه؟

راستش، از اون موقعه که هوشیاریم رو بدست اوردم

...دیگه نمیتونم

مرگ‌هاتونو رو ببینم

چی؟

...و دلیلش اینه که

من مسئول مرگ هاتونم

فکر کردم مرگمونو دیده باشی

مطمئن نیستم

ولی فکر میکنم دلیل مرگتون تغییر کرده

...جو هیون وو بهم گفت

همه بخاطر من میمیرن

گفت تک و تنها میمونم

فکر میکنم بخاطر این اینکارو کرده چون من سعی داشتم بکشمش

مرگ جون یونگ چی؟

هیچ وقت نمیتونستم ببینم

نمیتونستی ببینیش؟

راجبش میدونستی؟

اره

میترسیدم هیون وو متوجه بشه

همچنین میدونه اون قتلا میتونن تغییر کنن

... برای همین اون مراسم بمب بارون

میتونه با اون چیزی که من دیدم فرق داشته باشه

همش تقصیر منه

باید همچنان همه تلاشمون رو بکنیم

نمیدونم اون مراسم برگزار میشه یا نه

ولی همونطور که گفتی، همش اتفاق افتاد

...بمبی که تو مرگ آقای لی نقش داره

الان تو دستای هیون ووعه

اگر مصمم باشیم که ازش جلوگیری کنیم ، موفق میشیم

ولی قبل از اون باید هیون وو رو بگیریم

خبر بد دارم

فقط یه بمب نیست دوتاست

چی؟

باشه،خدافظ

،او یه جی رو یادتونه اون کارآموزه؟

آخرین تماسش با اون بوده

زنگ بزن بهش

میزنم

مشترک مورد نظر خاموش میباشد لطفا بعد از صدای بوق پیغام خود را بگذارید

خاموشه

چند دفعه باید بهت بگم؟ من چیزی رو نفروختم

هی! ما یه ایمیل پیدا کردیم که تو دو تا بمب فروختی

قراره خودتو بزنی به اون راه؟

اصلا نمیدونم راجب چی داری حرف میزنی

بنظرتون اگه همتون یهو بریزید میترسم؟

...بخاطر اون بمبی که ساختی

هرکسی که توی این اتاقه میمیره

لعنتی

به من چه اخه

چی؟ به توچه؟

...هی مطمئن شو

توی مراسم درست جلوی بمب بشونیش

مطمئن شو بدنش با بمبی که

با دستای خودش ساخته تیکه تیکه بشه

قراره مردنت رو تماشا کنم، میفهمی؟

هر لحظه ایی که تایمر شروع بشه دیگه نمیشه جلوشو گرفت

مسخرست همچین بمبی وجود نداره

اونایی که من می سازم اینجورین

چه استادانه

ما چیزی رو نصب می کنیم که مانع از خنثی سازی بمب می شه

بیشتر مردم رنگ سیم ها رو از هم متمایز می کنن

ولی میبینی که مال من همشون مشکین

نمیتونی از هم دیگه تشخیصشون بدی

این امضای منه

...البته، حتی منم نمیدونم

کدوم یکی درسته

...ولی تا وقتی که بشه با موفقیت جداش کرد

میشه خنثاش کرد؟

راحت نیست

دو تا انفجاره

اگه بفهمه چه اتفاقی داره میوفته، میتونه منفجر کنه

و هیچی نیست که بتونی انجام بدی

یعنی میگی از راه دور میتونه منفجرش کنه؟

خیلی راحت

اگه روی ریموت کلیک کنه میتونه منفجرش کنه

...یعنی میگی هر موقع دلش خواست میتونه راش بندازه

حتی در صورتی که هنوز بمب وقت داره؟

اگه سیم اشتباه رو ببری میترکه

اگه اونم روی ریموت کلیک کنه هم منفجر میشه

راهی برای جدا کردنش نیست؟

باید کد باز کردن قفل رو بزنی

ولی بهت نمیگتش، میگه؟

آدما راحت نمیمیرن نه؟

...امیدوار بودم

یکم بترسی

میدونستی ممکنه برات اتفاق بیوفته؟

کیم ته پیونگ بهت گفت؟

چرا؟

میترسی؟

من؟

چرا من باید بترسم؟ - ...بمب خریدی-

چون میخواستی کلی آدم بکشی

چطور میتونی نترسی؟

اگه نه، درست شبیه کیم هیوک سویی

ببند دهنتو- زیادم دیر نیست-

بزار بره

اگه میخوام مردمو بکشی فقط منو بکش

من بودم که شکنجه‌ت دادم

...لطفا

.به بقیه صدمه نزن فقط بیا منو بکش

بعد اون تجربه نزدیک به مرگت تبدیل به فرشته شدی

تظاهر به فرشته بودنت حالمو حتی بیشتر به هم میزنه

فقط باید بچسبی به اون نقش قدیمیت

بهم بخند، مسخرم کن، شکنجم بده

متاسفم

متاسفم هیون وو

اونجوری صدام نکن

اون پسر خیلی وقت پیش بخاطر تو مرد

همه بخاطر تو میمیرن

و تو تک و تنها میمونی

دیر وقته، نمیری بخوابی؟

برو بخواب دیگه

یکم دیگه بیدار میمونم

نگرانی؟

این نگرانم میکنه که فقط تو توی سالن اجتماعات نیستی

فرقی نمیکنه چقدر سخت براش آماده شده بودیم

هیچوقت نمیفهمم چه اتفاقی برات میوفته

نگران نباش

...من

بهت میچسبم

...باحال میشد

از قبل بهت اعتماد داشتم

ولی میدونی چیه؟

حالا همه باورت دارن

مطمئنم میتونیم انجامش بدیم

ممنون

الو؟

الو؟

کیه؟

کسی حرف نمیزنه؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left