163 บรรทัดแรก
.منطقه پارادوکس داره بزرگ میشه
"یه قهرمان متظاهر؟" بیش از حد قوی! ازش خوشم میاد!!!" این واقعا مال دو سال پیشه؟"
چیزی واسه گفتن دارن, هوم؟
اونی-چان، صبحونه حاضره.
اوه، اینقدر دیر شده؟
بازم تمام شب رو بیدار موندی؟
هر شب یواشکی چی نگاه می کنی؟
هیچی. واقعا، هیچی.
.مشکوکی
Forums.AnimWorld
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
Temari & Kinshin
یه روز، ما فهمیدیم...
یه مفهومی هست که حتی از اتم هایی که پایه های تمام مواد رو تشکیل میدن، بالاتره،
و تمام احساسات، توانایی ها، خاطرات و بقیه چیزهای غیر قابل درک رو کنترل می کنه.
و اسمش منطقه.
تو این دنیا، .جایی که دانشش واسه همه شناخته شده
...حتی خدایانی اون دنیا هم از منطق استفاده میکنن
نبردی که با این قدرت .جنگ بین دنیاها در شرف وقوع بود
"قهرمان یا اوباش"
.اینو گوش کن بابا
اونی-چان بازم کل شب رو بیدار مونده.
اه جدی؟
رازت فاش شد!
!ها؟
شرط می بندم داشتی تو اون وب سایت های کثیف گشت میزدی، نه؟
ها، نه اصلا.
پس اون چی بود؟
اوم، خب..
آره، می دونستم.
بله. ذات یه مرد همینه.
من با زن سرنوشتم ملاقات کردم. اونقدر سرحال اومدم که یه حرکتی بزنم.
و بعدش، درست در لحظه حیاتی، همه چیز خیلی سریع عوض شد.
منظورت از سریع چیه؟
مجبور نیستی جوابش رو بدی.
گفتم،"ماتادورم میشی؟"
-بعدش
وای، چرا داری این داستان رو سر صبحونه بهمون می گی؟!
ماتادور...؟
ببینم، شیوری، به مدرسه راهنمایی اینجا عادت کردی؟
هوم، تقریبا. اگه اونی-چان هم می تونست به دبیرستان بره بهتر بود.
.مطمئنم مامانم همین فکر رو میکرد
هشدار تخلیه.
.پارادوکس سطح 7.3
!بجنبین, زیر میز پناه بگیرین
ها؟- ها؟-
یه بیگانه از دنیای دیگه .تو منطقه ناین پیدا شده
لطفا مراقب باشین که وارد ناحیه پارادوکس نشین.
اونی-چان. خیلی هول کردی. این فقط 3.7 هستش.
-نه, فقط دارم واسه بدتریناش آماده میشم
!آخ
ای بابا, با این حرفت الکی الکی .سطح پارادوکسو بالا میبری
!مانا
ونوس, میشه لطف کنی؟
!عالی بود مانا
!بذار گیرش بندازیم, والکری
اطاعت میشه.
!رانش لوجیک
شمشیر نهاییه پایانی
همین " نهایی" یا "پایانی" بگی کافی نیست؟
کی اهمیت می ده؟ فقط برو جلو.
به نظرم انگار این وقت تلف کردنه.
نگرانش نباش، نگرانش نباش.
.شیئوری, دستت درد نکنه
!های
...خب، منم برم
.صبر کن- .تو رختخواب...-
یادت رفته امروز چه روزیه؟
ها؟
همه چیز برای تولد پدر ردیفه، درسته؟
اگه باهم انتخاب کنیم اون خوشحال تر میشه، درسته؟
مطمئنم که مامانم همین فکر رو می کنه.
و من کل شب رو اینجا بیداری کشیدم...
راستی, این چه قیافه ییه؟
.ها؟ نمیخوام کسی منو بشناسه
نگران نباش اونی-چان .تو این شهر, تو یه آدم عادیی که کسی نمیشناسه
مجبوری انجوری تیکه بندازی؟
-تا حالا همچین چیزی ندیده بودم! --چه محصول باحالی، مرد.
اون اسکورت آلکاست؟
اوم، ولی من تو کلوب یه کاری دارم.
-اوه؟ - من مدیر کلوب فوتبال دخترا هستم!
.و یه سری رقابت داریم که به زودی شروع میشه
آره! آره!
سر یوکاری شلوغه، می فهمی؟
خیلی متاسفم ولی این اجباریه.
در بند شش قانون دفاع شخصی فدرال جهانی این اطلاعات اومده.
...بفرمائین
--یوکاری! --نرو! -یوکاری!
بیا بریم.
.شرط میبندم ازون آدمای جذابه
ها؟ من یه ماموریت دارم! یه ماموریت مهم برای محافظت از خانواده!
و ما واسه اینکار خیلی ازت ممنونیم فقط مراقب میزا باش خب؟
ما رو ببخشین.
یه میز؟
می بینی؟
من رئیس دفتر، ورونیکا هستم.
ناناهوشی یوکاری...
بله؟
تو چیزی هستی که ممکنه بهش بگن یه آدم یه میلیونی،
کسی که از توانایی های لوجیکالش آگاهی داره.
ها؟ یعنی ممکنه یه دختر جدید باشه؟
آره، ظاهرا همین طوره.
وای، اون روبانا خیلی خوشگلن!
مانا-مانا، بیا و با ما هم تماشا کن!
نه.
می دونستم این حرف رو می زنه.
توانایی هات بدون هیچ هشدار قبلی ای . یه روزه ممکنه ظاهر بشن
دلیلش هنوز نامعلومه،
ولی بدون استثنا در طی دوران بلوغ آدم اتفاق می افته،
و بعد از رسیدن به سن بلوغ، به تدریج کاهش پیدا می کنه.
بلوغ؟ پس، رئیس، تو دیگه هیچ قدرتی نداری؟
من تازه به سن بلوغ رسیدم.
اه؟! اوه، متاسفم!
نمسیس!
!هوم
اوه، اون کیه؟
اون هم پیمان منه.
هم پیمان؟
به هر حال، اونایی که از توانایی هاشون آگاه می شن
به عنوان یکی از اعضای آژانس پلیس ویژه ی آلکا
وظیفه دارن صلح اینجا رو حفظ کنن.
وظیفه؟
کشف یه بیگانه در ناحیه مرکزی.
.پارادوکس سطح 7.2
7.2? اون پشمالو نیست؟!
واسه یه مرد خوش هیکل خودنمایی نیست، نه؟
ها؟ به نظرم اونا یه جورایی خوشگلن.
.هشدار تخلیه. پارادوکس سطح 7.2
7.2?!
لطفا یه جا پناه بگیرین، . مراقب باشین تو منطقه پارادوکس گرفتار نشین
از ناحیه پارادوکس دور شین! اگه گرفتارش بشین، نابود میشین!
حالت خوبه؟
!اونی-چان
!تو برو شیئوری
...آخه
!برو
طوری نیست. پسر قوی ای هستی. .حالا با اون دختره برو
...هوم
شیئوری، اون پسر رو با خودت به ناحیه تخلیه ببر.
ها؟- .این چیزو معطل میکنم تا شما فرار کنین-
.این چیزو معطل میکنم تا شما فرار کنین-
!نه اونی-چان, تو دیگه یه آدم معمولی هستی
!فقط برو
!بدو
.اهم
!ازین طرف, گُنده بک
.ازین طرف
!ب-ببخشین
بجنب.
از این طرف بیا، قبل اینکه تو ناحیه پارادوکس بلعیده بشی.
No comments yet. Be the first to leave one.