Hotel King

Hotel King (호텔킹)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

Specials

ข้อมูลรุ่น

Hotel King E12 2014
ความคิดเห็นโดย niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2014-05-20
ดาวน์โหลด: 22
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

196 บรรทัดแรก

قسمت دوازدهم

چه خبر شده؟

یه اتفاقی برات افتاده مگه نه؟

عمو دوباره اذیتت کرده، درسته؟

...این آدم واقعا

.می خوام یکم راه برم

.بیا بریم

.مدیر ارشد مودبمون، خودمونی حرف می زنی

.چون اینجا هتل نیست

.باشه. رییس ازش می گذره

...چرا

ازم چیزی نمی پرسی؟

.چون تو هتل نیستیم

اینجا جاییه که من فقط تنهایی میام، اما .استثنائا تو رو میارم اینجا مدیر ارشد

باعث افتخاره، مگه نه؟

راستش، صاحب اینجا از زمان بابا و بابابزرگم بوده

و کسیه که بیشتر از 30 سال ،راننده بوده و بازنشسته شده

.خیلی بد اخلاقه

سرده

...مدیر ارشد، نه

،چا جه وان

.من اینجام

.فرار کن

...من

.هیچ جا نمی رم

.مدیر ارشد یکم مریضه

تا بهتر شه فکر کنم هر دومون .تو هتل غیبت داشته باشیم

.یه جوری همه چیزُ سر و سامون بده که مشخص نشه

می تونی خوب انجامش بدی، درسته؟

.ای خدا، اینجا هم نیست

آی، تلفنشم خاموشه. چی شده؟

ای خدا، این روزها وقتی ارشدُ می بینم ،مثل یه آدم متفاوت به نظر می رسه

.فقط دنبال یه زن راه می افته

.ای خدا، اینجوری نگو

من خوشم میاد چون بالاخره حالا .مثل یه آدمیزاد به نظر می رسه

.به قبلاها فکر کن

...چه حالش خوب بود چه عصبانی بود، یه مدل بود

می تونستی بفهمی چی تو فکرشه؟

،از بین این همه زن اون بیرون

چرا باید رییس باشه؟

کی می دونه؟

وقتی مدیر ارشد هم نیست، شماها اینجا چی کار می کنید؟

اوه...باید یه چیزی رو بهش گزارش کنیم .اما نمی تونیم باهاش تماس بگیریم

اون به یه سفر کاری خارج از کشور ناگهانی رفته، واسه .همین برای چند روزی نمی تونید باهاش تماس بگیرید

.یه دقیقه پیش باهام تماس گرفت

چرا رومینگش رو فعال نکرده؟

یه خبر دیگه ای هست، درسته؟

.منم اینُ دیگه نمی دونم

به علاوه، ارشدها، لطفا کارتونُ .خوب انجام بدید تا کار عقب نمونه

...حالا که خوب نگاه می کنم- .بسه، بسه، بسه-

.می دونی که هیچ جوره حرف از دهنش در نمیاد

کارهایی که باید سریع بازبینی .شند رو من جداگونه انجام می دم

چون فکر می کنم باید بدونید، نمی دونم چی شده

نقاشی ای که توی هال مدیر ارشد آویزون بود از بین رفته

اون نقاشی براش مثل نیمه ی دیگه اش با ارزش بود

.من اومدم

...من نمی تونم

هیچ جوره آرومت کنم؟

سیِل

اینجا هتله یا لونه ی خوک؟

.اسم باارزش سیل برای 30 سال حامی اینجا بوده

کجا داری می ری؟

.گفتی می خوای ساشیمی بخوری

پس داری می گی که خودت می خوای بری ماهی بگیری؟

.اگه نتونم ماهی بگیرم، زمان می گیرم ،حتی اگه اونُ هم نتونم بگیرم

اون وقت باید یه دوشیزه ی خوشکل بگیرم؟

خیلی خوب می دونم که داری فرار .می کنی تا نق های منُ نشنوی

واقعا می خوای اینطوری کار کنی؟

اگه خودت بودی، دوست داشتی پول بدی و به همچین جایی بیای؟

.صبر کن، برات یه ماهی بزرگ می گیرم

!آقا

.اونقدر کثیفه که می تونم بمیرم

امروز ساعت 5 بعد از ظهر دکتر یون جانگ هو در یک تصادف رانندگی در حوالی سئول کشته شد

.اگه قولی می دی باید نگهش داری

.اگه این کارُ کرده بودی، اون نمی مرد

.نه

.تو الان مریضی

.تا وقتی که اینجاییم تلفنت ضبط می شه

.این دستور رییسه

.آه مونه

!آه مونه

!مونه

!آه مونه

.بیدار شدی

خیلی به هم ریخته است، مگه نه؟

،اولین بار که اینجا ساخته شد، به خوشکلیه یه نقاشی بود

.از وقتی زنش مرد، اینجا به این روز افتاد

.نمی دونستم و تو رو آوردم اینجا

.نگران نباش. من امروز اینجا رو کاملا عوض می کنم

...اگه تمیز بشه، حال تو هم

داشتی...دنبالم می گشتی؟

.متاسفم

.من...گفته بودم هیچ جا نمی رم

،اگه می تونستم با مرگم همه ی خون بدنم رو بکشم

می خواستم همه چیزُ حتی به قیمت .زخمی شدن همه ی بدنم برگردونم

با وجود همه ی اینها

.زندگی کردم و این زنُ دیدم

،من حالا

.پدری ندارم

.روز خوبی داشته باشید

رزرو کردید؟

اسمتون چیه؟

آه، بله، اسمتون چیه؟

.رییس صنایع ته کانگ، جانگ هیون جون

.رییس ساخت و ساز جه هال، پارک ته جین .رییس مرکز باران طلایی، چونگ هو جین

.مدیر گالری باران هونگ گون جانگ

درست شبیه لیست مهمون های ویژه ی معاون .رییسه که مدیر ارشد چند روز پیش خواسته بود

اینها آدم هایی هستن که حتی توی .مراسم اجتماعی هم شرکت نمی کنند

اما حالا واسه یه مراسم ورزشی بین المللی اومدن؟

یه چیزی خیلی عجیب نیست؟

مهمتر از اون، شرکت امنیتی شخصا توسط .شرکت برگذار کننده ی مراسم انتخاب شده

.حتی یه نفر هم از کارمندهای هتل ما انتخاب نشده

.فقط امیدوارم بی خودی نگران باشیم

.یه بوهایی میاد، یه بوهایی میاد

،توی مکان مراسمی که پر از رییس ها و همسرانشونه

که واسه گردش و تفریح اومدن، هیچ .تبلیغات یا تهیه و تدارکاتی وجود نداره

و اینکه قیافه ی هیچ کدوم از همکارهامُ ،که معمولا می دیدم، نمی بینم

این اصلا معنی داره دوستان من؟

از بین همه ی کسانی که پذیرش شدن .هیچ کدوم ساک هاشون به ما ندادن

.اونها قطعا گفتن که این یه مراسم ورزشیه

چه جور مراسم ورزشی ای توی همچین مکان در بسته ای برگذار می شه، هاه؟

.احیانا، ممکنه یه مراسم رقص باشه

چرا اینقدر خجالت کشیدی؟

.یه دفعه ای دارم وسوسه می شم برم داخل

.چرا همتون اینجایید؟ وقت تغییر شیفته

درسته. وو هیون، صاحب مغزی باهوش که یه زمانی .از طرف هتل "قصر" پیشنهاد به کار گرفتی

وو هیون، اونجا چه خبره؟

.گفتن مراسم ورزشیه. پس لابد دارن ورزش می کنن

.تو واقعا مرد خسته کننده ای هستی

.می خوام به تمام زندگیت نمک بپاشم

.بیایید بریم- .بیایید بریم-

...صبر کنید، صبر کنید

.آه، کارت خوب بود

.باید همین کارُ بکنی

.بله. فهمیدم

...هتل سیِل شما را دعوت می کند

.وقتی واسه منم اومده پس باید کار معاون رییس باشه

با دونستن این، هنوزم جایگاهشُ خالی گذاشته؟

چا جه وان؟ دیگه می تونی به جای عادیت برگردی؟

البته، تکمیل کننده ی مد، صورته، درسته؟

اصلا بلدی چطوری این کارُ بکنی؟

.منظورت چیه؟ من رییس هتل سیِل، آه مونه ام

.باشه. همینجا منتظر بمون

.من...حالا دارم رویا پردازی می کنم

.این...یه رویاست

.رویایی که فقط برای یه روز اجازه داره باشه

.اینقدر متعجب نباش و برو اینجاها رو تمیز کن

تمیزکاری؟

.این تخصصمه

.آب

آب؟

آب، آب، آب کجاست؟

.ایناش

!آب! آب! آب

.خدا، خوب آب خوردی

.گرمه. حوله

.حوله. حوله...ایناهاش

.عرقشُ ببین، ای وای،ای وای

.اما این یه کم بی انصافیه

!جاها عوض

!درست انجامش بده

!چپ! چپ! خوبه! خوبه

.برگرد راست، راست، راست

می تونی یه ذره قدتُ بلندتر کنی؟

!یک، دو...خوبه! آره

.هی، هی...گرفتمش. گرفتمش. کارم خوب بود

.کارم خوب بود

من سبکم، مگه نه؟

.سبکی، اما خوب می شه اگه زودتر تمومش کنی

.اوه، واقعا کارم خوبه

!چپ، چپ، چپ

!خوشکله

!تموم شد

!حس خوبی دارم

!منم حس خوبی دارم

!تادا

کارم خوبه، مگه نه؟

!البته، البته

.درسته

.اول سفارش- ...اون منشی-

.ای خدا

شما چطوری این همه راه تا اینجا اومدید مدیر بک؟

شما رییس پارک ته جون از ساخت و ساز جه هال نیستید؟

.برای امروز کافیه. روز خوبی داشته باشید

.و یه وقت دیگه در مورد تغییر مدل صحبت می کنیم

.بله، فهمیدم

...پس

اومدم، چون از اینکه همچین مراسم بزرگی وقتی .رییس اینجا نیست برگزار شده نگران بودم

وقتی من اینجام واسه چی نگرانید؟

.واسه همینه که نگرانم

.از شنیدن این حرف ناراحت شدم

نوک بینی ها درخشان و چشم ها قرمز

.این فرم سر خوکیه که پول توی دهنشه

.همه ی مهمون های این مراسم سرشار از حرص و طمعند

به هر حال کسایی که توی همچین بازی هایی شرکت می کنند

.حس قوی ای برای بردن دارند

More Farsi Persian subtitles for Hotel King

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left