200 บรรทัดแรก
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
فیله و نخود فرنگی
قاپیدن
قاپیدن
قاپیدن
قاپیدن
قاپیدن
قاپیدن
قاپیدن
قاپیدن
لغو مطلق
لغو مطلق
لغو مطلق
لغو مطلق
لغو مطلق
لغو مطلق
لغو مطلق
لغو مطلق
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
گنج مقدس لاستوین
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
مقابلهی کامل
خاموشی
(اسلیدر (غرش سحر
(اسلیدر (غرش سحر
بهمون یاد بده استاد هاک!
بهمون یاد بده استاد هاک!
قسمت 3
چی هست؟مقدس گنجینه
مامورت امروز
الین
افزایش
افزایش
سرچشمه فاجعه
سرچشمه فاجعه
قسمت 3
گنج مقدس لاستوین
قسمت 4
<آغاز <ده فرمان
...نشانههای شومی که بارترا دید
.بابت احیاء ده فرمان قدرتمند بودن
گیلتندر و دوستانش بعد از این که درمورد مرگ دریفوس به دلشون شک افتاد
.راهی سفری برای تحقیق شدن
در همین حین، در جنگل شاه پریان به بان به عنوان .شاه پریان جدید خوشامد گفته شد
در حالی که احساسات همه در نوسان بود
گوثر فاش کرد که از گیلا سوء استفاده کرده بود
.تا بفهمه عشق چیه
.دیان و گوثر با هم مصاف کردن
.نبرد اونا شدت میگیره
!شوالیههای مقدس و ششوالیههای کارآموز
!اینجا رو تخلیه و از شهروندان محافظت کنید
!چشم
.این داستان انسانها و نا انسانهاست
.داستانی از عهد باستان
.مهر 3000 سالهای که شکسته شد
احیاء ده فرمان
که نیروی نخبهی قبیلهی شیطان هستن، قرار هست .بریتانیا رو غرق در خون و وحشت بکنه
کسانی که در برابر اونا میایستن گناههای کبیرهی گروه شوالیههای افسانهای هستن
!اونا هفت گناه کبیره هستن
...اینجا چیکار دارم
.یادم نمیاد
هان؟
.درسته، دنبال ملیوداس ساما بودم
ملیوداس؟
تویی؟
...الیزابت
!الیزابت، بیدار شو
ملیوداس ساما؟
.خیلی خوشحالم صدمهای ندیدی؟
چرا همچین جایی خوابیده بودم؟
.گوثر از جادوش استفاده کرد تا تمام اهالی پادشاهی رو بیهوش کنه
...مشکلی بزرگی پیش اومده! گوثر ساما و دیان ساما
.زور: 950
.همونطور که از قبیلهی غول انتظار میره
...حتی در اندازهی انسانی هم از لحاظ تواناییهای فیزیکی با کاپیتان برابری
.اگه گنج مقدسمُ نداشتم، تو دردسر میافتادم
!فیله و نخود سبز
!برو
...گنج مقدس، کمان دوقلو هریت
!چشمهاتُ باز کن
!دیگه تمومه
دیان، صدمه دیدی؟
کاپیتان، برای ما اومدی؟
گوثر، میدونی چیکار کردی؟
...لطفا جایی که کسی نباشه
.زندانیم کنید
...قبل از این که
.دیگه خودم نباشم
.مرلین، بیا بعدا صحبتمونُ ادامه بدیم
.موافقم
.خلاصه این که، اصلا نمیفهمم
همین که رو این تپه که
سه هزار سال پیش روش هیچ خبری نبود یه قلعه است خودش مایه تعجبه
...ولی موندم چطور به این وضع افتاده
.انگار جادویی عظیم در مرکز قلعه منفجر شده
.جادوی خیلی قدرتمندی هم بوده
...همم
...عمیقه
...انگار
...عمقش 30000 فوت هست
...انرژی جادویی باقی مانده
.جالبه
.شکی نیست
.کار ملیوداسه
اون اینجا چیکار کرده؟
این که مسئله نیست، درسته زلدریس؟
.بیاید با خیال راحت استراحت کنیم .خیلی وقت بود به دنیای خارج نیومده بودیم
استاروسا، نظر تو چیه؟
!برادر
!...تو خاطرات منُ دستکاری کردی
.پشت این کارم نیت بدی نبود
!زیل... زیل
.خاطرات زیل رو هم برگردوندم
...زیل
!...آبجی
.زیل، لطفا خواهرتُ ببخش
!باورم نمیشه اینقدر باهات رفتار وحشتناکی داشتم
.نیت بدی نداشتم
.متاسفم
.اگه قلب داشتم، دوست داشتم از صمیم قلبم عذر بخوام
...بهخاطر دستکاری کردن خاطراتتون
...و بهخاطر به هم ریختنت بابت هوسم برای شناخت عشق
.اشکالی نداره. من یکی صلاحیت سرزنش کردن تو رو ندارم
بهخاطر ضعف قلب خودم
.مرتکب کارهایی شدم که نمیشه جبرانشون کرد
تو سعی کردی نجاتم بدی
.حتی با وجود این که خاطرات اشتباهی هم وارد ذهنم کردی
تازه، علاوه بر خاطرات الکی
.خاطرات واقعی فراموش شدهام رو هم بهم نشون دادی
.خاطرات پدر مهربانم، شوالیهی مقدس دیل
.ممنون که پدرمُ به یادم آوردی
.بدرود
...پس زده شدم
جریان چیه؟
.اوه، این اسلیدر از غرش سحره
.خوب موقعی اومدی
.ازت یه درخواست دارم
.اون معمولا هر حرفی به جز دستور شاهُ نادیده میگیره
.لطفا هر چی میخواید بهم بگید
اسلیدر، مرلین ازت آتو داره؟
.لطفا شوخی نکنید
این که تونستن به راحتی حصاری که هیچ کس نمیتونست حتی لمسش کنه رو بشکنن
...و شاهُ نجات بدن
.باعث میشه مو به تنم سیخ بشه
.لطفا اجازه بدین شما رو "بانوی من" صدا بزنم
.میتونی هرجور دلت خواست صدام بزنی
بانوی من، چه درخواستی ازم دارید؟
.گوثر، بیا اینجا
.لغو مطلق
جادویی که گوثر تحت تاثیرشه خیلی قویه
.پس جادوی لغو مطلق من فقط برای مدتی اونُ به شکل اصلیش برمیگردونه
شکل واقعیش؟
...ولی هر طور بهش نگاه کنی، اون
.آره، گوثر عروسکیه که توسط جادوگری بزرگ درست شده
اسلیدر، لطفا وقتی در حال انجام ماموریتی از جانب شاه هستیم .حواست حسابی به اون باشه
...بانوی من
...خب
!کی فکرشُ میکرد گوثر یه عروسک باشه
.واقعا چه چیزهایی تو دنیا پیدا میشه
!تو یکی حرف نزن
...یه خوک سخنگو
هاوک دونو، حالت دیگه خوب شده؟
سرم یه خورده گیج میرفت
!ولی بعد از این که یه خورده آشغال خوردم ردیف شدم
.واقعا سرعت هضمت فوقالعاده است
هیف کاپیتان، درمورد گوثر میدونستی؟
.نه. منم امروز برای اولین بار فهمیدم
...من یه قلب میخوام
.قلبی میخوام که بتونم باهاش احساساتُ درک کنم
...بدون این که چیزی بدونم بدون فکر کردن زدم تو ذوقش
.گوثر احتمالا جدی بود
.تو فکرش نرو دیان !گوثر خوبه
.تو شگفت انگیزی کاپیتان
اصلا غافلگیر نشدی؟
.خب، آخه تا الان افراد مختلف زیادی رو دیدم
...تازه، گوثر هر چیزی هم که باشه، بازم رفیق عزیز ماست
این که عضوی از هفت گناه کبیره است تغییری نمیکنه، میکنه؟
.واقعا خوش شانسی گوثر
...کاپیتان
...این چیه؟ سرم گیج رفت
هی اسلیدر، میخوای یه مدت با ما همراه بشی؟
.حالا که دو تا از اعضامون رفتن، اگه بتونی بهمون ملحق بشی ممنون میشم
No comments yet. Be the first to leave one.