MINDHUNTER

MINDHUNTER

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Mindhunter Season02 All Episodes 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-MZABI
Mindhunter Season02 All Episodes 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Mindhunter Season02 All Episodes 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Mindhunter Season02 All Episodes INTERNAL 1080p WEBRip x264-STRiFE
Mindhunter Season02 All Episodes iNTERNAL 1080p WEB X264-AMRAP
Mindhunter Season02 All Episodes 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Mindhunter Season02 All Episodes INTERNAL 480p WEB x264-RMTeam
Mindhunter Season02 All Episodes 720p WEBRip X264-METCON
Mindhunter Season02 All Episodes NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Mindhunter Season02 All Episodes WEBRip x264-ION10
ความคิดเห็นโดย modern_gesprach
►► ويرايش شده تمامي قسمت‌ها ◄◄

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
480p
480
webrip
BRip
1080
720p
720
x265
HEVC
HD
เผยแพร่เมื่อ: 2019-11-13
ดาวน์โหลด: 103
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

« پارک ‌سیتی، كانزاس »

‫عزیزم؟

‫جوآن؟ ببین، من..

‫عزیزم؟ چیزی نیست!

‫نترس این فقط...

‫من فقط مسخره‌بازی در می‌آوردم!

‫بعد از سه روز در قبر، .مسیح دوباره زنده شد

‫رستاخیز بدن، .زندگی جاودان روح

‫این پیام صلیب‌ـه.

‫پیروزی زندگی بر مرگ.

« فردریکسبرگ، ویرجینیا »

‫خدایا، که تنها پسرت را به صلیب سپردی،

‫و با رستاخیز اون ما را از ‫قدرت مرگ رهایی بخشیدی،

‫قدرت، سلطنت و عظمت از آن توست،

‫چه در زمان حال و تا ابد.

‫آمین.

‫می‌خوای باهاشون بازی کنی، برایان؟

‫کتت رو بده من. برو. .خوب بازی می‌کنی

‫آفرین.

‫میذاری فوتبال بازی کنه؟

‫بیشتر شبیه گرگم .به هواست بازی‌شون

‫پسرای بزرگ‌تر باهاش خوب .برخورد می‌کنن. دیدنش خوبه

‫فقط نگرانم. اونا خیلی... بزرگن.

‫اون مشکلی براش پیش نمیاد.

‫راد و هریت امروز میان.

‫یادته مگه نه؟ .از بانک فرست کردیت‌ـه

‫- وام ماشین رو جور کرد. ‫- آره.

‫می‌خوان مزرعه‌شون رو بفروشن.

‫عزیزم، این یه مهمونی باربیکیو‌ئه.

‫آره، جایی که مردم معاشرت می‌کنن. .املاک همه‌ش حرفه

‫یکم تلاش کن.

‫با مردم قاطی شو.

‫اینا آدمای خوبی‌ان.

‫من این هفته 65 ساعت کار کردم.

‫من دو تا جعبه آبجو دارم.

‫پس منم میشم یه آدم اجتماعی.

‫- ممنون هریت! ‫- قابلی نداشت.

‫- اونجا می‌بینمت. ‫- باشه.

‫اومد!

‫مامان، من فوتبال بازی کردم.

‫اوه، برایان!

‫پیرهنت رو ببین.

‫اون شبیه یه برنده‌ست. .انگار خوب بازی کرده

‫سوار شو، برادوی جو. ‫

‫عزیزم؟

‫- می‌خوای... معاشرت کنی؟ ‫- فقط دارم کار اینا رو تموم می‌کنم.

‫باشه.

‫بیل؟

‫- بیل هستی آره؟ ‫- بیل تنچ.

‫راد!

‫- خیلی خوشحالم که تونستی بیای. ‫- هی.

‫منو کشیدن به بازی فریزبی .نیم ساعت طول کشید

‫خب، بیل دنبال یه نفر بود ،باهاش کباب‌ها رو آماده کنه

‫پس می‌تونی اینجا قایم شی.

‫ممنون.

‫خونه‌ی واقعاً قشنگی داری. کی خریدیش؟

‫حدود 5 سال پیش.

‫میشد روش یکم کار کرد. .اگه وقت داشتم

‫دیل رو می‌شناسی؟ .اون طرف مغازه‌ی "تودر" رو داره

‫اون یه نفر رو می‌شناسه...

‫دیل! بیا اینجا.

‫- بیل تنچ. ‫- داشتم می‌گفتم

‫که یه نفر رو داری که توی .کارای محوطه‌سازی‌ کمکت کنه

‫دیل پیمانکاره، و نانسی یه چیزی راجع به کوانتیکو گفت؟

‫من تو اف‌بی‌آی هستم. .بخش روان شناسی

‫ما روی پرونده‌های .ویژه کار می‌کنیم

‫فوق محرمانه؟

‫نه. اینجوری نیست.

‫من توی یه واحدی هستم که مجرمایی که ‫جرم رو تکرار می‌کنن رو بررسی می‌کنه.

‫مثلاً چی؟

‫ما به خصوص با افرادی ...سر و کار داریم که به

‫جرائم وسواسی مشغولن.

‫اون دیگه چیه؟

‫مثل "پسر سم"، خفه کن بوستون، اینجور چیزا ‫

‫چطور بررسی‌شون می‌کنید؟

‫- باهاشون مصاحبه می‌کنیم. ‫- توی زندان؟ باهاتون حرف می‌زنن؟

‫بعضیاشون رو اصلاً نمیشه .جلوی حرف زدن‌شون رو گرفت

‫- با کی حرف زدی؟ به ما یه نمونه بگو. ‫- آره. چی میگن؟

‫می‌دونید، این گفتگویی نیست ‫که پای منقل بشه انجام داد.

‫بهت میگن برای چی اون کارا رو کردن؟

‫به طرز عجیبی بعضیاشون عاشق .اینن که راجع بهش حرف بزنن

‫یه نفرشون، قاتل دختران دانشجو. ‫

‫رو به روی ما اون ،طرف میز نشسته بود

‫و با جزئیات توضیح می‌داد،

‫که چطور شیش تا .دانشجوی دختر رو کشته

‫باورنکردنی‌ـه.

‫اونا رو کشته و مثل بوقلمون .کریسمس تیکه‌تیکه‌شون کرده

‫همه‌شون قاتل خونسرد هستن؟

‫بستگی داره.

‫وقتی با ریچارد اسپک ...مصاحبه کردیم

‫تو توی یه اتاق با ریچارد اسپک نشستی؟

‫هیچ وقت اینو به من نگفتی.

‫بعد از اون اتفاق من .تا یه ماه خوابم نبرد

‫تو چطور، هریت؟

‫من دوست ندارم راجع به ...این چیزا بشنوم. من

‫راد رو مجبور می‌کنم اخبار رو خاموش کنه. ‫وگرنه خوابم نمی‌بره.

‫وای عزیزم،

‫هریت گفت که راد برای سه روز ‫آخرهفته با قایقش میره تفریح.

‫بهش گفتم تو عاشق .ماهیگیری هستی

‫هر موقع دوست داشتی بیا.

‫خب اون چند تا کشت، هفت، هشت تا پرستار؟

‫- نُه نفر. ‫- چرا انجامش داد؟ چی گفت؟

‫- همگی بیاین ناهار! ‫- باور کن دلت نمی‌خواد بدونی.

‫البته که می‌خوایم.

‫بس کن. من نمی‌خوام راجع به این

‫با این آدما حرف بزنم. .فهمیدی؟ ممنون

« وكاویل، كالیفرنیا »

‫دکتر!

‫- دکتر دوباره داره انجامش میده! ‫- آقای فورد، خواهش می‌کنم.

‫- گرفتمش. ‫- خواهش می‌کنم.

‫مأمور فورد،

‫می‌خوام که آروم باشی.

‫منو ببین.

‫آروم نفس بکش.

‫همینه.

‫می‌خوام بدونم که آروم .می‌مونی تا آزادت کنم

‫خیلی‌خب؟

‫یک، دو، سه، چهار! برو! برو! بریم

‫زود باشید، بچه‌ها!

« كوانتیكو، ویرجینیا »

‫شپرد زنگ زد.

‫اون کپی همه‌ی نوارها و .رونوشت‌هامون رو می‌خواد

‫- می‌خوام بفرستم‌شون بالا. ‫- فکر کنم دیگه نمی‌خواد باز غافلگیر شه.

‫نمی‌تونم سرزنشش کنم.

‫می‌خواد امروز عصر تو رو ببینه.

‫ساعت 4 و نیم.

‫آخر روز. اون هولدن رو خواست؟

‫فقط تو.

‫بفرما.

‫- هی. ‫- دان!

‫این پائین چیکار می‌کنی؟

‫شنیدم که داری دکور .سرداب رو عوض می‌کنی

‫از زمانی که می‌رفتیم .میدونِ تیر این پائین نیومدم

‫- 15 سال پیش بود؟ ‫- خب، چیز زیادی نیست،

‫اما ما دوست داریم بهش بگیم... زیرزمین.

‫حالا که حرفش شد، .هدیه‌ی خونه نوئی برات آوردم

‫- سه سال زیر میزم بوده. ‫- فکر کردم با هم دوستیم، دان.

‫بالاخره راهش رو به تو باز می‌کرد.

"‌بی‌تی‌كی " ‫

‫بستن، شکنجه، قتل.

‫هر چند وقت یه بار پلیس ویچیتا ‫زنگ می‌زد که مشاوره بگیره.

‫- برای یه مدتی قضیه راکد بوده. ‫- آخرین قربانی سال 77 بوده.

‫اما یه مدت پیش قاتل اشتباه کرد.

‫وقتی که ویچیتا مطمئن شد .که خودشه زنگ زدن

‫بهشون گفتم دیگه من توی این خط نیستم. ‫اما می‌دونم کی هست.

‫- چند نفر رو کشته؟ ‫- ما فکر می‌کنیم 7 نفر.

‫به علاوه این قربانی بالقوه. .آنا ویلیامز 63 ساله

‫از یه مراسم رقص برمی‌گشت.

‫فهمید یه چیزایی نیست .و خط تلفنش بریده شده

‫فکر کردن دزدی‌ـه،

‫بعد این شعر و گواهینامه‌ش .رو توی نامه‌ها پیدا کرد

‫یه کپی رو هم به یه ایستگاه .تلویزیونی محلی فرستاده

‫"زان که این نقشه عالی ،از لذت ناسالم است

‫بسیار جسورانه در شامگاه بهارانه.

‫ای آ... چرا ظاهر نگشتی؟"

‫- ای خدا. ‫- با اینکه شعرش داغونه

‫اون یه مجرم نابغه‌ست.

‫- هفت قتل خیلی موفقه. ‫- باید اولی رو ببینی.

‫اونقدر بی‌دقت انجام شده که انگار ‫معجزه‌ست تونسته از زیرش در بره.

‫خانواده‌ی اُترو، سال 74.

‫چهار نفر، روز روشن.

‫پدر، دو بچه، و سگ توی خونه بودن.

‫خیلی چیزای متغیر وجود داشت... ‫نمی‌تونست برنامه‌ریزی شده باشه.

‫گره‌های پیچیده.

‫اون چیه روی سرش؟

‫کیسه‌ی پلاستیکی و دو تا تی شرت.

‫چند ماه بعد پلیس .اولین نامه رو گرفت

‫جزئیاتی رو داد که فقط قاتل ممکن بود دونسته باشه. ‫اون موقع بود که زنگ زدن.

‫چی بهشون گفتی؟

‫که این واقعی‌ـه. و به احتمال .زیاد دوباره آدم می‌کشه

‫می‌دونی که اون روزها چطور بود. ‫داریم راجع به شب ادراری حرف می‌زنیم.

‫- نامه رو عمومی‌ کردن؟ ‫- بهشون توصیه کردیم نکنن.

‫همه می‌ترسیدن که عمومیت ‫بخشیدن ممکنه باعث تشویقش بشه.

‫از اون موقع سه بار .دست به آدم کشی زده

‫قتل احتمالی کاترین برایت آپریل سال 74.

‫قتل شرلی واین، مارچ 77.

‫نانسی فاکس، دسامبر 77.

‫بعد آخری، پرسیدن که باید به شهر بگن که

‫- یه شکارچی دارن یا نه. ‫- در مورد یکی‌شون گفتی قتل احتمالی.

‫کاترین برایت.

‫اون هیچ وقت ادعایی بر قتلش نکرد. ‫اما یه شاهد به جا گذاشت، برادرش.

‫آخرین نامه‌ش با نامه‌ای که به "كی‌اِی‌كی‌ای تی‌وی" ‫در سال 78 ارسال کرده مطابقت داره.

‫اون اسم شیش نفر از هفت قربانی رو نوشته. ‫شماره‌ پنج رو ببین.

‫" شماره پنج...

‫تو قربانی و انگیزه رو حدس بزن."

‫برایت با همون گره‌ها بسته ‫شده بود، اما چاقو خورده بود،

‫برای همین مطمئن نیستیم.

‫اونا یه ستوان درواتزکی نامی رو منصوب ‫کردن که پرونده رو به دست بگیره.

‫اون خیلی پیگیره، انرژی زیادی داره،

‫- پس شاید بهتره با اون شروع کنی. ‫- از دیدنت خوشحال شدم، دان.

‫دوست دارم بشنوم .که به چی می‌رسی

‫قطعاً.

‫خیلی‌خب.

‫اوه بیل!

‫چرا نریم به دفتر من؟

‫ما مدت زیادی هم رو می‌شناختیم، برای ‫همین می‌خواستم شخصاً باهات حرف بزنم،

‫قبل اینکه جای دیگه بشنوی.

‫من باید وسائلم رو جمع کنم؟

‫اوه. نه بابا.

‫بیل من بالاخره انجامش میدم.

More Farsi Persian subtitles for MINDHUNTER

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left