A Better Tomorrow (Ying hung boon sik / 英雄本色)

A Better Tomorrow (Ying hung boon sik / 英雄本色) (英雄本色)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

A Better Tomorrow BRrip 720p DVDrip
ความคิดเห็นโดย pu1p
فارسی سابتایتل

แท็ก

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
brrip
720p
720
เผยแพร่เมื่อ: 2012-05-07
ดาวน์โหลด: 68
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

Subtitled By :

.......PulP.......

!"کيت"

!کيت

دو دلار

!بله

!"مارک"

الان ميام

بشقاب ـت

!قربان

خوشمزه ـست ؟

حالت خوبه ؟

اينو بگير و برو پيش يه دکتر

.ممنون

بلدي بخونيش ؟

چي ؟

.الکي وانمود نکن که داري مي خونيش

سلام "تام"، چطوري ؟

."سلام "راس

ممنون

!خودشه

.عاليه، درجه يک

.يه وقتي بيا که بريم بيرون يه نوشيدني دور هم بخوريم

.معامله با تو باعث افتخاره

!خوبه

.انگليسيت خوب شده

البته" هم ياد داشتي بگي"

!البته

.صبح بخير، مارک

.صبح بخير، آقاي سونگ

صبح بخير

.صبح بخير، آقاي سونگ

.صبح بخير، مارک

خوبه

"آقاي "يو

!برگشتي اوضاع رو به راهه ؟

.شمردمش

عاليه

.اون خارجي ها خيلي خونسرد بودند تو کارشون

.همشون به خوبي اونا نيستند

.اين از ضعفته که زود يه نفرو باور مي کني

!ممنون

تو "شينگ" هستي ؟ ...بنشين

.نه، ممنون .ايستاده بهتره

!"صبح بخير "ليندا

!گل رز

چيز هاي زيادي مي توني از "هو" ياد بگيري

.کارش حرف نداره

.ولي من هيچ وقت به خوبي ايشون نمي شم

.با اين وجود مارک آدم احمقي ـيه

.ولي آدم وفادار ـيه

.درسته، خيلي از من مراقبه

در مورد چي حرف مي زنيد ؟

.هيچي در مورد تو صحبت مي کرديم

واقعن ؟

،برادرت کيت .امروز فارغ التحصيل ميشه

!واي، درسته .فراموش کردم واسش هديه بگيرم

.بايد برم

هو ! فردا شينگ رو هم .با خودت به تايوان ببر

.به اين جوون هم يه فرصت بده

!تايوان با "چاي وان" اشتباهش نگيري

من با اينکه چندين ساله که تو اين کارم .ولي بازم مي ترسم برم اونجا

مي دوني چرا ؟

...کلّي دعوا

و مست کردن

.مسخره ـش نکن

باشه

واسه هديه ي فارغ التحصيلي ِ کيت .يه دختر براش ببر

،درسته که من آدم خوبي نيستم .ولي مي خوام که اون شهروند خوبي باشه

خب بهتر از اينه که يه جنده ببري براش

،مي خوام که دکترا ـشو بگيره

و ازدواج کنه

.و بعدشم بچه دار مي شه

اونوقت ديگه مثل يه بوفالو سرت شلوغ ميشه

...مردم ميگن مثل اينه که

.خودتو با کله بندازي تو گُه

اول تو برو داخل

نمي رم، اول تو

.با هم بريم تو

واستا. پليس هستم

بايد بگردمت

قربان

بي حرکت

.اصلن بامزه نيست

.برنگرد

.هردومون اسلحه داريم ...اگه بهم احترام نذاري

.اونوقت منم نميذارم...

.ببين کي به بقيه احترام نميذاره

.پس غلغلکي هستي

...نکن

...خواهش مي کنم

مطمئني ؟

خبراي سورپرايز کننده برات دارم

!من الان ديگه يه بازرس ـم، سورپرايز

.بايد سخت کار کني

.حداقلش بايد يه رئيس پليس بشي

!جکي

.دوست دخترمه

در مواقع بيکاري از پدر مراقبت مي کنه

برادرمه

سلام

!مراقبت به روش خودش

خيلي ممنون

.نيازي به تشکر نيست

امتحان دارم، بايد برم

رابطه ـتون در مسير درستيه ؟

!نمي دونم هنوز

!تو که گفتي همراهم مياي !زود باش

...واقعن مي خوام بگم ...ولي

.نمي خواد توضيح بدي !برو

من اول ميرم

!برو

عذر مي خوام

بريم

! زوود

.خدانگهدار

."هو"

پدر

.بايد از کارت دست بکشي

برادرت خبر نداره که چه کار مي کردي

...يادت مياد که

وقتي بچه بوديد دزد و پليس بازي مي کردين ؟...

اون معمولن مي باخت

.ولي هنوزم مي خواست که پليس باشه

دوست ندارم که .شما دوتا دوباره اون بازي رو انجام بديد

...بخاطر برادرت هم که شده

قول بده

.باشه

اين يکي بهتر بود

...معذرت مي خوام به ترافيک بدي خوردم

.بله، خيلي شلوغ بود

.جکي هستم

!قربان، خيلي شلوغ بود

.يه فرصت بهم بديد

.لطفن يه فرصت بهش بديد

حالتون خوبه ؟

.خوبم

.قربان، ترافيک خيلي بدي بود

.خواهش مي کنم يه فرصت بهش بديد

...باشه بابا

!برو

دلم براش سوخت

.داور ها، گوش کنيد

ببخشيد

...همش به خاطر تو .همش باعث شرمساريِ من ميشي

.همه چيو خراب مي کني

...چطور مي تونم بهت کمک کنم

وقتي خودتم به خودت اعتماد نداري ؟

اونا که نگفتند قبول نشدي

از کجا معلوم که رد بشي ؟

.بدش من

.الان ديگه خاطر جمع باش رد شدم

مطمئني ؟

.اين ديگه آخرين دفعه ـست

به خاطر کيت ؟

فردا با من به تايوان نيا

که اگه مشکلي پيش اومد تو اينجا باشي

.تا مسئوليت بقيه رو برعهده داشته باشي

.نمي تونم همچين کاري کنم

.شينگ اين کارو خواهد کرد

.اون شباهت زيادي به "آل پاچينو" داره

.خواهشاً مسخره ام نکن، مارک

هو"، بدون تو نمي تونيم اين کارو بکنيم"

.من هنوز به اون حد نرسيدم

انتظار زيادي هم نداشته باش

فکر نکن که با خوندن کتاب در مورد دنيا خلاف کارا .مي توني "برادر بزرگ" (سردسته اراذل) باشي

تا حالا کسي يه تفنگ به طرفت گرفته ؟

.نه

...دوازده سال پيش

.من و "هو" براي اولين بار به اندونزي رفتيم

در يک کلاب با "برادر بزرگ" ـشون .شام خورديم

.من يه حرف خراب زدم

يهو دو تا تفنگ به طرف سرم نشونه رفتند

و يه بطري ويسکي سفارش داده بودم که بخورمش

خيلي ترسيده بودم

هو" واقعن آدم بزرگيه"

اون به جاي من خوردش

ولي وضع از قبل هم بدتر شد

...چهار اسلحه به طرفم نشونه رفتند

مي دوني ازم خواستند که چي بخورم ؟

!شاش

همونجا تو کلاب شاش رو خوردم

!ياد گرفتن اين چيزيه که تو بهش مي گي ياد گيري؟

.اون اولين معامله ـمون بود

.اون مربوط به گذشته ـست .ديگه در موردش صحبت نکن

نه

از وقتي بچه بودم گريه نکرده بودم

اون اولين باري بود که گريه کردم

با خودم قسم خوردم که .ديگه نذارم کسي به سمتم اسلحه بگيره

!خوبه

مراقب باش

بايد بيشتر تمرين کني

.فردا بايد برم

طبق معمول باز ناپديد مي شي

.زود بر مي گردم

.در غياب من از پدر مراقبت کن

حتمن

!مراقب خودت باش

باشه

تايپه

More Farsi Persian subtitles for A Better Tomorrow (Ying hung boon sik / 英雄本色)

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left