Dead Asleep

Dead Asleep

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Dead Asleep 2021 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
Dead Asleep 2021 720p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
Dead Asleep 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Dead Asleep 2021 1080p WEB H264-BIGDOC
Dead Asleep 2021 720p WEB h264-MEGABOX
Dead Asleep 2021 1080p WEBRip x264-RARBG
Dead Asleep 2021 1080p WEBRip x265-RARBG
Dead Asleep 2021 WEBRip XviD MP3-XVID
Dead Asleep 2021 WEBRip x264-ION10
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
Duration: 1h 26mn / WEB HULU / Frame rate: 23.976 fps

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
x265
XviD
เผยแพร่เมื่อ: 2023-01-27
ดาวน์โหลด: 23
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫اصلا با عقل جور در نمیاد

‫رندی بچه خیلی خیلی آرومی بود

‫هیچوقت حتی نشنیدم که صداش رو بالا ببره

‫یه جای این قضیه می‌لنگید

علم خواب مدرن می‌گه که می‌تونید توی خواب بُکُشید

‫واقعیت داره

‫این راه رفتن توی خواب نیست

رنگ و بوی جنسی داشت

‫اون وارد اتاقم شد

‫چیزی که بعدش یادم میاد، ‫اینه که غرق خون شدم

‫یه زخم عمیق بود

‫حتی خودش اعتراف کرد «کار من بود»

‫می‌دونم که کار من بود

‫ولی هیچ اتفاقی که افتاده یادم نمیاد

‫پلیس بفرمایید

‫بله. یه موردی هست...

‫میشه لطفا پلیس بفرستید

‫خیلی خب. اونجا چه خبره؟

‫یکی کشته شده

‫خیلی خب. یکی کشته شده. ‫خب. به چه شکلی؟

‫می‌دونید که دارن نفس می‌کشن، ‫یا از دنیا رفتن؟

‫- نمی‌دونم ‫- نمی‌دونید؟

‫خیلی خب، چی رو دیدین، قربان؟

‫من توی پارک هاورهیل هستم

‫فقط پلیس بفرستید

‫کار من بود

‫متاسفم

‫هاورهیل پارک ‫

‫هیچی همراهش نبود

‫یه نفر بود؟ مرد یا زن؟

‫دوست‌دخترت بود؟

‫بذار توی ماشین بمونه

‫حالا، ‫کلانتری پالم بیچ کانتی...

‫...داره درباره مرگ یه زن ‫در حومه وست پالم بیچ تحقیق می‌کنه

‫زن رو مُرده پیدا کردن ‫و اون مردی که...

‫...با پلیس تماس گرفته بود ‫رو برای بازجویی بردن

‫رندی هرمن توی زندانه

‫به جرم چاقوکشی منجر به مرگِ ‫بروک پرستون 21 ساله

‫به محض اینکه اخبار بیشتری ‫از این بازجویی به دستمون برسه

‫شما رو در جریان می‌ذاریم

‫گزارش زنده از...

‫دستات رو بگیر جلو

‫و برشون گردون

‫رندی رو توی زندان دیدم

‫اون روزی که دستگیر شد رفتم دیدمش

‫و بعدش پرونده اون رو به من سپردن

‫می‌دونید، از اونجا به بعد ‫من وکیل سرپرست میشم

‫اولین برداشتم این بود که اون ‫یه آدم خیلی هیکلی نبود

‫می‌تونی برگردی، رندی

‫از لحاظ جسمانی افتاده بود

‫قطعا نسبت به خیلی از آدمایی که ‫وکیل اونا بودم...

‫...آدم متفاوتی بود

‫قراره که لباسات رو عوض کنم، خب؟

‫به نظر خوش رفتار میومد

‫خیلی مودب بود

‫می‌دونی چه سایزی هستی؟

‫مدیوم

‫مدیوم؟ خب

‫ولی توی این پرونده ‫یه جای کار می‌لنگید

‫می‌دونی شلوارت چه سایزیه؟

‫سی و دو، سی؟

‫پس اون مرتکب جرم شده

‫ولی یادش نمیاد چه اتفاقی افتاده

‫و البته که بعدش انگیزه‌ای نبود

‫به خاطر اینکه، ‫بروک خیلی با اون پسر صمیمی بود

‫تانیا کِی: من هنوزم میگم کصشره! ‫یه جای کار می‌لنگه!

‫کایلا اچ: منظورت چیه؟

‫تانیا کی: خیلی اوضاع بگاییه، چون ‫رندی آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

‫و یه هم اتاقی دیگه هم داری، ‫خواهر بروک، درسته؟ جُردی؟

‫اون می‌دونه چه اتفاقی افتاده؟

‫نه. هیچکس نمی‌دونه چه اتفاقی افتاده

‫ما هم نمی‌دونیم که چه اتفاقی افتاده

‫برای همینه که اینجا نشستیم ‫و سعی داریم از زبون تو بشنویم

‫نمی‌دونم

‫به نظر من، ‫نبود واقعی یادآوری بود

‫جر و بحث داشتین؟ یا...

‫نمی‌دونم قربان، نمی‌دونم

‫باشه

‫چی یادته؟

‫خون

‫باشه

‫بله، رندی به پلیس میگه...

‫...من این آدم رو «کشتم»

‫چون بالای سرش ایستادم ‫و چاقو دستمه

‫- اومد خداحافظی کنه ‫- خب

‫خداحافظی کرد، ‫هیچی یادم نمیاد

‫من فقط...

‫وقتی که خداحافظی کرد، اون موقع...

‫- نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد ‫- باشه

‫یادم نمیاد

‫خیلی خب، مشکلی نیست. اجازه بده...

‫بذار ازت بپرسم

‫با هم رابطه عاشقانه داشتین؟

‫- نه؟ ‫- اون‌ها مثل خواهرهای من هستن

‫- خیلی خب ‫- نمی‌دونم چی کار کردم

‫باشه

‫ولی اینکه بالای سر کسی بیدار بشی

‫که اون رو خواهر خودت می‌دونی

‫چند بار چاقو زده باشیش ‫و چاقو دستت باشه

‫غرق خون باشه ‫و ندونی که چه اتفاقی افتاده،

‫می‌تونم تصور کنم که ‫برای آدمی مثل رندی...

‫...قضیه خیلی ترسناکیه

‫لبخند بروک خیلی قشنگ بود

‫شخصیت خیلی خوبی داشت

‫و اون واقعا...

‫کوربین برگر ‫

‫همیشه خوشحال بود

‫اون خوشگل بود، الهام‌بخش بود، ‫و اینور اونور می‌رفت

‫اون این انگیزه رو داشت ‫تا آدم بهتری باشه

‫و سخت تلاش می‌کرد

‫آدمایی که بروک رو ‫از دوران دبیرستانش می‌شناختن گفتن

‫بروک بیشتر آدمی بودش که...

‫...خیلی مجلس گرم‌کن بود

بروک بمب انرژی بود

پُر جنب و جوش بود

پُر انرژی بود

ورزشکار بود

میدونی، اون کلی ‫دوست صمیمی داشت

‫و همیشه باحال بود

‫با همدیگه بیرون می‌رفتیم، ‫شنا می‌رفتیم

بازی می‌کردیم

بولینگ بازی می‌کردیم

خیلی حال می‌داد

‫روی اینستاگرام و اسنپ‌چت بزرگ شدیم

‫اون همیشه توی فیسبوک بود

‫بروک یادم داد چطور از تیندر استفاده کنم

‫جدی میگم، رفیق. ‫واقعا اینطوری بود که...

‫...گفتم، ‫«بروک، چطور با تیندر کار کنم؟»

‫و بروک گفتش، «نه، ‫بذار عکسات رو من انتخاب کنم»

‫اونا همیشه می‌خندیدن، ‫بازی می‌کردن و خوش می‌گذروندن

بروک، رندی و جردن

‫اونا مثل خانواده بودن. ‫برادر و خواهر

اون‌ها دو نفر از بهترین دوست‌هاش بودن که باهاشون بزرگ شد

با اون‌ها به اینجا در فلوریدا نقل مکان کردیم تا زندگی جدیدی رو شروع کنیم

‫افسرهای پلیس بروک پرستون 21 ساله رو ‫مُرده روی زمین پیدا کردن...

‫...که چندین بار چاقو خورده

‫در همین حین، اون بدون تعهد ‫پشت میله‌ها می‌مونه

‫سوالی که امشب سر جای خودش باقی می‌مونه ‫اینه که چرا؟

‫چون حتی اون هم میگه که ‫یادش نمیاد

‫سلام، این یه تماس از قبل پرداخت شده هست

‫از طرف یک زندانی در مرکز بازجویی ‫پالم بیچ اورگلیدز

‫این تماس ضبط و بررسی می‌شود

‫الو

‫الو. حالت چطوره؟

‫خوبم. تو چطوری؟

‫[صدای رندی هرمن ‫و مادرش کتی آدامز]

‫حالم خوبه، می‌دونی. ‫امیدوارم حالت خوب باشه

‫با وکیل صحبت کردی؟

‫بهم زنگ زد. ‫ولی بازم با عقل جور درنمیاد

‫چرا؟ قضیه چیه؟

‫چرا؟

‫خب، چونکه

‫چون بهم نگفتن که چرا ‫یا چی باعث شده این کار رو بکنی

‫خودم حتی دلیلش رو نمی‌دونم، ‫متوجهی

‫آره، می‌دونم

‫کاشکی می‌دونستم که ‫چطور این کار رو کردم

‫گیج شده بودم

‫نمی‌دونستم که چه خبره، ‫می‌دونید، من...

‫برای همین به پلیس زنگ زدم

‫اگه که می‌خواستم، ‫می‌تونستم فرار کنم

‫ولی همچین چیزی توی ذهنم نبود

‫عمدا این کار رو نکردم

‫و اون کسی بود که برام اهمیت داشت

‫یه دوست صمیمی بود، ‫پس، منظورم اینه که مغزم...

‫شوکه شده بودم

‫یه مسئله که کاملا توی بحث ‫گفتگو با همکارها مشخصه...

‫اینه که...

‫هیچکدوممون نتونستیم بفهمیم ‫که چه اتفاقی افتاده

‫واقعا حس کردم که رندی داره ‫راستش رو بهم میگه

‫و اینکه فراموشی عمیقی برای اون اتفاق داشته

‫بنابراین چالشی که داشتم ‫این بود که چطور ازش دفاع کنم

‫پس با روانشناسی تماس گرفتیم ‫که متخصص تروما هستش

‫تا سعی کنه برامون توضیح بده که ‫چرا رندی اون فراموشی رو داشته

‫خودمم سعی داشتم اندازه اون بفهمم ‫که چه اتفاقی افتاده

‫از همون اول، ‫با دکتر ایووینگ همکاری کردم

‫من مسئله رو کامل بررسی کردم ‫

‫که چرا این کار رو کرده

‫واقعا گیج شده بودم

‫چون انگار هیچ مبنای عقلانی‌ای نداشت

‫که این جرم رو مرتکب بشه

‫ساعت‌ها باهاش مصاحبه کردیم که...

‫...پشت سر هم ازم سوال می‌پرسید

‫اساسا چیزی که دنبالش بودم

‫این بود که بیماری روانی داشته یا نه

‫صداهایی رو می‌شنوه؟ ‫چیزای عجیب می‌بینه؟

‫پارانویا داره؟

‫سراغ هر چیزی رفتیم ‫که فکرش رو می‌کرد

‫سابقه سرخوردگی

‫یا بدرفتاری دیگه‌ای رو داره؟

‫ولی هیچی جور درنمیاد

‫هیچی با عقل جور درنمیاد

‫هیچی

‫بنابراین من روی...

‫...سوالاتی تمرکز کردم که ‫مرتبط به عصب‌شناسی بودن

‫تا حالا سرت ضربه خورده؟

‫تا حالا تشنج داشتی؟

‫گاهی وقتا، ‫افرادی که اختلال صرع دارن

‫می‌تونن خشن رفتار کنن

Dead Asleep subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left