200 บรรทัดแรก
اصلا با عقل جور در نمیاد
رندی بچه خیلی خیلی آرومی بود
هیچوقت حتی نشنیدم که صداش رو بالا ببره
یه جای این قضیه میلنگید
علم خواب مدرن میگه که میتونید توی خواب بُکُشید
واقعیت داره
این راه رفتن توی خواب نیست
رنگ و بوی جنسی داشت
اون وارد اتاقم شد
چیزی که بعدش یادم میاد، اینه که غرق خون شدم
یه زخم عمیق بود
حتی خودش اعتراف کرد «کار من بود»
میدونم که کار من بود
ولی هیچ اتفاقی که افتاده یادم نمیاد
پلیس بفرمایید
بله. یه موردی هست...
میشه لطفا پلیس بفرستید
خیلی خب. اونجا چه خبره؟
یکی کشته شده
خیلی خب. یکی کشته شده. خب. به چه شکلی؟
میدونید که دارن نفس میکشن، یا از دنیا رفتن؟
- نمیدونم - نمیدونید؟
خیلی خب، چی رو دیدین، قربان؟
من توی پارک هاورهیل هستم
فقط پلیس بفرستید
کار من بود
متاسفم
هاورهیل پارک
هیچی همراهش نبود
یه نفر بود؟ مرد یا زن؟
دوستدخترت بود؟
بذار توی ماشین بمونه
حالا، کلانتری پالم بیچ کانتی...
...داره درباره مرگ یه زن در حومه وست پالم بیچ تحقیق میکنه
زن رو مُرده پیدا کردن و اون مردی که...
...با پلیس تماس گرفته بود رو برای بازجویی بردن
رندی هرمن توی زندانه
به جرم چاقوکشی منجر به مرگِ بروک پرستون 21 ساله
به محض اینکه اخبار بیشتری از این بازجویی به دستمون برسه
شما رو در جریان میذاریم
گزارش زنده از...
دستات رو بگیر جلو
و برشون گردون
رندی رو توی زندان دیدم
اون روزی که دستگیر شد رفتم دیدمش
و بعدش پرونده اون رو به من سپردن
میدونید، از اونجا به بعد من وکیل سرپرست میشم
اولین برداشتم این بود که اون یه آدم خیلی هیکلی نبود
میتونی برگردی، رندی
از لحاظ جسمانی افتاده بود
قطعا نسبت به خیلی از آدمایی که وکیل اونا بودم...
...آدم متفاوتی بود
قراره که لباسات رو عوض کنم، خب؟
به نظر خوش رفتار میومد
خیلی مودب بود
میدونی چه سایزی هستی؟
مدیوم
مدیوم؟ خب
ولی توی این پرونده یه جای کار میلنگید
میدونی شلوارت چه سایزیه؟
سی و دو، سی؟
پس اون مرتکب جرم شده
ولی یادش نمیاد چه اتفاقی افتاده
و البته که بعدش انگیزهای نبود
به خاطر اینکه، بروک خیلی با اون پسر صمیمی بود
تانیا کِی: من هنوزم میگم کصشره! یه جای کار میلنگه!
کایلا اچ: منظورت چیه؟
تانیا کی: خیلی اوضاع بگاییه، چون رندی آزارش به مورچه هم نمیرسه
و یه هم اتاقی دیگه هم داری، خواهر بروک، درسته؟ جُردی؟
اون میدونه چه اتفاقی افتاده؟
نه. هیچکس نمیدونه چه اتفاقی افتاده
ما هم نمیدونیم که چه اتفاقی افتاده
برای همینه که اینجا نشستیم و سعی داریم از زبون تو بشنویم
نمیدونم
به نظر من، نبود واقعی یادآوری بود
جر و بحث داشتین؟ یا...
نمیدونم قربان، نمیدونم
باشه
چی یادته؟
خون
باشه
بله، رندی به پلیس میگه...
...من این آدم رو «کشتم»
چون بالای سرش ایستادم و چاقو دستمه
- اومد خداحافظی کنه - خب
خداحافظی کرد، هیچی یادم نمیاد
من فقط...
وقتی که خداحافظی کرد، اون موقع...
- نمیدونم چه اتفاقی افتاد - باشه
یادم نمیاد
خیلی خب، مشکلی نیست. اجازه بده...
بذار ازت بپرسم
با هم رابطه عاشقانه داشتین؟
- نه؟ - اونها مثل خواهرهای من هستن
- خیلی خب - نمیدونم چی کار کردم
باشه
ولی اینکه بالای سر کسی بیدار بشی
که اون رو خواهر خودت میدونی
چند بار چاقو زده باشیش و چاقو دستت باشه
غرق خون باشه و ندونی که چه اتفاقی افتاده،
میتونم تصور کنم که برای آدمی مثل رندی...
...قضیه خیلی ترسناکیه
لبخند بروک خیلی قشنگ بود
شخصیت خیلی خوبی داشت
و اون واقعا...
کوربین برگر
همیشه خوشحال بود
اون خوشگل بود، الهامبخش بود، و اینور اونور میرفت
اون این انگیزه رو داشت تا آدم بهتری باشه
و سخت تلاش میکرد
آدمایی که بروک رو از دوران دبیرستانش میشناختن گفتن
بروک بیشتر آدمی بودش که...
...خیلی مجلس گرمکن بود
بروک بمب انرژی بود
پُر جنب و جوش بود
پُر انرژی بود
ورزشکار بود
میدونی، اون کلی دوست صمیمی داشت
و همیشه باحال بود
با همدیگه بیرون میرفتیم، شنا میرفتیم
بازی میکردیم
بولینگ بازی میکردیم
خیلی حال میداد
روی اینستاگرام و اسنپچت بزرگ شدیم
اون همیشه توی فیسبوک بود
بروک یادم داد چطور از تیندر استفاده کنم
جدی میگم، رفیق. واقعا اینطوری بود که...
...گفتم، «بروک، چطور با تیندر کار کنم؟»
و بروک گفتش، «نه، بذار عکسات رو من انتخاب کنم»
اونا همیشه میخندیدن، بازی میکردن و خوش میگذروندن
بروک، رندی و جردن
اونا مثل خانواده بودن. برادر و خواهر
اونها دو نفر از بهترین دوستهاش بودن که باهاشون بزرگ شد
با اونها به اینجا در فلوریدا نقل مکان کردیم تا زندگی جدیدی رو شروع کنیم
افسرهای پلیس بروک پرستون 21 ساله رو مُرده روی زمین پیدا کردن...
...که چندین بار چاقو خورده
در همین حین، اون بدون تعهد پشت میلهها میمونه
سوالی که امشب سر جای خودش باقی میمونه اینه که چرا؟
چون حتی اون هم میگه که یادش نمیاد
سلام، این یه تماس از قبل پرداخت شده هست
از طرف یک زندانی در مرکز بازجویی پالم بیچ اورگلیدز
این تماس ضبط و بررسی میشود
الو
الو. حالت چطوره؟
خوبم. تو چطوری؟
[صدای رندی هرمن و مادرش کتی آدامز]
حالم خوبه، میدونی. امیدوارم حالت خوب باشه
با وکیل صحبت کردی؟
بهم زنگ زد. ولی بازم با عقل جور درنمیاد
چرا؟ قضیه چیه؟
چرا؟
خب، چونکه
چون بهم نگفتن که چرا یا چی باعث شده این کار رو بکنی
خودم حتی دلیلش رو نمیدونم، متوجهی
آره، میدونم
کاشکی میدونستم که چطور این کار رو کردم
گیج شده بودم
نمیدونستم که چه خبره، میدونید، من...
برای همین به پلیس زنگ زدم
اگه که میخواستم، میتونستم فرار کنم
ولی همچین چیزی توی ذهنم نبود
عمدا این کار رو نکردم
و اون کسی بود که برام اهمیت داشت
یه دوست صمیمی بود، پس، منظورم اینه که مغزم...
شوکه شده بودم
یه مسئله که کاملا توی بحث گفتگو با همکارها مشخصه...
اینه که...
هیچکدوممون نتونستیم بفهمیم که چه اتفاقی افتاده
واقعا حس کردم که رندی داره راستش رو بهم میگه
و اینکه فراموشی عمیقی برای اون اتفاق داشته
بنابراین چالشی که داشتم این بود که چطور ازش دفاع کنم
پس با روانشناسی تماس گرفتیم که متخصص تروما هستش
تا سعی کنه برامون توضیح بده که چرا رندی اون فراموشی رو داشته
خودمم سعی داشتم اندازه اون بفهمم که چه اتفاقی افتاده
از همون اول، با دکتر ایووینگ همکاری کردم
من مسئله رو کامل بررسی کردم
که چرا این کار رو کرده
واقعا گیج شده بودم
چون انگار هیچ مبنای عقلانیای نداشت
که این جرم رو مرتکب بشه
ساعتها باهاش مصاحبه کردیم که...
...پشت سر هم ازم سوال میپرسید
اساسا چیزی که دنبالش بودم
این بود که بیماری روانی داشته یا نه
صداهایی رو میشنوه؟ چیزای عجیب میبینه؟
پارانویا داره؟
سراغ هر چیزی رفتیم که فکرش رو میکرد
سابقه سرخوردگی
یا بدرفتاری دیگهای رو داره؟
ولی هیچی جور درنمیاد
هیچی با عقل جور درنمیاد
هیچی
بنابراین من روی...
...سوالاتی تمرکز کردم که مرتبط به عصبشناسی بودن
تا حالا سرت ضربه خورده؟
تا حالا تشنج داشتی؟
گاهی وقتا، افرادی که اختلال صرع دارن
میتونن خشن رفتار کنن
No comments yet. Be the first to leave one.