200 บรรทัดแรก
=سرقت بزرگ در تانگ=
کیه؟
چی میخوای؟
!لعنت
.یکی وارد قصر امپراتوری شده
!زود باشید، بگردید
!یالا
!یالا
!اطاعت
!بجنبید
!شماها از اونطرف برید
!اطاعت
!اینطرف
!یالا، بگردید
!یالا، بگردید
!اطاعت
!وایسا ببینم
چرا اینجا وایسادی؟
چرا نمیری بگردی؟
.چشم، الان انجامش میدم
!دزد رو بگیرید
!لعنتی
.خواجه گائو درخواست ملاقات با اولیاحضرت رو داره
.بیاد تو
.خواجه گائو، بفرمایید
بنده حقیر شما در برابر اولیاحضرت .بزرگوار تعظیم میکنه
خواجه گائو، چه چیزی تو رو این وقت شب به اینجا کشونده؟
،اولیاحضرت
.چند لحظه پیش یک دزد وارد قصر امپراتوری شده
یک نفر اونو دیده که به این سمت میومده
.به سمت کاخ اولیاحضرت
.من تمام مدت تو کاخ بودم
.ولی چیزی ندیدم
.خوشحالم که اولیا حضرت حالش خوبه
نگهبانای بیشتری رو برای حفاظت .از شما به اینجا آوردم
.اولیاحضرت حالا میتونه در ارامش استراحت کنه
.بابت زحمت ازت ممنونم خواجه گائو
.کاری نکردم
.دیگه مرخص میشم
!اونجاست
تو کی هستی؟
!ایست
!تکون نخور
چی شد؟
بگردید
=قسمت اول= =شاخ چیرین وارد دنیای انسان ها میشود= =گروه شیطان قصد داره وارد عمارت آن بشه=
=قسمت اول= =شاخ چیرین وارد دنیای انسان ها میشود= =گروه شیطان قصد داره وارد عمارت آن بشه=
=قسمت اول= =شاخ چیرین وارد دنیای انسان ها میشود= =گروه شیطان قصد داره وارد عمارت آن بشه=
=زندان=
!بوی خیلی خوبی داره
،فقط واسه یه پیمونه چای
.خودت تنهایی به کاخ امپراتوری نفوذ کردی
!واقعا برای این کارت ستایشت میکنم
.تو همیشه میگی که چای مزه ی خوبی نمیده
.البته که باید چیز بهتری گیر بیاریم
،این چای زیسونه .مخصوص خانواده ی سلطنتیه
،افسرای دولتی زمان و روز خوبی رو انتخاب کردن
.تا با لباسای رسمیشون از کوهستان بالا برن
اونها یه گروه از راهب ها رو با خودشون بردن
تا برگهای چای رو در حالی که .چوب عود دود میکردن بچینن
متاسفانه فکر میکنم
اونها تونستن از تمام اون کوهستان .فقط یه جعبه از اونها رو بچینن
.یکم ازش بچش
.چای خوبیه
.واقعا چای خوبیه
فقط اینکه تو، واقعا فقط برای چای
به قصر امپراتوری نفوذ نکردی؟
،هیچوقت به چای توی فنجان خیانت نکن
.هیچوقت به کسی که تو قلبته خیانت نکن
.زیبا گفتی
،اگر بخاطر اون نبود
چطور میتونستم انقدر عاشق چای باشم؟
.حتی به دیدنش از فاصله ی دور هم راضیم
.لی تیان، وقت خوردنه
،لی تیان
.چند ساله که همدیگه رو میشناسیم
،فقط امروز بیا و حقیقت رو بهم بگو
کِی میخوای از زندان بیای بیرون؟
،دفعه ی آخر که چیزی رو دزدیدم
.محکوم شدم به شیش ماه زندان
،در طول این زمان
.به دلایلی از زندان فرار کردم
،که اون جرمم رو بیشتر از قبل کرد
.که باعث شد یک سال به محکومیتم اضافه بشه
،اگر اشتباه نکنم
هنوز
.یک سال و دو ماه مونده
.خیلی دقیق حساب میکنی
،به من یه لطفی بکن
.همین الان از اینجا بیا بیرون
،این اواخر زندانی ها زیاد شدن
.ولی زندان وزارت جزا کوچیکه
ما دیگه نمیتونیم یه بودای طلایی مثل تو .رو اینجا داشته باشیم
،اگر اینجا خیلی کوچیکه
.باید برید به اداره ی مالیات
هر سال کاخ شاهی کلی پول بابت ،این چیزا پرداخت میکنه
ولی ما نمیدونیم که پول تو جیب کدوم .افسر بالا رتبه ای رفته
،"لرد "ما
،تو باید با من همدردی کنی
،برای کسی مثل من، اگر برم اون بیرون
.حتی جایی واسه موندن ندارم
داری کارا رو برای من سخت میکنی نه؟
،لرد ما
.قبل رفتن یکم چای بخور
،هنوز کارای مهم تری برای انجام دادن دارم
.مثل تو آدم خوشگذرونی نیستم
!چای خوبیه
!شانس نداری
!حرکت کن
!یالا
!راه برو
!بجنب
!عجله کن
!یالا
!برو تو! برو
!ببندش
.چشم
میتونم اسمت رو بدونم؟
.اسم فامیلیم چن عه
.من فرمانده نگهبانای سلطنتی هستم
.پس تو فرمانده چن هستی
.درباره ت زیاد شنیدم
.دوست دارم بدونم جرمت چیه
چرا اخر عاقبتت به اینجا کشید؟
،سه روز پیش
داشتم بار نقره ای رو که دربار برای رسیدگی .به فجایع مرزی داده بود اسکورت میکردم
خبر نداشتم به محض اینکه از دروازه خارج .میشیم گیر راهزنا بیوفتیم
!از بسته ی دولتی محافظت کنید
شما کی هستید؟ چطور جرئت کردید جلوی نگبانای سلطنتی رو بگیرید؟
تا حالا چیزی در مورد گروه شیطان نشنیدی؟
گروه شیطان؟
!نقره های دولتی رو بده
!حمله
!صبر کن
،فرمانده چن
.فکر کنم داری اشتباه میکنی
.این به طور قطع گروه شیطان نبوده
.گروه شیطان هیچوقت با خودشون سلاح حمل نمیکنن
چه برسه به اینکه یه همچین حرکت کثیفی مثل .یک مبارزه تن به تن هم داشته باشن
تو چطور انقدر خوب میدونی؟
...چون که من
،اگر من جزو اعضای گروه شیطان بودم
.هیچوقت همچین کاری نمیکردم
پس گروه شیطان چیکار میکنن؟
.چهار عضو گروه شیطان مثل سایه ها میان و میرن
.نیرنگ هاشون حیله گرانه س
اول، یکی با نگاه نابکارانه خودش با صدای فلوت .به کارشون آرایش میده و بررسیش میکنه
=برادر کوچکتر= =زونگ ارلانگ=
.بعد یه دختر شیطون دنبال یه فرصته که کارشو شروع کنه
.دشمن رو با طلسم هاش گیج میکنه
=خواهر کوچکتر= =نیه شیائو چیان= .دشمن رو با طلسم گیج میکنه
=خواهر کوچکتر= =نیه شیایو چیان=
،وقتی زمان مناسبش برسه
،رهبر خوشتیپ وارد عمل میشه
=برادر بزرگتر= =لی تیان= ،رهبر خوشتیپ وارد عمل میشه
=برادر بزرگتر= =لی تیان=
،اون اسمون و زمین رو تغییر میده
،یک کلک حیله گرانه بازی میکنه
.و نقره ی دولتی رو میدزده
،در پایان، یه خپلو که یک نردبون جادویی رو ظاهر میکنه
=برادر دوم= =لو دایونگ= ،در پایان، یه خپلو که یک نردبون جادویی رو ظاهر میکنه
،در پایان، یه خپلو که یک نردبون جادویی رو ظاهر میکنه
.و توی آسمون محو میشه
. تا کسی بخواد متوجه چیزی بشه دیگه خیلی دیر شده
،منظورم اینه که
،حتی اگر وسایلتون دزدیده شده باشه
.هیچوقت نمیفهمید کِی دزدیده شدن
،در غیر این صورت
چطور میتونن خودشونو گروه شیطان بنامن؟
!امکان نداره
من بارها به دستور امپراطور نقره های .دولتی رو اسکورت کردم
.هیچوقت شکست نخوردم
،اگر این کار گروه افسانه ای شیطان نبوده
کدوم دزد میتونسته همچین کاری رو بکنه؟
گروه شیطان
نقره های دولتی رو که برای رفع فجایع اهدا ،شده بودن، دزدیدن
.اونا به زندگی مردم ما اهمیتی نمیدن
!چه گناه بزرگی
!گروه شیطان هیچوقت نقره های دولتی رو نمیدزدن
!چه برسه پولی که برای حل مشکلات مردم خرج میشه
!اونها پنجاه هزار سکه ی نقره بودن
!هر کسی اونو ببینه دلش میخواد
،حتی اگر یک میلیون سکه ی نقره هم باشه
!اونها هیچوقت همچین کار خصمانه ای انجام نمیدن
پنجاه هزارتا که چیزی نیست
،اگر کار گروه شیطان نبوده
پس من چطور سر از زندان درآوردم؟
،فرمانده چن
چطور انقدر مطمئنی که اینا کار گروه شیطان بوده؟
.رئیس دیوان عالی کشور، لرد هو، خودش اینو گفت
.خوش بحال رئیس دیوان عالی کشور
،بانو، میتونم ببینم که پیشونی بلندی داری
،گونه های گلگون
،و لبخندت شبیه یک گل زیباست
،به عقیده ی من
.توی عشق شانس آوردی
.آقا، شما واقعا جذاب و با استعدادی
چرا باید یه فالگیر توی خیابون باشی؟
،بانو، شما هنوز از نصفشم اطلاع نداری
،برای نیمه ی اول زندگیم
No comments yet. Be the first to leave one.