200 บรรทัดแรก
دارم گوش میکنم
خوبه
سی دقیقه دیگه توی افلاکنمای گریفیث باش
تنها بیا
برو به مغازهی کادویی
یه گوی برفی، یه جاسوئیچی و یه آبنبات چوبی گیلاسی بگیر
آبنبات چوبی؟ - فقط بگیر -
بعدش سوار آسانسور سمت چپ شو و به زیرزمین برو
با بعدی میرم
خوش اومدین، آقای پرسلی
دیر کردی، آقای پرسلی
خب، مسیرش پر پیچ و خمه
و هشت دلار واسه یه گوی برفی؟
آره. خیلی ازشون سود میکنیم
راستی، تصور نمیکردم مقر این شکلی باشه
اینجا رو میگی؟ نه، اینجا فقط اتاقیه
که توش کسایی که سعی میکنن دزدکی وارد مقر بشن رو میکشیم
با روشهامون مشکلی داری، مامور "کینگ"؟
خب، باورت بشه یا نه، خوشم نمیاد من رو "سلطان" صدا کنن
،خب، واسه گفتن همچین چیزی دیگه دیره
چون قبلا این رو درست کردم
.دیگه کنترلش از دستم خارجه برچسب رسمیش کرد
آره. سکوت حاصل از شوک. درسته
به مقر تیسیبی خوش اومدی
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
اینجا قلب زنندهی تیسیبی هستش
از اینجا، در سایهها کار میکنیم
همم
سایهی خیلی بزرگیه
آره، قشنگه
،ده طبقه زیر علامت هالیوود مقاوم در برابر بمب اتمی
و کاملا غیرقابل آتشسوزیه ،که به لطف پنبه نسوز
که به تازگی یاد گرفتیم انتخاب خوبی نبوده
مشکلی داره؟
،نه! نه تا 40 سال دیگه که اون موقع هفتاد سالت میشه
و کیه که بخواد تا ابد زنده بمونه، درست میگم؟
"اسم این رو گذاشتیم "چشم
از اینجا، دنیا رو تماشا میکنیم
همین دیروز، "هو چی مین" رو دیدم
که توی یه اغذیهفروشی در شهر هانوی پیشغذای ماهی سفارش داد
خب، این دیگه زیادی باجزئیاته
راستش اونم با جزئیات سفارش داد
اینجا هم محوطهی آزمایش سلاحهاست
حالا که حرفش شد، مراقب این درهای فولادی باش
انگشت پا رو خیلی تمیز قطع میکنن
گرگوری پک" از راه سخت این رو فهمید"
راستش، دو بار
معلوم شد یه جورایی خنگه
اون دیگه چه کوفتیه؟ - حواست به جزئیاته، کابوی -
"بهش میگیم "گودال
نباید نزدیک این دعوا کنی
ماه پیش چند نفر رو از دست دادیم
خب، میتونی یه درپوش روش بذاری
درپوش... روش درپوش بذاریم؟
اونوقت داشتنش به چه دردی میخوره؟
این دیگه چه کوفتی بود؟
رابرت لعنتی
پس به گمونم یه دفتر اینجا دارم، فرمانده؟
هنوز نه - خوبه -
پس اینطوری همون بار اول دفتر خوبی انتخاب میکنیم
یه دفتر بزرگ لازم دارم
احتمالا دفتر تو برام مناسبه
بودجهی خرید تلویزیون هم لازم دارم
به تلویزیونهام زیاد شلیک میشه
...حرف از اسلحه شد - میدونی چیه؟
این چیزیه که احتمالا باید با سرپرستت در میون بذاری
...اه
چی من؟
آبنبات چوبی رو آوردی؟
!ایول
خیلی ترسناکه، نه؟
آقای پرسلی، به مامور مافوقت سلام کن
قراره باحال بشه
آره... از این خبرا نیست
آه. قیافهی ناراحت
اون قراره رئیسم باشه؟
!ها
تظاهر میکنم این رو نشنیدم
.خوب اومدی منم همیشه این رو میگم
میخوای واسه شنیدن جزئیات ماموریت بشینی؟
به تیپم نمیخوره
واسه یادداشت نوشتن راحتتره
اینم به تیپم نمیخوره
به نظر تیپ خیلی لجبازانهای میاد
حالا گرفتی
از صحبت بین جمع خوشم نمیاد
البته بهم گفتن لخت تصور کردن شنوندهها کمک میکنه
...پس
مشکلی هست؟
دیگه نه
پس، بریم سر بحثمون
در مورد گندکاریای که توی آلتامونت اتفاق افتاد حرف میزنیم؟
بعدا - چون اون وسیلهی که فرستادی تا پیدا کنیم -
کنسرت رو به حموم خون تبدیل کرد
عجبا. مردم خونریزی میکنن، خیلی خب؟ الان براش وقت نداریم
یه مورد اضطراری داریم
یه پرونده که خطر لو رفتن تیسیبی رو تهدید میکنه
به دست دشمن افتاده
شما دو تا قراره پسش بگیرین
.به راحتی کیک خوردنه اوه، به نظر خوب میاد. آره جون من
و باید قبل از این عوضی پرونده رو به دست بیاریم
خیلی خب. خوردن کیک یکم سختتر شد
فرض میکنم اسلایدها رو اشتباه دیدی
و الان به رئیسجمهور بزرگترین کشور دنیا توهین نکردی
کجا؟ کاستاریکا؟
من طرفدار پرتغالم
به هر حال، 16 ساعت و 32 دقیقهی دیگه
اون پرونده روی میز نیکسون توی اقامتگاه شخصیش قرار میگیره
شما دو تا باید قبل از اون به دستش بیارین
آها
منظورت از "به دستش بیارین" اینه که دزدکی وارد کاخ سفید میشیم؟
.آره، هر چی، دزدکی برین، بترکونین، منجمد کنین جزئیاتش با خودتون
از این خبرا نیست، عزیزم
و قرار نیست با زل زدن نظرم رو عوض کنی
...نه، شرمنده، من
فقط سعی داشتم یادم بیاد لختت من رو یاد کی میاندازه
چی؟ - عاشق جو عجیب فعلیم -
قربان، یه موردی وجود داره
حرف بزن. بگو
آره، خب، احتمال کوچیکی هست ،که یه تیکه انگشت توش باشه
...پس باید
از کجا بدونم چرا فوارهی شکلاتی سرریز میکنه؟
!باید به انگشتها صدمه نزنه
من که توی فوارهی شکلاتی دکترا نگرفتم
واقعا؟ خب، میدونی چیه؟
،الان میام اونجا و کیرت رو قطع میکنم
،و میکنمش بالای فواره
...اونوقت میبینیم چطوری کار میکنه
یه لحظه گوشی
شماها چرا هنوز اینجایین؟ لطفا برین کاری که خواستم رو بکنین
.گوش کن، فرمانده من از رئیسجمهور دزدی نمیکنم
اگه مال اون نباشه دزدی حساب نمیشه
همونطور که اگه با چشم بسته یکی رو بکشی قتل حساب نمیشه
حالا برین
.سیناترا. لخت، سیناترا از گردن به پایین شبیه سیناترایی. خودشه
چی میخواین؟
زمان بدیه؟
نه اگه ریههات در برابر نانو رباتهای تغییردهندهی دیانای مقاوم باشه
بذار تظاهر کنیم مقاوم نیستن
پس منم تظاهر میکنم سریع کار میکنم و فقط با بازدم نفس میکشم
.خیلی خب. بگذریم، ماموریت داریم راهمون میاندازی؟
!اوه
خب، چی میخواین؟ شلیککننده؟ ذوبکننده؟ منفجرکننده؟
.چند تا چیز خفن جدید داریم ...یا اگه بخواین یکم
تن به تن مبارزه کنین
ماموریت بدون کشتاره، هاوارد
خف، پس چرا از اول نگفتی؟ اونوقت اصلا بهتون گوش نمیکردم
میدونی که میتونم گوشهام رو خاموش کنم
...آزمایشم اشتباه پیش رفت شاید هم درست پیش رفته
...هاوارد، فقط - باشه -
وایسا! یه ایدهی جدید
تفنگ بیهوشی جدید رو دیدی؟
فلزیابها تشخیصش نمیدن و کاملا باعث فراموشی میشن
!تو روحش
!خدا لعنتش کنه
شما دو تا چی میخواین؟
خیلی خب. به گمونم راهی واشنگتن میشیم
آره. پروازت هم از فرودگاه لسآنجلس یه ساعت دیگهاس
خب، وایسا ببینم
یه جور هواپیمای جاسوسی خفن ندارین که باهاش بریم؟
.معلومه که داریم خنگ نباش. من با اون میام
،ولی فرمانده میخواد ظاهرمون رو حفظ کنیم ...پس تو قراره با
وایسا ببینم
پس میخوای کمکت کنم وارد دومین خونهی بزرگ آمریکا بشی؟
و حتی وسایل جاسوسی خفن هم بهم نمیدی؟
بیخیال، سیسی
ببین، من واسه تفنگ بیهوشی ثبتنام کردم
و کاغذبازیهاش به شکل عجیبی رومخه
باشه
بیا. این رو بگیر
،حالا شد، حالا شد حالا شد، حالا شد
.حالا این شد یه چیزی، سیسی با س چیکار میکنه؟
از کجا بدونم؟ مگه من ساختمش؟
!بگین چیز
آره. باشه
شاید بهتر باشه عکس کمتری از ماموریت جاسوسی سرّیمون بگیری، رفیق
اون دو تا قرار نیست باهامون بیان
بابی ری دست راست منه
و اسکتر نارنجک توی اون یکی دستمه
اگه من توی ماموریت باشم، اونا هم هستن
آره، باشه، فقط سر نیکسون رو گرم کن
تا من قاطی تور گردشی بشم و پرونده رو بردارم
وایسا. تور گردشی؟ میشه من انجامش بدم؟
نه. ولی گزینهی دوم چطوره؟
هاوارد وقتی شنید میایم اینجا این فاجعه رو گذاشت توی کیفم
!ایول، کتاب صوتی هم هست
آره. گفت مغزت رو منفجر میکنه
با شناختی که از هاوارد دارم ممکنه واقعا بترکونه، پس مراقبش باش
خب، مراسم ختم خودته
مطمئنی میتونی به نیکسون برسی؟
...یکی دو تا ایده دارم، بیشترشون
الویس پرسلی هستم، اومدم دیدن رئیسجمهور
خیلی خب، این خیلی باحال بود
شرمنده، الویس
،من بدجوری طرفدارتم، جدی میگم
ولی نمیتونی این رو ببری داخل
ولی یه هدیه برای رئیسجمهوره
واسه رئیسجمهور؟ واقعا؟
خب، به محض اینکه یه جعبهی باحال براش پیدا کنی
وایسا، میدونم که یه جعبهی باحال توی اتاقخواب لینکلن هست
No comments yet. Be the first to leave one.