200 บรรทัดแรก
تمام شخصيت ها، اسامي، سازمان ها و اتفاقات زاييده ذهن نويسنده
و شباهت آن ها با واقعيت تصادفي است
قسمت پانزدهم
مدير اوه
خواستم بگم که من برگشته م
عذر مي خوام که بي خبر رفتم مرخصي
شما دوتا اين جا چي کار مي کنين؟
اومديم تصميم شوراي سرپرستاي بخشو به آقاي گو اعلام کنيم
شورا تصميم گرفته آقاي گو رو برکنار کنه؟
يه جوري مي گين انگار خبر نداشتين
حالا که همه اخراجيا يه جا جمع شديم گودباي پارتي بگيريم؟
من که تازه برگشتم گودباي پارتي واسه چي؟
خيلي کار دارم بااجازه
مدير اوه
کارت شناساييتونو تحويل بدين و دفترتونو خالي کنين
مي دونستين که ابزاري شده بودين واسه پول شويي؟
هيچ کس اين جا کنار نمي ره
نه آقاي گو، نه من نه شما دوتا
انرژيتونو صرف کاراي بيخود نکنين
برگردين سر کارِتون
شما دوتا هم بياين بيرون
مدير اوه- چيه؟-
فقط بلدين اين جا
دعوا کنين که کي بره و کي نره؟
اتاق عمل قلب امروز خاليه؟
اورژانس مريض نداره؟
جناب رئيس، از دست شما خانوم کانگ نمي تونه به کاراش برسه
منتظر چي هستين؟ بياين بيرون
چه جوري مي شه جلوشو گرفت؟
مدير اوه
چيه؟ چي شده؟
خوبين؟
اتفاقي براتون افتاده بود؟
نه
بايد برم جايي دنبالم نياين
گفتم جايي کار دارم چرا پشت سرم مياين؟
... نه آخه
... اگه خودمون مي تونستيم بريم خوب بود
کجاست؟
تيم بازسازي ازمون گرفتن
جلو چشم همه
بي شرفا
چي شده؟
بده من
حکم اخراجتونو؟
کارت شناسايي همکارامو
بده من
انداختمشون دور
سرپرست بخش جراحي قلب و عروق جو کيونگ مون
بخش اورژانس يه جين وو
تو بودي؟
اون زنا رو تو فرستادي درِ خونه مون؟
من 50 تا روش بلدم واسه کشتنِ آدما
بدون اين که هيچ ردي از خودم بذارم
رو همه وسايل خونه ت سم بريزم؟
کاري کنم که کل خونواده ت از درد به خودشون بپيچن؟
پسرت مي ره کلاس فوتبال
هي
کسي که کارش تهديده نبايد عکس پسرشو تو شبکه هاي اجتماعي بذاره
با اين کاراي کثيفت
دل و دماغي هم داري واسه پُست گذاشتن از پسرت؟
دستت به خونواده م بخوره
ديگه هيچ وقت خونواده تو نمي بيني فهميدي؟
شماها از بيمارستان پول مي گيرين
ولي هنوز نمي دونين واسه کي بايد کار کنين؟
اين جا کجاست؟ دفتر هواجونگ؟ کارخونه؟
اين جا بيمارستان سانگوکه
وقتي ميز کارِتون اين جاست يعني کارمند بيمارستانين
منم مديرتونم
اگه از مديرتون خوشتون نمياد !هِرّي
با اجازه کي پاتونو از گليمتون درازتر کردين؟
دسترسي مون به سيستم هم قطع شده
شنيدم معاون شدين- بله-
به بخش آي تي بگين سايتو باز کنن جزو اختياراتتونه
... تا حالا معاون نبودم
... شما کِي جسد لي جونگ سونو معاينه کردين
آقاي گو منو مجبور نکرد
با اون نمي توني عليهش مدرک سازي کني
پس از کجا مي دونستين؟
وقتي اومدين جسدو بُردين
هنوز چيزي تو خبرا اعلام نشده بود
شما از کجا مي دونستين مريض کيه؟
چرا اون شب برگشتين بيمارستان؟
اجازه نداشتم برگردم؟
گفتم کار اون نيست
فقط همين قضيه نيست
اگه الان سکوت کنيم
بايد تاابد دهنمونو ببنديم
مي تونيم بازم ازش استفاده کنيم"
"هيچ اعتراضي نمي کنه
غير از اينه؟
مدير اوه لطفا همين جا تمومش کنين
حداقل به خاطر زيردستاتون خواهش مي کنم
همه چيو نمي شه همه جا گفت
مدير اوه هم حتما دليل دارن که چيزي نمي گن
... گفتين بايد برين جايي
رفتم
بشينين درست حسابي حرف بزنيم
تا کجا مي خواين پيش برين؟
مي خواين با چو نام هيونگ رئيسِ هواجونگ دربيفتين؟
يه موضوع ديگه هست
که نمي تونيم چشممونو به روش ببنديم
گفتين من ابزار پول شويي شدم منظورتون چي بود؟
پولِ خريدِ زمينِ توي سونگتان
رشوه اي بوده که رئيس چو به يکي از وزرا داده
دو روز نبودما
سرپرست بخش زنان يه چيزاي مي گفت
درباره حسابِ شخصيِ مدير لي بوهون
موافقتِ خونواده مدير لي رو گرفتيم واسه
بررسي حسابا و تراکنشا
تو که خوب بلدي راپورت بدي
بايد اين جريانا رو زودتر از اينا بهم مي گفتي
کِي جريان اون پولو فهميدي؟
روزي که مدير لي فوت کردن
حالا چرا عدل همون روز؟
فقط قضيه کالبدشکافي نيست که بايد حلش کنيم
بايد يه کار اساسي کرد
چه جوري؟
فعلا ماجراي زمينو مي ذاريم باشه
مي خواين چي کار کنين؟
... چي کار
خودم حلش مي کنم
بسپرين به من
چه جوري؟
آشناي خبرنگار زياد دارم
من طبق نتيجه کالبدشکافي" "حرفامو تصحيح کردم
"بايد منتظر نتيجه کتبي باشين"
چرا انقدر هولين؟" "اين چيزا معمولا
"يکي دو ماه طول مي کشه"
"نه سانگوک نه هواجونگ هنوز دستوري ندادن"
اگه اينو بگم
پزشک قانوني مجبور مي شه هر چيو که ديده تو گزارش بنويسه
شما هم بايد
رئيس چو رو راضي کنين
رئيس چو آدمي نيست که به اين راحتي بشه راضيش کرد
اونم بايد بدونه که
اگه مثل موارد قبلي در بره
نابود مي شه
من دارم خسارتي که بهش مي رسه رو کم مي کنم
چي مي تونه واسه رئيسِ يه گروهِ تجاري
خسارت محسوب بشه؟
هيچي
اونا ککشون هم نمي گزه
جريان پول توي حساب مدير لي رو شنيدين؟
بله- کِي فهميدين؟-
اين اولين بارتون نبود
همون روزي که مدير لي بوهون فوت کرد شنيدم
از دکتر کيم ته سانگ
گفت فکر مي کرده مدير لي پولا رو برمي داره
که بعدا يه جوري بذاره سر جاش
خواهش کرد حالا که مدير لي فوت کرده قضيه بين خودمون بمونه
چه جوري پولو از توي حسابِ يکي ديگه برداشت کرده؟
ما پرينت تراکنشا رو گرفتيم
براتون بفرستم؟
پس شما هم
به دکتر کيم شک کردين
همين جوري به کي مي شه اعتماد کرد؟
چرا بايد يکي نگران اسم و آبروي يه آدم مُرده باشه؟
ولي اونا 30 سال با هم همکار بودن
ايشون از دنيا بي خبرن
تا حالا سرتون کلاه نذاشتن؟
من از هيچي فرار نمي کنم
همين دو روزي هم که مجبور شدم نيام سر کار اذيت شدم
شما تا کي مي خوان با اخراج بقيه از زيرش فرار کنين؟
بچه تون چي کار کرد؟
رفت مدرسه شبانه روزي
قبلا حاضر نمي شد بره
اين اتفاق بهونه خوبي شد که بفرستمش
با خبرنگارا
مصاحبه نکنين
آقاي گو
بذارين بعداز اين که من گزارش دادم
پس مي خواين با رئيس چو ملاقات کنين؟
موفق باشين
من بهتون اعتماد دارم
نزنين اين حرفو
دلم مي خواد
چرا اين جوريه؟ هر کاري مي خواد مي کنه
واقعا که
برنامه رئيس چو رو چک کن
بگو صبر کنه تا خودم خبرش کنم
سيستم نشون مي ده که مدير اوه
از پارکينگ رفته دفتر آقاي گو
بعد اومده دفتر تيم بازسازي
به نظر مياد
مدير اوه که دستور شما رو ناديده گرفت
پشتش به آقاي گو گرم بود
گو سونگ هيوي عوضي
... اون همه خرجش مي کنيم
فکر کرده کيه
به هر کي ديگه اين کارو بدي
سه سوته برات تمومش مي کنه
اون همه پولو محض رضاي خدا نريختم تو شکمش
بايد حرف گوش مي کرد
اين اومده رو پورتال
اين مطلبو گذاشتن تو پورتال
مي خوان به عنوان مطلب اصلي پستش کنن
اجازه شما رو مي خوان
چيه؟
... با توجه به پرونده لي جونگ سون"
No comments yet. Be the first to leave one.