200 บรรทัดแรก
آنچه گذشت...
-حمله قراره تو مراسم حج باشه -خودم دارم بهش رسیدگی میکنم، جو
-چطور؟ -مثل هر موقعیت دیگهای که
منجر به تهدید وقوع جنگ جهانی سوم میشه،
خیلی با دقت و ظرافت.
اونا تا آخرین روز حج صبر میکنن
به این خاطر که تا وقتی خونه نرسیدن علائمی از طاعون نداشته باشن
و بیماری رو به صورت اپیدمی تا جایی که ممکنه پخش میکنن
واقعا یه نقشهی هوشمندانه بود
انگار دود یه حملهی تروریستی تو چشم خودشون رفته
این مثل یه هولوکاست میمونه
یا الان باید واسه اونا اتفاق بیفته یا بعدا واسه ما
-واقعا میخواستی بکشیش؟ -نمیدونم
اگه میخوایم این کارو بکنیم باید طبق قانون انجامش بدیم
اون ۱۵ دقیقه از ما جلوتره
نه! لعنتی!
-چرا منو نکشتی؟ -قراداد کشتنت کنسل شد
-اون دیگه کدوم خریه؟ -مراقب باش
یه ماشین کنارت سرعتش رو کم میکنه
و یکی که میشناسی، شاید حتی بهش اعتماد داری، از ماشین پیاده میشه
امکان نداره هر کسی که بهش اعتماد دارم، مُرده
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
مترجم: .:: محمد مسعودی ::.
این دیگه چه کس شعریه؟
اینو ببین
اگه ارزشی داره باید بگم که
متاسفم
این دیگه کیه؟
سلام!
چی به سرت اومده؟
-تصادف کردم -اوه، مرد
میتونم برسونمت
ممنونم، مرد
نوکرم، داداش
خبر فوری از محلهی آناکاستیا
جایی که ۶ نفر کشته شدن
من جمله فعالِ اطلاعاتیِ بدنام، کیلب ولف،
و یه مامور فدرال ناشناس
امان از این گروه های خلافکارِ لعنتی، مرد
پیمانکار فدرال، مارتی فراست، وضعیت بی ثباتی داره
در بخش خبری...
گاییدم "جاج" رو، رفیق اون بابا یه هیولائه
چطور میتونی از یه یانکی خوشت بیاد؟
اوه، گرفتم. ما فقط میتونیم از بازیکن های تیم محبوب تو خوشمون بیاد، آره؟
زدی تو خال!
من طرفدار جاج هستم و همین طور طرفدار تیم "نشنالز"
-نمیتونی... -نمیتونی طرفدار هر دو باشی
نمیتونی طرفدار جفتشون باشی باید یه طرف رو انتخاب کنی
باشه، تو یه طرف رو انتخاب کن، رفیق من میرم یه آبجو دیگه بخورم
هی، مرد، خوبی؟
آره، خوبم
-مطمئنی، نمیخوای راجع بهش... -نمیخوام راجع بهش حرف بزنم
شاید بهتره خودت رو خالی کنی
خب، چیزی تو خودم نیست بابام مُرده
سلام
عمو جو هستم میتونی صحبت کنی؟
به کمکت نیاز دارم، سمی
هی، سم، کیه، ها؟
مامانم
اوه، مامانشه
مامانی!
بقیهی قربانی های تیراندازی سه مرد و یک زن بودن
پلیس در حال حاضر، نه راجع به تیراندازی
و نه در موردِ دلیل آن، جزئیاتی ارائه نمیده
منتظر اطلاعات تکمیلی باشید...
کجا بودی؟
میتونی بیای دنبالم؟
خوبی؟
با دوچرخه خوردم زمین
کجایی؟
تو پارکِ "مککانل" ام
باشه، دارم میام همون جا بمون
حالت خوبه؟
-خوبم. من... -کجا خوردی زمین؟
نخوردم
منظورت چیه نخوردی؟
-سمی، برو تو ماشین. همین الان -مامان، من...
اوه، خدایا!
اونا تو خونهت شنود گذاشتن. میخواستم زنگ بزنم فقط فکر نمیکردم بتونم چون...
فکر میکردم مُردی
آره، منم همین طور
کجاییم، سمی؟
اون جونم رو نجات داد، می
اونا بهش شلیک کردن
اگه من... تقصیر من بود
اون جلوی چشمام مُرد خیلی خیلی متاسفم
اون چیکار میکرد؟
من، من گند زدم
نمیدونستم...
متاسفم
گوش کن، ما باید یه کاری بکنیم
-منظورت چیه؟ -وگرنه خیلیا کشته میشن
حالا
ازت میخوام بهم اعتماد کنی
ازت میخوام بری خونه
بچه هارو بذاری
عادی عمل کن. و بعدش میخوام یه ساعت دیگه
جای پارک نزدیک خونهت به دیدنم بیای
-باشه؟ -باشه
بسیارخب، باید بریم باید بریم
یه ساعت
جای دیگه نری
-مراقب باش، خب؟ -تو هم همین طور
به نظر شب سختی داشتی
همین جا صبر کن نیم ساعت دیگه میام
چهل دقیقه شد
یه آدمکش تو آشپزخونهام منتظر من بود
خب. کجا بریم؟
-فرودگاه -کجا میری؟
میخوام کاری کنم اونایی که براشون کار میکنم تقاص گناهاشون رو پس بدن
باشه، من که مشکلی ندارم
سلام؟
سلام؟
کسی اینجاست؟
باب؟
باب، اینجایی؟
تو قبلا با شوهر عمهام میومدی اینجا
تو جو ترنر هستی
منم قبلا میومدم اینجا
وقتی بچه بودم
خلوت و پرت بودنش منو میترسوند
چطور سر از اینجا درآوردم؟
میدونی، یه بار تو جنگل گم شدم
یه ساعت جیغ و داد میکردم هیچ کس نیومد
البته، کسی صدای منو نمیشنید
منو دزدیدی؟
دستت چطوره؟
درد میکنه
چرا منو آوردی اینجا؟
کلی خون از دست دادی
باید غذا بخوری
دستور دکتره
جو، داری مرتکب اشتباه میشی
یه قالب پروتئین دارم
-من طرف تو ام -آجیل
فقط باهام حرف بزن من... من دشمنت نیستم
بشین
حرف میزنیم
واسه دزدیدن یه افسر فدرال کلی تو دردسر میفتی
-نمیخوام ببینم که این بلا سرت بیاد -دزدیدن؟
میدونی که من همین الانش هم یه افسر فدرال، ۱۱ تا از همکارام،
بهترین دوستم و کتی هیل رو کشتم
نه
باور نمیکنم تو هیچ کدوم از اون کارا رو کرده باشی
ولی این، تو داری انجامش میدی
آره
آره
تو چه ارتباطی به این قضایا داری؟
-من مسئولِ تیمی هستم که دنبال تو میگردن... -اینو تو رادیو شنیدم
دارم ازت میپرسم چه ارتباطی با اون چیز دیگه داری؟
کدوم چیز دیگه؟
میدونی چی بیشتر از همه حالم رو بهم میزنه؟
دروغ کوفتی!
داری منو میترسونی
لعنت به من!
میدونی، وقتی خواب بودی
داشتم نگات میکردم
و از خودم پرسیدم
که حاضرم برای گرفتن اطلاعات ازت دست به چه کارایی بزنم
-من چیزی نمیدونم، جو. من... -از خودم پرسیدم
که آیا حاضرم روی زخمت نمک بریزم
-جو... -من آشپزخونه رو چک کردم، کلی نمک هست
میدونی چیه، احتمالا از شلیک به زانوت راحتتر باشه
باشه
باشه، چرا فقط بهم نمیگی که فکر میکنی من چیکار کردم
و به چه دلیلی اون کارو کردم، باشه؟ بیا از اینجا شروع کنیم
فکر میکنم تو توی نقشهی انتشار طاعون تو مراسم حج دست داشتی
من اطلاعی راجع به هیچ عملیاتی تو مراسم حج ندارم
تو شارلا شپرد رو کشتی؟
نه، من داشتم کمکش میکردم
ما داشتیم به همدیگه کمک میکردیم
پس کی اونو کشت؟
اسمش گابریل ژوبرته اون به صورت مستقل واسه سازمان آدم میکشه
و تو با چشم های خودت شاهد این بودی؟
بله، بودم
کجا؟
توی یه...
یه انبار متروکه تو محلهی آناکاستیا بود که کیلب ولف ازش به عنوان خونهی امن استفاده میکرد
اونجا جایی که ژوبرت بهم شلیک کرد
ما رسیدیم اونجا و همه قبلش مرده بودن
من ردیابی که تو ماشین ژوبرت کار گذاشته بودیم رو دیدم
فورا فهمیدم که این یه کمینه و سعی کردم به شارلا هشدار بدم
ولی خیلی دیر شده بود
ژوبرت یهو سر و کلهش پیدا شد و بهش شلیک کرد
و منم واسه پوشش خودم شروع به تیراندازی کردم خودمو رسوندم طبقهی بالا
و بعدش اون به منم شلیک کرد
داری دروغ میگی
-نه، نمیگم... -نه، میدونی، من...
من تو خونهی امن بودم
میدونی، من قبل از ژوبرت اونجا بودم
و بعدش هم با ژوبرت رفتم
بعد از اینکه همه کشته شدن
و هیچ اثری از تو یا شارلا نبود
چون ما هنوز اونجا نیومده بودیم
و بعد ژوبرت بهم گفت که
تو شارلا شپرد رو کشتی
درست قبل از اینکه ماشینش رو از بالای یه روگذر بندازم پایین
تو از کجا اینقدر مطمئنی؟ ژوبرت مُرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.