The Walking Dead: Daryl Dixon

The Walking Dead: Daryl Dixon

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 3

Sürüm bilgisi

The Walking Dead Daryl Dixon S03E04 720p WEB H264-JFF
Şunun yorumuyla Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2025-09-28
İndirmeler: 128
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

‫قبل از مراسم پیشکش فرار می‌کنید؟

‫ما می‌خوایم با هم باشیم. این کجاش اشتباهه؟

‫پس شهر یکی از دخترهاتون رو بهشون می‌ده

‫در ازای یه ماشین پُر از اسلحه؟

‫فده بهش می‌گه امنیت.

‫من بهش می‌گم اخاذی.

‫آلبا.

‫شش دوره شانس آورده.

‫خیلی خوش‌شانسه.

‫باید یه کاری بکنم.

‫و علی‌رغم مخالفت‌هام...

‫برادرزاده‌ام...

‫خوستینا؟

‫خودش رو به‌جای آلبا به ال آلکازار پیشنهاد داده.

‫چی شده؟ ترسیدی؟

‫انقدر بزدلی؟

‫روبرتو، خواهش می‌کنم.

‫فده! بیا بیرون!

‫به حرفم گوش کن.

‫بگو چی شده!

‫- خواهش می‌کنم ولم کن. ‫- نه، نه، نه.

‫امکان نداره خوستینا داوطلب شده باشه!

‫این کارها فایده‌ای نداره.

‫مجبورم نکن دوباره بگم.

‫فده!

‫فده!

‫این‌طوری اوضاع رو بدتر می‌کنه.

‫فده! بیا بیرون!

‫بگو چه اتفاقی افتاد.

‫روبرتو، از اینجا برو.

‫هیچ‌جا نمی‌رم، تا وقتی فده بهم بگه...

‫- برو! ‫- هی!

‫به فده بگو بیاد بیرون!

‫به ما ربطی نداره.

‫نه.

‫شماها دیدیدش!

‫من رو دوست داره. ‫امکان نداشت از اینجا بره.

‫امکان نداشت.

‫ما به‌خاطر شما برگشتیم. ‫حالا خوستینا رفته.

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::

::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::

‫بهشون قول دادی ازش مراقبت می‌کنی.

‫این کار رو هم کردی.

‫هر دومون کردیم.

‫فکر می‌کنی این بدبختی بالاخره تموم می‌شه؟

‫معلومه. به‌محض اینکه برگردیم.

‫- صفحه‌ی خورشیدی بیرونه. ‫- ها؟

‫چیز به‌دردبخوری برداشتید؟

‫آره، راستش به‌نظرم هرچی ‫نیاز داریم رو برداشتیم.

‫دیکسون، متخصص دزدیه.

‫موقع رفتن اینا رو پس می‌دم.

‫اوه.

‫و فکر می‌کنی کِی برید؟

‫عه... وقتی قایق رو درست کنیم.

‫اگه آب‌وهوا همین‌طوری خوب بمونه، ‫شاید حدود یک هفته دیگه.

‫اوه.

‫- نمی‌دونستم... ‫- فقط می‌خواستم بگم...

‫بفرما.

‫می‌خواستم بگم متاسفم.

‫حس می‌کنم اینجا بودنِ ما...

‫یه‌عالمه دردسر درست کرده.

‫نه.

‫مشکلِ خوستینا و روبرتو...

‫برمی‌گرده به قبل از اومدن شما.

‫چرا نمی‌خوای با هم باشن؟

‫عه... خوستینا دختر خوبیه. می‌دونم.

‫اما با هم بودن‌شون... به صلاح نیست.

‫حتی نمی‌دونم چطور توضیح بدم.

‫جایی که من ازش میام،

‫می‌تونی خیلی راحت بگی... پیچیده‌ست.

‫آره، پیچیده‌ست.

‫بلند شو. امروز باید تیغه سکان رو نصب کنیم.

‫به کمک من نیاز نداری.

‫اگه تو نبودی، الان تیغه سکان نداشتیم.

‫دیگه اهمیتی نداره.

‫چی شد؟ دیگه نمی‌خوای باهامون بیای؟

‫بدون خوستینا نمی‌تونم زندگی کنم.

‫حاضری؟

‫آره، بریم.

‫عالیه کارول.

‫- باید این رو تقویت کنی. ‫- باشه.

‫- این‌طوری از روی این ردش کن. ‫- باشه.

‫از پُشت بیارش بالا...

‫- خب. ‫- و بعد از توی سوراخ ردش کن.

‫وقتی دو خورشید درست ‫بالای همدیگه قرار گرفتن.

‫خدمتت!

‫- اوه، ایناهاشش. ایناهاشش. ‫- آره، آره.

‫می‌بینمش.

‫یه کمک بده. ممنون.

‫- کار کرد. ‫- ایول!

‫- آره! ‫- ایول!

‫- آفرین! ‫- ایول!

‫تا حالا چند بار این حصار رو درست کردی؟

‫سه، چهار بار؟

‫گرازها هِی خرابش می‌کنن.

‫باید قبول کنی یه‌سری چیزها رو نمی‌تونی تغییر بدی.

‫بخشی از زندگیه.

‫پس چرا رابطه‌ی من و خوستینا رو قبول نمی‌کنی؟

‫جوون‌تر از اونی هستید که ‫بخواید رابطه‌ی جدی داشته باشید...

‫چرنده.

‫می‌دونم مشکل این نیست.

‫مشکل اینه که تو و فده از هم متنفرید.

‫به‌خاطر چی؟ یه کینه‌ی قدیمی؟

‫اصلا جز خودت و اون، کی اهمیت می‌ده؟

‫داری بچه‌بازی در میاری.

‫می‌خواستی با خوستینا فرار کنی آمریکا؟

‫خودت می‌دونی اون بیرون خطرناکه.

‫پس باید مثل تو همین‌جا بمونم؟

‫قیدِ همه‌چیز رو بزنم؟ ‫هیچ‌وقت خوش‌حال نباشم؟

‫اینجا خونه‌ی ماست.

‫زندگی‌مون اینجاست. ‫تا وقتی این مشکل حل بشه.

‫شاید یه جایی یه زندگی بهتر ‫در انتظارمون باشه.

‫اگه راهی بودم که بتونم پیداش کنم، ‫حتما این کار رو می‌کردم.

‫فده حواسش بهت هست.

‫نمی‌تونی همین‌طوری بری.

‫خواهش می‌کنم کار احمقانه‌ای نکن.

‫چکش رو بده.

‫کارول.

‫می‌شه چکش رو بدی؟

‫ببخشید.

‫خوبی؟

‫تقصیر منه. تقصیر منه که خوستینا رفته.

‫دیشب می‌خواستم دلداریش بدم.

‫فکر کنم من این ایده رو توی سرش انداختم.

‫بس کن.

‫دوباره نگو هات‌داگ.

‫بالاخره داریم می‌ریم خونه.

‫نباید به این‌جور چیزها فکر کنی.

‫اولین بار که کنار رودخونه دیدم‌شون،

‫به‌شدت معصوم و عاشق بودن.

‫انگار توهم زده بودم.

‫توی این دنیای داغون، عشق کم پیدا می‌شه.

‫یه‌جورایی دلم می‌خواست ‫هواشون رو داشته باشم.

‫آره، خب... اشتباه اولت همین بود.

‫به‌نظرم این نظرِ واقعیت نیست.

‫این فکری که توی سرته، اشتباهه.

‫همون اشتباهی که من توی فرانسه کردم.

‫همون اشتباهیه که همیشه می‌کنیم.

‫اشتباه نیست.

‫ما همه‌ش توی جنگ‌های بقیه می‌جنگیم.

‫بعضی وقت‌ها باید برای خودمون بجنگیم.

‫اگه یه چیز ارزش جنگیدن داشته باشه،

‫به‌نظرت خواسته‌ی با هم بودن دوتا جوون نیست؟

‫چطور می‌تونی اهمیت ندی؟

‫چرا فکر می‌کنی اهمیت نمی‌دم؟

‫خب، انقدر تظاهر نکن ‫هیچ کاری از دست‌مون برنمیاد.

‫خوستینا رفته.

‫هیچ کاری از دست ما برنمیاد.

‫قرار نیست برگرده.

‫هیچ‌کدوم‌شون قرار نیست برگردن.

‫گندش بزنن.

‫85 درجه و 12.3 دقیقه.

‫فکر کنم قلقش داره دستم میاد داریل.

‫اینکه آدم‌ها رو وقتی نیاز دارن، تنها بذاری، ‫خودش یه مهارته.

‫چیزی که هیچ‌وقت یاد نگرفتم.

‫منم همین‌طور.

‫برای همین تنها زندگی می‌کنم.

‫آره، چند باری سعی کردم تنها زندگی کنم.

‫فکر می‌کردم مشکلات حل می‌شه، اما نشد.

‫الان تقریبا ده ساله که توی ال فارو هستم.

‫تا حالا هیچ‌جا به‌اندازه‌ی ‫این فانوس دریایی زندگی نکردم.

‫- واقعا؟ ‫- توی خشکی البته.

‫اکثر دوران بزرگسالیم رو روی دریا بودم.

‫حرفش هم تهوع‌آوره.

‫اوه، یه‌سری از بهترین خاطراتم رو از اقیانوس دارم.

‫من نه.

‫با اینکه دوست دارم زیر ستاره‌ها بخوابم.

‫هوم.

‫به‌نظرم زندگی همین‌طوریش سخت هست.

‫دلیلی نداره همدمی نداشته باشی.

‫مطمئنم خودت درک می‌کنی.

‫خیلی‌خب، خرگوش از سوراخ میاد بیرون،

‫دور درخت می‌چرخه

‫و بعد برمی‌گرده توی سوراخش. این‌طوری.

‫عه... آفرین داداش.

‫- حالا باید با چشم بسته انجامش بدی. ‫- داریل!

‫باشه، باشه، باشه. ‫بعدا تمومش می‌کنیم.

‫چیه؟

‫اوضاع با کوپر چطوره؟

‫یه‌عالمه حرف توی دلشه.

‫جذابه، نه؟

‫آره.

‫اما خیلی از دریانوردی اطلاعات داره

‫و به همچین آدم باتجربه‌ای نیاز دارید.

‫بهش گفتم روبرتو باهامون نمیاد.

‫کوپر توی ساحل کالیفرنیا بزرگ شده.

‫خیلی وقته دلش می‌خواد برگرده،

‫شاید بتونه کسی رو پیدا کنه.

‫نه، بهش نیازی نداریم.

‫جدی؟

‫مگه تیغه سکان رو درست نکردم؟

‫حتی اگه ملوان‌های حرفه‌ای هم بودید...

‫که با کمال احترام، نیستید...

‫عبور از اقیانوس اطلس یه داستانِ کاملا جداست.

‫نه، مشکلی پیش نمیاد.

‫دفعه‌ی قبل که مشکل پیش اومد.

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left