İlk 200 satır.
صبر کن
سانگ شيک
...تو
از من خوشت مياد؟؟
چي داري ميگي؟؟
ازت پرسيدم دوستم داري يا نه
چرا يهويي يه همچين چيزي ازم مي پرسي؟؟
اين چيه يهويي؟؟
اينکه من از کسي خوشم مياد يا نه
اصلا مهم نيست
هيچي تغيير نمي کنه
چرا؟؟
حتي اگه از کسي خوشم بياد
اين هيچي رو تو زندگيم تغيير نميده
...براي همين دوست داشتن کسي
يا دوست نداشتن کسي هيچ فايده اي نداره
اينا همش بي معنيه
مي فهمم منظورت چيه
البته
منم گاهي همينطوري فکر ميکنم
گاهي وقتا فکر ميکنم برا عاشق شدن خيلي پيرم
هر چند
نمي دوني زندگيتو تغيير ميده يانه مگه اينکه امتحانش کني
حتي اگه زندگيت خيلي تغيير نکنه
قلبت ميتونه تغيير کنه
مشکل دوست داشتن کسي چيه؟؟
فکرکردن به اينکه دوباره ...از اين جور احساسا ندارم
باعث ميشه برا خودم متاسفم باشم
مطمئن نيستم
قبلا زندگيم اينجوري بود
تصميم گرفتم ديگه اينطوري زندگي نکنم
درست مثل سريالايي که مي سازم
عاشق کسي ميشم اونقدري که ميخوام
با پروانه ها منتظرش ميمونم
وقتي دستشو نگه مي دارم
قلبم تند تند ميزنه حتي ممکنه حسودم بشم
اين کاريه که تصميم دارم بکنم
...خب
تو مجرد و تنهايي پس اين ممکنه
به هر حال چرا يهويي داري اينا رو ازم ميپرسي؟؟
اين زخم رو مثلا در نظر بگير
چرا زندگيتو صرف اسبايي که وحشي هستن ميکني؟؟
...اين
تو داري دوباره کار خودتو انجام ميدي؟؟
...غريزه انساني همين نيست
که به آدما موقع دردسر کمک کني؟؟
...داري ميگي که
...هيچ احساسي
به من نداري؟؟؟
خب
طبيعيه که يه مرد وقتي يه زن کمک ميخواد کمکش کنه
...کمک به همسايه هم
يه وظيفه است و همم يه حس مشترکه
خوشحالم
...نگران بودم که
اگه واقعا دوستم داشته باشي ممکن بود تحت فشار باشم
چرا نگران اين بودي؟؟
نمي خواستم ناشيانه دست به کاري بزنيم
تو غريبه اي هستي که با من ناشيانه رفتار ميکنه
شايد تو کسي هستي که به من احساس داره
نه خيرم آغا
اوووه
خيلي زننده بود
چون متنفرم ناشي باشيم بيا رفيق باشيم
رفيق؟- چي شده؟؟-
فکر ميکني مرد و زن ميتونن دوست بشن؟؟؟
نگو که قديمي فکر ميکني
اينقدرا هم بد نيستم
خوبه
بيا
بيا دوست باشيم
جدا؟؟
عشق دقيقه نودي
دوست؟؟
ما دوستيم؟؟
صبر کن
خداي من، نمي دونستم
به سلامتي
بايد چيکار کنم؟؟
اون حتي يادش نمياد
اين مشکل بزرگيه
اونا ديگه خيلي بزرگ شدن، نه؟؟
آره
وقتي ها ني متولد شد با جون وو اينجا بودم
اما حالا برا خودش مادر شده
زمان زود مي گذره
همه اسباي اينجا به لطف رئيس گو سالم بزرگ شدن
اون يه عالمه به ما توجه کرد
خيلي ممنونم
منم به لطف برادرم دارم بزرگ ميشم
هنوز با جون وو دوستي؟؟
معلومه
شما دو تا از وقتي بچه بودين با هم دوستين
اما حالا ديگه بزرگ شدين
بين شما دو تا خبري نيست؟؟
نه بابا
مي دوني که ما همينطوري هستيم
هيچي نمي دوني
جون ووئه
هي، گو مي ره
سلام، قربان- هي-
من اينو درست کردم بخورش
هميشه برام غذا مياري
يالا بردار ببرش
معلومه که ميخوامش
اما برادرش نگران ميشه
باشه، حتما مي برمش
چرا اومدي؟؟ بهت گفتم نيا
هي، ها ني
تو حالا خيلي بزرگ شدي
بايد برام مشروب هم مياوردي
ميخواي؟؟ميتونم برم همين الان بگيرم
بيخيالش
تو ايستگاه تلويزيون چه اتفاقي افتاد؟؟
براي سانگ شيک خيلي طول کشيد تا با اين کار موافقت کنه
واقعا نمي خواي برگردي؟؟
زشت نيست بعد شنيدن داستان مين جو برگردم؟؟
مين جو چي بهت گفت؟؟
...مين جو
به نظر گذشته دردناکي داشته
گذشته دردناک؟
مين جو؟؟- بيشتر از من نپرس-
معلومه که با اين سنش گذشته اي داره تو هم همينطور
بي خيال، نمي خوام ديگه
چرا؟؟ هيچي نخوردي
چيکار ميکني؟؟ بيا بريم خونه
چه بوي گندي
اينجا اصطبله آغاا چه انتظاري داري؟؟
اينقدر اينجا رو دوست داري؟؟
چرا هتل نميري؟؟
خيلي براش پول ندارم
اينجا رو دوست دارم ذهنمو آسوده ميکنه
شدي مثل يه ماديان
بيشتر از چيزي که فکر ميکني تجربه دارم
...الاغ
فقط برو، ميخوام بخوابم خسته ام
چه دردسرسازي
ايششش
فکر ميکني داري چيکار ميکني؟؟
ميخوام قبل برگشتن يه نفسي تازه کنم
اينجا هتل نيستا
فکر کنم تو هم ديگه بزرگ شدي
قبلا وقتي ميومديم اينجا همه چي رو بهم ميگفتي
ميخوام تنها باشم
فکر کنم امروز از اون روزا نيست
خيلي ما رو دلواپس نکن فردا صبح برگرد، باشه؟؟
شير فهم شدي؟؟
فهميدم بابا
ميخواستم برا کارت بهت تبريک بگم
خوشحال بودم که مي ديدم بالاخره ...ميري سرکار
که واقعا لذت مي بري
ميخواستم اينو بهت بگم
چي داري درست ميکني؟؟ بوي خيلي خوبي ميده
فرني صدف برا مين جو درست کردم
چقدر خر شانسه فرني جون وو رو ميخوره
چيز خاصي نيستش
زياد درست کردم، امشب شام هم ازش بخورين
خيله خب، بايد بري ديدنش آخه بيمارستان تنها بوده
باشه
عمه مي ره ديشب خونه نيومده
مي دونم- چي شده؟؟-
با همسايه امون شروع به کار کرده، نه؟؟
داره اضافه کاري ميکنه؟؟
خودت از مي ره بپرس
عزيزم، لطفا هونم ببر برسون
چرا صبحونه نخوردي؟؟ مريض ميزني
کيفمو بهم بده
اين؟؟ بفرما
بر ميگردم- باشه-
خدافظ- خداحافظ-
روز خوبي داشته باشين
موفق باشين
متشکرم- بدرود-
مين جو
خدا جون، چرا تو اومدي؟؟
بايد يه چند روز استراحت کني چرا خودتو مرخص کردي؟؟
حتي برات پوره درست کردم
چرا ديروز رفتي ديدن مي ره؟؟
بايد استراحت کني
حالا ديگه خوبم
بيا بريم
يه عالمه وقت دارم پس بيا آروم آروم بريم
بهتره برم اداره
اينطوري؟؟
نه، امروز نه خيرم اجازه نميدم
مردي که وقتي مريض بودم باهام ميموند کي بود؟؟
اون هو
وقتي جون وو رو نگاه ميکنم اون هو رو يادم مياد
تمام احساساتم بر مي گرده
چيه؟؟ جاييت درد ميکنه؟؟
نه بابا
بخش گردشگري محلي بر معروفيت شهر تمرکز مي کنه
اونم با افزايش جذب گردشگرها
براي پروژه سريال
سردفتر شين کاراشو انجام ميده
خدا قوت
متشکرم- متشکرم-
متشکرم
رئيس گو، يه نگاهي به اين بنداز
...بخش حمايت تجاري براي کار روي
No comments yet. Be the first to leave one.