Ozark

Ozark

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 3

Sürüm bilgisi

Ozark S03E09 iNTERNAL 1080p WEB x264-GHOSTS
Ozark S03E09 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
Ozark S03E09 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-GHOSTS
Ozark S03E09 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Ozark S03E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Ozark S03E09 WEBRip x264-ION10
Ozark S03E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Ozark S03E09 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Ozark S03E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-MZABI
Ozark S03E09 NF WEB-DL DDP2 0 x264-BTW
Şunun yorumuyla Ali_EmJay
🔴 Ali EmJay | 30nama 🔴

Etiketler

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
TS
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
HD
Yayınlandı: 2020-04-08
İndirmeler: 43
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

حس وقتی رو دارم که از کارت استعفا دادی

...و به رییست گفتی بره گم بشه

سوار ماشیت شدی و راه افتادی رفتی

حس خوبیه، پسر

من هیچوقت به روزمرگی علاقه‌ای نداشتم

هرگز آدمی نبودم که بقیه بتونن به یک کاری مجبورش کنن

من آدم صلح‌جو و مهربونی هستم

اما مثل بقیه نیستم .نیستم

من مثل بقیه نیستم و هم‌رنگ بقیه هم نمیشم

وقتی میگن که "...این نُرماله. وضعیتی که واردش شدی، نُرماله"

"چیزی که اینجا ساختیم، نُرماله"

"و واکنش تو به این وضعیت اشتباهه. این نُرمال نیست"

نه،نه

توی ارتش خدمت کردی؟

میفهمم.میفهمم.ممنونم

من هرگز نمیتونم اینکارو کنم

بابت خدمتت، ممنونم

تا به حال شده وسط شب ...از خواب بیدار بشی

و بدترین حالت ممکن رو متصور بشی؟

...مثلاً داری با ماشینت میری

و بعد یک بچه سوار دوچرخه یا یکی از اون اِسکوترها ...از وسط ناکجا پیداش میشه

...و بعد به اون بچه میزنی

و اون بچه میمیره

قسمت خوب زندگیت تموم میشه

بلند که میشم، این به ذهنم میاد

من، نه تو

...توی تخت گرم و نرم خودم

با یک سقف بالای سرم

توی تخت گرم و نرم خودم .با یک سقف بالای سرم

...غذای تو یخچال اول از همه سراغ یخچال میرم

بیدار میشم. به یارویی فکر میکنم ...که کنار مغازه اسلحه‌فروشی

توی یک چادر برزنتی زندگی میکنه

و مردم شهر هم هی سر به سرش میذارن و اون فقط یه آدم عادیه

یه آدم عادیه یه آدم عادیه

یک آدمه که دیوونه شده

احتمالاً قبلاً تفنگدار دریایی بوده چونکه ظاهرش مثل خودتـه

اون سر و وضعش مثل خودته ...و فقط سعی داره هر چی هست رو

فقط سعی داره زندگیشو بگذرونه اما نمیتونه

...چونکه نمیتونه...چونکه نمیتونه...چونکه نمیتونه

...اما نمیتونه

...اون جرقه‌ی لازم رو پیدا کنه

...چیز

.کلید رو

...نمیتونه همش رو

دوباره سرجای هم بذاره

...اما روزهایی هست که تصور میکنم

...روزهایی هست که

که انگار...که نزدیکه

...که اینقدر نزدیکه به

...اوه "

یادم میاد

...یادم میاد ذهنم قبل از اینکه

اون اتفاق بیوفته و ذهنمو نابود کنه، چطور بود

الان یادم میاد که کی هستم

و لازم نیست توی پیاده‌رو کنار مغازه‌ی اسلحه‌فروشی ...بخوابم تا

...خودم یا

"زنم رو نکشم

...اما بعد

طرف دیوونه میشه

...یک روز دیگه هم میگذره

...توی تختم دراز میکشم

...گریه میکنم به خاطرِ

...کشتن اون بچه که سوار اسکوتر بود یا

...اون تفنگدار دریایی سابق که بی‌خانمان شده

.یا مُردن پدرم

و پدرم آدم خوبی نبود ...اما

.میتونم توی اون لحظه آخر تصورش کنم

فقط میخوام بغلش کنم

میدونی؟

این همیشه مشکل من بوده

همیشه خودم رو تا خرخره توی گند یکی دیگه فرو میبرم

یا سر اتفاقی که هنوز نیوفتاده، قاط میزنم

ممکنه اصلا اتفاق نیوفته

اما نگرانم همینجور نگرانم

"مثل "تام پتی

!حیف شد

روز من خوب پیش میرفته، پسر

روز تو چطور بوده؟

: متـرجـم « Ali EmJay »

!حرومزاده

اون اینجاست؟

به نظر میاد باشه؟- چطور بیرونش آوردی؟-

تو و وِندی تنهایی آدمایی نیستین که میشناسم

به این توجه کردی که ما اون رو ...واسه این بیمارستان فرستادیم که مریضه

و چونکه باید بهتر بشه؟

...تا به حال تو به این توجه کردی که خیلی کسشر میگی

و به این دلیل اونو اونجا انداختی ...چونکه اون روز توی

مهمونی تخمی و پر خایه‌مالیِت آبروت رفت؟

تو (بن) رو اونجور که ما میشناسیم، نمیشناسی

من از وقتی 19 سالش بوده، میشناختمش باشه؟

پس چرا وقتی ازتون التماس میکرد انداختینش توی بیمارستان؟

تو هم منو از وقتی 19 سالم بوده، میشناختی

منم باید منتظر باشم باهام چنین کاری کنی؟

اون وقتی اینجوری باشه، به خودش آسیب میزنه باشه؟

تو داری به خودت دروغ میگی لعنتی

راه‌های دیگه‌ای هم واسه برخورد با چنین مشکلی هست

اون مریضه باید موضع ما نسبت به این قضیه رو درک کنی

اون همه کارهایی که انجام میدیم رو میدونه

میشنوی چی میگم؟

سلام

چی خبره، پسر؟

چطوری؟

چطورم؟

حس آدمی رو دارم که به بیمارستان روانی فرستادن

چنین حسی دارم

سلام

...سلام. چرا تو- تو خوبی؟-

آره، چرا نمیری تو؟ کولر داره. باشه؟

یه ثانیه دیگه میام

راستش خوشحالم اونم اینجاست

تو و وندی برین گم بشین

اینو بهش بگو .ما دیگه باهم کاری نداریم

و به اون زنیکه وکیله هم گفتم بره گم بشه

اون وضعیت کسشر دیگه الان تمومه

با هلن حرف زدی؟- چی گفتی؟ چی گفتی؟-

تو با هلن حرف زدی؟- آره باهاش حرف زدم-

.نمیتونین منو بفرستین بیمارستان روانی

خیلی کارها هست که میتونین باهام بکنین

اما نمیتونین منو توی بیمارستان زندانی کنین

و جوری با دارو آرومم کنین که انگار حیوون باغ وحشم

هیچ میدونی اصلاً چیکار میکنی؟

...هیچ میدونی تک تک کارهاتون

چقدر از حد طبیعی و نُرمال خارجه؟

...من مجبور شدم به یک بچه 16 ساله بگم که

مادرش وکیل یک کارتل مواد مخدر لعنتیه

صبر کن. چی؟- این هیچ سنخیتی با نُرمال بودن نداره-

آروم باش. با بچه اش حرف زدی؟

با بچه‌اش حرف زدی؟- آره، با بچه‌اش حرف زدم-

باید یه جایی پیدا کنی ببریش- ...با بچه‌ی اون زنیکه حرف زدم-

که البته براش متاسفم

چونکه نمیدونه تو چه وضعیتی گیر افتاده

تو اصلا نمیدونی تو چی وضعیتی گیر افتادی. باشه؟

!سوار ماشین شو، حالا

چی چی؟- با روث برو-

اون (هلن) میکُشت

یالا. باید بری- چی؟-

از اینجا برو

!سوار ماشین کوفتی شو، حالا

چی خبره؟

خیلی‌خب، اینو بهم بگو

آیا این سیاست بیمارستان هست ...که به بیماران روانی اجازه بده

وقتی آزاد میشن، تنهایی سوار تاکسی بشن؟

نه، درسته

نه عضو خانواده، و نه سرپرستی چیزی

...اوه

...ببین

با من اینجوری حرف نزن .نه.نه.نه

وقتی همه‌ی اینارو میدونم ...باهام در مورد حقوق بیماران حرف نزن

من دیگه حرفی باهات ندارم

ببخشید. صدای ماشینت رو نشنیدم

خب، ببخشید

گمونم در مورد بـن شنیدی

آره. باهاش صحبت کردی؟- نه-

نه، من هیچی نمیدونم

اما تو میدونی؟

چرا قاضی باید حکمش رو لغو کنه؟

نمیدونم

از بیمارستان بهم زنگ زدن و گفتن که آزادش کردن

این تنها چیزیه که میدونم- من تازه پای تلفن داشتم باهاشون حرف میزدم-

بی‌خاصیتن

مارتی ـه

.سلام

.سلام. اون سر قضیه "هلن" گند زده

اون...اون راستش اینجاست

که اینطور؟

خب، گوش کن .مجبوری تلاش کنی واکنشی نشون ندی

.نه

...نه، اون

اونم مثل ما خبری نداره

روث از "دارلین" خواسته تا "بن" رو بیرون بیاره

...و بعد بِن پیش هلن رفته

و ظاهراً باهم دعوا کردن و به اِرین همه چیزو گفته

من تو راه دارم میام پیشت، عزیزم باشه؟

باشه

چه جوری رفتار میکنی؟ جوری رفتار میکنه که انگار هیچی نشده؟

آره

و منم سعی کردم بهشون زنگ بزنم و اونا هم هیچی نمیدونن

فقط میتونی به هلن بگی که ...من جای خونه‌ی روث بودم

و هیچکس اونجا نبود؟

باشه

...من از روث خواستم از اونجا ببرش

و احتمالا اونو خونه‌ی دارلین بُرده .نمیدونم والا

.باشه

...خب، ما

وقتی بیای اینجا، میبینیمت- آره، بزودی میبینمت-

مارتی جای خونه روث بوده .هیچکس اونجا نیست

توی راهه و داره میاد اینجا

برادرم خیلی مریضه

میدونم

باید برات سخت باشه

سلام. چی شده؟

کار مامان باباتون چیه؟

چی؟- با مامانم چیکار میکنن؟-

اون وکیل‌شونه

آره و شریک تجاری هستند چی شده؟

دایی‌تون تازه از بیمارستان روانی مرخص شده؟

چی داری میگی؟

...دایی‌تون اومد خونه ما

و بهم گفت که مامانم واسه یک کارتل مواد مخدر مکزیکی کار میکنه

در این مورد چی دارین بگین؟

More Farsi Persian subtitles for Ozark

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left