İlk 200 satır.
اوزارک
خیلیخب، شریک ما فکر میکنه که ...خوبه اون (مایا) رو استخدام کنیم
و تو توی جلسه نبودی- نه، من توی کازینو بودم-
و تو رو پوشش میدادم
خب، منم واسه تعطیلات مسافرت نرفته بودم
نه، اینو میدونم- من تحت فشار خیلی زیادی بودم-
آره، اما تصمیم یکطرفهی بزرگی گرفتی
...وندی، چرا تو نسبت به استخدامِ... مایا
مقاومت میکنی؟- مایا.مایا.مایا-
برای رزومهاش که نیست. مگه نه؟
قضیه واسه تو شخصیه
نه، نه، نه. به هیچ وجه ...من
...من فقط فکر میکنم ریسک بزرگی ـه
که به شخصی که عقایدش از ریشه ...با عقاید ما متفاوته
در زندگیمون چنین جایگاه قدرتی بدیم ...من میفهمم که
میفهمم که تو تحت فشار خیلی زیادی هستی ...و من
واقعا متاسفم که چنین چیزی رو تجربه کردی
اما مـایـا پاسخ هیچکدوم از مشکلاتمون نیست
.باشه. شریک ما فکر میکنه که هست
آره، خب من مخالفم
خوبه. ارتباط خوب و موثری برقراره
میتونی از کلمات بیانگرِ احساسات استفاده کنی؟
!من ترسیدم
!راستش من وحشت کردم
!چه احساساتِ قویای - بذار بهت بگم که چرا ترسیدی، وندی-
تو به شوهرت باور نداری
...با این وجود من تمام این مدت خودمون رو در امان - امان"؟" -
...بنابردلیلی فکر میکنی که نمیتونی
فکر میکنی در امانیم؟- فکر میکنم در امانیم-
نمیخوای کمکم کنی، سو؟- آره! عالی میشه-
میتونی بهش توضیح بدی که هرکاری که میکنم برای این خانوادهست؟
و میتونی به اون توضیح بدی که این حرفش کاملاً چرت و پرته؟
من فکر میکنم که هردوتون ...خیلی فوقالعاده دارین
با حرف زدن این قضیه رو حل میکنین
جدی؟ چونکه من فکر میکنم فقط داریم دور خودمون دور میزنیم
پس لطفاً نظر بده
باید یه چیزی واسه گفتن داشته باشی
راستش دارم
... این چه جور زندگی زناشوییای هست که
زن و شوهر هردو به مشاورشون رشوه میدن؟
هردوتاتون دارین بهم رشوه میدین
.بفرما. گفتم
تو چـِـته؟- تو خودت چِته؟-
تو هم همون کاری رو کردی که من کردم- !یک بار -
!یک بار- ! تُحفهای واقعاً -
چونکه وقتی برگشتی و اون ایدهی مسخره رو داشتی ...نگران بودم
و میخواستم "سو" یکم سختتر کار کنه
شماها یک کاری میکنین که اصلاً واسه هیچکس راحت نیست
فقط خفه شو، سو
نه، وایستا ببینم تو تمام مدت اینکارو میکردی؟
اینقدر سست و بدون اعتماد به نفسی؟
نه، من نادیده گرفته شدم، وندی میدونی چرا به این زن رشوه میدم؟
چونکه تو اصلاً نمیتونی به حرفام گوش بدی
این تنها فرصتم برای اینه که ...قانعت کنم
کاری که انجام میدی، مارو تو خطر میندازه
اول از همه، مارو مجبور میکنی اینجا بمونیم
دوماً، اینقدر ما رو توی این مخمصه فرو میبری که نمیتونیم هیچوقت ازش در بیایم
و حالا هم میفهمم که هر شب ...پای تلفن
با "ناوارو" درد دل میکردی
و خوابهاش رو تعبیر میکردی
تو مشکلت چیه؟
میدونی این چقدر خطرناکه؟- تو به تماسهام گوش میدی-
میخوای بدونی چه اتفاقی واسه خدمتکاری که دندونهاش رو از دست داده، افتاد؟
تو حسودی- کُشتش-
تو حسودی. قضیه اینه نمیتونی پا به پای من بیای
برو بابا - نه، نمیتونی. نمیتونی پا به پام پیش بیای -
، و یک ذره موفقیت بدست بیارم دیوونه میشی
موفقیت" ! قطع کردن تخم های یک اسب ، موفقیته؟"
برو بابا! من نمیدونستم- دقیقاً-
جاهطلبیهات باعث میشه بیملاحظه بشی
...تو با یک سرکردهی باند مواد مخدر وارد تجارت شدی
فکر کردی قراره چه اتفاقی بیوفته؟
جاهطلبی من؟- آره-
تو اونقدر متکبری که فکر میکنی میتونی یک مامور افبیآی رو جلب کنی
میدونی این چقدر مسخرهست؟
از کُشتن آدم مسخره تره؟
!جرئت نداری اینو بگی
جرئت...من "کید" رو نکُشتم
نه، گفتی یکی دیگه اینکارو واست انجام بده
.واسه خانوادهمون
و منم باهات موندم
!وای
خب این باعث میشه یک قهرمان بزرگ بشی؟
من اون کار رو فقط برای این کردم چونکه تو خایهی انجام دادنش رو نداشتی
نه، من مشغول این بودم که از این مخمصه نجاتمون بدم
اونا مارو پیدا میکردن- نه، نمیکردن-
اگه راه تو رو میرفتیم، تا الان مُرده بودیم
تو هرچیزی میگی تا کاری که کردی رو توجیح کنی
نمیدونم چطور با وجدانت کنار میای
!تو یک عوضی قدرنشناسی
،دقیقاً همون کاری که میخواستی رو کردی و همیشه هم همینکارو کردی. مگه نه؟
این درست نیست
گری، ناوارو، یک کازینوی دیگه .مزرعهی پرورش اسب
تو همه چیز رو به خانوادت ارجحیت میدی
من دارم تلاش میکنم
دارم تلاش میکنم که از این گندی که تو ...به بار آوردی
آیندهای واسه خانوادمون بسازم
و تو اونقدر کوتهفکر و حسودی که اینو نمیبینی
آره، درسته ... و تو هم یه هرزهی خیلی ترسناک
خودخواه و تشنهی قدرتی
عالیه. گمشو بیرون. اینکارو بکن
بهت نیاز ندارم
اصلا دیگه حتی نمیشناسمت
:ترجمه و زیرنویس « Ali EmJay »
طبیعتاً باید در مورد محرمانهبودن رابطهی پزشک-بیمار صحبت کنیم
من که نباید بهت بگم
...اما اگه یک کلمه در مورد این ماجرا هم به کسی بگی
عواقب بیریختی در انتظار حرفهی کاریت هست
و گمونم برای تو و "وندی" هم باشه
چقدر پول میخوای؟
قضیه پول نیست، مارتی
چقدر؟
!یک عالَم
آره، همین فکر رو میکردم
سوار ماشین شو، وندی
میخوای تا خونه پیاده بری؟
از اینجا تا خونه 43 دقیقه پیاده راه هست
میخوام وقتی برسم خونه، رفته باشی
مرسی
قضیه این همه مامور فدرال چیه؟
چیزی نیست، سم فعالیت کازینو ها ساماندهی میشه
چطوری ساماندهی میشه؟
فقط...ساماندهی میشه دیگه
چی رو ساماندهی میکنن؟
بهشون مسئول اجرای الزامات قانونی گفته میشه
همه چی عادیه
فقط خودت رو جوری نشون نده که میخوای ببازی
شبیه کسی خودتو نشون بده که بهش خوش میگـذره
!لبخند بزن لامصب
هی، میدونی این چیه؟
اصلا برام مهم نیست چیه
رسید تعمیرگاه اتومبیل به مبلغ 7800دلار هست
واسه عَن پرنده؟
برای یک رنگآمیزی معمولی واسه ماشینم
یکم زیادیه. اینطور فکر نمیکنی؟
با توجه به اینکه ماشینت نصف اون قیمت هم نمیارزه
خب، برای تو قراره اینقدر خرج برداره
من و تو باهم بیحساب شدیم
به سازمان حفاظت از پرندگان و اینجورچیزا زنگ بزن
حتی بهتر از اون، کازینو الان وام میده
میتونم فرم ثبتنام برات بیارم
...این موضعی که علیه صاحبان قدرت و اختیار داری
باعث میشه آسیب ببینی
داری بهم دست میزنی
من توی تحویل فردا یه سری تغییر ایجاد میکنم
من با بچه ها حرف زدم
"استادیوم متروکهی "وودرو ویلسون
ساکته- نه-
ورودی خودروی "برنچ".حله؟
مشکلت چیه؟ استادیوم جای خیلی خوبیه
...نه،آخرین باری که تو مکان رو انتخاب کردی
...گروهت سعی داشت سر به سرم بذاره
...و کلی پول رو در معرض خطر قرار دادن. پس
!بعدشم تو صاحب قدرت و اختیار نیستی
از "عمر" خبری نشنیدی؟
اگه میخوای بدونی که ...هنوز از دستت عصبانیه یا نه
آره، هنوز عصبانیه
دفعه بعد که بهت پند دادم، گوش کن
میدونم. به یک دستگاه جدید نیاز داریم
احتمالا باید بهت بگم که من و مارتی داریم یکم مدتی از هم فاصله میگیریم
چرا؟
دعوا کردیم
چهجور دعوایی؟- یک دعوای بزرگ-
امیدوارم جدا نشین
نه.نه. نمیدونم
داشت عوضیبازی در میاورد برای هـمینم بیرونش کـردم
خودت که میدونی چهجوریاست
میدونم
همینطور میدونم که نباید قدرتِ کسی که ...از رابطه بیرون میره رو دست کـم گرفت
.هرچقدرم که کوتاه باشه
خب، ما هنوز شریک تجاری هستیم
همهچی دقیقاً مثل سابق پیش میره
فقط الان دیگه مجبور نیستم با کسشرای اون سروکار داشته باشم
...الان اینو میگی اما اولین باری که
خدای من! اون اینجا چیکار میکنه؟
میخوام با رییست صحبت کنم !تنهایی
زیک" کجاست؟"
پیش عشقم- درسته-
تعطیلات تابستونیه
لازم نیست نگران زیـک باشی
اون جاش امن و امانه و به تو هم ربطی نداره
قاضی که بهت اینو گفت
چی میخوای دارلین؟
من محصولاتم رو از نو کاشتم سر کــار برگشــتــیم
من اومدم در مورد قرارداد توزیعمون صحبت کنیم
مگه دیوونه ای؟
نمیتونی اونقدر نزدیک به کازیو، خشخاش کشتِ کنی
این زمین منه
ظرف چهار ماه کارمون راهاندازی میشه
...تو وقتی موادمون رو دستکاری کردی
پنجاه و هفت نفر رو کُشتی
! پنجاه و هفت معتاد
اون ماجرا دیگه تموم شده
برام مهم نیست لحظهای که به کارتل خیانت کردی، معاملهمون لغو شد
شما زمینهای مارو سوزوندین
زمین ما رو واسه احداث این کازینوی پلید گرفتین
که از سود و منافعش لذت میبرین
و الان زیر حرفتون میزنین؟
شما تعهد دادین شما بدهمون بدهکارین
آخرین قولی که بهتون دادیم این بود که از جونتون بگذریم
No comments yet. Be the first to leave one.