İlk 200 satır.
اما من الان چهره جدیدی دارم ::::@AirenTeam::::
دیگه مجبور نیستم کاری رو که انجام دادم پشت سر بذارم ::::@AirenTeam::::
میخوام دوستت باشم لیو ::::@AirenTeam::::
با من دوست میشی؟ ::::@AirenTeam::::
نگرانم از مدرسه با کسی برخورد کنی ::::@AirenTeam::::
که ممکنه تو رو بشناسه ::::@AirenTeam::::
اما فکر میکنم لیو بهترین انتخابه ::::@AirenTeam::::
حالا کی میخواد بهم تو رای دادن به لیو اضافه بشه؟ ::::@AirenTeam::::
مشکلی هست گای؟ ::::@AirenTeam::::
چطور میتونم اون نگاه تحقیر آمیزو فراموش کنم ::::@AirenTeam::::
...وقتی میگه نه ::::@AirenTeam::::
بهتر نیست که بیخیالش بشی؟ ::::@AirenTeam::::
تو خوبی؟
خوبه
میتونی بری
اون دوستمه و ما فقط داشتیم حرف میزدیم
خیلی وقته دارم نگاهتون میکنم
بعید میدونم قضیه این باشه
به نظر نمیاد که اون فکر کنه تو دوستشی
اما این به تو مربوط نیست
چه به من مربوط باشه چه نباشه اون باید تصمیم گیرنده باشه
هنوزم میخوای باهاش حرف بزنی؟
یا میخوای دورش کنم؟
لطفا ازم دورش کن
خیلهخب
حالا دیگه میدونی که کی اینجا مزاحمه
ممنون
سنت هستم
خیلهخب، سنت
ببخشید
منو سر این سرزنش نکن
تقصیر خودته
به نظرم این به تو ربطی نداره
واقعا؟
اما فکر میکنم داره
نام
بله لیو
یکی داره دنبالم میکنه
میتونی کمکم کنی؟
اگه مشکوکه، لطفا با مامور امنیت تماس بگیر
عجله کن برو تو اتاقت من اونو حلش میکنم
برو، برو، برو
!آخخخخ
از دویدن تو پلهها خسته نشدی؟
!تو
ازم دور شو
با نام چیکار کردی که بتونی بیای اینجا؟
به پلیس زنگ میزنم
نام اجازه داد بیام داخل
!آخ
لطفا برو داخل
امکان نداره
چه دروغی بهش گفتی؟
نام خیلی سختگیره
هیچ راهی وجود نداره که اون اجازه بده یه غریبه وارد ساختمون بشه
چون منم اینجام
اینجا زندگی میکنم
ها؟
تو دنبال من نبودی
داشتی برمیگشتی اتاقت
آره
اگه شرایط اضطراری به وجود اومد ...و دوست نداشتی به من بگی
با خیال راحت با همسایت صحبت کن
::::::::: آيــــ(زیبای تازه وارد)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
کی فکر میکرد اون عمل) (جراحی پلاستیک انجام داده؟
اشکالی نداره اگه میخواسته) (زیبا به نظر برسه
همینو بگو، وقتی ازش تعریف میکردن) (بهشون راستشو نگفت
شاید میخواست طوری وانمود کنه) (که انگار هیچوقت زشت نبوده
چرا گروه شیمی اصرار داشت) (که اونو تو رایگیری شرکت بده؟
سلام
باباش بیا ببین
خوشحال به نظر میرسه
خوب به نظر میاد
فصل جدید و شاد زندگیت شروع شده؟
مامان، دوستم پیام داده
باید برم جوابشو بدم
میبینی؟ اون دوست پیدا کرده
دوست پیدا کرده
که چی؟
شرط بندی کردیم
پونصد بات بهم بده- الان؟-
چرا باید فورا بگیری؟
سر زندگی من شرط بندی میکنین؟
بابا، شرط بستی که زندگی بدی دارم؟
اینطوری نبود
دیدم که به عنوان دختر جذاب رشتهتون انتخاب شدی
اما مردم بازم نظرات منفی در موردت گذاشتن
نگران بودم که ممکنه به خاطرش ناراحت باشی
به مامانت گفتم بهت زنگ بزنه
اما اون اصرار داشت که این نظرها نمیتونه بهت آسیب بزنه
آره
درسته؟
آره، اونا نتونستن بهم آسیب بزنن
پس دیشب کی ناراحت جلوی بار نشسته بود؟
از کی اینجا بودی؟- اون سنت هستش عزیزم؟-
دیشب چی شد؟
عزیزم؟
سلام، مامان و بابا
سلام
مامان و بابا؟
آره
اونا بهم گفتن اینطوری صداشون کنم
صبر کن
دیشب چی شد؟
...دیشب بعد از اینکه به دوستاش گفت
جراحی پلاستیک کرده، ناراحت شد
گرفت جلوی بار نشست
میترسید که بیرونش کنن
احتمالا هنوزم ناراحته
حق نداری این موضوع رو به پدر و مادرم بگی
وقتی بهش زنگ زدین وانمود کرد که حالش خوبه
به نظر من اون خیلی از نگرانی هاشو میریزه تو خودش
سنت
چیه؟
اگه بهشون دروغ بگی، اونا بیشتر نگران میشن
این چطوره؟
،اگه میخوای بهت کمک کنم که دروغ بگی
هر اتفاقی واست افتاد باید بهم بگی
وگرنه نمیتونم کمکت کنم به پدر و مادرت دروغ بگی
…چرا باید بگم
اون درست میگه
اگه نمیخوای در موردش با من صحبت کنی، باید با اون حرف بزنی
اینجوری زیاد نگرانت نمیشم، باشه؟
چرا طوری حرف میزنی که انگار خیلی وقته میشناسیش؟
دیروز فقط یه بار دیدیش- میتونم حس کنم که آدم خوبیه-
به قیافش نگاه کن
چشماش قشنگه
دماغش بلنده
به این نمیگن قیافه عالی
میگن ظاهر خوب
فقط از مردای خوش قیافه خوشتون میاد
به هرحال
اگه نمیخوای در موردش بهم بگی باید با سنت صحبت کنی
اگه نمیخوای با سنت صحبت کنی باید حقیقتو بهم بگی
اگه در این مورد با کسی صحبت نکنی نگرانت میشیم
فهمیدی؟
این یعنی دنیا رو روی دوش خودت حمل میکنی
این اشتباهه
فهمیدم
به کاری که میخوای انجام بدی فکر کن
الان، تصمیم گرفتم
مامان، 500 بات رو به من پس بده
پسش بده- چی؟-
تو پولم رو گرفتی- نه-
چیکار میخوای بکنی؟
با مامانت حرف میزنی یا من؟
چیکار کردی که پدر و مادرم کاملا بهت اعتماد کنن؟
من هیچ کاری نکردم
اونا باعث شدن حس کنم وقتی کنارتم باید محتاط باشم
ها؟
این احساس نزدیکیشون بخاطر اعتماد نیست
بیشتر شبیه به یه هشداره
الان اونا منو میشناسن پس نباید با دخترشون بدرفتاری کنم
دیروز از من بازجویی میکردن
حتما رفتن تمام زندگیمو درآوردن
میخوای چیکار کنی؟
با مامانت حرف میزنی یا من؟
...من
این چطوره؟
درضمن اگه اون پسره دوباره اذیتت کرد باید بهم بگی
کی؟
پسره دیشبی
گای
آره اون
اینو یادت باشه
هروقت که شرایط اضطراری داری میتونی بهم بگی
خیلهخب
...حالا که تو هم موافقی
...پس
خیلی سریع بود
چطور میتونی اینو خوشگل صدا کنی؟) (کل صورتش عمله
چه زیباییش طبیعی باشه یا نباشه) (بازم زیبا بنظر میاد
الان سیر شدی؟
بیخیال
چرا نمیخوری؟ سیر شدی؟
فای
متاسفم که درباره جراحی پلاستیکم چیزی بهت نگفتم
بخاطر دفاع از من اذیت شدی؟
نه
من باید ازت عذرخواهی کنم که دربارت سخنرانی کردم
خیلی متاسفم
اگه حقیقت رو میدونستم اون حرفارو نمیزدم
ما هنوزم دوستیم؟
البته
فای، تو اولین دوستی هستی که من توی زندگیم دارم
بیا
دفترچه دوستیت همراهمه
هنوز چیزی ننوشتم ولی یه صفحه برای خودم رزرو کردم
اینو بده به دوستات تا برات متن بنویسن
اومم
باید خیلی لبخند بزنی
تو الان نماینده بخش ما هستی
برو و به همه زیباییتو نشون بده
میخوام درباره این باهات صحبت کنم
من قصد شرکت کردن توی مسابقه دختر جذاب رو ندارم
چرا؟
...فکر میکنم تو
اگه آدمای بیشتری حقیقت رو بدونن
سعی میکنن گذشته منو بفهمن تا بتونن چهره قبلیمو ببینن
من نمیخوام اونا ببیننش
No comments yet. Be the first to leave one.