İlk 190 satır.
منظورت چیه، کدوم نقشه؟
همه چی همینطوری پیش می رفت الان دیگه نقشم کامل گرفته بود
یعنی هرچی گفتی دروغه؟
همشو که دروغ نگفتم مثلن اینکه پیمانشونو نبستن
ساتلایزار به خاطر اصرار من قبولم کرد
پس قضیه اینجوریه
این آکادمی قوانینی داره که باید رعایت بشن
وقتی ساتلایزار برای ما سال بالایی ها قُلدُری میکنه
باعث میشه دیگرونم به این قوانین اهمیت ندن
پس وظیفمه که یکم نصیحتش کنم
بس کن بابا
زودتر بیا تمومش کنیم سال بالایی های مثلن محترم
با این وضعت می خوای چیکار کنی
کنار وایسا
مشکل خودمه
ازتم همین انتظارو داشتم ملکه دستنیافتنی
پس لایقی که با بهترینا مبارزه کنی
رتبه چهارم، جادوگر ظالم، آرنت
رتبه پنجم، چکش آهنی، کرئو .
کدومشونو می خوای؟
فرقی نداره
اصلن جفتتون باهم بیاین
دیگه نمی تونم خودمو نگه دارم، باید یه حالی بهش بدیم نه کرئو؟
دو به یک نامردیه
شوخی هم سرت نمیشه
پس خودم ازش پذیرایی می کنم
لازم نکرده
اگه منم باشم، دیگه جفتمون تکمیله نه؟
اون برای تو
خودتو بکش کنار به تو ربطی نداره
کی خواست بهت کمک کنه
می خوام تلافیه کاریو که بامن کردنو سرشون در بیارم
واسه چی می خواین دعوا کنین؟
بهتره تمومش کنین
کازویا
کازویا کون
چرا زدیش؟
止まることを許されないなら
If you are not allowed to stop
kono mama aruki tsuzuke you
このまま歩き続けよう
Keep walking like this
oboete ite hoshii hitori janai koto
覚えていてほしい 一人じゃないこと
I want you to remember you're not alone
Furi kirenai omoi o dareka ga
振りきれない想いを誰かが
I can not shake the feeling that someone
yowasa to waratta toshite mo
弱さと笑ったとしても
Weakness and even laughed
kamawanai tsutaetai massugu ni kimi e
構わない 伝えたい まっすぐに君へ
Care to tell you straight
Keep the faith
mukaikaze no naka
向かい風の中
In a headwind
Arinomama ni ikiru koto
ありのままに生きること
Living naturally
yakusoku shitakara
約束したから
Promised that
Oh, True Color sumiwataru sora
Oh,True Color 澄み渡る空
Oh, True Color perfectly clear sky
jiyuu ni iro o nurikaeru you ni
自由に色を塗り替える様に
Beat like a free color
Oh, True Color tashikana keshiki nantenai
Oh,True Color 確かな景色なんてない
Oh, True Color I have no definite views
shiawase na mainichi demo wasurenaide ite
幸せない毎日でも 忘れないでいて
Not happy every day. Do not forget
WhyNot? Fansubs Translator: Yuigg Editor/Encoder/Everything: Yoki Editor: Senna_Wong Timer/Typesetter: Viridian AsuraE OP/ED Translation: Jyasuten
این مبارزه بین ماست یه نیم وجبی نباید زیاد فضولی کنه
خیلی کندی
مثلن خواستی غافلگیرم کنی
سلاح، فعال
داس مرگ
وقتی این تو دستمه جلوی خودمو نمی تونم بگیرم
ساتلایزار تا آئوی کازویا رو زمین افتاد حمله کرد
اینا نگاه کسی نیست که بخواد از کازویا استفاده کنه
این نگاه
چه جوری ضربش به پشتم خورد؟
مطمئنم داشت میومد سمت سرم
چی شد
انگار خوشت اومده؟
بعنوان بزرگترت بزار یه چیزی بهت بگم
تو این جور موقع ها بهتر به فکر خودت باشی
فکر کردی حریفت نمی شم؟
سلاح، فعال
دندان بی نهایت
بگیر که اومد
احمق جون لازم نیست ضربه هارو جاخالی بدی
فقط کافیه با مشت بهشون بکوبی
چرخش توفان
سه ضربه تو یه زمان؟
نخواستم زیاد لفتش بدم
همینجور بی فکر داری حمله می کنی
شتاب
به اینم می گن شتاب؟
....شتاب منو
فکر کردم داره از پهلو حمله می کنه، چرا از اینورم اومد
هنوز نفهمیدی؟
این ضربه، یه انعکاس از حرکتم بود
فکر می کردم یه حمله سادس
اما اون از شتاب دو زمانه استفاده کرد تا از یه طرفه دیگه بیاد
سرعتش خیلی زیاد بود
انگار یه چیزایی از حرکتش فهمیدی
بازم می خوای؟
یا می گی غلط کردم؟
ازت نمی بازم
نمی خوام زیر دست یه آشغال باشم
ای بابا پس چاره ای نیست
خیلی راحت دارم حرکاتتو می بینم
باید بهت یاد بدم سرعت یعنی چی
فاصلش زیاده، ازونجا نمی تونه منو بزنه
کجاست؟
اینورم
شتاب دو زمانه
یه شانس دیگه بهت میدم
حالیت شد؟ یا نه هنوز باید حالیت کنم؟
هنوزم می تونم باهات بجنگم
خب پس
کرئو، کار من تمومه
بازم که زیاده روی کردی
آخه حرف تو سرش نمی رفت
از پذیرایی راضی بودی ساتلایزار؟
نگران نباش
اینجا برات ارزش زیادی قائله
یه هفته ای خوبت می کنن
البته به شرط اینکه بگی غلط کردم
چی می گی
نمی شنوم
نمی.... بازم
من...نمیتونم....ببازم
کرئو، آرنت
خالهای پشتشو از بین ببرین
همشو؟
آره
اما اینجوری جونش تو خطر میوفته
بعدشم اینجوری می فهمن کار ما بوده که خالاشو از بین بردیم
عاقبت خوبی نداره
چی دارین میگن؟ تا همین جاشم کار از کار گذشته
هنوز حالیتون نیست؟
همه اینکارا برای ایجاد نظم تو اینجاست
این وظیفمونه
زود باشین کارو یه سره کنیم
الیزابتم با این کار موافقه
ساتلا
ساتلا
ساتلا
نمی خوام ببازی
ساتلا
مامان
ساتلا
ازین به بعد قرار اینجا باشیم
عمارت خانواده ال.بریدجت
خوش آمدین، نوئل آلوئاچو ساما
منتظرتون بودیم
به خانه بریدجت خوش اومدین
اولویا ال بریدجت هستم
همسر هاوارد، رئیس خانواده
اولیویا ساما، این سفر
تعجب می کنم که تونستی هیکلتو تا اینجا بیاری
من اولینو آخرینم براش، حتی الان
تا آخر عمرم تورو به رسمیت نمی شناسم
تو کلت فرو کن
نوئل آلوئانچو سان
بار اولمه که می بینمتون
من دختر رئیس این خانوادم، وایولت ال بریدجت
خوشبختم، میشه اسمتو بگی؟
به خانوم نمی خوای سلام کنی
ساتلایزار آلوئانچه، رفتم تو نه سالگی
چه اسم قشنگی داری
اینم لوئیس برادرمه
هشت سالشه، دوست دارم براش مثله یه خواهر باشی
نمی خوای سلام کنی
این یارو خواهرم نیست
کری مگه؟ برو
برو ببینم خره
لوئیس، داری چیکار میکنی؟
اینکارارو از کی یاد گرفتی؟
ازش معذرت بخواه
یالا
چه خواهری؟
این یارو اسباب بازیمه
No comments yet. Be the first to leave one.