İlk 32 satır.
> >
با اين احساس خوب اشنا هستم
که خودت رو لبه پرتگاه پيدا ميکني
و هيچ التيامي نيست
خودت رو از يه صخره ناهموار جدا ميکني
بهت ميگم که
هرگز بد نيستش
هيجانش يه اندازه يه سواري خارق العاده است
به زمين بزار|
و مطمئن نيستي
که بيشتر از اين حملش کني
پس بيشتر تلاش کن
با لالايي خواندن
و صداي راديو رو زياد کن
اگه صدام رو الان ميشنوي
اماده خارج شدن هستم
که بهت بگم که تنها نيستي
و اگه نمي توني بگي
و از خودت ميترسي
بخاطر اينکه نميتونم بهت زنگ بزنم
پس فقط چشمات رو ببند
عزيزم لالايي بخون
زيرخاک لالايي بخون
لطفا به من اجازه بده تا بگيرمت
از تاريکي ها خارجت کنم داخل روشنايي بيارمت
بخاطر اينکه بهت ايمان دارم
که ميري که يه شب ديگه رو به پايان برسوني
ديگه بهش فکر نکن
راه خروج اسونه
و احتياجي نداره که بري و شمع ها رو خاموش کني
بخاطر اينکه تنها نيستي
خيلي جوون هستي
No comments yet. Be the first to leave one.