Sürüm bilgisi

Perfect Marriage Revenge S01 E08 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2023-11-20
İndirmeler: 18
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(انـتـقـام ازدواج عـالـی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

کارکنان از امنیت بازیگران کودک) (در حین فیلمبرداری این سریال تضمین حاصل کردند

،موافقین که باید بچه هامون از هم طلاق بگیرن

مگه نه؟

بله

من خیلی سریع مدارک لازم رو آماده می‌کنم

یا شاید باید یه کاری کنیم که یی جو اول از اونجا بره

صبر کن. چی میگی تو؟

آها، من درمورد دو گوک و یی جو صحبت نکردم

من در مورد جونگ ووک و خانم هان صحبت می‌کردم

ببخشید؟

منظورت اینه که اجازه میدین دو گوک و یی جو کنار هم بمونن؟

آره- اما اونا خانواده‌ها رو گول زدن-

اونم با یه قرارداد ازدواج زننده

این شما رو عصبانی نمی‌کنه؟

عصبانی"؟ معلومه که عصبانی بودم"

...با‌ این حال، من نمی‌خوام‌ آرزوی

...کسایی که جدا شدن این زوج رو می‌خوان

برآورده کنم

باید بگم منم یجورایی درگیرم

منظورتون چیه؟

...به یی جو گفتم

که من ازدواج‌شون رو تایید می‌کنم

به شرطی که دوگوگ ظرف شش ماه به گروه ته‌جا ملحق بشه

...پس‌این یعنی

من هم روی قرارداد اونا شرط می‌بندم

خیلی تعجب کردی

...به این خاطره که

...از شما انتظار نداشتم که انقدر درمورد علاقه‌تون

به پسرتون انقدر به وضوح صحبت کنین

منظورت چیه؟

آها

...فکر کنم فکر می‌کنی

که یه نفر که فقط ازنظر بیولوژیکی بچه‌ات باشه فرزندتون به حساب میاد

لپ کلام حرفایی که یکم پیش زدین این نبود؟

شما پسر بزرگترتون رو باوجود اینکه همه‌ی تلاشش رو می‌کنه نادیده میگیرین

،پسر کوچیکترتون با خواست خودش شرکت رو ترک کرد

می‌خواین که اون وارث همه‌چیز باشه؟

من دقیقاً می‌دونم که بقیه چی می‌خوان بگن

"به هر حال یه نامادری یه نامادریه"

الان داری خودت رو معرفی می‌کنی؟

نگاه‌کن، خانم چا

می‌خوای بجنگی؟

شما کسی هستی که اول جنگیدن رو انتخاب کرده

"به هر حال یه نامادری یه نامادریه"

می‌دونی من چقدر تلاش کردم که این حرف‌ها رو نشنوم؟

اما در آخر اون رو شنیدم با وجود اینکه همه‌ی تلاشم رو کردم

،ممنونم ازت

دیگه نیازی به همچین تلاش های بیهوده‌ای ندارم

منظورت چیه؟

من از شما ممنونم، خانم لی

مادرم این رو گفت؟

::::::::: آيــــ(قسمت هشتم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

اون مطمئناً نترسه

نترس؟" اون خیلی راحت با من بی‌ادب بود"

ما نباید قدردان این باشیم که اون تو این مورد خیلی واضحه؟

من دوباره تماس می‌گیرم. به زودی صحبت می‌کنیم

سلام پدر. منم

امیدوارم بتونیم برای یه وعده غذایی گوک رو دعوت کنیم

منظورتون چیه، چرا؟

همونطور که می‌دونی، ما باید همه چیز رو اصلاح کنیم

بالاخره، ما یه خانواده‌ایم

آره، دیر میرسم خونه

خیلی خب

مشکلی برات پیش نمیاد؟

جونگ ووک، مادرت یه زن معمولی نیست

...اگه اون سمت دو گوک باشه

فکر می‌کنی بتونی شکستش بدی؟

،خب

همه چیز به اینکه چقدر می‌تونم ازت کمک بگیرم بستگی داره، یورا

چی؟- هان یی جو رو نابود کن-

...این قطعاً به من کمک می‌کنه تا

توی مبارزه با دو گوک پیروز بشیم

هیزم توی آتیش ریختن؟

آره. می‌تونی به یه ایده خوب فکر کنی؟

...می‌دونی چیه؟ کسی

که با اون به مدرسه می‌رفت برای هان یی جو نظر گذاشته

هان یی جو یه لاس زن بزرگ توی مدرسه بود

اون با خیلی از پسرها رابطه داشت

خیلی چیزا هست که می‌خوام بگم اما من دهنم رو بسته نگه می‌دارم

اگه کسی کنجکاوه برای من کامنت بذاره

...می‌دونی رفتار توی مدرسه

یه موضوع حساس برای کره‌ای هاست

واقعاً؟- بیشتر به ما بگو-

اون توی مدرسه چجوری بوده؟

باید براش کامنت بذارم تا یکم اوضاع رو به هم بزنه؟

یه کیف دیگه انتخاب کن- چی؟-

اگه این کارو خوب انجام بدی یه کیف دیگه برات می‌خرم

!هی، سه هی. هی

کجا میری؟ دیر وقته

کافی نت، چیه؟

شما دوباره دارین یه کارایی می‌کنین، نه؟

همین الان اون پست رو حذف کنین

جدی چرا اینجوری رفتار می‌کنی؟

چی؟- ،به خاطر هان یی جو-

همه‌ی خانواده الان بهم ریختن

ما ساختمان تجاری رو که قرار بود ،بگیریمش رو از دست دادیم

و مامانم برای گذروندن زندگی مشغول چسبوندن چشم عروسک هاست

این تو رو عصبی نمی‌کنه؟

...فکر می‌کنی گیر نمیفتی چون

اون رو توی خونه انجام نمیدی و صورت خودت رو با این می‌پوشونی؟

فراموشش کن. اگه نمی‌خوای بهم کمک کنی ففط دهنتو ببند

!سه هی، هی

!یو سه هی

عزیزم، احیاناً اتفاق هیجان انگیزی برات افتاده؟

خدایا، قلبم ریخت

چطور؟

انگار داری یه مهمونی میدی برای کل روستا

فکر نمی‌کنم الان توی حال و هوای یه مهمونی باشیم

بیخیال، کی اهمیت میده؟ ما یه خانواده‌ایم

این به اونا کمک میکنه تا آشتی کنن

تا حالا همچین اتفاقی افتاده؟ توی گذشته، فقط وضعیت رو بدتر کرده

خب پیشنهاد جنابعالی چیه؟

فقط یه راه حل وجود داره

بریدن گره‌ها

مادر بزرگ. حالتون بهتره؟

آره، الان بهترم

...از اینکه من و همسرم

باعث نگرانی شما شدیم

معذرت میخوام

احساس می کنم باعث آشفتگی توی خانواده آروم خودمون شدم

احساس بدی دارم

...با این حال امیدوارم بتونین من و یورا رو

درک کنین

بسه. بیاین همه ناراحتی‌ها رو پشت سر بذاریم

...از این به بعد- ،معذرت می‌خوام-

اما یه چیز دیگه وجود داره که باید بگم

مادر، شما با میل خودت یی جو رو تأیید کردی

راستش فکر کردم این خیلی عجیب بود

ولی شنیدم توی قرارداد ازدواج‌شون شرط گذاشتی

...اینکه اون باید دو گوک رو متقاعد کنه

تا شیش ماه دیگه به گروه ته‌جا برگرده

مزخرفه

عزیزم. این درست نیست، مگه نه؟

اینا همه‌اش گذشته

من شک داشتم که این اتفاق بیفته

خب؟ می‌خوای همینجوری پنهونش کنی؟

اینکه سعی کردی منو پایین بکشی؟- چی؟-

...بیست سال پیش وقتی به خاطرت پسرت

از کشتی افتادم، پام آسیب دید

...اگه به خاطر شما موقعیتم رو

به عنوان رئیس بعدی گروه از دست بدم

بعدش من باید چی کار کنم؟

،حالا که تو و پسرت به قدرت رسیدین

من واقعاً نمی‌تونم شما رو شکست بدم

...فقط همینطور سرخود به اون حادثه

اشاره می‌کنی

چی؟

،بیست سال پیش

حادثه‌ای که تو کشتی اتفاق افتاد

یه ویدیو ازش هست

این یه ضبط واضحه از صدای ما هم هست

منظورت چیه؟ ما منطقه رو کامل گشتیم

کسی که داشت از پرنده‌های مهاجر فیلم می‌گرفت اون رو ضبط کرده

بعداً از اونا شنیدم

دو گوک از من خواست که ویدیو رو منتشر کنم

اما من مردد بودم

من ترسیده بودم

که مردم بپرسن چرا داشتم دوباره بحثش رو می‌کشیدم وسط

می‌خواد به چه حقیقتی برسه اونم وقتی یه پسرش آسیب دیده؟

...فکر کردم میگن

چون نامادری بودم این کار رو کردم

تو فکر می‌کنی من و دو گوک علیه تو گروه شدیم

برعکسه

این اتفاق افتاد چون من به درخواست پسرم توجه نکردم

پس چی؟

می‌خوای همه‌ی ما این ویدیو رو تماشا کنیم؟

الان؟ برای چی؟

پس باید دوباره پنهونش کنیم؟

چرا؟

به خاطر تو؟

...اون موقع، واقعاً

هلت دادم؟

می‌خواستی غرق بشم

گفتی دیگه نمی‌تونی تحملم کنی

و منو هل دادی

ممکنه لیز خورده باشی و خودت افتاده باشی؟

اون بیست سال پیش بود

ما هر دومون جوون بودیم

…و من داشتم پنیک می‌کردم- حافظه‌ات واضح نیست؟-

!بیا پس خودمون بریم ببینیم

!مادر- !بسه-

!اونو بده به من! همین الان

چرا اون کار رو کردی، مادر؟

…واقعاً نمی‌دونستی، دو گوک چه احساسی داشت

وقتی بهمون اون رو نشون داد؟

مادر- مادر-

مادربزرگ- مادر-

مادربزرگ

،می‌تونم بهتون بگم که دعوا نکنین

ولی شما به حرف یه پیرزن گوش نمیدین

این هیچ کمکی نمیکنه

…پس

یه تاکتیک دیگه رو پیاده می‌کنم

تنها راه پایان این، اینه که واقعاً باهم دعوا کنین

باید یه برنده و بازنده وجود داشته باشه

منظورتون چیه؟

دو گوک، سریعاً مشغول به کار کردن توی ته‌جا بشو

اینکه کدومتون جانشینم میشین ...و ته‌جا رو به دست می‌گیرین

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left