İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(هــای کــوکــی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!لعنت بهت
!ساکت شو لعنتی
!خفه شو
مین یونگ
خوبی؟
خفه شوووو
تو خواهر من نیستی
مین یونگ
خوبی؟
نه، من نمیخوام بیدار بشم
...خواهرم
...خواهر من
به من فکر نمیکنه
نگرانم نمیشه
همچین آدمیه
فقط به خودش اهمیت میده
مین یونگ
خوبی؟
خواهر من باید اینطوری باشه
مین یونگ
خوبی؟
تو چی؟
خوبی؟
حتی اگه این شکلی باشم
یا همش عذابت بدم
حتی با این که بهت سختی میدم
بازم خوبی؟
مین یونگ
خوبی؟
آره
خواهرم همینه
پس منم مشکلی ندارم
مین یونگ چطوره؟
حالش خوبه
الان برات عکس میفرستم
وایستا
این روزا بچه ها همش دارن میگن
اگه باهات صمیمی بشن، میتونن خوب درس بخونن
پس منم باید باهات بگردم
چه حرفای بیخودی
برای همین منم بهشون گفتم
...لی اون سو
یه ریگی به کفشش هست
و قطعا داره یه کارایی میکنه
دقیقا دارم چیکار میکنم؟
دارم سعی میکنم بفهمم
...همین که بفهمم
یه کاری میکنم از مدرسه پرتت کنن بیرون
...ولی قبلش بهت هشدار میدم
امتحان میان ترم بعدی
حتی سمتش هم نرم
رتبه برای من مسئله مرگ و زندگیه
زندگی برات مثل چی راحته، مگه نه؟
فکر میکنی هرچی بخوای همون میشه، نه؟
اشتباه نکن
اگه من اراده کنم، هیچ کاری از دستت ساخته نیست
به زودی خبرای خوب میشنوی
سو هوسو
بله؟
خاله میخواد یه چیزی ازت بپرسه
چی؟
پسر جون، مشتاق دیدار
تو اتاق رختشویی همو دیده بودیم
بله
سوالتون چیه؟
حتما شف الان نمیتونه حرف بزنه
میشه توضیح بدی لطفا؟
...چرا شنبه قبلی لی اون سو
به مشتری ها گفته برن خونه تو؟
اونم دقیقا همون لحظه؟
کدوم لحظه؟
منظورتون چیه؟
دقیقا لحظهای که شف توی خطر بود
اصلا نمیفهمم چی دارین میگین
...اون سو به مشتری ها
یه عکس ازت فرستاده
و گفته دانش آموزی که اونجاست رو بیارن بیرون
هان؟
...ولی خاله
هرجور فکر کنی با عقل جور در نمیاد
این بچه شف باشه
لی اون سو هویت شف رو فهمیده
ولی هنوز زندهست
تازه با هم غذا میخورن
با هم میرن سر کلاس
با هم میگردن
من میرم
ولی باید مراقب حرفهاتون باشید
...اگه شف اینا رو بفهمه
براتون یکم بد میشه
ولم کن
مشتاق دیدار
لطفا دوستم داشته باشین
دیروز یه سری مسئله حل کردم
ولی فقط یکی رو درست زدم
به نظرت به چی فکر میکردم؟
"بدبخت شدم؟"
"خداروشکر"
مثبت اندیش شدی
خودت بهم گفتی
که جا نزنم
کمکم کن
حتما
اتفاقا یه نقشه دارم
میخوای یو سونگ پیل رو پیدا کنی؟
همونی که چوی گون وو داره به جاش نقش بازی میکنه؟
آره
چون اون نقطه ضعف بزرگ چوی گون وو میشه
چطوری میخوای پیداش کنی؟
نمیدونیم که زندهست یا مرده
مرده
...در واقع چوی گون وو
اونو کشته
تو از کجا میدونی؟
مطمئنی؟
...چون یه شاهد
که مدرک محکم داره پیدا کردم
یکی از نقطه ضعفهات رو بگو
منظورت چیه؟
سو هوسو که همیشه مراقبه
باید به یه روشی از مدرسه بکشونمش بیرون
بهش میگم خودم پیداش کردم
ولی متاسفانه نتونستم برم و بررسیش کنم
پس باید شخصا برم بیرون
و ازش مطمئن بشم
فکر میکنی باهات میاد؟
...خب
بستگی داره اون نقطه ضعف چقدر مهم باشه
پس باید نقطه ضعفم رو بهت بگم؟
نه
حتی الکی هم باشه اوکیه
ولی باید قابل قبول باشه
تا قشنگ گول بخوره
ولی زمان بندیش یکم عجیبه
دقیقا تو این وضعیت یه شاهد پیدا شده
چرا؟
نگرانی؟
اگه باورم نمیکنی
خودم میتونم تنهایی برم
نه
چطوری تنها بفرستمت؟
با هم میریم
به هر حال که اگه کاری نکنیم
میمیریم
باید یه کاری بکنیم دیگه
آره
باید شانسمون رو امتحان کنیم
داری برای محافظت از من این کارو میکنی
تو اول برو
من میرم دستشویی و بعدش میام- باشه-
سو هوسو گفت میاد؟
آره، مثل آب خوردن بود
حتما خیلی بهت اعتماد داره
همین که سو هوسو رو تحویلم بدی
منم بهت میگم که مین یونگ کجاست
...اما قبلش
باید از یه چیزی مطمئن بشم
...اگه برم جایی که گفتین اما
مین یونگ اونجا نباشه چی؟
چطور بهت اعتماد کنم؟
چرا باید دروغ بگم؟
که دوباره ازم استفاده کنی
و با مین یونگ تهدیدم کنی
...خب
بیا اینطوری بهش فکر کنیم
بدون شف، تو چه فایدهای برام داری
که بخوام از نقطه ضعفت استفاه کنم؟
مین یونگ؟
برام یه بار اضافیه
همین که شف رو بگیرم، دیگه کاری باهاش ندارم
دلیلی نداره که بخوام نگهش دارم
درست نمیگم؟
آره
بدون شف، تو چه فایدهای برام داری
که بخوام از نقطه ضعفت استفاه کنم؟
اون سو
یکم باهم صحبت کنیم؟
آقای یو گفت بهش گفتی که
هنوز داری درموردش فکر میکنی
...پس
من میتونم به همه این دانشگاه ها برم؟
معلومه
مگه دانشگاهی هم هست که دانش آموزای برتر جونگهان نتونن برن؟
پس بگو
...همه دانش آموزا
و حتی ما معلما و والدین هم کنجاون
...که تو میخوای
کدوم رشته و دانشگاه بری؟
هرجا که بشه
...هرجا باشه میرم
اگه بتونم برم
دیگه تردید نکن
برای برگردوندن مین یونگ
باید بی رحم باشی
همونطور که هوسو گولت زد
تو هم داری گولش میزنی
لازم نیست احساس گناه بکنی
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.