İlk 193 satır.
،در رگ های خانواده ی ترنکوزو .سس گوجه فرنگی جریان داره
،نسل به نسل
ما تکنیک هامونُ پیشرفته کردیم
.تا این گوجه ی عالی رو پرورش بدیم
،آبیاریش اتوماتیک ئه
.با کودِ مایع غنی شده
با این گوجه فرنگی ها
:مثل بچه هامون رفتار میکنیم
،رژیم های متعادل، بهترین مدرسه ها .معلم های شخصی
بنابراین، ارزش این گوجه ها
.هشت برابر قیمت گوجه های معمولیه
الان قراره که یک پیش نمایش
از فعالیتی نشونتون بدم .که پسرم تتو، روش کار کرده
این فعالیت، سس گوجه فرنگی جدیدمون رو نشون میده
..که سنت، نوآوری و مهم تر از همه
.عشق رو کنار هم گردآوردی میکنه
!تتو
=یک ماه قبل=
=پتی دو آلفِرِز= =60مایل دور از ریودوژانیرو=
.آنا
.صبح بخیر - .صبح بخیر پسرم -
چطوری؟ - .خوبم -
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
.بفرمایید، بذارین براتون قهوه بریزم - .ممنون -
چیز دیگه ای نیاز دارین؟ !زرده ی تخم مرغ خراب شده
.یکی دیگه برات درست میکنم
!رز، اینقدر این پسرو لوس نکن - .اشکالی نداره -
.نه مشکلی نیست - مطمئنی؟ -
.آره - .باشه -
گوش کن، پسرت خونه اس؟
.ایگور حتما داره آماده میشه که بره کلاس
.ازش میخوام که یه لطف بزرگی در حقم بکنه - واقعا؟ -
.یه دختر توی اتاقمه .الان نمیتونم باهاش سر و کله بزنم
همون دختر دیروزیه، لیلا ئه؟
.نه یکی دیگست .فکر کنم اسمش آنا ئه
.ممنون
.همینطوری دوسش دارم
!یالا
!یالا پاشو ریسا
!صبح بخیر خورشید !طلوع کن و بدرخش
!نه - .آره. از تخت بیا بیرون -
!من بدترین هم اتاقیو انتخاب کردم
قرار نبود که کلاس امروز رو بپیچونیم؟
ولی نمیتونیم کارآموزیمونو بپیچونیم که، نه؟
پائولا، جشن مجردیمو یادت رفته؟
،نه، ولی که کارمونو توی بیمارستان زود شروع کنیم .قبل از حرکت اتوبوس، کارمون تموم میشه
!نمیشه یه روزو بپیچونیم؟ فقط یه روز
،میدونین که من تپش قلب دارم .ولی دیگه نمیتونم بیشتر از این بپیچونم
شما بدترین ساقدوش هایی هستین .که من برای عروسیم انتخاب کردم
چون زندگیت داره شروع میشه گفتنش برات آسونه دیگه، مگه نه عزیزم؟
راست میگه. این کارآموزی شانس منه که .بتونم توی بیمارستان اقامت بگیرم
.پائولا، اقامت تو که تضمین شدست
...اگه به دکتر ویکتور بستگی داشته باشه - چی بهش بستگی داشته باشه؟ -
"!پائولا...تاریخچه ی پرونده عالی بود"
".ببین پائولا چجوری کارشُ راه میندازه"
!مسخره بازی درنیارین .زود باش ریسا
.سلام
تتو؟
.نه
تتو باید میرفت
.و نمیخواست که بیدارت کنه .من میتونم برسونمت
!بفرمایین
الان خوبه؟ - .عالیه -
.ایگور رفت که دوستتو برسونه خونه - .ممنون -
.بهتره دیگه بزرگ بشی تتو
.ولی خوشحالم که قبل از ظهر میبینمت
جریان اون هلیکوپتر چیه که داشت پرواز میکرد؟
،وقتی که خواب بودی .برای جلسه رفتم ریو و برگشتم
.و الانم باید برم کارخونه
.میخوام راجب تولدت حرف بزنم - .باشه -
ساعت پنج میای ترنکوزو؟ - .برنامم رو چک میکنم -
.بعدا دوباره بهت سر میزنم
.خدافظ - .خدافظ -
،پائولا، طبق معمول .تاریخچه ی پرونده عالی بود
.ممنون دکتر
.الان یه عمل دارم میخوای بیای؟
پائولا، ما قرار داشتیما، مگه نه؟ - .دفعه ی بعدی، دکتر -
.باشه حتما - ...نه نه، خیلی دوست دارم -
.ولی باید به مراسم نامزدی برسیم
،فقط فکر میکردم که واقعا این شغل رو میخوای
...ولی - !ولی میخوام -
.این شغل رو میخوام
.میمونم
.خوبه. من میرم اتاق عمل
.شرمنده. کار دیگه ای نمیتونستم بکنم - .مشکلی نیست -
.خیلی نامردین - !عزیزم -
.نگران نباش
.پائولا... خوشحالم که موندی
.البته که میمونم دکتر - .ویکتور -
.میتونی ویکتور صدام کنی - .ویکتور -
.باشه - .باشه -
.خیلی ممنونم به خاطر فرصت هایی که بهم دادین
میدونی چرا؟
به خاطر تاریخچه ی پرونده های عالیم؟
...چونکه تو برای من خاصی
.پائولا
.بفرمایین
!دوست دخترم، اومدی
پس عمل چیشد؟
.بهمون بگو
.بهونه آوردم که حالم خوب نیست و اومدم
.تاحالا اینطوری تحقیر نشده بودم .خیلی وحشتناک بود
،فکر میکردم که واقعا اقامت رو گرفتم
.ولی برای این که خوب بودم - .تو الانشم خوبی -
.نه. تو بهترینی
.هی هی هی! بیا اینجا
چه خبرا؟ - کجا بودی؟ -
.کلاس داشتم
.بیا یه کاری انجام بدیم - .نه نمیتونم. باید درس بخونم -
چی میخوای بخونی پسر؟ !بیا یکاری بکنیم. خوش بگذرونیم
.بیا شرط بندی کنیم
.اگه برنده بشی، بیست دلار میگیری
،اگه من بردم، درس خوندنو بیخیال میشی .و با من میای اسب سواری
حله؟ - .حله -
!شروع
!پیروزی! پیروزی
.از اینکه همش برنده شدم، خسته شدم رفیق .خیلی ضعیفی
.دفعه ی بعدی میخوام اسبم رو انتخاب کنم .وقتی انتخاب کنم، میبرم
الان تقصیر رو میندازی گردن اسب؟
واقعا؟ - .من میرم خونه، تتو -
،اگه بخوام که توی ریو برم دانشگاه .باید خوب درس بخونم
.تو هیچ جایی نمیری !تو شرط بندیو باختی پسر
الان هم باید با من بیای و !هدیه ی تولدمو بخری. یالا
.آقای تتو، لطفا سرعت رو از حد مجاز بالا نبرین
!تو فقط یبار زندگی میکنی پیرمرد
بچه ها، دیدینش؟
عجب بازنده ای. مگه نه بچه ها؟ دخترباز های شهر کوچیک؟
به هرحال دخترباز ها یه بازندن، نه؟
=شهرِ جشنواره ی گوجه فرنگی=
خداییش؟
!فکر میکنه خیلی جذابه
.گند زدم - .ریلکس باش -
تتو! تویی بچه؟ - چه خبرا؟ -
.داشتم ماشین و درجه بنزینش رو امتحان میکردم
.چه خوشگلیه
دوستش داری؟ - میخوای سوار شی؟ -
.به بابام بستگی داره .دوست دارم که برای تولدم بخرمش
.تولدت مبارک باشه. ولی با احتیاط رانندگی کن بچه
.باشه ممنون - هی! چیشد؟ -
.همه چیز اوکلیه فرنادا - .حواست به رادیو باشه -
،فکر کردی میتونی قسر در بری آقای شاهزاده ی گوجه فرنگی؟
کارتون تموم نشده؟ - !نه! از ماشین پیاده شو -
!تکون بخور
!دستاتو بذار روی کاپوت
...تتو، ای پسره ی شیطون
دلم برات تنگ شده، میدونی که؟
.بچرخ
،میزارم که بری
.ولی برای تولدت باید دعوتم کنی
.حتما
.پس همه چیز حله
.راه بیوفت
!با احتیاط برو
=گوجه فرنگی های ترنکوزو=
.هی پسر، تو با همه زنای این شهر یه دور خوابیدی
.با همشون که نه هنوز .ولی با این ماشین، احتمالا این اتفاق بیوفته
.حتی تو، ازونجایی که نمیتونی ماشینی بگیری - .کراشِ من چنین آدمی نیست -
سلما؟ هم کلاسیته؟ - .آره -
.به خاطر همین باکره ای دیگه
.از دختری خوشت اومده که حتی تورو نگاه نمیکنه
چطور میتونی تحملش کنی؟ - .به سختی -
!تتو عزیزم، خیلی وقته ندیدمت
!ببینش چقدر خوشتیپه
تتو پسرم! چه خبرا؟ - .همه چیز خوبه -
.این بچه فوق العادس - .یه نابغه ئس -
میدونی که این ماشین چه هدیه ی قشنگی برای منه؟
ولی من میخوام بهت چیزی بدم که .تو رو برسونه به یه جایی
!آره، همون ماشین لعنتیه
.ولی من نمیخوام بهت ماشین بدم .ازت میخوام که به دستش بیاری
.درسته
.ازت میخوام که توی شرکت کار کنی
.این هدیه ی توئه
یه شغل. نظرت چیه؟
.خوبه
.خوبه
!عالیه - .عالیه -
.مونیک، لطفا
چه کاری از دستم برمیاد آقای تدورو؟ - .یه لیوان آب لطفا، عزیزم -
.آشپزخونه پایین سالن ئه
.مونیک توی ترنکوزو مدیر تازه کاره
میخوام که به همه ی حرفاش و .کارایی که انجام میده، خیلی خوب توجه کنی
خب تتو، میدونی که میخوای اینجا چیکار کنی؟
.نه هنوز
...تو چطوری تصمیم گرفتی که
این کار مدیر رو میخوای انجام بدی؟ - .من انتخاب دیگه ای نداشتم -
نیازمندی هات مجبورت میکنه .هر شانسی که داشتی رو انتخاب کنی
.من حتی خیلی سخت درس خوندم
توی ریو، مدرسه ام منو انتخاب کرد .کارآموز برنامه های ترنکوزو باشم
.از ده تا کارآموز اونا من رو برای شغل منشی انتخاب کردند
.تبریک میگم
سال قبل، من رو فرستادن اینجا ...و به عنوان تازه کار بهم ترفیع دادن
.مثل اینکه الان باید از بچه هم پرستاری کنم
.مونیکا
No comments yet. Be the first to leave one.