İlk 182 satır.
در دورانی که ملتهای جهان جنگ اطلاعاتی شدیدی را
،به دور از چشم به راه انداخته بودند
:دو کشور با هم در تضاد بودند اوستانیا در شرق
و وستالیس در غرب
وستالیس به منظور زیر نظر گرفتن اقدامات یک شخصیت برجسته در دولت اوستانیا
که در حال برنامه ریزی جنگ بود
عملیات استریکس را به راه انداخت
مسئولیت این عملیات به مامور برجسته گرگ و میش سپرده شد
ماموریتی که به استاد استتار ...با صد چهره سپرده شد
تشکیل یک خانواده بود
پدر خانواده، لوید فورجر، یه روانپزشکه
هویت واقعی: جاسوس
لقب: گرگ و میش
مادر خانواده، یور فورجر، کارمند شهرداری
هویت واقعی: قاتل
لقب: شاهدخت خار
دختر خانواده، آنیا فورجر
هویت واقعی: تلهپات میتواند ذهن مردم را بخواند
سگ خانواده، باند فورجر
هویت واقعی: آینده بین میتواند آینده را ببیند
این خانوادهی ساختگی رو برای ،منافع خودشون تشکیل دادند
و با پنهان کردن هویتشون از همدیگه ماموریتشون همچنان ادامه دارد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
ترجمه و تنظیم از: مهســـــــا .:: m@hsa ::.
سلام
خدمات رسانی به مشتریان انجام شد
اوه، نه. یه راست به خونه میرم
شوهرم خواسته سر راه خونه شیر و تخممرغ بخرم
لعنتی... پس این زن ...قاتل معروف به شاهدخت خاره
بله. خیلی ازتون متشکرم
!بمیر، هیولا
ماموریت: بیست و ششم تعقیب مامان و بابا
هم اکنون خبری فوری به دستمون رسید
چندین جسد که گمان میرود متعلق به اعضای سیرک سرخ باشند
در ساختمانی در ناحیهی شمالی پیدا شده است
سیرک سرخ، گروهی افراطی ست که توسط منافع خارجی تامین میشود
بابا
.آنیا میخواد کارتون ببینه اخبار خسته کنندهست
مرتکب اقدامات تروریستی متعددی شده است
نمیشه
مقامات در حال بررسی این حادثه به عنوان
فقط از یه رسانهی عمومی میتونم اطلاعات زیادی جمع آوری کنم
حادثهای ناشی از اختلافات داخلی در گروه هستند
در خبر بعدی، اخبار بازار بورس را به اطلاع میرسانیم
خیلی خب. میتونی شبکه رو عوض کنی
...در بازار بورس امروز، شاهد سقوط شدید
...نسبت به هفتهی گذشته بودیم
صبح بخیر، باندمن
ماموریت امروزت تعقیب یه هدف خاصه
باید مخفیگاه سلاح محرمانهشون رو پیدا کنی
چه هیجان انگیز
و برای محافظت از کشورمون نابودش کنی
من برگشتم
...خوش اومدی، یور سان
...این... شیر... و تخممرغه
چی، آه... خیلی ممنون
چیزه... حالت خوب نیست؟
...نه، اینطور نیست
...من فقط یه کمی... نه
نمیتونم بهش بگم
مطلقا نمیتونم بهش بگم که موقع درگیری
با یه گروه مردان مسلح !باسنم تیر خورده و خیلی درد میکنه
...درسته که بهش رسیدگی کردم، ولی
تیر خورده؟ !با اسلحه؟
مامان... قراره بمیری؟
نگران نباش، آنیا سان
نمیمیرم
یکمی خستهام، میرم بخوابم
...مطمئنم... اگه شب خوب بخوابم
صبح بهتر میشه... درسته؟
!حال یور سان خیلی ناجور بود
به خاطر اینه که ازش خواستم خرید کنه؟
!آره، حتما دلیلش همینه
،این فقط یه ازدواج مصلحتیه ولی من بدون اینکه متوجه بشم
،زیادی بهش تکیه کردم !و همین ناراحتش کرده
مامان حتی اگه با اسلحه تیر بخوره نمیمیره
چه خفن
.هیچ خوب نیست !وضعیت خرابه
هر اختلافی در خانواده !باعث شکست این ماموریت میشه
باید تمام تلاشمو بکنم تا فورا این مشکل رو برطرف کنم
بابا قضیه رو اشتباه فهمیده
امیدوارم صبح حالش بهتر بشه
بهتر نشد
بهتر نشد
صبح بخیر
...صـ..صبح بخیر
...آخ
!من... باید سرحالش بیارم
!یور سان ...امروز هر دو بیکاریم، پس
چطوره بریم سر قرار؟
...قـ....قرار
میخوام بابت بزرگ کردن آنیا و کمک در کارهای خونه ازت تشکر کنم
دوست دارم امروز درست و حسابی استراحت کنی
...یه قرار
اون روز دوست پسرم منو با یه کشتی کروز بیرون بُرد
تو چطور قرارهایی رفتی، یور سان؟
هان؟ تا حالا سر قرار نرفتم
.امکان نداره حتما با شوهرت سر قرار رفتی
...اوه، خب
باید این چیزی که بهش "قرار" میگن ...رو تجربه کنم
وگرنه ممکنه یکی مشکوک بشه که ما یه خانوادهی ساختگی هستیم
میگم... اگه حالت خوب نیست میتونیم نریم
!میرم
میخوام از این فرصت استفاده کنم !که هر چی میتونم رو یاد بگیرم
یاد بگیری؟
!الان فورا میرم لباسامو عوض میکنم
!آنیا هم دلش میخواد بیاد !قرار خیلی هیجان انگیزه
شرمنده، ولی تو خونه میمونی
چون این یه قراره
!شوک
...گوه
...هی
«دیجی موویز»
خب، وقتی نیستیم دختر خوبی باش
یه لحظه بیا
!صبر کن ببینم، چند بار باید بهت بگم؟
من یه مُخبرم، پادوی جنابعالی نیستم
چارهی دیگهای نداشتم
نمیتونم آنیا رو خونه تنها بذارم
و این برای تضمین اینکه یه خانوادهی شاد باقی میمونیم ماموریت خیلی مهمیه
گفته بودی میخوای یه سری ابزار جاسوسی جدید بسازی، نه؟
یه چک برات آماده کردم. بگیر
!هر دفعه باید دست رو نقطه ضعفم بذاری؟
خیلی خب، بریم، یور سان
اجازه بده دستتو بگیرم
دیشب، برای اطمینان از اینکه به یور سان خوش بگذره 862 برنامهی قرار تدارک دیدم
امکان نداره شکست بخورم
...چیزه... ببخشید، لوید سان
نشستن باعث میشه باسنم بیشتر درد بگیره
ولی ترجیح میدم توی این قرار فقط قدم بزنیم
!چی؟ عصبانیه؟
!هنوز عصبانیه؟
!این 794 تا از برنامههامو به فنا داد
البته
پس بیاین فقط یه قدمی بزنیم
نگران مامان و بابام
،خب، اگه بچهای مثل تو رو نگران کردن اضاعشون خرابه
بیا داخل بشین یه مقدار کارتون ببین، بچه
!برو، باندمن
!تعقیبش کن و از صلح جهان محافظت کن
!کله ژولیده
هان؟
!آنیا میخواد مامان و بابا رو تعقیب کنه
!چی گفتی؟ به نظر باحال میاد !بزن بریم
!بیا تعقیبشون کنیم
،ولی بابات خیلی تیزه
برای همین باید حسابی مراقب باشیم !و لباس مبدل بپوشیم
!باشه
به نظرم با این لباس بیشتر جلب توجه میکنی
مشکلی نیست
...درسته
حفاظت از این خونه رو به شما میسپارم
!ماموران فوق ماهر سازمان مخفی پی2
!باند، مدیر کایمرا و مامور پنگوئنمن
جناب گرگ و میش، از نزدیک مهارتهای رمانتیکی
که باعث شده زنهای بیشماری رو به دست بیاری زیر نظر میگیرم
.نمیتونم ذهنهاشون رو بخونم خیلی دورن
اون دو تا دارن چی کار میکنن؟
فورا متوجهشون شد
بازم داره ادای جاسوسها رو در میاره؟
کجاش جالبه؟
به هر حال، اینم بخشی از ماموریت برای حفظ خانوادهی شادمون در نظر میگیرم
و وانمود میکنم متوجه نشدم
چون فرانکی همراهشه مطمئنم طوریش نمیشه
لوید سان؟
اوه، چیزی نیست
مهمتر اینه که، یور سان رو سر حال بیارم
چطوره بریم خرید؟
مرکز خرید
یور سان، تیپ قشنگی داری مطمئنم شلوار هم به تنت قشنگ میشه
دوست داری اینو امتحان کنی؟
،اگه همچین چیز تنگی بپوشم
زخمم رو تحریک میکنه، و از درد بیهوش میشم
نمیتونم
چی؟ اوه... شرمنده
سینما
!اوه، معشوق من
لطفا به چشمام نگاه کن !و بگو که داری دروغ میگی
...یور سان
اجازه نمیدم مرد دیگهای !روح زیبا و پُرشورت رو تصاحب کنه
.ممکنه باعث دعوا بشی شاید بهتر باشه بشینی
نه، خوبم
No comments yet. Be the first to leave one.