İlk 200 satır.
به "ايست ويک" خوش آمديد يک شهر کوچک عجيب
اما اگه به پايين نگاه کنيد چيزي که شما پيدا مي کنيد
ممکنه شما رو غافلگير کنه
زني که ميتونه آينده رو پيش بيني بکنه
کنترل مغز مردها با نگاه کردن در چشمهاي اونا
يا قدرت احظار نيروي طبيعت
اما وقتي که يک غريبه ي مرموز
با قول مشکلات و سکس از راه ميرسه
اين زن ها و شهر
ديگه مثل سابق نيست
چندتا عکس جديد برات خريدم
ببينيم مي تونيم حافظه تو برگردونيم
ايناهاش اينو يادت مياد؟
اينجا ، چرا اينا رو نزاريم زمين؟
خب ، چي فکر ميکني؟
"من بهش مي گم"آبجوي استاوت(نوعي آبجو) ايست ويچ
مزه ي آبجو(معمولي)ميده آره
چرا يک کارخونه ي آبجو سازي درست کردين؟
مشتاق بودم
...خب من بهت ميگم که تو زندگي ريموند رو تغيير دادي
اوه ، آره ريموند منو ياد يه چيزي انداخت
چيه؟ وکيل شخصي من ، همونطور که قول دادم
اون راه و روش طلاق رو يادت ميده
و وقتي که با ريموند تموم کنه
ريموند براي خاروندن پشتش هم بايد از تو اجازه بگيره
دارل ، فکر کنم من و ريموند
داريم دوباره شروع مي کنيم
ميدوني ، اخيرا خيلي تلاش کرده
من...من فکر مي کنم که اون عوض شده- کارت رو پيش خودت نگه دار-
نه ، اما ممنون
باشه- منتظرت مي مونه ، اگه نيازش داشتي-
هي ، کتي کوچولو اونا دارن آبجوي گرم ميدن
الان بر مي گردم
خب ، دارل اميدوارم بتونم يه چندتا سوال از تو
در مورد مقاله اي که دارم براي روزنامه مي نويسم بپرسم حتما-
عاليه- چند دقيقه ديگه ، روکسي؟-
با من بيا
دارم در مورد تو فکر مي کنم
بزار حدس بزنم...لخت توي روغن آشپزي؟
آره ، يه جورايي
اما درحقيقت داشتم در مورد يه چيز ديگه صحبت مي کردم
من نگرانتم حالت خوبه؟
خب ، اين نگاه توي صورتت مثل ديونه هاست
اين چهره ي يک نگرانه
تو اخيرا دوست داشتي که
يکي از دشمنهات حلقه آويز بشه توي ميدون شهر
و روز بعد ، به طور تصادفي اين اتفاق ميافته
دقيقا توي همون مکان و همون مدل
و فکر کردم شايد تو يه جورايي ، خب
به قول خودت ، ديونه شده باشي
اوه اين ، من خوبم
مطمئني؟
ببين ، من نميگم که شوکي براي خودم و ميا نبود
و ممکنه که من خيلي چيزاي الکي رو قبول داشته باشم
اما فکر نکنم من قدرت کشتن يک نفر
رو با کلمات داشته باشم
...دليل واقعي که من يک آبجوسازي درست کردم
قيچي بزرگه
من ديونه شده ام يا صداي جيغتو شنيدم؟
ميدونيد ، گاهي اوقات که مستيد فکر ميکنيد
که متجاوز مرده اي که با دخترتون قرار گذاشته رو ميبينيد
با اون ريسه ي چراغ دور گردنش؟ نه؟فقط من؟
دوست دارم به تمام شما خوش آمد بگم
"براي اومدن به جش افتتاحيه شرکت آبجو سازي "ايست ويچ
با استاندارهاي جديد در ساخت آبجو کم الکل ، آبجو(مدل انگليسي)و استاوتس
آره ، ميدونم اول يه مخالفت هايي بود
اما وقتي که شهردار "فاکس" و تمام اعضاي شوراي شهر
شانس امتحان محصولات ما رو پيدا کردند ، اونا هم موافقت کردند
تنها اميد من اينه که وقتي حالشون سرجاش برگرده
تصميمشون رو عوض نکنن
حالا چي مي گيد ما...ما يکم حال مي کنيم
و خوردن رو شروع مي کنيم
متوقفش کنيد متوقفش کنيد
همين الان متوقفش کنيد اين کار يک عمل ناپسندانه است متوقفش کنيد ، متوقفش کنيد
...من دستور توقف رو دارم متوقفش کنيد
...که توي دستمه متوقفش کنيد
که بطور صريح ساختن آجوسازي توي اين ملک
رو قدغن مي کنه
خب ، اين حرف بيخوده
اين مرد قابل اعتماد نيست
اون يک گرگه توي لباس گوسفند
و من حقيقت رو درباره ي اون مي دونم
اين زمين براي کليسا بود
واقعا فکر کردي مي توني از زيرش در بري؟
ممکنه که من قادر نباشم بهش رشوه بدم
اما من خوب و بد رو از هم تشخيص ميدم آره ، تشخيص ميدم ، آره
پدر"دون"ميتونيم با هم معامله اي بکنيم- ...من با آدماي درغگو-
و تبهکار معمله نمي کنم
آقاي ون هورن
شايد يه وقت ديگه
ما اونو بيرونش کرديم
آره ، بيرونش کرديم
پدر دون ، پدر دون
افتضاح بود
...حس ميکردم همه دارن پشت سرم
تمام روز رو در مورد من حرف مي زنن... چونکه حرف مي زدن-
ممنون- متاسفم-
هي ، اين اولين روزيه که بعد از حلقه آويز شدن
دوست پسرت اومدي مدرسه ، البته که حرف مي زنن اون دوست پسر من نبود-
اونا فکر مي کنن بوده الان مثل هنرپيشه ها شدي
"مثل"جکي کندي"يا"دِبي رو
بيشتر شبيه جکي
سلام بچه ها سلام ، استفاني
امشب يه يادبود براي گاس داريم ، خونه ي قايقي
ساعت 8 شروع ميشه- ما ميايم-
ميا ، من واقعا متاسفم
چندتايي آهنگ براي يادبود جمع کرده ام ، احساسي هستن
کلا قراره گريه باشه
ميبينمتون بچه ها ، خداحافظ
ما ميايم"؟" من که اصلا نمي رم
و اون که اصلا نمي شناختش
"منظورم اينه که ، اون بهش مي گفت "نشانه ي کفر
و زک ازاين آهنگها بدش ميومد تمام اين چيزا عجيب و غريبن
ميا ، بچه ها انتظار دارن که تو اونجا باشي
دوست داري دوباره مثل سابق باهات رفتار کنن؟- آره-
پس ما ميريم به يادبود
و من بهت يه لباس سياه قرض ميدم
اون تمام شورا رو توي دستش داره
تو رو همينطور ، محض رضاي خدا
من مطمئنم پدر دون ، من توي دستش نيستم
اون روزنامه اي رو داره که تو داخلش کار ميکني
و اگه بخواد يه کلمه از داستان منو سانسور کنه
من کلا استعفا ميدم
حالا ، شما امروز صبح گفتيد که حقيقت رو
در مورد دارل ون هورن مي دونيد
حقيقتا آره
گوش ميدم
دارل ون هورن يه شيطانه
من اميدوار بودم يه چيز...بهتربگيد
اون اعصاب منو کلا بهم ريخته- خب ، من نمي تونم اين چاپ کنم-
کدوم آدمي مياد ملک کليسا رو بدزده؟
چرا اون تقريبا تمام کارخونه هاي شهر رو خريده؟
اون مي خواد با اين قدرت چيکار کنه؟
...حالا که تمام مردم اين شهر که ممکنه بدبخت بشن
براي پولش ، براي قول هاش
براي نجات ما از بحران مالي
که درگيرشيم
اما با چه بهاي معنوي؟
من ميشنوم شما چي ميگيد
اما اين داستان جديدي نيست
تعجب نمي کنم که شما اينو بگيد
فکر نکنيد که من از رابطه ي شما با اون مرد بي خبرم- بخشيد؟-
و شما و دوستاي مسستتون که در جلوي مردم با آقاي ون هورن
پيش فواره مي رقصيديد
تماي ارزشهايي
که در اين شهر مقدس و گرانبها هستن
به خاطر رفتار شما از بين رفتن
فکر کنم که مصاحبه تمومه
اون اينجاست که ما رو تخريب و از بين بره
و عياشي و هرزگي رو رونق بده
بايد جلوي اون گرفته بشه
چهار بار ، و من هنوز شام درست نکردم
اخيرا بهت نگفتم که تو واقعا عالي هستي؟ نه ، دوباره بهم بگو
تو عالي هستي
اونقدرها هم بد نيستي
سلام ، روکسي
خب ، اگه اين جواب "ايست ويچ" به لويس لين نيست
من چي بهت بدهکارم؟
خب ، شما از مصاحبه کردن طفره رفتين
پس فکر کردم موضوعها رو توي دست خودم بگيرم
و بيام بپرسم
معتقدم که به اين ميگن دام- فقط چندتا سوال کوچيکه-
قول ميدم نجيب باشم- باشه-
اما دارم فکر مي کنم که براي
آبجو روشن از اين
و براي تيره از اين استفاده کنم
فکر ميکني مردم مسخره مي کنن؟
در مورد حکم توقيف چي ميگيد؟
چيزي نيست ، من نگران نيستم
اگه من جاي شما بودم يکم ناراحت مي شدم
پاستور دون ممکنه که زياد بلف بزنه
اما اون تمام راهها رو بلده
فکر کنم داره تغيير مسير ميده
فکر کنم بايد بهش يه...سقلمه زد
باشه ، پس
فکر کنم فقط يه سوال برام مونده
توي چشمهام نگاه کن
با کمال ميل
حقيقت رو بگو
...تو کي هستي
و اينجا چيکار مي کني؟
تو نمي خواي بدوني
سلام
اوه ، چه جالب
جالبه ، امشب ساعت 8
عاليه
خداحافظ
خيلي متاسفم ، يه کار بسيار مهم پيش اومد
بايد مصاحبه رو دوباره زمانبدي کنم فيدل بيرون مي بينمت
سلام خانم باغبون سلام آقاي باغبون
فريزر خراب شده آره ، خب ، يه جديدشو مي خريم
بابايي حقوق گرفت
خواهشا ميتوني چيزا تميز کني؟
چونکه ميخوام تو رو شام دعوت کنم
سفره و بقيه چيزا رو تميز کن
مثل يه قرار واقعي
بجنب دختر ، بزن بريم
عجيبه
عزيزم ، بايد اغلب اوقات با هم بيايم سر کار
چرا ، چونکه زن وشوهرا اين کار رو مي کنن؟ اين کاريه که مي کنن
No comments yet. Be the first to leave one.